آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:
جواد لگزیان - «نارین نگاهی به آئینه اتاقش انداخت و از دیدن صورتش حسابی وحشت کرد. کبودی تقریباً نصف صورتش را گرفته بود. زیر لب گفت: «با این کبودی دیگه نمی تونم چیزی رو از بابا مخفی کنم.» لرزه ای به اندامش افتاد، وخامت اوضاع بیشتر از آن چیزی بود که تصور می کرد. اگر پدر موضوع را می فهمید…….»
ماجرا از یک سرقت در عمارت اربابی آغاز میشود و سپس ماجراهای پیاپی نارین را به ترک عمارت وا میدارد. بازی زندگی نارین اما حاوی درسهای زیادی برای همه آدم هایی است که به ناگهان با رعد و برقی در آسمان آبی زندگی رویارو میشوند. کتاب نارین: بازی زندگی نوشته مژگان بنیهاشمی را در ۳۷۷ صفحه انتشارات آرمان رشد رهسپار بازار کتاب کرده است.
ارتباط با انتشارات آرمان رشد
- واحد فروش: 09214381773
- واحد نشر: 09214381774 (پاسخگویی سریع از طریق تمام پیامرسانهای ایرانی)
تحلیل شخصیت نارین؛ دختری میان راز و رمز، خشم و عطوفت
مهمترین نقطه قوت رمان «نارین: بازی زندگی» را باید در شخصیتپردازی دقیق و چندلایه آن جستجو کرد. نارین دختری است که به یکباره از امنیت ظاهری خانه (عمارت اربابی) بیرون کشیده میشود. او نه یک قهرمان مطلق است و نه یک قربانی منفعل. کبودی صورتش، نمادی از خشونتی است که یا بر او وارد شده یا در سانحهای خاص ایجاد شده (بدون اسپویل، نویسنده با مهارت خواننده را تا اواسط کتاب در ابهام نگه میدارد). آنچه حائز اهمیت است، واکنش نارین به این خشونت است: نه فقط ترس، بلکه عزم برای مخفی نگه داشتن ماجرا از پدر. این تصمیم، مخاطب را به فکر وامیدارد: چرا یک دختر نوجوان باید آسیب خود را از پدرش مخفی کند؟ آیا پدر خود عامل خشونت است؟ آیا نارین میترسد که با آگاه شدن پدر، اوضاع بدتر شود؟ یا اینکه نارین از بابا دفاع میکند؟ تمام این تعلیقها، در طول کتاب به طرز ماهرانهای پاسخ داده میشود.
نکته شاخص دیگر، رشد شخصیت نارین در طول داستان است. او از دختری ترسو و منفعل به انسانی تبدیل میشود که برای نجات خود و دیگران دست به اقدام میزند. ترک عمارت اربابی نمادین است؛ یعنی ترک منطقه امن، ترک ساختارهای کهنه، ترک قواعدی که دیگر پاسخگوی نیازهای روح و روان او نیست. مژگان بنیهاشمی نشان میدهد که چگونه یک «بازی زندگی» (همانطور که از عنوان کتاب پیداست) میتواند یک نوجوان را از معصومیت به بلوغ، از انفعال به کنشگری سوق دهد. انتقال از «نمیتوانم چیزی را مخفی کنم» به «میتوانم با واقعیت روبرو شوم» هسته اصلی تحول نارین است.
همچنین نارین یک راوی قابل اعتماد است؟
اگرچه داستان با زاویه دید سوم شخص روایت میشود، اما تمرکز اصلی بر نارین است. خواننده از افکار و احساسات او آگاه میشود. با این حال، به دلیل ترسها و کابوسهای درونی نارین، گاهی نمیتوانیم مطمئن باشیم که آیا برداشت او از وقایع عینی است یا دچار خطا و تعصب شده است. همین ابهام، به رمان عمق روانشناختی میبخشد. بسیاری از داستانهای نوجوان معاصر از این تکنیک (راوی نامطمئن) به ندرت استفاده میکنند. بنیهاشمی ثابت کرده که به مخاطب خود احترام میگذارد و او را به چالش فکری دعوت میکند.
تمهای اصلی رمان؛ سرقت، عمارت اربابی و رعد و برق آبی زندگی
تم «سرقت در عمارت اربابی» صرفاً یک اتفاق گرهگشایی نیست، بلکه استعارهای از «غارت معصومیت» و «غارت امنیت» است. عمارت اربابی نماد یک ساختار طبقاتی است که در آن برخی انسانها به مثابه ارباب و برخی به عنوان خدمتگزار زندگی میکنند. نارین با ترک عمارت، عملاً از این ساختار فاصله میگیرد. سرقت هم میتواند اشاره به دزدی یک شیء ارزشمند باشد، هم دزدی یک احساس، یک فرصت، یک رابطه سالم. نویسنده با مهارت، این لایههای معنایی را به تدریج برای خواننده آشکار میکند. کبودی صورت نارین، نتیجه یک سرقت عاطفی است؟ شاید نارین به خاطر محافظت از کسی، خودش را قربانی کرده است؟ این سوالات تا میانه داستان بیپاسخ میمانند.
تم «بازی زندگی» شاید مهمترین موتیف کتاب باشد. زندگی به مثابه بازیای که در آن هر حرکت ما، نتیجهای دارد؛ گاهی شبیه شطرنج (حرکتهای حسابشده) و گاهی شبیه قمار (ریسکهای کور). نارین به تدریج میآموزد که نمیتواند از بازی فرار کند؛ بلکه باید قوانین بازی را بفهمد و بهترین حرکتها را انجام دهد. نیز باید بپذیرد که گاهی با رعد و برق ناگهانی (رخدادهای تروماتیک) مواجه میشود. این رعد و برق، موجب سوختگی و نابسامانی میشود، اما پس از طوفان، آسمان آبی میشود و شاید بوی باران تازگی داشته باشد. بنیهاشمی به مخاطب القا میکند که حتی در تاریکترین لحظات زندگی، پتانسیل رشد و تحول وجود دارد. «رعد و برق در آسمان آبی» نماد این حقیقت است که هیچ زندگی عاری از بحران نیست.
تم دیگر، «پنهان کاری در برابر خانواده» است. صحنه آغازین کتاب (نارین در مقابل آینه) به وضوح نشان میدهد که چقدر هزینه پنهان کاری برای یک نوجوان سنگین است. لرزه اندام، وحشت از افشا، اضطراب دائمی. این احساسات برای بسیاری از نوجوانان (و حتی بزرگسالان) آشناست. اما نویسنده داوری نمیکند که آیا پنهان کاری بد است یا خوب؛ بلکه عواقب آن را به تصویر میکشد. در طول داستان، نارین به تدریج میآموزد که برخی رازها را باید فاش کرد، مخصوصاً اگر مربوط به آسیب و خطر باشد. این درس مهمی برای مخاطب نوجوان است که گاهی سکوت و پنهان کاری، بدترین راه حل است و باید از بزرگسالان قابل اعتماد کمک خواست.
سبک و نثر مژگان بنیهاشمی؛ واقعگرایی روانشناختی و جذابیت برای مخاطب عام
نثر مژگان بنیهاشمی در «نارین: بازی زندگی» ساده، روان و در عین حال ادبی است. او از تشبیهات و استعارههای ملموس استفاده میکند (مثل «رعد و برق در آسمان آبی زندگی» یا «بازی زندگی») که برای مخاطب نوجوان و حتی بزرگسال قابل درک و تأمل باشد. جملات کوتاه و پرشتاب در بخشهای اکشن و تعلیق، و جملات بلندتر و شاعرانه در بخشهای درون کاوی شخصیت، تعادل خوبی ایجاد کرده است. نکته جالب، دیالوگهای طبیعی و باورپذیر بین شخصیتهاست، به ویژه دیالوگهای نارین با دوستانش یا با شخصیتهای مکمل. این دیالوگها عقدههای روانی شخصیتها را نیز به خوبی آشکار میسازند.
یکی از نقاط قوت رمان، «نشان دادن» به جای «گفتن» است. نویسنده کمتر مستقیم احساسات را توصیف میکند و بیشتر با صحنهسازی، حرکات بدنی و جزئیات رفتاری، حالات درونی قهرمان را منتقل میسازد. همان صحنه آغازین: نگاه در آینه، دیدن کبودی، زیر لب حرف زدن، لرزه اندام. همه و همه بدون اینکه بگوید «نارین ترسید» یا «نارین مضطرب شد»، این حس را به خواننده منتقل میکند. این سبک، نشانه بلوغ نویسندگی است و به مخاطب اجازه میدهد خود را جای نارین بگذارد و همدلی عمیقتری تجربه کند. با این حال، ممکن است برخی خوانندگان ۳۷۷ صفحه را برای یک رمان نوجوان طولانی بدانند. از این رو، بسته به سرعت روایت و کشش داستانی، ممکن است برای مخاطب کمتحمل خسته کننده شود. اما نویسنده با به کارگیری «کلیف هنگر» (تعلیق در پایان هر فصل) و تغییر مکانهای مکرر (از عمارت به بیرون، از فرار به مواجهه)، توانسته ریتم داستان را نسبتاً بالا نگه دارد. به نظر میرسد مخاطب اصلی کتاب، نوجوانان ۱۵ تا ۱۸ سال و همچنین بزرگسالانی باشند که به ادبیات روانشناختی و داستانهای با کشمکشهای درونی عمیق علاقه دارند.