یکشنبه / ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۲۲:۴۹
کد خبر: 38296
گزارشگر: 548
۶۰
۱
۰
۱
کانال ۱۳ اسرائیل: اهداف حملات زیرساخت‌های حکومتی و نظامیست

آماده‌باش کامل اسرائیل برای حمله نظامی به ایران و جنگ با جمهوری اسلامی

آماده‌باش کامل اسرائیل برای حمله نظامی به ایران و جنگ با جمهوری اسلامی
رسانه‌های اسرائیلی و آمریکایی از آماده‌باش کامل ارتش اسرائیل برای ازسرگیری حملات علیه جمهوری اسلامی ایران خبر می‌دهند. کانال ۱۳ اسرائیل به نقل از یک مقام ارشد نظامی این رژیم گزارش داد که ارتش اسرائیل همزمان با احتمال ازسرگیری جنگ، شامگاه شنبه آماده‌سازی‌های خود را ادامه داد و پیش‌بینی می‌شود در صورت وقوع جنگ، سپاه پاسداران ابتدا ده‌ها موشک به سمت اسرائیل پرتاب کند که شمار این شلیک‌ها به تدریج کاهش خواهد یافت. هدف اصلی از این حملات، بنابر ارزیابی‌های منتشرشده، وارد کردن ضربه به زیرساخت‌های حکومتی و نظامی ایران و بازگرداندن تهران به پای میز مذاکره اعلام شده است.

آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:

در حالی که هنوز گرد و غبار حمله آمریکا و اسرائیل از آسمان ایران برچیده نشده، رسانه‌های اسرائیلی و آمریکایی از آماده‌باش گسترده ارتش اسرائیل برای ازسرگیری حملات علیه جمهوری اسلامی خبر می‌دهند. اگر شما هم از آن دسته افرادی هستید که هر روز اخبار منطقه را رصد می‌کنید و نگران تشدید تنش‌ها هستید، این گزارش جامع را از دست ندهید.

کانال ۱۳ اسرائیل به عنوان یکی از منابع معتبر خبری این رژیم، شامگاه شنبه گزارش داد که ارتش اسرائیل همزمان با احتمال ازسرگیری جنگ، تمامی تجهیزات و نیروهای خود را در حالت آماده‌باش کامل قرار داده است. نکته نگران‌کننده‌تر اینکه به گفته یک مقام ارشد نظامی اسرائیل، پیش‌بینی می‌شود سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ابتدای این حملات، ده‌ها موشک به سمت اسرائیل پرتاب کند؛ اما در ادامه، الگوی شلیک‌ها رو به کاهش خواهد گذاشت.

اما هدف اصلی این جنگ تازه چیست؟

بنابر ارزیابی‌های منتشرشده، دو هدف اصلی دنبال می‌شود: نخست، وارد کردن ضربه به ساختار حکومتی ایران، و دوم، بازگرداندن تهران به پای میز مذاکره با شروط جدید. نیویورک تایمز نیز در گزارشی بامداد شنبه فاش کرد که آمریکا و اسرائیل «آماده‌سازی‌های فشرده» را برای حملات از هفته آینده آغاز کرده‌اند و مشاوران ترامپ طرح‌های حمله را تدوین کرده‌اند، هرچند رئیس‌جمهوری آمریکا هنوز تصمیم نهایی را نگرفته است. در اوج این تحولات، دونالد ترامپ شامگاه جمعه در گفتگو با فاکس نیوز با لحنی تهدیدآمیز به رهبری ایران گفت: «آن‌ها باید میان توافق و نابودی یکی را انتخاب کنند.» در ادامه این گزارش، جزئیات اهداف حملات، احتمال ورود نیروهای ویژه آمریکا به خاک ایران، تحلیل ابعاد نظامی و سیاسی این تهدیدات، و واکنش‌های احتمالی را برای شما مخاطبان عزیز تشریح خواهیم کرد.

تحلیل راهبردی اهداف نظامی حملات اعلام‌شده

بر اساس گزارش کانال ۱۳ اسرائیل و نیویورک تایمز، فهرست اهداف پیش‌روی آمریکا و اسرائیل به دو دسته کلی «زیرساخت‌های نظامی» و «زیرساخت‌های حکومتی» تقسیم می‌شود. از منظر نظامی، این دسته‌بندی نشان‌دهنده تغییر راهبرد از حملات محدود و نقطه‌زن به حملات گسترده و ساختارشکنانه است. در جنگ‌های پیشین، اهداف معمولاً تأسیسات هسته‌ای، پایگاه‌های موشکی و فرماندهی‌های میدانی بودند، اما اکنون گفتگو از «زیرساخت‌های حکومتی» یعنی ساختمان‌های وزارتخانه‌ها، مراکز تصمیم‌گیری، شبکه‌های ارتباطی و تأسیسات حیاتی انرژی، معنای دیگری دارد. نکته راهبردی مهم، اشاره به «حملات مشترک با آمریکا برای هدف قرار دادن مقامات ارشد باقیمانده» است. این عبارت نشان می‌دهد که احتمال حذف فیزیکی فرماندهان ارشد و مقامات سیاسی ایران در دستور کار قرار دارد. چنین اقدامی، فراتر از یک عملیات نظامی معمولی، در مرزهای ترور دولتی و عملیات ضربت محسوب می‌شود. الگوی چنین حملاتی پیشتر در ترور قاسم سلیمانی و همچنین ترور دانشمندان هسته‌ای ایران دیده شده است، اما در مقیاس وسیع‌تر. ارزیابی اسرائیل مبنی بر اینکه «تعداد شلیک موشک‌های ایران به تدریج کاهش خواهد یافت» نشان‌دهنده یک محاسبه نظامی مشخص است. اسرائیل احتمال می‌دهد که با تخریب بخشی از پایگاه‌های پرتاب، مراکز فرماندهی و مختل کردن زنجیره تأمین، قدرت پاسخ ایران رو به افول خواهد گذاشت. اما این محاسبه نادیده گرفتن توان موشکی نامتقارن و تاکتیک‌های جنگ فرسایشی و مقاومت مردمی در داخل ایران است.

ابعاد عملیاتی ورود نیروهای ویژه به خاک ایران

شوکه‌کننده‌ترین بخش گزارش نیویورک تایمز، اشاره به احتمال «ورود نیروهای ویژه به خاک ایران» برای خارج کردن ذخایر اورانیوم غنی‌شده است. چنین عملیاتی در ادبیات نظامی جهان، جزو خطرناک‌ترین و پیچیده‌ترین مأموریت‌های کماندویی طبقه‌بندی می‌شود. نیروهای ویژه برای ورود به خاک یک کشور دارای دفاع هوایی نسبتاً پیشرفته و هوشیاری عالی سپاه، باید از لایه‌های متعدد پدافند عبور کنند و سپس با تجهیزات سنگین برای جابه‌جایی اورانیوم، به تأسیسات هسته‌ای نفوذ کنند.

از منظر لجستیکی، خارج کردن ذخایر اورانیوم غنی‌شده کاری بس دشوارتر از انفجار یک تأسیسات است. اورانیوم غنی‌شده معمولاً در سیلندرهای ویژه در عمق تأسیسات زیرزمینی نگهداری می‌شود. جابه‌جایی آن نیازمند کامیون‌های مخصوص، تجهیزات حفاظتی در برابر تشعشع و دانش فنی بالاست. حتی اگر نیروهای ویژه موفق به ورود و دسترسی شوند، امکان انتقال این محموله از داخل ایران به خارج با وجود گشت‌های هوایی و زمینی سپاه، تقریباً صفر است.

برخی تحلیلگران نظامی معتقدند این گزاره بیشتر یک عملیات روانی گسترده است تا یک طرح عملیاتی جدی. هدف از مطرح کردن آن، ایجاد نگرانی در میان کارشناسان هسته‌ای ایران درباره امنیت فیزیکی تأسیسات و تحمیل هزینه‌های اضافی برای تغییر مکان‌های ذخیره‌سازی است. با این حال، حتی اگر احتمال وقوع این سناریو کم باشد، باز هم زنگ خطری برای ارزیابی مجدد الگوهای حفاظت از تأسیسات هسته‌ای به شمار می‌رود.

لحن و اهداف اعلامی ترامپ در گفتگو با فاکس نیوز

اظهارات دونالد ترامپ شامگاه جمعه دارای چند لایه معنایی قابل تأمل است. نخست، او با کم‌جلوه دادن تلفات جنگ (۱۷ سرباز) در مقایسه با جنگ‌های ویتنام و عراق، تلاش می‌کند افکار عمومی آمریکا را برای ادامه جنگ آماده کند. این یک تکنیک شناخته‌شده در مدیریت افکار عمومی در زمان جنگ است: «قربانی‌های ما بسیار کمتر از جنگ‌های قبلی است، پس نیازی به نگرانی نیست.» دوم، ادعای او مبنی بر اینکه ایران نیروی دریایی و هوایی ندارد، یا یک اشتباه فاحش اطلاعاتی است یا یک اغراق عمدی برای کوچک جلوه دادن توان نظامی ایران. ترامپ همچنین سه گروه مخاطب را نشانه گرفته است:

رهبری ایران، شهروندان اسرائیلی و اروپایی، و شهروندان آمریکایی.

او مدعی می‌شود «اگر ایران سلاح هسته‌ای داشته باشد، اسرائیل و اروپا نابود می‌شوند و بعد به سراغ آمریکا می‌آیند.» این جمله از نظر راهبردی بسیار مهم است زیرا نشان می‌دهد کاخ سفید تهدید هسته‌ای ایران را نه یک تهدید منطقه‌ای، بلکه یک تهدید فراقاره‌ای قلمداد می‌کند. چنین روایت‌سازی، مجوز جنگ گسترده و استفاده از انواع سلاح‌ها (حتی غیرمتعارف) را برای افکار عمومی فراهم می‌آورد. جمله پایانی ترامپ که «آن‌ها دیوانه‌اند؛ از آن سلاح مرگبار استفاده می‌کردند» نیز قابل تحلیل است. او با نسبت دادن صفت «دیوانگی» به رهبری ایران، عقلانیت طرف مقابل را نفی می‌کند. در تئوری بازدارندگی، شرط اصلی بازدارندگی موفق، «عقلانی بودن طرفین» است. وقتی یک طرف طرف دیگر را دیوانه بخواند، یعنی به این نتیجه رسیده که بازدارندگی کلاسیک کار نمی‌کند و باید وارد فاز حذف فیزیکی تهدید شد. این زبانی است که پیشتر درباره رهبران کره شمالی و صدام حسین نیز به کار رفته بود.

سناریوهای احتمالی زمان‌بندی و مدت جنگ

کانال ۱۳ اسرائیل گزارش داده که ارتش اسرائیل «امیدوار است حملات تنها چند روز طول بکشد.» این گزاره نشان‌دهنده یک سناریوی خوش‌بینانه از سوی فرماندهان اسرائیلی است. در این سناریو، جنگ شامل یک مرحله هوایی فشرده با ده‌ها سورتی پرواز علیه اهداف از پیش تعیین‌شده است و سپس با میانجیگری یا اعلام آتش‌بس، عملیات متوقف می‌شود. اما تجربه جنگ‌های اخیر منطقه (یمن، غزه، لبنان) نشان داده که هیچ جنگی با برنامه «چند روزه» به پایان نرسیده است.

سناریوی محتمل‌تر، جنگی با طول متوسط بین دو هفته تا دو ماه است. در این سناریو، پس از حملات اولیه، ایران با پرتاب موشک‌های بالستیک و کروز و همچنین حملات سایبری گسترده پاسخ می‌دهد. این پاسخ می‌تواند پایگاه‌های آمریکا در منطقه، تأسیسات نفتی متحدان عرب و حتی کشتی‌های تجاری در خلیج فارس را هدف قرار دهد. آمریکا و اسرائیل نیز ناچار به گسترش دایره حملات و هدف قرار دادن تسهیلات اقتصادی و انرژی ایران می‌شوند که فرسایشی شدن جنگ را اجتناب‌ناپذیر می‌کند.

نکته مهم، همزمانی این تهدیدها با «جنگ تحمیلی سوم» در ایران است. ایران در حال حاضر درگیر یک جنگ دفاعی تمام‌عیار است و بخشی از توان موشکی و پدافندی آن درگیر جبهه‌های داخلی و منطقه‌ای است. آمریکا و اسرائیل به خوبی از این خستگی و پراکندگی توان ایران آگاه هستند. از این رو، زمان‌بندی تهدیدها برای «هفته آینده» کاملاً حساب‌شده به نظر می‌رسد تا ایران نتواند همزمان در چند جبهه به طور مؤثر عمل کند.

تحلیل احتمال دیپلماتیک و گزینه مذاکره در سایه تهدید

ترامپ در مصاحبه خود به دو گزینه «توافق یا نابودی» اشاره کرده است. این جمله را باید در کنار گزارش کانال ۱۳ اسرائیل قرار داد که هدف از حملات را «بازگرداندن ایران به پای میز مذاکره» معرفی کرده است. از این رو، به نظر می‌رسد تهدید نظامی فعلی، یک برگ برنده برای وادار کردن ایران به عقب‌نشینی‌های بزرگ دیپلماتیک و پذیرش شروط جدید است، نه لزوماً نابودی کامل یک کشور.

ایران در گذشته نشان داده که تحت فشار حداکثری و تهدید نظامی مستقیم، انعطاف‌پذیری تاکتیکی از خود نشان می‌دهد (همانند برجام). اما تفاوت اساسی امروز با سال‌های قبل از برجام، وقوع جنگ سوم و شکسته شدن تابوی تجاوز مستقیم به خاک ایران است. این بار، ایران در موقعیتی ضعیف‌تر قرار دارد و هزینه قبول شروط سنگین‌تر خواهد بود. از سوی دیگر، مقامات ایران نیز می‌دانند که عقب‌نشینی در برابر تهدید مستقیم ترامپ، پیامدهای داخلی سنگینی خواهد داشت و ممکن است باعث بی‌ثباتی بیشتر شود.

سناریوی میانی که تحلیلگران محتمل می‌دانند، نوعی «مذاکره زیر سایه بمب» است. آمریکا و اسرائیل حملات محدودی را انجام می‌دهند، ایران واکنش کنترل‌شده نشان می‌دهد و سپس با میانجیگری یک کشور ثالث (پاکستان یا عمان) مذاکرات غیرمستقیم برای توقف جنگ و رسیدن به توافقی جدید آغاز می‌شود. در این توافق جدید، احتمالاً ایران مجبور به پذیرش محدودیت‌های شدیدتر بر برنامه هسته‌ای، خروج نیروهایش از سوریه و عراق و توقف کامل حمایت از محور مقاومت خواهد شد. اما دستیابی به چنین توافقی در شرایطی که اعتماد صفر است، به ماه‌ها گفتگوی فشرده نیاز دارد.

*منبع: نیویورک تایمز
https://www.asianewsiran.com/u/iP8
اخبار مرتبط
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، روز شنبه با انتشار یک تصویر گرافیکی تهدیدآمیز در شبکه اجتماعی تروت‌سوشال، نوشت: «این آرامش پیش از طوفان بود.» در این تصویر، ترامپ بر عرشه یک ناو جنگی در میان شناورهایی با پرچم جمهوری اسلامی ایران دیده می‌شود. او همچنین ویدیوی کوتاهی از شلیک یک ناو آمریکایی به یک پهپاد منتشر کرد و گفت: «بسیار خوب، ما آن را در دید خود داریم... آتش... بوم!» نیویورک‌تایمز به نقل از دو مقام خاورمیانه‌ای گزارش داد: «آمریکا و اسرائیل در حال انجام فشرده‌ترین آماده‌سازی‌ها برای احتمال ازسرگیری حملات علیه جمهوری اسلامی هستند.» این گزارش حاکی از افزایش رزمایش‌های مشترک و سفرهای مخفیانه مقامات نظامی آمریکا به اسرائیل در هفته‌های اخیر است.
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در تازه‌ترین اظهارات خود مدعی شد که «دیگر صبر زیادی نخواهد کرد» و ایران باید هرچه سریعتر توافق هسته‌ای را امضا کند. ترامپ با اشاره به اینکه «آخرین چیزی که اکنون جهان به آن نیاز دارد جنگ است»، پیشنهاد داد که ایران می‌تواند اورانیوم غنی‌شده خود را به چین یا حتی آمریکا تحویل دهد. این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در هفته‌های اخیر به بن‌بست رسیده و جنگ فرسایشی در منطقه ادامه دارد. پیشنهاد ترامپ برای تحویل اورانیوم به چین، یک ابتکار جدید و غیرمنتظره تلقی می‌شود که می‌تواند نشانه‌ای از ناامیدی کاخ سفید از روند فعلی مذاکرات باشد. چین به عنوان یکی از اعضای دائم شورای امنیت و امضاکننده برجام، می‌تواند نقش ضامن را ایفا کند.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
محمد
۱۴۰۵/۰۲/۲۸
0
0
0

ترامپ،سگ زرد طی یک مصاحبه با خبرنگارها، به مردم امریکا گفته، این فشار اقتصادی را تحمل کنید میخوام جلوی یک گروه دیوانه را بگیرم!!! با تشکر فراوان از نیروهای مسلح،و مسئولین انقلابی ایران، خواهشمندم تا میتونید فشار و تحریم امریکارو چندبرابر کنید،همین خطی که تا الان پیش گرفتید عالی هست، کمی دیگه تحریم امریکارو‌ادامه بدید، هم اقتصادش و هم خود کشور از هم پاشیده میشه، خود به خود از شر رژیم صهیونی هم‌ راحت می شیم، چون دیگه هیچ‌شیطانی نیست ازش پشتیبانی کنه.از تنگه هرمز جوری دفاع کنید و جوری براش قانون بنویسید، که همه دنیا بدونه، تنگه هرمز ارث پدری همه ما ایرانی هاست. تنگه هرمز جزء خاک ایران هست.تنگه هرمز هیچ‌فرقی با جزیره خارک نداره. تنگه هرمز هیچ فرقی با بو موسی، تنب، و‌قشم‌نداره پس جوری دفاع کن و قانون بنویس همچنانکه‌از جزایر ایرانی دفاع می کنی و قانون می نویسی. جانفدا محمد( لازم بود روی خون من هم حساب کنید)


تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید