آسیانیوز ایران؛ سرویس علم و تکنولوژی:

پوریا زرشناس - دکترای اقتصاد انرژی های تجدیدپذیر
دهههاست که نفت به عنوان طلای سیاه، نقش محوری در معادلات قدرت جهانی داشته و بسیاری از جنگهای بزرگ معاصر ریشه در کنترل چاههای نفت داشتهاند. اما اکنون نشانههایی قطعی از تغییر این نظم قدیمی به چشم میخورد. جهان به سرعت در حال گذار به عصری است که در آن، فناوریهای پاک و دیجیتال، ستون فقرات اقتصاد و جنگافزارها را تشکیل میدهند. در این عصر تازه، دیگر نفت مهمترین کالای راهبردی نیست. آنچه جای نفت را میگیرد، گروهی از هفده عنصر شیمیایی با نام «خاکهای نادر» هستند. شاید نام آن ها را کمتر شنیده باشید، اما بدون این مواد، نه تلفن همراه هوشمند دارید، نه لپتاپ، نه خودروی برقی، نه توربین بادی و حتی نه موشکهای دقیق نقطه زن! این عناصر ناشناخته اما حیاتی، آینده ژئوپلیتیک جهان را رقم خواهند زد.
مشکل بزرگ اما اینجاست: این عناصر کمیاب در سطح زمین به صورت متمرکز و در تعداد اندکی کشور یافت میشوند. برخلاف نفت که از سی تا چهل کشور جهان تولید میشود، بیش از هفتاد درصد ذخایر خاکهای نادر در یک کشور خاص قرار دارد و تقریبا نود درصد فرآوری آن ها نیز در همان کشور انجام میشود. این تمرکز بیسابقه، زنگ خطری برای امنیت ملی همه کشورهای صنعتی است. ایالات متحده، اروپا، ژاپن و کره جنوبی که همگی واردکنندگان خالص این عناصر هستند، اکنون با معمایی استراتژیک روبرویند. بدون خاکهای نادر، صنایع دفاعی آن ها فلج میشود. بدون آن، برنامه انرژی پاکشان متوقف میگردد. همین وابستگی مرگبار، صحنه را برای درگیریهای تازه آماده کرده است؛ درگیریهایی که قواعد جنگ اقتصادی و حتی جنگ نظامی را دگرگون میکند.
از سوی دیگر، کشورهای دارای این منابع، به خوبی از اهرم فشاری که در دست دارند آگاه شدهاند. تجربه محدودیتهای صادراتی در سالهای اخیر، یک هشدار عملی به جهان بود. آن کشور نشان داد که میتواند در یک تصمیم سیاسی، زنجیره تأمین فناوری کشورهای رقیب را قطع کند. این همان برگ برندهای است که اوپک هرگز نتوانست به طور کامل از آن استفاده کند. این تغییر در ماهیت قدرت اقتصادی، جنگی خاموش را در سازمانهای اطلاعاتی و مراکز تصمیمگیری جهانی آغاز کرده است. کشورهای بزرگ اکنون برای اکتشاف معادن جدید در آفریقا، استرالیا و آمریکای جنوبی رقابت میکنند. آنها برای باز کردن مسیرهای دریایی جایگزین و ایجاد زنجیرههای تأمین موازی، میلیاردها دلار سرمایهگذاری میکنند. این همان جبهه تازه جنگ سرد فناوری است. نکته جالب توجه آنکه، برخلاف نفت، امکان بازیافت خاکهای نادر از وسایل الکترونیکی دورریختنی وجود دارد. شهری مانند توکیو را «معدن شهری» مینامند، زیرا حجم طلا، نقره و عناصر نادر در زبالههای الکترونیکی آن، از برخی معادن واقعی بیشتر است. اما فناوری بازیافت هنوز گران و پیچیده است. تا آن روز که بازیافت اقتصادی شود، وابستگی به معادن طبیعی ادامه خواهد داشت. در این نوشتار، از زوایای اقتصادی و سیاسی به جنگ آتی بر سر خاکهای نادر میپردازیم. نشان خواهیم داد که چرا نفت دیگر ابرمتریال دوران نیست، انحصار خاکهای نادر چگونه معادلات را بر هم زده، چه بازیگرانی در این میدان تازه نقش آفرینی میکنند و سرانجام، جهان خود را برای چه نوع درگیریهایی آماده کند. اگر میپنداشتید جنگ آینده بر سر خطوط لوله نفت خواهد بود، سخت در اشتباهید!
عناصر خاک های نادر چیست؟!
۱۷ عنصر نادر خاکی عبارتند از: لانتانوم (La)، سریوم (Ce)، پرازئودیمیوم (Pr)، نئودمیوم (Nd)، پرومتیوم (Pm)، ساماریوم (Sm)، یوروپیوم (Eu)، گادولینیوم (Gd)، تربیوم (Tb). دیسپروزیوم (Dy)، هولمیوم (Ho)، اربیوم (Er)، تولیوم (Tm)، ایتربیوم (Yb)، لوتتیوم (Lu)، اسکاندیوم (Sc) و ایتربیوم (Y).
چرا خاکهای نادر از نفت راهبردیتر شدهاند؟
برخلاف نفت که عمدتا به عنوان سوخت سوزانده میشود، خاکهای نادر در درون سختافزارها و تجهیزات نظامی تثبیت میشوند و مصرف نمیگردند. این بدان معناست که یک بار استخراج و تبدیل به قطعه، برای سالها در چرخه فناوری باقی میمانند. از این رو، کشوری که این منابع را در اختیار داشته باشد، برای دههها بر زنجیره تولید سلاح، رایانه و انرژی سبز تسلط خواهد داشت. همچنین، نفت را میتوان با انرژی خورشیدی، بادی یا هستهای جانشین کرد، اما برای کاربردهای خاصی مانند لیزرهای نظامی، حسگرهای فروسرخ و آهنرباهای دائمی در توربینها و موشکها، هیچ جایگزین شیمیایی یا فیزیکی برای این عناصر وجود ندارد.
این «بیجایگزینی» ماهیت آن ها را به شدت از نفت متمایز میکند. نکته نهایی، انحصار جغرافیایی است. نفت در بیست و دو کشور جهان ذخایر بالای یک میلیارد بشکه دارد، اما برای خاکهای نادر، بیش از نود درصد ذخایر اثباتشده در اختیار یک کشور خاص است. این تمرکز، اهرم فشاری میسازد که حتی قدرت اوپک در اوج خود نیز به آن نرسیده بود.
هزینههای پنهان اقتصادی و بازیافت به عنوان یک راهبرد
یکی از جنبههای مغفولمانده در اقتصاد خاکهای نادر، هزینه سرسامآور زیستمحیطی و مالی فرآوری آن هاست. جداسازی این هفده عنصر از یکدیگر نیازمند استفاده از اسیدهای قوی، حلالهای سمی و تولید پسماندهای رادیواکتیو است. به همین دلیل، بسیاری از کشورهای دارای معدن، ترجیح میدهند سنگ معدن خود را به چین بفرستند تا آلودگی را به جای دیگری صادر کنند.
از نظر اقتصادی، قیمت تمامشده فرآوری داخلی در آمریکا یا اروپا حدود دو تا سه برابر نمونه چینی است. این مزیت هزینه، انحصار فعلی را تثبیت کرده است. اما یک فرصت بزرگ به نام بازیافت «شهری» در حال شکل گرفتن است. میلیونها تن زباله الکترونیکی شامل موبایلهای قدیمی، هارددیسکها و موتورهای پنکههای اسقاطی، منبعی غنی از عناصر نادر هستند. ژاپن که عملاً هیچ معدن داخلی ندارد، توانسته با فناوری پیشرفته بازیافت، حدود سی درصد نیاز خود به خاکهای نادر را از زبالههای الکترونیکی تأمین کند. اما این روش هنوز برای کشورهای در حال توسعه گران و پیچیده است و نمیتواند به سرعت پاسخگوی جهش ناگهانی تقاضا باشد. به همین دلیل، اقتصاد خاکهای نادر تا یک دهه آینده همچنان وابسته به معادن سنتی باقی خواهد ماند.
ژئوپلیتیک معادن تازه و دیپلماسی مواد معدنی
در پاسخ به انحصار کنونی، یک مسابقه دیپلماتیک و سرمایهگذاری جدید در قارههای آفریقا، آمریکای جنوبی و استرالیا شکل گرفته است. کشورهای غربی با تشکیل «باشگاه امنیت مواد معدنی» متشکل از آمریکا، کانادا، استرالیا، انگلیس، ژاپن، آلمان و کره جنوبی، در تلاشند زنجیره تأمین جایگزینی بدون حضور چین ایجاد کنند. پروژههای بزرگی در استرالیا (معدن مانت وِلز)، آمریکا (کوه پاس در کالیفرنیا)، برزیل و آفریقای جنوبی در دست اجراست. اما این پروژهها با چالشهای جدی روبرویند:
- اول، زمان بر بودن اکتشاف و راهاندازی معدن (بین پنج تا ده سال).
- دوم، نیاز به ایجاد همزمان کارخانههای فرآوری که سرمایه و دانش فنی میخواهد.
- سوم، مقاومت محلی به دلیل آلودگیهای شدید زیستمحیطی.
در همین حین، کشور صاحب انحصار، سرمایهگذاریهای کلانی در معادن آفریقا (به ویژه کنگو و زیمبابوه) انجام میدهد و با ارائه وامهای ارزان، دسترسی انحصاری به منابع جدید را برای خود تضمین میکند. نتیجه این بازی، شکلگیری دو بلوک موازی عرضه است که میتواند منجر به دو قیمت متفاوت برای یک عنصر خاص شود؛ دقیقاً شبیه به دوگانگی قیمت نفت در دوران تحریمهای نفتی.
عناصر نادر خاکی کجای دنیا هستند؟!
چین با ۴۴ میلیون تن ذخایر و ۱۴۰ هزار تن تولید سالانه معدنی، در صدر فهرست برترین تولیدکنندگان و دارای ذخایر عناصر نادر خاکی قرار دارد. در حالی که ویتنام و برزیل به ترتیب با ۲۲ میلیون تن و ۲۱ میلیون تن دومین و سومین ذخایر بزرگ فلزات نادر خاکی را در جهان دارند ، اما میزان استخراج معادن آنها در بین همه کشورها تنها با ۱۰۰۰ تن در سال در بین کمترین میزان ذخایر است. در حالی که ایالات متحده ۱.۵ میلیون تن ذخایر دارد، تا حد زیادی به واردات خاک های نادر تصفیه شده از چین وابسته است.
تضمین عرضه جهانی
در صنعت عناصر نادر خاکی ، تسلط چین بر این بازار تصادفی نبوده است. سال ها تحقیق و سیاست صنعتی به این کشور کمک کرده تا جایگاه برتری در بازار پیدا کند و اکنون چین توانایی کنترل تولید و دسترسی جهانی به این فلزات ارزشمند را دارد. این کنترل شدید بر فرآیند عرضه این فلزات مهم، کشورهای دیگر جهان را به اکتشاف منابع خود واداشته است و با شروع عملیات معدنکاری در سایر کشورها، سهم چین از تولید جهانی از ۹۲ درصد در سال ۲۰۱۰ به ۵۸ درصد در سال ۲۰۲۰ کاهش یافته است. با این حال، چین کماکان جایگاه مستحکمی در زنجیره تأمین جهانی دارد و در سال ۲۰۲۰ بالغ بر ۸۵ درصد از خاک های نادر تصفیه شده جهان را تولید نمود. چین فقط به شش شرکت دولتی سهمیه تولید می دهد:
- شرکت China Minmetals Rare Earth
- شرکت Chinalco Rare Earth & Metals
- شرکت Guangdong Rising Nonferrous
- گروه China Northern Rare Earth
- گروه China Southern Rare Earth
- Xiamen Tungsten
کاربردهای نظامی و برگ برنده در جنگهای آینده
اگر صنعت خودروهای برقی و توربینهای بادی مصرف مدنی خاکهای نادر را بالا بردهاند، کاربردهای نظامی آنها است که این مواد را به هدفی استراتژیک درجه یک تبدیل کرده است. آهنرباهای نئودیمیمی در موتورهای بدون جاروبک، قلب تپنده پهپادها، اژدرها و سامانههای هدایت موشکی را تشکیل میدهند. عنصر ساماریوم در لیزرهای جنگ افزارهایی که هواپیماهای دشمن را کور میکنند به کار میرود. ایتریوم در رادارهای آرایه فازی و لانتانوم در اپتیک دید در شب نقش حیاتی دارند.
به بیان ساده، ارتش مدرن بدون خاکهای نادر، یک ارتش کور، کر و فلج است. آمریکا در گزارشی محرمانه اعلام کرده که برای ساخت یک جنگنده اف-۳۵ به بیش از چهارصد کیلوگرم عناصر نادر نیاز دارد. برای یک زیردریایی کلاس ویرجینیا، این رقم به نزدیک یک تن میرسد. این یعنی کشور غربی اگر نتواند تأمین این مواد را تضمین کند، ناوگان نظامی خود را ظرف پنج سال از رده خارج خواهد دید. در مقابل، کشوری که کنترل صادرات این عناصر را در دست دارد، میتواند بدون شلیک یک گلوله، توان رزمی رقیب را فلج کند. این سطح از وابستگی، مفهومی به نام «بازدارندگی با مواد معدنی» را وارد ادبیات نظامی کرده است.
سناریوهای محتمل برای جنگ بعدی و نقشه راه بقا
کارشناسان سه سناریوی اصلی برای جنگ آتی بر سر خاکهای نادر ترسیم میکنند.
- سناریوی نخست، جنگ اقتصادی شدید با اعمال تعرفههای سنگین، ممنوعیت صادرات و تحریمهای فرامرزی است. این جنگ هماکنون در سطح پایین آغاز شده است.
- سناریوی دوم، درگیریهای نیابتی در کشورهای آفریقایی دارای این منابع مانند کنگو، نامیبیا و ماداگاسکار است. در این سناریو، قدرتها از طریق گروههای مسلح محلی و کودتاهای پنهان، تلاش میکنند دولتهای تابع خود را بر سر کار آورند تا دسترسی انحصاری به معادن تضمین شود.
- سناریوی سوم که بدبینانهترین حالت است، یک اقدام نظامی مستقیم محدود برای تصرف یا تخریب زیرساختهای فرآوری رقیب است. اگر تنش به نقطه جوش برسد، ممکن است شاهد حملات سایبری گسترده به کارخانههای جداسازی یا حتی حملات هوایی نقطهزن باشیم.
اما چه راهکاری برای بقا در این جنگ تازه وجود دارد؟
- نخست، سرمایهگذاری فوری در فناوری بازیافت پیشرفته و تبدیل زبالههای الکترونیکی به معادن شهری.
- دوم، تنوعبخشی به منابع وارداتی از طریق توافق با استرالیا، برزیل و کانادا.
- سوم، ذخیرهسازی راهبردی حداقل دو ساله عناصر بحرانی. و مهمتر از همه، کاهش مصرف و طراحی قطعات با عناصر جایگزین یا کمتر حیاتی.
ملتی که امروز برای این واقعیت تازه برنامه نداشته باشد،
فردا در کانون طوفان ژئوپلیتیک خاکهای نادر گرفتار خواهد آمد.