آسیانیوز ایران؛ سرویس اجتماعی:
مادر دو دختر سنندجی در گفتوگویی تلخ از شکنجههای وحشیانه فرزندانش توسط پدر و نامادری آنها خبر داد؛ شکنجههایی که به گفته او با تحریک نامادری صورت گرفته است. نارین، یکی از دختران این خانواده، روایت کرده است که نامادری و پدرش قصد کشتن آن ها و انداختن اجسادشان در سطل آشغال را داشتهاند! این مادر ۱۳ سال با همسرش زندگی مشترک داشته و به گفته او، هرگز خشونتی از او ندیده بود تا اینکه همسرش با زنی همسایه (که بعدها نامادری فرزندان شد) آشنا شده و به او خیانت کرده است. پس از جدایی، او ۱۴ ماه است که اجازه ملاقات با فرزندانش را ندارد و برای گرفتن حضانت و حق ملاقات، اقدام قانونی کرده است.
بر اساس اظهارات مادر، پدر دختران آنها را یک ماه در سرویس بهداشتی حبس کرده، در دهان نارین نجاست ریخته و با شلنگ آنقدر بر سرش کوبیده که پوست سرش کنده شده است. در اثر این شکنجهها، پا، لگن، استخوان فک و بینی، چند دندان و هر دو گوش نارین شکسته است. همسایهها چندین بار صدای آزار کودکان را شنیدهاند و حتی مسئولان بهزیستی یک بار به مدرسه رفتهاند، اما دختران از ترس حرفی نزدهاند. استانداری به این خانواده یک خانه کلید نخورده به همراه امکانات داده است تا مادر بتواند در کنار دخترانش زندگی کند.
روایت مادر از آشنایی با نامادری و آغاز شکنجهها
این مادر سنندجی که ۱۳ سال با همسرش زندگی مشترک داشته است، میگوید: «هرگز از او خشونت ندیده بودم» تا اینکه همسرش با خانم همسایه (که بعدها نامادری دختران شد) آشنا شد. این آشنایی به خیانت و سپس طلاق انجامید. بعد از جدایی، مادر برای گرفتن حضانت و حق ملاقات اقدام قانونی کرد. اوایل ملاقاتهایی داشته اما از ۱۴ ماه قبل، دیگر اجازه دیدن فرزندانش را پیدا نکرده است. به گفته مادر، نامادری نقش اصلی را در تحریک پدر به شکنجه داشته است. نارین به مادرش گفته که نامادری به بهانههای ساده مانند «ظرف نشسته»، «شیشههای پنجره پاک نشده» یا «دیر از خواب بیدار شدن» پدر را به آزار و اذیت دختران تحریک میکرده است.
وحشیانهترین شکنجهها؛ از حبس در دستشویی تا شکستگی استخوانها
بر اساس اظهارات مادر، پدر دختران آنها را به مدت یک ماه در سرویس بهداشتی حبس کرده است. در این مدت، در دهان نارین (یکی از دختران) نجاست ریخته شده است. شکنجه با شلنگ منجر به کنده شدن پوست سر نارین شده. همچنین در اثر ضربات، پا، لگن، استخوان فک و بینی، چند دندان و هر دو گوش این کودک شکسته است. این شدت شکنجه نشان از وحشیانه بودن رفتار پدر و نامادری دارد. این در حالی است که مادر میگوید: «ماجرای تجاوز به بچهها حقیقت ندارد و پزشک بعد از معاینه دخترانم تأیید کرد که آنها سالم هستند.» اما همین شکنجههای فیزیکی به خودی خود جنایت محسوب میشود.
ترس کودکان از افشاگری و واکنش نهادهای حمایتی
مادر میگوید که یک بار موفق به دیدار قانونی فرزندانش شد. اما پدرشان آنها را تهدید کرده بود که «اگر به مادرتان یا معلمها بگویید که اذیتتان میکنیم، شما را با چاقو میکشیم.» این تهدید باعث شده بود کودکان حتی در برابر مسئولان بهزیستی هم سکوت کنند. به گفته مادر، همسایهها چندین بار صدای آزار و اذیت بچهها را شنیده بودند. یک بار (قبل از جنگ) مسئولان بهزیستی سراغ بچهها در مدرسه رفته بودند، اما دختران از ترس حرفی نزدند. این بخش از روایت، نشان از ناکارآمدی سیستم حمایتی در شناسایی و پیگیری موارد کودکآزاری دارد. کودکانی که در خانه مورد شکنجه قرار میگیرند، به دلیل تهدید و ترس، حتی در مدرسه و در مقابل مسئولان نیز توانایی افشاگری ندارند.
اقدامات استانداری و وضعیت فعلی خانواده
بر اساس این گزارش، استانداری استان به این خانواده یک «خانه کلید نخورده» به همراه امکانات داده است. مادر قرار است به همراه دخترانش در آنجا زندگی کند. این اقدام استانداری را میتوان یک گام مثبت در حمایت از قربانیان خشونت خانگی ارزیابی کرد، هرچند که این حمایت باید شامل مشاوره روانشناختی بلندمدت، حمایتهای حقوقی برای پیگیری قضایی عاملان شکنجه و پوشش هزینههای درمانی نیز باشد. هنوز مشخص نیست پدر و نامادری دستگیر شدهاند یا خیر. همچنین از جزئیات پیگیری قضایی این پرونده گزارشی منتشر نشده است. مادر گفته است که برای گرفتن حضانت فرزندانش اقدام قانونی کرده است.
چالشهای اجتماعی و لزوم بازنگری در قوانین حمایت از کودکان
پرونده شکنجه دختران سنندجی، یک بار دیگر ضعفهای سیستم حمایت از کودکان در برابر خشونت خانگی را آشکار میکند. علیرغم گزارش همسایهها و حتی حضور مسئولان بهزیستی در مدرسه، کودکان نتوانستهاند وضعیت خود را افشا کنند. نیاز به آموزش کودکان برای شناسایی و گزارش خشونت، تربیت مددکاران اجتماعی آموزشدیده برای مصاحبه با کودکان آسیبدیده (بدون ایجاد ترس بیشتر)، و ایجاد سازوکارهای سریع و محرمانه برای رسیدگی به شکایات کودکآزاری، از ضرورتهای اجتنابناپذیر است. همچنین مجازاتهای بازدارنده برای عاملان شکنجه کودکان میتواند نقش مهمی در کاهش این جنایات داشته باشد. رسانهای شدن این پرونده، امید است که منجر به پیگیری جدی و عبرتآموز برای سایر موارد مشابه شود.