آسیانیوز ایران؛ سرویس اجتماعی:
معضل پسماند آمل و سایت زباله عمارت، سالهاست به یکی از مهمترین چالشهای زیستمحیطی استان مازندران تبدیل شده است. کارشناسان سالهاست هشدار میدهند که ادامه فعالیت سایت زباله عمارت در نزدیکی مخزن سد، میتواند پس از آبگیری کامل سد هراز، خطر نفوذ شیرابههای زباله به منابع آبی منطقه را افزایش دهد.
اگرچه اصل اجرای طرح و استفاده از فناوریهای نوین مدیریت پسماند با استقبال بخشی از کارشناسان مواجه شده است، اما محل انتخاب شده برای استقرار این مجموعه، پرسشهای مهمی را در حوزه محیط زیست ایجاد کرده است. بحران پسماند آمل تنها یک مشکل محلی نیست؛ بلکه نمادی از چالش چند دههای مدیریت پسماند در استان مازندران محسوب میشود. پس از ۴۷ سال انباشت زباله در عمارت، به نظر میرسد ارادهای جدی برای حل یکی از مهمترین معضلات زیستمحیطی مازندران شکل گرفته است.
تاریخچه ۴۷ ساله بحران و علل تداوم آن
سایت زباله عمارت در حومه شهر آمل، از اواسط دهه پنجاه شمسی به عنوان محل دفن زبالههای شهرهای آمل و چند شهر همجوار انتخاب شد. در آن سالها، دانش مدیریت پسماند در ایران بسیار ابتدایی بود و هیچ استانداردی برای مکانیابی سایتهای دفن زباله وجود نداشت. متأسفانه این انتخاب اشتباه، امروز به یکی از پرهزینهترین اشتباهات زیستمحیطی استان تبدیل شده است. علت تداوم ۴۷ ساله این بحران، مجموعهای از عوامل است.
ضعف قوانین زیستمحیطی در دهههای اول پس از انقلاب، کمبود اعتبارات، نبود فناوریهای نوین، و مهمتر از همه، فقدان اراده سیاسی برای حل ریشهای مسئله. هر دولتی که سر کار آمد، وعده ساماندهی این سایت را داد، اما پس از مدتی این وعدهها به فراموشی سپرده شد. نکته تاسفبار این است که در طول این ۴۷ سال، نه تنها اقدامی برای پاکسازی انجام نشده، بلکه حجم زبالهها روز به روز بیشتر شده است. امروز «کوه زباله» عمارت به ارتفاع چند ده متر، چهره منطقه را به کلی دگرگون کرده و بوی تعفن آن در فصول گرم تا کیلومترها دورتر احساس میشود. این وضعیت، دیگر غیرقابل تحمل شده است.
تهدید جدی برای سد هراز و منابع آبی منطقه
مهمترین نگرانی کارشناسان، موقعیت جغرافیایی سایت عمارت است. این سایت در فاصله بسیار نزدیکی از مخزن سد هراز قرار دارد. سد هراز یکی از مهمترین سدهای استان مازندران است که آب شرب چندین شهر و آب کشاورزی هزاران هکتار زمین را تأمین میکند. هرگونه آلودگی این سد، فاجعهای انسانی و اقتصادی به دنبال خواهد داشت. شیرابه زباله، مایعی غلیظ، تیره و بسیار سمی است که از تجمع و فساد زبالهها در طول زمان تولید میشود.
این شیرابه حاوی فلزات سنگینی مانند سرب، جیوه و کادمیوم و همچنین انواع باکتریها و ویروسهای بیماریزا است. اگر این شیرابه به آب سد هراز نفوذ کند، حتی پس از تصفیه نیز ممکن است آثار سمی آن به طور کامل حذف نشود. پس از آبگیری کامل سد هراز، تراز آب مخزن بالا میرود و فاصله آب تا سایت زباله به طرز خطرناکی کاهش مییابد. در این شرایط، شیرابههای زباله به راحتی میتوانند از طریق جریانهای زیرزمینی یا حتی سطحی به داخل مخزن سد راه پیدا کنند. این سناریو، یک بمب ساعتی زیستمحیطی است که هر لحظه ممکن است منفجر شود.
تحلیل فناوریهای پیشنهادی و چالشهای اجرایی
برای حل بحران عمارت، چند فناوری مطرح شده است:
- اولین و مهمترین گام، « شیرابهداری» است؛ یعنی مهار کامل شیرابههای موجود و جلوگیری از نفوذ بیشتر آن به خاک و آب. این کار نیازمند احداث کانالهای جمعآوری، حوضچههای تبخیر و سیستمهای تصفیه پیشرفته است. متأسفانه تا امروز هیچ یک از این زیرساختها به طور کامل اجرا نشده است.
- گزینه دوم، استفاده از فناوری «زباله به انرژی» یا همان زبالهسوزهای مدرن است. این فناوری که در بسیاری از کشورهای توسعهیافته اجرا میشود، زباله را در دمای بسیار بالا سوزانده و از حرارت آن برای تولید برق استفاده میکند. اما این فناوری فوقالعاده گران است و نیاز به تخصص بالایی دارد. همچنین نگرانیهایی درباره آلودگی هوای ناشی از این زبالهسوزها وجود دارد.
- سومین گزینه، کمپوست کردن پسماندهای تر (مواد غذایی) و بازیافت پسماندهای خشک است. این روش بهترین و پایدارترین گزینه زیستمحیطی است، اما نیازمند تفکیک زباله از مبدأ و مشارکت فعال مردم است. متأسفانه فرهنگ تفکیک زباله در ایران هنوز به بلوغ نرسیده است. ترکیب این سه فناوری با هم، شاید بهترین راهکار باشد، اما اجرای همزمان آن نیازمند سرمایهگذاری کلان و زمان طولانی است.
بحران پسماند مازندران؛ مشکل تنها محدود به آمل نیست
واقعیت تلخ این است که بحران عمارت، تنها نمونهای از یک بیماری فراگیر در استان مازندران است. استان مازندران به دلیل موقعیت جغرافیایی، آب و هوای مرطوب و جمعیت بالا (چه ساکن و چه شناور در ایام تعطیلات)، با حجم عظیمی از تولید زباله مواجه است. متأسفانه زیرساختهای مدیریت پسماند در این استان پاسخگوی این حجم نیست. سایتهای زباله نوشهر، بابل، ساری و قائمشهر هر یک به نوعی بحرانزا هستند. اما تفاوت سایت عمارت با دیگران، نزدیکی خطرناک آن به سد هراز است. به عبارت دیگر، اگر بحران عمارت حل نشود، تنها آمل متضرر نمیشود؛ بلکه میلیونها نفر که از آب سد هراز استفاده میکنند، در معرض خطر قرار میگیرند. نمایندگان مجلس، کارشناسان محیط زیست و فعالان مدنی سالهاست که خواستار تشکیل «کارگروه ویژه مدیریت پسماند مازندران» شدهاند. کارگروهی که با اختیارات کامل و بودجه مستقل، بتواند برای کل استان یک برنامه جامع و بلندمدت تدوین و اجرا کند. اما تا امروز، این خواسته به نتیجه نرسیده است. بحران عمارت، میتواند جرقهای برای تحول در کل سیستم مدیریت پسماند استان باشد.
آینده پیش رو؛ اراده جدی یا وعدهای دیگر؟
خبر مثبت این است که به نظر میرسد این بار، ارادهای جدی در سطح استانی و ملی برای حل بحران عمارت شکل گرفته است.
- برخی منابع از تخصیص بودجه ویژه برای ساماندهی این سایت و احداث تأسیسات مدرن مدیریت پسماند خبر میدهند. همچنین پیگیریهای قضایی و رسانهای، فشار زیادی بر مسئولان برای اقدام عملی وارد کرده است. با این حال، تجربه تلخ گذشته به ما میآموزد که احتیاط کنیم. وعدههای بیشماری در این ۴۷ سال داده شده که هیچکدام به نتیجه نرسیده است. برای باور کردن اراده جدی، باید اقدامات عینی و ملموس را روی زمین ببینیم. اولین قدم، توقف فوری تخلیه زباله جدید در سایت عمارت است.
- گام دوم، شروع عملیات مهار شیرابهها. این دو گام را نمیتوان با وعده و وعید پوشاند. کارشناسان معتقدند حتی اگر امروز بهترین فناوریها نیز وارد عمل شوند، پاکسازی کامل سایت عمارت و جبران آسیبهای ۴۷ ساله، حداقل یک دهه زمان میبرد. اما هر روز تأخیر، هزینهها را چند برابر میکند و خطر را به مرز جبرانناپذیری نزدیکتر میسازد. مردم آمل و فعالان محیط زیست چشم انتظارند؛ نه وعده، که عمل.