آسیانیوز ایران؛ سرویس اجتماعی:
شب چهارشنبه و در آستانه تعطیلات نیمه خرداد، عملیات تخریب یک بنای تاریخی در مشهد آغاز شد. کلیسای انجیلی مشهد که روزگاری محل فعالیتهای تبلیغی بود، در سکوت خبری و بدون اطلاع قبلی، با خاک یکسان شد. رضا سلیمانی، خراسانپژوه و فعال میراث فرهنگی، با افشاگری از جزئیات این تخریب پرده برداشت. او تأکید دارد که این بنا سالها پیش و در ابتدای دهه هفتاد، محل فعالیت کشیشی به نام حسین سودمند بوده که بعداً اعدام شد. این بنا در سال ۱۳۸۴ به ثبت ملی رسید. اما نکته عجیب این بود که هنگام ثبت، سازمان میراث فرهنگی اطلاع دقیقی از مالک بنا نداشت. چندین بار استعلام شد اما پاسخی دریافت نشد و در نهایت بنا به عنوان یک اثر تاریخی با مالک نامشخص ثبت ملی شد.
در دهه نود، ستاد اجرایی فرمان امام نسبت به این ثبت اعتراض کرد و از طریق دادگستری خراسان موفق شد بنا را از فهرست آثار ملی خارج کند. علت این اقدام روشن است: زمانی که یک ملک ثبت ملی باشد، امکان تصرف و انجام تغییرات در آن بسیار محدود میشود و هر اقدامی نیازمند اخذ مجوزهای متعدد است. پس از این اتفاق، میراث فرهنگی شکایت کرد و پرونده به دیوان عدالت اداری رفت. رای دیوان این بود که چون مالک با ثبت اثر موافق نیست، ثبت ملی امکانپذیر نیست. اما در عین حال، باید ضوابط حفاظتی رعایت و بنا حفظ شود و تخریب نشود. این وضع سالها ادامه داشت و تلاشها برای ثبت مجدد بنا نیز به نتیجه نرسید.
تا اینکه ابتدای امسال، نماینده ستاد اجرایی فرمان امام با میراث فرهنگی تماس میگیرد و اعلام میکند که قصد انتقال یا واگذاری ملک را دارند. میراث فرهنگی نیز اعلام میکند که اصل واگذاری مانعی ندارد. اما اداره اوقاف در شب چهارشنبه و در آستانه تعطیلات وارد عمل میشود و ظرف مدت کوتاهی، عملیات تخریب را آغاز میکند. به نظر میرسد تصور بر این بوده که در فضای تعطیلات، حساسیت و نظارت کمتری وجود خواهد داشت. تمامی علائم کلیسا و صلیب بالای ساختمان نیز پیش از تخریب برداشته شده بودند. پس از آغاز تخریب، اعتراضها شروع شد و در نهایت دادستانی وارد ماجرا گردید. در ابتدا اجازه ورود به محل داده نمیشد، اما بعداً امکان بازدید فراهم شد. اکنون به نظر میرسد نتیجه نهایی پرونده این باشد که ساختمانی بدون مجوز شهرداری تخریب شده و نهایتاً جریمه مالی برای آن در نظر گرفته شود. کلیسای دوم مشهد نیز در وضعیت مشابهی قرار دارد و برای فروش عرضه شده است.
تاریخچه کلیسای انجیلی مشهد و پیشینه آن
کلیسای انجیلی مشهد، یکی از معدود کلیساهای پروتستان در شرق ایران بود که قدمت آن به دوران پهلوی بازمیگشت. این بنا در محلهای واقع شده بود که در گذشته اقلیتهای مذهبی در آن ساکن بودند. فعالیت اصلی این کلیسا در دهههای چهل و پنجاه شمسی بود، اما در دهه هفتاد نیز مجدداً فعال شد. در آن سالها، کشیشی به نام حسین سودمند (که یک کشیش مسیحی مسلمانتبار بود) در این مکان به فعالیتهای تبلیغی میپرداخت. سودمند بعداً دستگیر و در ابتدای دهه هفتاد اعدام شد. این بنا از نظر معماری، تلفیقی از سبکهای ایرانی و اروپایی بود. برج ناقوس، پنجرههای قوسی و صلیب سنگی بالای ساختمان، از شاخصههای اصلی آن به شمار میرفتند.
با وجود اینکه ساختمان نسبتاً کوچک بود، اما به دلیل موقعیت مکانی و پیشینه تاریخی، از اهمیت زیادی برخوردار بود. در سالهای اخیر، این کلیسا عملاً غیرفعال بود و هیچ مراسم مذهبی منظمی در آن برگزار نمیشد، اما به عنوان یک اثر تاریخی، همچنان مورد توجه پژوهشگران و دوستداران میراث فرهنگی بود. پس از انقلاب و به ویژه در دهههای اخیر، وضعیت اقلیتهای مذهبی در ایران همواره موضوعی حساس بوده است. کلیسای انجیلی مشهد نیز به دلیل ماهیت تبلیغی و وابستگی به کشیش اعدام شده، همواره در کانون توجه نهادهای امنیتی قرار داشت. این حساسیتها، روند ثبت و حفاظت از بنا را با پیچیدگیهای متعددی مواجه کرده بود.
فراز و فرودهای ثبت ملی و حذف از فهرست آثار ملی
نخستین اقدام برای ثبت ملی این کلیسا در سال ۱۳۸۴ انجام شد. در آن زمان، سازمان میراث فرهنگی با استعلام از مراجع مختلف، نتوانست مالک قانونی بنا را شناسایی کند. پس از چندین بار استعلام بینتیجه، این بنا به عنوان یک «اثر تاریخی با مالک نامشخص» در فهرست آثار ملی ایران ثبت شد. ثبت ملی، یک لایه حفاظتی مهم برای بنا ایجاد میکرد و هرگونه تغییر یا تخریب را منوط به اخذ مجوز از میراث فرهنگی مینمود. اما در دهه نود، ستاد اجرایی فرمان امام (ره) که خود را مالک یا متولی بنا میدانست، نسبت به این ثبت اعتراض کرد. این ستاد با طرح دعوی در دادگستری خراسان، موفق شد حکم به خارج شدن بنا از فهرست آثار ملی بگیرد. استدلال اصلی آنها این بود که مالک با ثبت ملی مخالف است و این ثبت بدون رضایت مالک، غیرقانونی انجام شده است. این تصمیم، بنا را از زیر چتر حمایتی میراث فرهنگی خارج کرد. پس از این اتفاق، سازمان میراث فرهنگی به دیوان عدالت اداری شکایت برد. رای دیوان جالب توجه بود: قضات دیوان تشخیص دادند که چون مالک با ثبت اثر موافق نیست، ثبت ملی امکانپذیر نیست. اما در عین حال، تأکید کردند که بنا باید حفظ شود و ضوابط حفاظتی در مورد آن رعایت گردد. این رأی دوگانه، عملاً یک وضعیت مبهم و بلاتکلیف ایجاد کرد. بنا از فهرست آثار ملی خارج شده بود، اما طبق رای دیوان، نباید تخریب میشد. این تناقض، سالها ادامه یافت.
نقش ستاد اجرایی فرمان امام و اداره اوقاف در تخریب
ستاد اجرایی فرمان حضرت امام (ره)، یک نهاد اقتصادی و خیریه بزرگ است که پس از انقلاب اسلامی و با دستور امام خمینی برای مدیریت اموال بلاتکلیف و درآمدهای حاصل از آنها تأسیس شد. این ستاد در طول سالهای اخیر، به یکی از بزرگترین هلدینگهای اقتصادی ایران تبدیل شده است. اما در مورد کلیسای مشهد، نقش این ستاد در تخریب، محوری و تعیینکننده بوده است.
بر اساس افشاگریهای صورت گرفته، ابتدای امسال نماینده ستاد اجرایی فرمان امام با سازمان میراث فرهنگی تماس گرفته و اعلام کرده بود که قصد انتقال یا واگذاری ملک را دارند. میراث فرهنگی نیز پاسخ داده بود که «اصل واگذاری مانعی ندارد». این پاسخ، احتمالاً از سوی ستاد به عنوان یک چراغ سبز برای اقدام تفسیر شده است. با این حال، هیچکس تصور نمیکرد که واگذاری، به معنای تخریب کامل بنا باشد. اداره اوقاف نیز به عنوان متولی قانونی برخی از اموال و اراضی، در شب چهارشنبه و در آستانه تعطیلات وارد عمل شد. عملیات تخریب با سرعت و در سکوت خبری انجام شد. نکته بسیار مهم، برداشته شدن تمام علائم کلیسا و صلیب بالای ساختمان پیش از تخریب بود. این نشان میدهد که تخریب، یک اقدام برنامهریزی شده و از پیش تعیین شده بوده است. تصور بر این بوده که در فضای تعطیلات، حساسیت رسانهای و نظارت نهادهای نظارتی کمتر خواهد بود.
واکنش دادستانی و نتیجه محتمل پرونده
پس از آغاز تخریب و انتشار خبر در فضای مجازی و رسانهها، موجی از اعتراضات به راه افتاد. فعالان میراث فرهنگی، حقوقدانان و برخی از نمایندگان مجلس خواستار توقف فوری تخریب و ورود دادستانی به ماجرا شدند. در ابتدا، نیروهای امنیتی و انتظامی از ورود افراد و خبرنگاران به محل تخریب جلوگیری میکردند. اما با گسترش اعتراضات، دادستانی مشهد وارد عمل شد و دستور بازدید از محل را صادر کرد.
بازدید دادستان از محل تخریب، نشان داد که عملیات تخریب بدون مجوز شهرداری و بدون رعایت ضوابط قانونی انجام شده است. این یک تخلف واضح و آشکار ساختمانی است. عجیب آنکه نه ستاد اجرایی فرمان امام و نه اداره اوقاف، مجوز تخریب از شهرداری نداشتهاند. به عبارت دیگر، یک بنای تاریخی (حتی اگر از فهرست آثار ملی خارج شده باشد) بدون هیچ مجوز قانونی، در شب و در غیاب ناظران، تخریب شده است. بر اساس تجربه پروندههای مشابه، به نظر میرسد نتیجه نهایی این تخریب، محکومیت مالی برای متخلفان باشد. یعنی دادگاه، نهایتاً این اقدام را «تخریب ساختمان بدون مجوز» تلقی خواهد کرد و جریمه نقدی برای آن در نظر میگیرد. این جریمه در مقایسه با ارزش ملک و اهمیت تاریخی آن، ناچیز است. به عبارت دیگر، عملاً مجازات مؤثری برای این اقدام وجود ندارد و این یک سابقه خطرناک برای سایر بناهای تاریخی مشابه ایجاد میکند.
کلیسای دوم مشهد؛ تهدیدی مشابه در انتظار یک بنای تاریخی دیگر
اما ماجرا به این کلیسا ختم نمیشود. بر اساس گزارش رضا سلیمانی، «کلیسای دوم مشهد» نیز در وضعیت مشابهی قرار دارد. این کلیسا که متعلق به ارامنه است و به همراه یک مدرسه، مجموعه فرهنگی-مذهبی کوچکی را تشکیل میدهد، در سالهای اخیر با تهدید فروش مواجه بوده است. شورای خلیفهگری ارامنه تهران که مسئولیت این ملک را بر عهده دارد، آن را برای فروش عرضه کرده و در جستجوی خریدار است. پرونده ثبت ملی این کلیسا و مدرسه ارامنه مشهد نیز تشکیل شد، اما در مرحله نخست به دلیل نقص در پرونده موفق به ثبت نشد. سپس موضوع به دیوان عدالت اداری کشیده شد و رای صادر شد که «مدرسه ثبت ملی نیست». در نهایت نیز این مدرسه در سال ۱۳۹۶ به فروش رسید. اگرچه خود کلیسا هنوز ثبت ملی نشده، اما وضعیت آن بسیار شکننده و نگرانکننده است.
فروش کلیسای دوم مشهد به یک نهاد یا شخص خصوصی، میتواند سرنوشتی مشابه کلیسای انجیلی برای آن رقم بزند. خریدار جدید ممکن است هر تصمیمی درباره آن بگیرد، از تغییر کاربری تا تخریب کامل. فعالان میراث فرهنگی خواستار ثبت ملی هر چه سریعتر این کلیسا و جلوگیری از فروش آن به نهادهایی هستند که ممکن است آن را تخریب کنند. تجربه تلخ کلیسای انجیلی، یک زنگ خطر جدی برای کلیسای ارامنه مشهد و سایر بناهای تاریخی اقلیتهای مذهبی در ایران است.