آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
تنشهای نظامی میان ایران و اسرائیل وارد فاز جدیدی شده است. ژنرال ایال زامیر، رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل، در جریان بازدید از یک رزمایش نظامی، تهدید کرد که اسرائیل ضربهای «بسیار سنگینتر و شدیدتر» به ایران وارد خواهد کرد. این اظهارات در حالی مطرح میشود که کمتر از یک ماه از تبادل آتش سنگین میان دو کشور میگذرد. در آن درگیری، اسرائیل اهدافی را در تهران، اصفهان و ماهشهر هدف قرار داد و ایران نیز با شلیک دهها موشک به سمت اسرائیل پاسخ داد.
ژنرال زامیر تأکید کرد که ارتش اسرائیل «آمادگی فوری و کامل برای بازگشت به عملیات رزمی علیه ایران را حفظ کرده و همچنان حفظ میکند.» این بالاترین سطح هشدار نظامی اسرائیل نسبت به ایران در ماههای اخیر است. رئیس ستاد ارتش اسرائیل با اشاره به تبادل آتش اخیر گفت: «تمام سامانههای دفاعی و تهاجمی ما در حالت آمادهباش بودند. تهدیدهای شلیکشده علیه ما را رهگیری کردیم و با سرعت و قدرت به داخل ایران ضربه زدیم.» او در بخش دیگری از سخنان خود تصریح کرد که «ضربهای که در ایران انجام دادیم، زمینهسازی برای اقدامی بسیار مهمتر و سنگینتر بود.» این جمله حاکی از آن است که اسرائیل حملات قبلی را صرفاً یک مقدمه میداند و عملیات اصلی در راه است.
ژنرال زامیر در ادامه گفت: «تلاش حکومت ایران برای تحمیل معادلات جدید با شکست روبهرو خواهد شد.» این واکنش اسرائیل به استراتژی ایران برای تغییر قواعد درگیری در منطقه است. این اظهارات در حالی منتشر میشود که مقامات نظامی و سیاسی ایران بارها اعلام کردهاند که به هرگونه تجاوز اسرائیل به خاک ایران پاسخ کوبنده و پشیمانکننده خواهند داد. منطقه در وضعیت آمادهباش نظامی شدید به سر میبرد. همزمان، رسانههای اسرائیلی از تمرین رزمایش بزرگ ارتش این کشور در هفتههای اخیر خبر دادهاند. به نظر میرسد اسرائیل خود را برای یک رویارویی نظامی گسترده با ایران و متحدانش در منطقه آماده میکند.
تحلیل اظهارات ژنرال زامیر؛ تهدید یا نمایش قدرت؟
ژنرال ایال زامیر، رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل، در جایگاهی سخن میگوید که هر واژه او در سطح راهبردی مورد تحلیل قرار میگیرد. او در یک رزمایش نظامی (که خود یک نمایش قدرت است) و در حضور فرماندهان ارشد، از «ضربه بسیار سنگینتر و شدیدتر» به ایران سخن میگوید. این اظهارات را نمیتوان یک تهدید ساده یا احساسی تلقی کرد. این یک «پیام راهبردی» هم به ایران و هم به متحدان اسرائیل (به ویژه آمریکا) است که: «ما از رویارویی مستقیم با ایران نمیترسیم و برای دور بعدی آمادهایم.» عبارت «زمینهسازی برای اقدامی بسیار مهمتر و سنگینتر» کلیدواژه اصلی این سخنرانی است. ژنرال زامیر میگوید که حملات ماه گذشته (به تهران، اصفهان و ماهشهر) صرفاً یک «مقدمه» بوده و نه یک عملیات کامل. این یعنی اسرائیل در آن حملات از حداکثر توان خود استفاده نکرده است و هدف اصلی را برای زمان دیگری نگه داشته است. این میتواند یک تاکتیک روانی برای ایجاد ترس و ناامنی در ایران باشد، و یا یک هشدار واقعی مبتنی بر اطلاعات دقیق.
نکته دیگر، تأکید بر «آمادگی فوری و کامل» است. این عبارت به این معناست که اسرائیل نیازی به فراخوان نیروهای ذخیره یا زمان آمادهسازی طولانی ندارد و میتواند ظرف چند ساعت پس از تصمیم سیاسی، عملیات نظامی گسترده را آغاز کند. این یک پیام بازدارندگی و افزایش هزینههای هرگونه اقدام تلافیجویانه از سوی ایران است. ژنرال زامیر با این سخنان عملاً به ایران میگوید: «اگر دست به حمله جدیدی بزنید، با پاسخی مواجه خواهید شد که بسیار فراتر از آن چیزی است که در ماه گذشته دیدید.»
زمینههای این تهدید؛ چرا اسرائیل اکنون تهدید میکند؟
زمانبندی این تهدیدات تصادفی نیست. چند عامل مهم در پسزمینه این اظهارات وجود دارد:
- اولاً، اسرائیل در حال ارزیابی نتایج حملات ماه گذشته خود است. ارتش اسرائیل میخواهد به افکار عمومی داخلی و جامعه بینالمللی نشان دهد که عملیاتش موفق بوده و ایران تضعیف شده است. تهدید به «اقدام مهمتر» یک نمایش قدرت برای جبران کاستیهای احتمالی در عملیات قبلی است.
- ثانیاً، اسرائیل احتمالاً در حال آمادهسازی افکار عمومی جهان برای یک عملیات گسترده آینده است. با گفتن اینکه «حمله قبلی فقط زمینهسازی بود»، اسرائیل میخواهد شدت و اهمیت حمله بعدی را در اذهان عمومی نهادینه کند.
- ثالثاً، این اظهارات میتواند واکنشی به تحرکات اخیر ایران و متحدانش در منطقه باشد. حزبالله لبنان و نیروهای محور مقاومت در سوریه و عراق در ماههای اخیر حملاتی را علیه مواضع اسرائیل انجام دادهاند. اسرائیل با تهدید به حمله مستقیم به ایران، سعی دارد بازدارندگی خود را در کل منطقه افزایش دهد و به گروههای نیابتی ایران بفهماند که «حامی شما در تهران در امان نیست.» همچنین، این تهدیدات میتواند پاسخی به پیشرفتهای هستهای ایران باشد که در گزارشهای اخیر آژانس بینالمللی انرژی اتمی منعکس شده است.
در نهایت، نباید نقش فشارهای داخلی در اسرائیل را نادیده گرفت. دولت نتانیاهو تحت فشار افکار عمومی و اپوزیسیون است که خواهان امنیت بیشتر و برخورد قاطع با ایران هستند. اظهارات آتشین مقامات نظامی و سیاسی، تا حدی برای پاسخ به این مطالبات داخلی و نشان دادن «قاطعیت» دولت انجام میشود. همچنین، همزمانی این اظهارات با رزمایش نظامی، یک نمایش قدرت هماهنگ برای تقویت روحیه داخلی و ارسال پیام به خارج است.
قابلیتهای نظامی اسرائیل برای «ضربه سنگینتر» به ایران
سوال اصلی این است: اسرائیل چه توانمندیهایی برای انجام یک «ضربه سنگینتر و شدیدتر» نسبت به حملات ماه گذشته دارد؟ اسرائیل سه ابزار اصلی برای حمله به ایران دارد:
- ۱) حملات هوایی با استفاده از جنگندههای نسل پنجم (اف-۳۵) و اف-۱۵ های سوخترسان
- ۲) حملات موشکی بالستیک و کروز (از داخل خاک اسرائیل یا از طریق زیردریاییها در دریای عرب و خلیج فارس)
- ۳) حملات سایبری به زیرساختهای حیاتی ایران (نیروگاهها، بنادر، پالایشگاهها و مراکز نظامی).
حملات ماه گذشته (بنا بر گزارشها) عمدتاً با استفاده از جنگندههای اف-۳۵ رادارگریز و با سوخترسانی هوایی انجام شد. این جنگندهها توانایی پرواز در عمق خاک ایران را دارند. یک حمله «سنگینتر» میتواند شامل تعداد بیشتری جنگنده، اهداف متعدد و همزمان (اصابت به چندین نقطه در تهران، اصفهان، بوشهر و سایر استانها)، و استفاده از مهمات سنگینتر (بمبهای زمینی (bunker buster) برای نفوذ به تأسیسات زیرزمینی) باشد. همچنین اسرائیل میتواند از زیردریاییهای کلاس دلفین خود که در آبهای خلیج فارس مستقر هستند، موشکهای کروز شلیک کند.
با این حال، یک حمله گسترده به ایران دارای ریسکهای بسیار بالایی است. ایران توان موشکی بالایی دارد و میتواند در پاسخ، اسرائیل و پایگاههای آمریکا در منطقه را هدف قرار دهد. همچنین ایران میتواند تنگه هرمز را ببندد و اقتصاد جهانی را مختل کند. اسرائیل برای یک حمله همه جانبه، به تدارکات گسترده، سوخت رسانی هوایی (که نیاز به هماهنگی با کشورهای عربی دارد) و احتمالاً به مشارکت مستقیم یا غیرمستقیم آمریکا نیاز دارد. بنابراین، «ضربه سنگینتر» لزوماً به معنای «جنگ تمام عیار» نیست، بلکه میتواند یک عملیات محدودتر اما با شدت بیشتر و با تمرکز بر اهداف راهبردیتر (مانند تأسیسات هستهای یا فرماندهی سپاه) باشد.
توان بازدارندگی ایران و پاسخ احتمالی به تهدیدات اسرائیل
ایران به روشنی اعلام کرده است که به هرگونه تجاوز اسرائیل پاسخ «کوبنده و پشیمانکننده» خواهد داد. راهبرد ایران مبتنی بر «دفاع فعال» و «پاسخ نامتقارن» است. در صورت حمله جدید اسرائیل، ایران چه گزینههایی روی میز دارد؟
- اولین گزینه، پاسخ موشکی گسترده با استفاده از هزاران موشک بالستیک و کروز است. ایران ادعا میکند که موشکهای فراصوتی مانند «فتاح ۲» توانایی عبور از سامانههای پدافندی اسرائیل (گنبد آهنین، پیکان و فلاخن داوود) را دارند. ایران میتواند همزمان شهرها و پایگاههای نظامی اسرائیل را هدف قرار دهد.
- دومین گزینه، فعالسازی جبهههای نیابتی در منطقه است. حزبالله لبنان (با دهها هزار موشک) میتواند اسرائیل را از شمال بمباران کند. گروههای مقاومت در عراق میتوانند پایگاههای آمریکا و منافع اسرائیل را هدف قرار دهند. انصارالله یمن نیز میتواند حملات موشکی و پهپادی خود به اسرائیل و کشتیهای مرتبط با آن را تشدید کند. این یک جنگ چند جبههای است که توان نظامی اسرائیل را به شدت تحت فشار قرار میدهد.
- سومین گزینه، حملات سایبری به زیرساختهای حیاتی اسرائیل (شبکه برق، آب، ارتباطات، بانکداری و حمل و نقل). جمهوری اسلامی سابقه طولانی در حملات سایبری دارد و میتواند خسارت سنگینی به اقتصاد و زندگی روزمره اسرائیل وارد کند. چهارمین گزینه، بستن تنگه هرمز و حمله به کشتیهای تجاری و نفتی در خلیج فارس است که میتواند شوک نفتی به اقتصاد جهان وارد کند. در مجموع، ایران به دنبال بازدارندگی است و میخواهد هزینههای هرگونه حمله به خاک خود را به حدی بالا ببرد که اسرائیل از انجام آن منصرف شود.
چشمانداز آینده و سناریوهای محتمل
با توجه به اظهارات ژنرال زامیر و تحولات میدانی، سه سناریو اصلی پیش روی منطقه است.
-
سناریوی اول (بدبینانه)
اسرائیل طی هفتهها یا ماههای آینده، یک حمله نظامی گسترده (شامل حملات هوایی و موشکی به تأسیسات هستهای، زیرساختهای نظامی و اقتصادی ایران) انجام دهد. ایران نیز با پاسخ موشکی همهجانبه و فعالسازی جبهههای نیابتی، وارد یک جنگ تمام عیار با اسرائیل شود. در این سناریو، آمریکا و کشورهای عربی منطقه نیز به ناچار وارد جنگ خواهند شد و منطقه با فاجعهای انسانی و اقتصادی بیسابقه مواجه خواهد شد. این سناریو کماحتمال به نظر میرسد، اما نمیتوان آن را به طور کامل رد کرد.
-
سناریوی دوم (محتملترین)
تنش در سطح فعلی باقی بماند و گهگاه تبادل حملات محدود (همانند ماه گذشته) تکرار شود. اسرائیل از طریق تهدیدات و حملات جراحی (surgical strikes) اهداف مشخصی را در ایران هدف قرار دهد و ایران نیز پاسخهای متقارن و محدود بدهد. جنگ تمام عیار رخ ندهد، اما منطقه در وضعیت «نه جنگ، نه صلح» و بلاتکلیفی مزمن باقی بماند. این وضعیت به نفع هیچ کدام از طرفین نیست و هزینههای اقتصادی و روانی زیادی برای جوامع دو طرف خواهد داشت.
-
سناریوی سوم (خوشبینانه)
فشردگی دیپلماتیک، به ویژه از سوی آمریکا و کشورهای عربی، باعث شود که هر دو طرف از آتشبس و کاهش تنش استقبال کنند. مذاکرات غیرمستقیم (با میانجیگری قطر، عمان یا عراق) از سر گرفته شود و طرفین به تعهداتی متقابل برای توقف حملات و احترام به حاکمیت یکدیگر دست یابند. در این سناریو، تهدیدات نظامی جای خود را به تهدیدات دیپلماتیک بدهند. با توجه به مواضع کنونی مقامات اسرائیل و ایران، این سناریو نیز کماحتمال به نظر میرسد، اما هرگز نمیتوان از معجزه دیپلماسی ناامید شد.