آسیانیوز ایران؛ سرویس اجتماعی:
رئیس مرکز جوانی جمعیت وزارت بهداشت هشدار داد که سالمندی جمعیت به یکی از بزرگترین چالشهای ایران در دهههای آینده تبدیل خواهد شد. در حال حاضر ۷ تا ۱۰ درصد جمعیت کشور را سالمندان تشکیل میدهند. این مقام مسئول تأکید کرد که همین حالا نیز حدود ۴۰ درصد تختهای بیمارستانی کشور در اشغال سالمندان است. این آمار نشان میدهد که سالمندان به طور نامتناسبی از منابع سلامت مصرف میکنند. اما هشدار اصلی مربوط به آینده است. طبق پیشبینیها، طی سالهای آینده (احتمالاً تا ۱۴۳۰) سهم سالمندان از جمعیت کشور به ۲۵ تا ۳۰ درصد خواهد رسید. یعنی از هر چهار ایرانی، یک نفر سالمند خواهد بود.
چنین شرایطی، فشار بیسابقهای بر حوزه سلامت (بیمارستانها، داروخانهها، مراکز توانبخشی)، بیمهها (هزینههای درمانی بالای سالمندان) و صندوقهای بازنشستگی (افزایش تعداد مستمری بگیران و کاهش نسبت پشتیبانی) وارد خواهد کرد. علت اصلی این پدیده، کاهش نرخ باروری در دهههای اخیر است. نرخ باروری ایران از حدود ۷ فرزند به ازای هر زن در دهه ۱۳۶۰، به حدود ۱.۷ فرزند در سال ۱۴۰۰ رسیده است (پایینتر از سطح جانشینی ۲.۱). در نتیجه، جمعیت جوان که باید بار تامین سالمندان را به دوش بکشد، به اندازه کافی متولد نمیشود. یک عامل دیگر، افزایش امید به زندگی است. ایرانیها اکنون به طور متوسط ۷۶ سال عمر میکنند (در مقایسه با ۵۵ سال در دهه ۱۳۵۰). پیشرفت علم پزشکی و کاهش مرگ و میر نوزادان و کودکان نیز به این افزایش دامن زده است. بنابراین، هم تعداد سالمندان بیشتر شده و هم مدت زمان سالمندی طولانیتر.
رئیس مرکز جوانی جمعیت وزارت بهداشت تأکید کرد که اگر اکنون برای این بحران آماده نشویم، در آینده با فاجعهای جبرانناپذیر مواجه خواهیم شد. نظام سلامت باید خود را برای پذیرش حجم بالای بیماران سالمند (بیماریهای مزمن مانند فشار خون، دیابت، آلزایمر، آرتروز و ...) آماده کند. صندوقهای بازنشستگی نیز در معرض ورشکستگی قرار دارند. نسبت پشتیبانی (نسبة شاغلان به بازنشستگان) در صندوق بازنشستگی کشوری به کمتر از ۳ به ۱ رسیده است (یعنی به ازای هر ۳ شاغل، یک بازنشسته). در صندوق تأمین اجتماعی نیز این نسبت به حدود ۴ به ۱ کاهش یافته است. با افزایش سالمندی، این نسبت بدتر خواهد شد و ممکن است صندوقها نتوانند حقوق بازنشستگان را پرداخت کنند.
تحلیل آمار سالمندی در ایران (وضعیت موجود و پیشبینی آینده)
بر اساس آخرین آمار مرکز آمار ایران (سال ۱۴۰۲)، جمعیت ایران حدود ۸۵ میلیون نفر است. از این تعداد، حدود ۶ تا ۸ میلیون نفر (۷ تا ۱۰ درصد) ۶۵ سال و بالاتر دارند. این رقم نسبت به دهه ۱۳۸۰ (کمتر از ۵ درصد) رشد قابل توجهی داشته است. مهمترین دلیل این رشد، کاهش مرگ و میر نوزادان و کودکان و افزایش امید به زندگی است. اما علت اصلی، کاهش نرخ باروری است. در دهه ۱۳۶۰، هر زن ایرانی به طور متوسط ۷ فرزند به دنیا میآورد. این رقم در دهه ۱۳۹۰ به ۱.۸ فرزند و در سال ۱۴۰۰ به ۱.۷ فرزند رسید (پایینتر از سطح جانشینی ۲.۱). در نتیجه، هرم جمعیت ایران در حال پیر شدن است. طبقه میانی و پایین هرم (جوانان و میانسالان) کوچک میشود و طبقه بالایی (سالمندان) بزرگ میشود.
پیشبینیهای سازمان ملل و مرکز آمار ایران نشان میدهد که روند سالمندی جمعیت ایران تا دهه ۱۴۳۰ ادامه خواهد یافت. در آن زمان، سهم سالمندان از جمعیت به ۲۵ تا ۳۰ درصد (حدود ۲۵ میلیون نفر) خواهد رسید. این بدان معناست که ایران در رتبهبندی کشورهای پیر جهان قرار خواهد گرفت. اما نکته نگرانکنندهتر، «سرعت» این پیر شدن است. در حالی که کشورهای اروپایی (مانند سوئد و فرانسه) بیش از ۱۰۰ سال زمان داشتند تا با پدیده سالمندی تطابق یابند، ایران تنها ۳۰ تا ۴۰ سال فرصت دارد. این یک «شوک جمعیتی» است. نمونه مشابه این پدیده در ژاپن و کره جنوبی دیده شده است. هر دو کشور با کاهش شدید نرخ باروری و افزایش امید به زندگی مواجه شدند و اکنون با بحران کمبود نیروی کار، افزایش هزینههای سلامت و بازنشستگی، و رکود اقتصادی دست و پنجه نرم میکنند. ایران اگر اکنون اقدامات جدی انجام ندهد (افزایش نرخ باروری، اصلاح نظام بازنشستگی، سرمایهگذاری در زیرساختهای سلامت سالمندی)، با مشکلات مشابه (و حتی شدیدتر) مواجه خواهد شد.
فشار بر نظام سلامت و اشغال تختهای بیمارستانی
اشغال ۴۰ درصد تختهای بیمارستانی توسط سالمندان، یک آمار بسیار بالاست. علت این اشغال بالا چیست؟ سالمندان به طور طبیعی بیشتر از جوانان و میانسالان به خدمات درمانی نیاز دارند. آنها دچار بیماریهای مزمن متعددی هستند: فشار خون (حدود ۶۰ درصد سالمندان)، دیابت (۳۰ درصد)، بیماریهای قلبی (۲۵ درصد)، آرتروز و پوکی استخوان (۴۰ درصد)، آلزایمر و سایر دمانسها (۱۰ درصد). هر یک از این بیماریها ممکن است نیاز به بستری مکرر در بیمارستان داشته باشد. علاوه بر این، سالمندان دوره نقاهت طولانیتری دارند و مدت بستری آنها به طور میانگین ۲ تا ۳ برابر جوانان است.
آینده نگرانکنندهتر است. با افزایش ۳ برابری جمعیت سالمندان (از ۸ میلیون به ۲۵ میلیون نفر)، نیاز به تختهای بیمارستانی نیز به طور متناسب افزایش خواهد یافت. اگر همین الان ۴۰ درصد تختها پر است (یعنی حدود ۴۰,۰۰۰ تخت از ۱۰۰,۰۰۰ تخت بیمارستانی)، در آینده برای پاسخگویی به نیاز سالمندان، به حداقل ۱۲۰,۰۰۰ تخت دیگر (مجموعاً ۲۲۰,۰۰۰ تخت) نیاز خواهیم داشت. ساخت این تعداد تخت، هزینهای معادل دهها هزار میلیارد تومان خواهد داشت. علاوه بر تخت، به «نیروی انسانی متخصص» نیز نیاز است. پزشکان متخصص طب سالمندان (پزشکان داخلی یا خانواده با فوق تخصص سالمندان) در حال حاضر بسیار کم هستند (کمتر از ۵۰۰ نفر در کل کشور). پرستاران و بهیاران آموزش دیده در زمینه مراقبت از سالمندان (با بیماریهای مزمن و اختلالات شناختی) نیز کافی نیستند. وزارت بهداشت باید برنامه فوری برای تربیت نیروی انسانی تخصصی سالمندی تدوین کند.
فشار بر صندوقهای بازنشستگی و ورشکستگی احتمالی
صندوقهای بازنشستگی ایران (بازنشستگی کشوری، تأمین اجتماعی، فولاد، نفت و ...) در حال حاضر با مشکل «کسری بودجه مزمن» مواجه هستند. یعنی درآمد آنها (بیمه و حق بیمه دریافتی از شاغلان) کمتر از هزینههایشان (حقوق بازنشستگان و مستمری بگیران) است. این کسری بودجه از محل یارانه دولتی و استقراض از بانک مرکزی جبران میشود. با افزایش تعداد سالمندان و بازنشستگان، این کسری بودجه چند برابر خواهد شد. نسبت پشتیبانی (نسبة شاغلان به بازنشستگان) به سرعت در حال کاهش است. در دهه ۱۳۷۰، به ازای هر بازنشسته، بیش از ۱۰ شاغل وجود داشت. این نسبت اکنون به کمتر از ۳ به ۱ (در صندوق بازنشستگی کشوری) و ۴ به ۱ (در تأمین اجتماعی) رسیده است. در صندوقهای کوچکتر (مانند فولاد و نفت)، وضعیت حتی بدتر است. با پیر شدن جمعیت، تعداد شاغلان (که باید حق بیمه پرداخت کنند) کاهش مییابد و تعداد بازنشستگان (که باید حقوق بگیرند) افزایش مییابد.
اگر اقدامی انجام نشود، برخی صندوقهای بازنشستگی تا ۱۰ سال آینده (حدود ۱۴۳۰-۱۴۳۵) ورشکست خواهند شد. ورشکستگی به معنای ناتوانی در پرداخت حقوق بازنشستگان است. راهکارهای اصلاحی عبارتند از: افزایش سن بازنشستگی (مثلاً از ۶۰ به ۶۵ یا ۷۰ سال)، افزایش نرخ حق بیمه (یعنی کسر بیشتر از حقوق شاغلان)، کاهش سقف حقوق بازنشستگی (برای افراد با حقوق بالا)، و تغییر فرمول محاسبه حقوق بازنشستگی (از میانگین چند سال آخر به میانگین کل سابقه بیمه). هر یک از این راهکارها ناخوشایند است اما اجتنابناپذیر.
راهکارهای پیشگیری و مدیریت بحران سالمندی
برای مقابله با بحران سالمندی، دو دسته راهکار وجود دارد: «پیشگیرانه» (کاهش سرعت پیر شدن جمعیت) و «تطبیقی» (آماده شدن برای پذیرش سالمندان).
راهکارهای پیشگیرانه (بلندمدت - ۲۰ تا ۳۰ سال)
افزایش نرخ باروری (از ۱.۷ به ۲.۱ یا بیشتر). این کار نیازمند سیاستهای تشویقی قوی است: پرداخت یارانه نقدی به ازای هر فرزند (ماهانه ۱ تا ۲ میلیون تومان)، مرخصی زایمان طولانی (۱۲ ماه برای مادر و ۶ ماه برای پدر)، ارائه مسکن ارزانقیمت به خانوادههای دارای ۲ فرزند و بیشتر، و ایجاد مهدکودکهای رایگان در محل کار مادران.
تشویق به ازدواج جوانان و کاهش سن ازدواج (از ۲۸ سال به ۲۳-۲۴ سال). این کار نیازمند تسهیل در ازدواج (کاهش هزینه جهیزیه، وام قرض الحسنه ازدواج، ساخت مسکن دانشجویی و جوانان).
راهکارهای تطبیقی (کوتاه مدت و میان مدت - ۵ تا ۱۰ سال):
- افزایش ظرفیت بیمارستانها و تختهای مراقبت ویژه برای سالمندان. ایجاد «بخشهای مراقبت سالمندان» (Geriatric wards) در بیمارستانهای بزرگ.
- توسعه «مراکز مراقبت در منزل» (Home care centers) برای سالمندانی که نیاز به بستری دائمی ندارند اما قادر به زندگی مستقل نیستند. این مراکز توسط پرستاران و بهیاران آموزش دیده اداره میشوند و هزینه بسیار کمتری نسبت به بستری در بیمارستان دارند.
- افزایش سن بازنشستگی به ۶۵ یا ۷۰ سال (با حفظ شرایط سخت برای کارگران کارهای فیزیکی سنگین).
- اصلاح صندوقهای بازنشستگی (کاهش حقوق مدیران، جلوگیری از خروج ارز از کشور از طریق پرداخت حقوق بازنشستگان مقیم خارج).
نقش وزارت بهداشت و هماهنگی بیننهادی
وزارت بهداشت مسئولیت اصلی حفظ سلامت سالمندان را بر عهده دارد. اما برای موفقیت، نیاز به هماهنگی گسترده با سایر نهادها دارد. این نهادها عبارتند از:
- سازمان برنامه و بودجه: برای تخصیص بودجه کافی (حداقل ۵ درصد بودجه عمومی کشور) به حوزه سلامت سالمندان.
- وزارت رفاه و تأمین اجتماعی: برای اصلاح ساختار صندوقهای بازنشستگی و افزایش حقوق بازنشستگان.
- وزارت راه و شهرسازی: برای ساخت مسکن متناسب با نیاز سالمندان (آپارتمانهای یک طبقه بدون پله، با دستگیره و هشدار دهنده).
- وزارت کشور و شهرداریها: برای ایجاد فضاهای شهری دوستدار سالمند (پیادهروهای عریض، نیمکتهای استراحت، سرویسهای بهداشتی عمومی، حمل و نقل عمومی مناسب برای معلولان و سالمندان).
- سازمان صداوسیما و وزارت ارشاد: برای آگاهیبخشی به مردم درباره سالمندی و ترویج سبک زندگی سالم.
رئیس مرکز جوانی جمعیت وزارت بهداشت تأکید کرد که «سالمندی جمعیت یک فرصت است، نه یک تهدید». سالمندان باتجربه و خردمند میتوانند به عنوان مشاور، معلم و مربی در جامعه فعالیت کنند. اما برای تبدیل این فرصت به واقعیت، باید سرمایهگذاری کنیم. هر ریالی که امروز برای آموزش نیروی کار ماهر، بهبود سلامت سالمندان و اصلاح نظام بازنشستگی خرج کنیم، در آینده ده برابر بازگشت خواهد داشت. اگر امروز کاری نکنیم، فردا دیر است.