آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
سریال تلویزیونی «تنهاترین سردار» به کارگردانی مهدی فخیمزاده و تهیهکنندگی غلامرضا موسوی، محصول سال ۱۳۷۵، یکی از معدود آثاری است که به زندگی «امام حسن مجتبی(ع)» (دومین امام شیعیان) و دوران کوتاه خلافت و صلح تاریخی ایشان با معاویه پرداخته است. این سریال ۲۰ قسمتی که با بازی اکبر زنجانپور (در نقش معاویه)، داوود رشیدی (عمرو عاص)، ابوالفضل پورعرب، حسین گیل، افسانه بایگان و خود مهدی فخیمزاده (در نقش شمر) ساخته شده، با وجود «سوژه بکر و مغفول»، «بازیهای قابل قبول» (به ویژه اکبر زنجانپور و داوود رشیدی)، «موسیقی متن مجید انتظامی» (با صدای محمد اصفهانی) و «طراحی صحنه و لباس چشمنواز» (با استفاده از شهرک سینمایی غزالی)، از نقدهای جدی در حوزه «فیلمنامه»، «شخصیتپردازی» (به ویژه شخصیت امام حسن(ع) که به اندازه کافی «کریم اهل بیت» و «صلحطلب» معرفی نمیشود)، «ریتم کند» و «عدم انسجام دراماتیک» رنج میبرد. با وجود نقصها، «تنهاترین سردار» یک «تلاش مخلصانه» و «جسورانه» برای روایت زندگی یک امام مظلوم است که تماشای آن را به علاقهمندان سینمای تاریخی-مذهبی توصیه میکنیم.
سینما و تلویزیون ایران در سالهای پس از انقلاب، با چالش «بازنمایی شخصیتهای مقدس» مواجه بوده است. آثاری که گاهی به «شعارزدگی» و «ایدهآلسازی» میافتند و گاهی از «جذابیت دراماتیک» بیبهره میمانند. سریال «تنهاترین سردار» ساخته مهدی فخیمزاده، یکی از معدود آثاری است که به زندگی «امام حسن مجتبی(ع)» (دومین امام شیعیان) پرداخته است. این سریال که پس از موفقیت نسبی «امام علی(ع)» (ساخته داوود میرباقری) و در ادامه ساخت سریالهای تاریخی-مذهبی ساخته شد، داستان «صلح امام حسن(ع)» با معاویه و دوران پرتلاطم پس از شهادت امام علی(ع) را روایت میکند.
خلاصه داستان
سریال از «زخمی شدن معاویه توسط خوارج» و «وقایع پس از کشتهشدن امام علی(ع)» آغاز میشود. سپس به «خلافت کوتاه امام حسن(ع)»، «صلح ایشان با معاویه» و در نهایت «شهادت امام حسن(ع) توسط همسرش جعده» (با تحریک معاویه) میپردازد. سریال با «راوی» (بهروز رضوی) و «فضای جنگی-سیاسی» پیش میرود و تلاش میکند «ابعاد انسانی» و «سیاسی» شخصیت امام حسن(ع) را به تصویر بکشد.
«مهدی فخیمزاده» (کارگردان سریال) که پیش از این تجربه چندانی در ساخت آثار تاریخی نداشت (و خودش با تواضع اعتراف کرده که «فیلمساز تاریخی نیستم»!)، با «جسارت» و «مخلصانه» پا به این عرصه گذاشته است. او که با «فشار» محمدمهدی حیدریان (مدیر وقت سیمافیلم) و پس از توقف پروژه (که ۶ ماه فیلمبرداری شده بود) قبول به ساخت این سریال کرده است، با «اتکا به کتاب صلح امام حسن(ع)» (نوشته آلیاسین با ترجمه آیت الله خامنه ای) و «مشاوره با کارشناسان» (از جمله رضا انصاریان) تلاش کرده است تا «روایتی وفادار» به تاریخ ارائه دهد. با این حال، او خود به «نقصهای» سریال (به ویژه در «انتخاب بازیگران» و «نزدیک کردن شخصیتها به باور مخاطب») اذعان دارد و معتقد است که این نقصها در «ولایت عشق» (سریال بعدی او) به نقاط قوت تبدیل شد.
«اکبر زنجانپور» در نقش «معاویه بن ابیسفیان» (خلیفه اموی) یکی از نقاط قوت سریال است. زنجانپور با «چهره آرام» و در عین حال «حیلهگر»، «خطرناکترین» و «پیچیدهترین» شخصیت سریال را خلق کرده است. او در سکانسهای «مذاکره با امام حسن(ع)»، «تحریک جعده» و «شادی پس از مرگ امام» چنان «باورپذیر» و «تأثیرگذار» ظاهر میشود که مخاطب از او «متنفر» میشود و در عین حال «مجذوب» بازیگریاش. «داوود رشیدی» در نقش «عمرو عاص» (مشاور معاویه) نیز با بازی «پراحساس» و «حیلهگر» خود، یکی از نقاط قوت سریال است. «ابوالفضل پورعرب» (در نقش حرب)، «حسین گیل» (در نقش ابن عباس) و «افسانه بایگان» (در نقش جعده) نیز در سطح قابل قبولی ظاهر شدهاند. با این حال، «شخصیت امام حسن(ع)» (که توسط بازیگری نامشخص ایفا شده) به اندازه کافی «کریم اهل بیت» و «صلحطلب» معرفی نمیشود و «حضور کمرنگ» و «غیرتأثیرگذار» دارد.
از نقاط قوت سریال، «موسیقی متن مجید انتظامی» (با صدای محمد اصفهانی در تیتراژ پایانی) است که به «فضای عاطفی» و «حماسی» سریال عمق بخشیده است. «طراحی صحنه و لباس» (با استفاده از شهرک سینمایی غزالی که پیش از این برای سریال «امام علی(ع)» ساخته شده بود) نیز در سطح «خوب» قرار دارد و «فضای دوره اسلامی» را به خوبی بازآفرینی کرده است. «فیلمبرداری رضا بانکی و رسول احدی» و «تدوین مهدی ژورک» نیز در سطح «قابل قبول» قرار دارد. با وجود نقاط قوت، «تنهاترین سردار» از نقاط ضعف جدی رنج میبرد. مهمترین نقد، «شخصیتپردازی ناقص» (به ویژه شخصیت امام حسن(ع)) است که به اندازه کافی «کریم اهل بیت» و «صلحطلب» معرفی نمیشود. سریال به جای «کریمسازی» و «عشقآفرینی» برای این امام بزرگوار، بیشتر بر «غم و اندوه» و «تنهایی» ایشان تأکید کرده است (همانطور که از عنوان سریال نیز برمیآید). همچنین «ریتم کند» و «کشدار» در برخی نقاط (به ویژه در بخشهای میانی) و «عدم انسجام دراماتیک» (به دلیل «تمرکز بیش از حد» بر شخصیتهای فرعی مانند معاویه و عمرو عاص) از دیگر نقاط ضعف سریال هستند. برخی منتقدان نیز معتقدند سریال در «نمایش جغرافیا» و «شخصیتهای مرتبط با دوران حکومت امام حسن(ع)» دچار «کاستی» است.
«تنهاترین سردار» در مقایسه با سریال «امام علی(ع)» (ساخته داوود میرباقری) که با «فیلمنامه قویتر»، «بازیهای بهتر» (به ویژه بازی محمدرضا اسکویی در نقش امام علی(ع)) و «هزینه بیشتر» ساخته شده بود، در سطح پایینتری قرار دارد. با این حال، نباید فراموش کرد که فخیمزاده در «اولین تجربه تاریخی» خود، با «بودجه محدود» و «فشار زمانی» (و پس از توقف پروژه) مواجه بوده است. او خود به «نقصهای» سریال اذعان دارد و معتقد است که این نقصها در «ولایت عشق» (سریال بعدی او) تا حد زیادی برطرف شده است. در مجموع، «تنهاترین سردار» یک «تلاش مخلصانه» و «جسورانه» برای روایت زندگی «امام حسن مجتبی(ع)» است که با وجود «نقاط قوت» (بازی زنجانپور، موسیقی انتظامی، طراحی صحنه) و «نقاط ضعف» (شخصیتپردازی ناقص، ریتم کند، عدم انسجام)، در تاریخ سریالسازی ایران ثبت شده است. تماشای آن را به علاقهمندان سینمای تاریخی-مذهبی و کسانی که به دنبال «آشنایی با زندگی امام حسن(ع)» هستند، توصیه میکنیم.
فیلمنامه و ساختار روایی؛ وفاداری به تاریخ، اما درام ناقص
فیلمنامه «تنهاترین سردار» (نوشته مهدی فخیمزاده) با «اتکا به کتاب صلح امام حسن(ع)» (نوشته آلیاسین با ترجمه آیت الله خامنه ای) و «مشاوره با کارشناسان» (از جمله رضا انصاریان) تلاش کرده است تا «روایتی وفادار» به تاریخ ارائه دهد . با این حال، فیلمنامه در «بسط» و «پرداخت» این روایت، دچار «کمجانی» و «عدم انسجام دراماتیک» شده است. سریال بیش از حد بر «شخصیتهای فرعی» (معاویه، عمرو عاص، شمر و...) تمرکز کرده و از «شخصیت اصلی» (امام حسن) غافل شده است.!
«حضور کمرنگ» و «غیرتأثیرگذار» امام حسن(ع) در سریال (که با عنوان «تنهاترین سردار» شناخته میشود) یکی از بزرگترین نقاط ضعف فیلمنامه است. نکته قوت فیلمنامه، «وفاداری نسبی به وقایع تاریخی» است. سریال به درستی «صلح امام حسن(ع)» (که یکی از مهمترین و بحثبرانگیزترین وقایع تاریخ اسلام است) را به تصویر کشیده و «انگیزههای سیاسی» و «شرایط سخت» آن دوران را نشان داده است. همچنین «شخصیتپردازی معاویه» (با بازی اکبر زنجانپور) و «عمرو عاص» (با بازی داوود رشیدی) یکی از نقاط قوت فیلمنامه است؛ آنها به عنوان «دشمنان اصلی» امام، با «لایههای روانشناختی» و «حیلهگری» به تصویر کشیده شدهاند.
نکته ضعف فیلمنامه، «شخصیتپردازی ناقص» (به ویژه شخصیت امام حسن(ع)) و «ریتم کند» است. سریال به جای «کریمسازی» و «عشقآفرینی» برای امام حسن(ع) (که به «کریم اهل بیت» معروف است)، بیشتر بر «غم و اندوه» و «تنهایی» ایشان تأکید کرده است. همچنین «ریتم کند» در برخی نقاط (به ویژه در بخشهای میانی) و «عدم انسجام دراماتیک» از دیگر نقاط ضعف فیلمنامه هستند.
شخصیتپردازی و بازیها؛ زنجانپور و رشیدی درخشان، نقش امام حسن(ع) کمرنگ
«اکبر زنجانپور» در نقش «معاویه بن ابیسفیان» (خلیفه اموی) یکی از نقاط قوت سریال است. زنجانپور با «چهره آرام» و در عین حال «حیلهگر»، «خطرناکترین» و «پیچیدهترین» شخصیت سریال را خلق کرده است. او در سکانسهای «مذاکره با امام حسن(ع)»، «تحریک جعده» و «شادی پس از مرگ امام» چنان «باورپذیر» و «تأثیرگذار» ظاهر میشود که مخاطب از او «متنفر» میشود و در عین حال «مجذوب» بازیگریاش. «داوود رشیدی» در نقش «عمرو عاص» (مشاور معاویه) نیز با بازی «پراحساس» و «حیلهگر» خود، یکی از نقاط قوت سریال است. «ابوالفضل پورعرب» (در نقش حرب)، «حسین گیل» (در نقش ابن عباس)، «افسانه بایگان» (در نقش جعده) و «فریده صابری» (در نقش ام یزید) نیز در سطح قابل قبولی ظاهر شدهاند. با این حال، «شخصیت امام حسن(ع)» (که توسط بازیگری نامشخص ایفا شده) به اندازه کافی «کریم اهل بیت» و «صلحطلب» معرفی نمیشود و «حضور کمرنگ» و «غیرتأثیرگذار» دارد. «مهدی فخیمزاده» (کارگردان) در نقش «شمر بن ذیالجوشن» نیز بازی «قابل قبولی» دارد.
کارگردانی و فیلمبرداری؛ تسلط بر فضاسازی، اما نه بر درام
مهدی فخیمزاده در «تنهاترین سردار» کارگردانی «مطمئن» در بخش «فضاسازی» و «متوسط» در بخش «درام» ارائه داده است. او با «نماهای بسته» (برای ثبت ریزههای احساسی بازیگران، به ویژه زنجانپور و رشیدی) و «نماهای باز» (برای نمایش فضای جنگ و کوچههای کوفه) به «باورپذیری» و «جذابیت» سریال کمک کرده است. «فیلمبرداری رضا بانکی و رسول احدی» و «تدوین مهدی ژورک» نیز در سطح «قابل قبول» قرار دارد. با این حال، «ریتم» سریال در برخی نقاط (به ویژه در بخشهای میانی) «کند» و «کشدار» است و «تعلیق» (که در سریالهای تاریخی ضروری است) به ندرت شکل میگیرد. همچنین «شخصیتپردازی ناقص» (به ویژه شخصیت امام حسن(ع)) از نقاط ضعف کارگردانی است.
موسیقی و طراحی صحنه؛ مجید انتظامی، نقطه اوج سریال
«موسیقی متن مجید انتظامی» (با صدای محمد اصفهانی در تیتراژ پایانی) یکی از نقاط قوت سریال است. انتظامی با «تمهای حزین و حماسی» (با استفاده از سازهای زهی و ارکسترال) به «فضای عاطفی» و «حماسی» سریال عمق بخشیده است. «طراحی صحنه و لباس» (با استفاده از شهرک سینمایی غزالی که پیش از این برای سریال «امام علی(ع)» ساخته شده بود) نیز در سطح «خوب» قرار دارد و «فضای دوره اسلامی» را به خوبی بازآفرینی کرده است.
جایگاه سریال در سینمای ایران و میراث آن
«تنهاترین سردار» را در مقایسه با سریالهای تاریخی-مذهبی دیگر (مثل «امام علی(ع)» (۱۳۷۵) و «مختارنامه» (۱۳۸۹) ساخته داوود میرباقری) باید ارزیابی کرد. این سریال از نظر «سوژه» (زندگی امام حسن(ع)) و «جسارت» (در روایت یک امام مظلوم) در سطح قابل قبولی قرار دارد، اما از نظر «فیلمنامه»، «شخصیتپردازی» و «ریتم» در سطح پایینتری است. با این حال، «تنهاترین سردار» به دلیل «تلاش مخلصانه» و «نگاه انسانی» (به ویژه در شخصیتپردازی معاویه و عمرو عاص)، در تاریخ سریالسازی ایران ثبت شده است. میراث «تنهاترین سردار» برای سینمای ایران، «توجه به زندگی امام حسن مجتبی(ع)» (که کمتر به آن پرداخته شده) و «تلاش برای روایت صلح ایشان» است. این سریال نشان داد که میتوان با «نگاه انسانی» و «تمرکز بر شخصیتهای منفی» (معاویه و عمرو عاص)، به «روایت تاریخی» پرداخت. با این حال، سریال همچنین «هشدار» میدهد که «شخصیتپردازی ناقص» و «ریتم کند» میتواند از «تأثیر عاطفی» اثر بکاهد. «تنهاترین سردار» یک «سریال قابل تماشا» است که تماشای آن را به علاقهمندان سینمای تاریخی-مذهبی توصیه میکنیم.