آسیانیوز ایران؛ سرویس اقتصادی:
از وقتی گرانی دست به دست هم داده و خرج زندگی هر روز سنگینتر شده، خیلی از خانوادهها چشمشان به همان چند صدهزار تومان حمایت دولتی است. این روزها خبر خوشی برای دهکهای اول، دوم و سوم رسیده؛ یارانه ۴۰۰ هزار تومانی که قرار است جای خالی بسیاری از هزینهها را پر کند. سالهاست اسم یارانه نقدی در زندگی مردم رد میشود. اما این بار خبر از یک تغییر محسوس دارد؛ نه خبر از همان ۴۵ هزار تومان تکراری است و نه وعدههای بیسرانجام. قرار است حدود ۴۰۰ هزار تومان آن هم فقط برای سه دهک پایین جامعه واریز شود. اگر شما هم جزو سرپرستان خانوار هستید و دهک درآمدیتان بین یک تا سه است، بدانید که این پول به حساب شما رفته. نیازی به مراجعه حضوری، پر کردن فرم یا رفتن به اداره خاصی نیست. فقط کافی است کارت بانکی را دست بگیرید و موجودی را چک کنید.
اما ماجرا از کجا شروع شد؟
تورم ماههای اخیر بسیاری از کالاهای اساسی را از دسترس خانوادههای کمدرآمد خارج کرده بود. گوشت، مرغ، برنج و حتی حبوبات به کالایی لوکس تبدیل شده بودند. کارشناسان معتقدند این نوع حمایتها میتواند نفسهای آخر سفره مردم را نجات دهد. نکته مهم این است که این یارانه به صورت متمرکز و بدون تغییر در فرایند قبلی واریز شده. همان حساب یارانهای که همیشه برای دهکها تعریف شده بود، اینبار با عددی بزرگتر به روز شده. یعنی دیگر لازم نیست کسی نگران جا ماندن از فهرست باشد.
حالا این سوال پیش میآید که چرا دهک چهارم و پنجم از این کمک بینصیب ماندند؟
دولت گفته که بودجه محدود است و اولویت با کسانی است که زیر خط فقر دست و پنجه نرم میکنند. یک تصمیم تلخ اما منطقی در شرایطی که درآمدهای نفتی و مالیاتی جوابگوی همه نیازها نیست. در خیابان و کوچه و بازار، مردم واکنشهای متفاوتی نشان دادهاند. یکی میگوید همین ۴۰۰ هزار تومان برای داروی ماهانه پدرش کافی است. دیگری میگوید باید خرج قبض برق و گاز کند. همه اما قبول دارند که این پول دیر یا زود در سبد کالای اساسی خرج خواهد شد. اگر میخواهید بدانید دقیقاً چه کسانی این یارانه را گرفتهاند، چطور میتوانید اعتراض کنید اگر دهکتان اشتباه ثبت شده، و آیا این یارانه ماه آینده هم تکرار میشود یا نه، در ادامه این گزارش مفصل، همه جزئیات را برایتان شرح داده ایم.
چرا عدد ۴۰۰ هزار تومان انتخاب شد و نه کمتر یا بیشتر؟
این سوال بزرگی است که ذهن هر اقتصاددانی را درگیر کرده. برای جواب باید به سراغ تورم مواد غذایی در سه ماه اخیر برویم. آمارهای رسمی مرکز آمار نشان میدهد که هزینه سبد پایه غذایی یک خانوار چهارنفره در دهک اول، نسبت به سال قبل حدود ۴۵ درصد افزایش پیدا کرده. یعنی چیزی حدود ۳۵۰ تا ۴۰۰ هزار تومان بیشتر از پارسال. به نظر میرسد دولت دقیقاً همین شکاف تورمی را نشانه رفته و میخواهد با این پول، عقبماندگی سفره مردم را جبران کند.
از طرف دیگر، اگر کمتر از این رقم بود، مثلاً ۲۰۰ هزار تومان، آن قدر خریداری نداشت که بتواند دو هفته خرج خواربار یک خانواده را بدهد. و اگر بیشتر، مثلاً ۷۰۰ هزار تومان، بودجه کشور توان پرداخت به میلیونها خانوار را نداشت. به قول یکی از کارشناسان برنامه و بودجه، این عدد «نقطه بهینه خط فقر نسبی» است. یعنی نه آنقدر کم که بیاثر باشد، نه آنقدر زیاد که کسری بودجه را تشدبد کند. نکته جالب این که این مبلغ دقیقاً معادل یک سوم حداقل دستمزد ماهانه در سال ۱۴۰۲ است. یعنی دولت عملاً میگوید ما یک سوم درآمد پایه یک کارگر را (البته در سال 1402!!!) بدون اینکه او کاری انجام دهد، به حسابش میریزیم. این یعنی یک تغییر رویکرد از حمایت درمانی به حمایت معیشتی پایه.
دهکها چطور تشخیص داده میشوند و اشتباه محاسباتی چقدر است؟
یکی از چالشهای بزرگ همیشه همین بوده: از کجا معلوم من دهک چندم هستم؟ سیستم ثبتنام یارانه بر اساس دادههای وزارت رفاه و پایگاه اطلاعات رفاه ایرانیان عمل میکند. هر خانوار بر اساس مجموع درآمد، دارایی، نوع خودرو، تعداد اعضا و حتی میزان مصرف اینترنت و برق، در یک دهک قرار میگیرد. خیلیها فکر میکنند فقط درآمد اظهاری مهم است، اما اشتباه میکنند. مصرف گاز و برق شما خیلی چیزها را لو میدهد.
متأسفانه آمارها نشان میدهد حدود ۸ درصد خانوارها در دهکبندی اشتباه میافتند. مثلاً یک خانواده مستأجر با درآمد پایین، چون صاحب یک پراید قدیمی است، ممکن است به دهک چهارم یا پنجم برود. یا برعکس، یک خانوار مرفه با مصرف پایین انرژی، به اشتباه دهک پایین بگیرد. این خطاها طبیعی است اما میتواند عادلانه نباشد. خبر خوب اینکه سازوکار اعتراض برای این خانوادهها باز است. یعنی اگر جزو دهک یک تا سه هستید و یارانه ۴۰۰ هزار تومانی را نگرفتهاید، میتوانید با مراجعه به سامانه «حمایت» دهک خود را اعتراض بزنید. معمولاً ظرف ۴۵ روز بررسی مجدد انجام میشود. البته خیلی از مردم از این حق خود بیخبرند و همین باعث میشود کمک به جای اشتباه برود.
تبعات روانی و اجتماعی واریز این یارانه بر خانوادهها
شاید خیلیها فکر کنند فقط پول مهم است، اما تجربه ماههای گذشته نشان داده که امید اجتماعی گاهی از خود پول هم ارزشمندتر است. وقتی یک خانواده دهک اول میبیند که دولت او را به یاد آورده و مبلغی واریز کرده، احساس حذف شدگی از جامعه کاهش پیدا میکند. یکی از روانشناسان اجتماعی میگوید: «این یارانه ها مثل یک پیام مخفی است که میگوید تو را میبینیم.» از سوی دیگر، این نوع واریزها باعث کاهش تنش در آستانه عزاداری محرم و آغاز سال تحصیلی میشود. این دو رویداد معمولاً هزینههای سنگینی بر خانوادهها تحمیل میکند. حالا اگر خانواده بداند یک کمک چهارصد هزار تومانی دارد، با خیال راحتتری میتواند برای خرید لباس مدرسه یا نذری محرم برنامهریزی کند.
اما یک تبعات منفی هم وجود دارد؛ ممکن است برخی از دریافتکنندگان تصور کنند این یارانه دائمی است و برنامه درازمدت خود را بر آن بنا کنند. تجربه یارانههای قبلی نشان داده اگر پایداری این کمک روشن نباشد، ممکن است به جای آرامش، باعث اضطراب از آینده شود. پس دولت باید خیلی سریع تکلیف تداوم یا عدم تداوم این یارانه را مشخص کند.
این پول کجا خرج میشود؟ شبیهسازی مسیر اقتصادی یارانه
اقتصاددانان دوست دارند رد پول را تا فروشگاه نهایی دنبال کنند. پول واریزی به دهک اول، ظرف کمتر از یک هفته به صورت نقد تبدیل میشود. چون این خانوادهها پسانداز نمیکنند. از یک نانوایی شروع میشود، به قصابی میرود، بعد میوهفروشی، و در نهایت خردهفروشهای محلی اولین کسانی هستند که این پول را میبینند. جالب اینجاست که سهم فروشگاههای زنجیرهای بزرگ از این یارانه تقریباً صفر است. دهک پایین به خردهفروش محلی، دستفروش یا بازار روز اعتماد دارد. یعنی این یارانه مستقیماً به جیب مغازهدارهای کوچک محله میرود و این چرخه اقتصاد خرد را تا چند هفته گرم نگه میدارد. به تعبیری، این پول مثل یک واکسن برای رکود کسبوکارهای کوچک عمل میکند.
اما زنجیره بلندتری هم وجود دارد؛ خردهفروش این پول را به عمدهفروش میدهد، عمدهفروش به توزیعکننده، و توزیعکننده به کارخانه. در نهایت، کارخانه هم مجبور میشود تولید را بالا ببرد و شاید نیروی جدید استخدام کند. این همان اثر چندبرابری پول یا ضریب فزاینده درآمدی است. هر یک تومان یارانه به دهک اول، در نهایت میتواند دو و نیم تومان در اقتصاد گردش ایجاد کند.
مقایسه با تجربه مشابه در کشورهای دیگر و ایران در دهه ۹۰
ایران تنها کشور نیست که یارانه هدفمند پرداخت میکند. مثلاً برزیل برنامه «بولسا فامیلیا» را دارد که به دهکهای پایین ماهانه حدود ۴۰ دلار میدهد، اما در ازای آن، خانواده باید بچههایش را به مدرسه بفرستد و واکسیناسیون را انجام دهد. هند هم طرح «پرداخت مستقیم نقدی» را برای روستاییان دارد. تفاوت ایران با آنها در این است که دولت معمولاً هیچ شرط رفتاری برای دریافت یارانه نمیگذارد. این هم مزیت دارد (کاهش هزینه اجرا) و هم عیب (کاهش انگیزه برای رفتارهای مثبت). در خود ایران اما تجربه تلخ و شیرین فراوان است.
در سال ۱۳۹۰ که یارانه ۴۵ هزار تومانی برای همه واریز میشد، قدرت خرید آن دو برابر الان بود. اما تورم طی ۱۲ سال، ارزش پول ملی را خورد کرد. امروز ۴۵ هزار تومان حکم صفر را دارد. یعنی اگر دولت همین الان هم ۴۵ هزار میداد، اصلاً اثری نداشت. پس افزایش مبلغ یارانه برای دهکها اجتنابناپذیر بود. گو اینکه همین 400 هزار تومان نیز کم است و کافی نیست. نکته مهم اینکه در دهه ۹۰، حدود ۹۰ درصد مردم یارانه میگرفتند. الان فقط سه دهک که حدود ۳۰ درصد جمعیت هستند. یعنی دولت دارد هدفمندتر عمل میکند، هرچند که هنوز فاصله زیادی با سیستمهای ایدهآل مثل برزیل دارد. شاید اگر در آینده این یارانه مشروط به حضور در کلاسهای مهارتآموزی یا ترک اعتیاد شود، هم کارایی اجتماعی داشته باشد و هم اثر اقتصادی.