آسیانیوز ایران / یزد ؛
امروزه شهرهای ما در چنبره بحرانهای ساختاری گرفتار شدهاند. مدیریت شهری در ایران، به جای آنکه یک فرآیند منسجم و استراتژیک باشد، به مجموعهای از تصمیمات جزیرهای تبدیل شده است که هر دستگاه، در محدوده وظایف خود، بدون در نظر گرفتن کلِ پیکره شهر، به آن مینگرد. این پارادوکس مدیریتی، همان نقطهای است که شهردار یزد به درستی بر آن دست گذاشته و از آن به عنوان ریشه اصلی ناتوانی در حل مشکلات شهری یاد کرده است.
اصلیترین چالش فعلی، «تداخل صلاحیتها» و موازیکاریهای گسترده میان شهرداریها و سایر دستگاههای اجرایی است. در چنین وضعیتی، شهرداریها نه به عنوان متولی اصلی، بلکه به عنوان یکی از دهها نهادِ درگیر، در پیچ و خم بروکراسیهای فرساینده گرفتار میشوند. نتیجه این آشفتگی، بروز پدیدهای است که در ادبیات مدیریت شهری از آن به عنوان «بحران مسئولیت» یاد میشود؛ جایی که در مواجهه با خطاهای مدیریتی، هیچ مرجع واحدی برای پاسخگویی وجود ندارد و بار سنگین این ناهماهنگی بر دوش شهروندان میافتد.
راه برونرفت از این بنبست، تغییر ریل از «تصدیگری» به «تنظیمگری و نظارت» است. شهرداریها نباید صرفاً مجریِ کارهای خُرد اجرایی باشند؛ بلکه باید به عنوان حکمرانِ قدرتمندِ محلی، نقش هماهنگکننده را ایفا کنند. این همان مدیریت استراتژیک و یکپارچهای است که میتواند «نظم و کارآمدی» را به جای «آشفتگی و اتلاف منابع» به ارمغان بیاورد.
با این حال، این تحول بزرگ بدون اراده ملی ممکن نیست. همانطور که در اظهارات شهردار یزد تأکید شده، کلید اصلی این گذار در دستان مجلس است. تدوین یک قانون جدید که بتواند اقتدار مدیریت واحد شهری را تثبیت کند و شهرداریها را از قیدوبندهای کهنه برهاند، یک مطالبه ملی است. بدون این اصلاح قانونی، هر گونه تلاش برای بهبود وضعیت، تنها مُسکنی موقت بر پیکره بیمار مدیریت شهری خواهد بود.
در نهایت، شهر آینده در گروِ مدیریت یکپارچه است؛ شهری که در آن تداخل وظایف پایان یافته و تمامی دستگاهها در مسیری واحد، رفاه شهروندان را هدفگذاری کردهاند. تحقق این مهم نه تنها از اتلاف منابع عمومی جلوگیری میکند، بلکه بستری برای هوشمندسازی و توسعه پایدار فراهم میآورد. اکنون زمان آن فرا رسیده که با عبور از تمرکزگرایی و نگاههای بخشی، به سمت الگوی نوین و منسجمی از حکمرانی شهری حرکت کنیم.
تحلیل های (فنی و تخصصی) :
۱. بحران مدیریت جزیرهای: سیستم فعلی با ایجاد جزیرههای مدیریتی، مانع همافزایی است. این ناهماهنگی باعث میشود پروژههای شهری به دلیل حفاریهای مکرر و عدم تفاهم بین دستگاهی، دچار اتلاف بودجه و زمان شوند. شهرداری باید به عنوان ناظر عالی تمامی دستگاهها عمل کند.
۲. اصلاح قوانین کهنه: قوانین کنونی، دستوپای شهرداریها را بسته است. مطالبه شهردار یزد از مجلس برای تدوین قانون جامع مدیریت شهری، پیشنیاز حیاتی است تا شهرداری از مجری طرحهای کوچک به راهبر توسعه شهر تبدیل شود.
۳. هوشمندسازی در سایه وحدت فرماندهی: بدون مدیریت یکپارچه، هوشمندسازی تنها در حد خرید تجهیزات باقی میماند. دادههای واحد شهری نیازمند یک فرماندهی مرکزی است تا تصمیمگیریها بر پایه اطلاعات دقیق صورت گیرد.
۴. مشارکت شهروندان و شفافیت: مدیریت یکپارچه با مشخص کردن مرجع پاسخگو، اعتماد عمومی را بازسازی میکند. وقتی شهروندان بدانند برای هر مشکلی به چه نهادی مراجعه کنند، مشارکت در نظارت و توسعه شهر افزایش مییابد.
۵. رفاه پایدار و عدالت در حکمرانی: خروج از تمرکزگرایی و سپردن اختیارات به مدیریت محلی، عدالت را در توزیع خدمات رعایت میکند. شهر آینده در سایه این نظم، شهری است که هزینههای خدمات در آن کاهش و کیفیت زیست افزایش مییابد.
جمعبندی :
جمعبندی این یادداشت آن است که ریشه بسیاری از ناکارآمدیهای شهری، نه در کمبود نیرو و منابع، بلکه در تداخل وظایف، مدیریت جزیرهای و قوانین فرسوده است. اگر شهرداریها همچنان در نقش اجراکنندههای خُرد باقی بمانند و اختیار هماهنگی و تنظیمگری نداشته باشند، شهرها همچنان با کندی، موازیکاری، اتلاف بودجه و نارضایتی مردم روبهرو خواهند بود. بنابراین، مدیریت یکپارچه شهری نه یک شعار اداری، بلکه ضرورت قطعی برای رسیدن به شهری کارآمد، پاسخگو، شفاف و توسعهپذیر است؛ و تحقق آن، بیش از هر چیز، به اصلاح قانون و بازتعریف جایگاه شهرداری نیاز دارد.
مخلص کلام:
تا وقتی مدیریت شهر واحد نباشد، مشکل شهر هم واحد و حلشدنی نخواهد شد.