آسیانیوز ایران / یزد ؛
یزد، سرزمینی که تاریخ آن با قنات، سازگاری و صرفهجویی گره خورده است، امروز در نقطهای حساس از مسیر آبی خود ایستاده؛ نقطهای که ادامه حیات اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی آن، بیش از هر زمان دیگر، به تصمیمهای دقیق، پروژههای زیرساختی و نگاه بلندمدت وابسته شده است.
در سالهای اخیر، تشدید خشکسالیهای پیدرپی، افت محسوس سطح سفرههای زیرزمینی، افزایش مصرف آب شرب، توسعه شهری و صنعتی، و وابستگی بالا به خطوط انتقال، یزد را به یکی از کانونهای اصلی چالش آب در کشور تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، هر اقدام اجرایی در حوزه آب، تنها یک پروژه عمرانی نیست، بلکه بخشی از راهبرد بقا و امنیت سرزمینی به شمار میرود.
همزمانی بهرهبرداری و آغاز عملیات چند پروژه مهم آبی در دهه فجر، از نیروگاه برقابی خلیلآباد گرفته تا مخزن راهبردی تصفیهخانه یزد، خط انتقال زینآباد به سفیدکوه و مرمت بند تغذیه مصنوعی مروست، پیام روشنی دارد: عبور از مدیریت روزمره بحران و حرکت به سمت مهندسی پایدار منابع آب.
این مجموعه طرحها، اگرچه در ظاهر مستقل به نظر میرسند، اما در واقع اجزای یک نقشه جامع برای افزایش تابآوری شبکه آب استان هستند؛ نقشهای که تولید همزمان آب و برق، ذخیرهسازی هوشمند، تقویت انتقال، و احیای منابع زیرزمینی را بهصورت توأمان دنبال میکند.
🔍 تحلیل و واکاوی این یادداشت در ابعاد مختلف
۱. یزد و واقعیتهای سخت اقلیمی
یزد در اقلیمی قرار دارد که میانگین بارش آن بهمراتب کمتر از متوسط کشور است و تبخیر بالا، هر قطره آب را به منبعی استراتژیک تبدیل کرده است. تداوم برداشت از سفرههای زیرزمینی طی دهههای گذشته، منجر به افت سطح آب و افزایش مخاطرات زیستمحیطی شده است.
در چنین شرایطی، دیگر نمیتوان تنها با مدیریت مصرف، بحران را مهار کرد. واقعیت این است که یزد نیازمند بازطراحی ساختار تأمین، ذخیره و توزیع آب است؛ موضوعی که در پروژههای اخیر بهوضوح دیده میشود.
حرکت به سمت ترکیب راهکارهای سطحی، زیرزمینی و زیرساختی، نشانهای از درک صحیح این واقعیت اقلیمی است.
۲. زیرساخت؛ ستون فقرات امنیت آب
مخزن بیستهزار مترمکعبی تصفیهخانه یزد، فراتر از یک سازه بتنی، نقش ضربهگیر حیاتی شبکه آب را ایفا میکند. این مخزن، امکان مدیریت شرایط اضطراری، قطعی برق و نوسانات انتقال را فراهم میسازد.
ذخیرهسازی در ابتدای خط انتقال، به معنای افزایش ضریب اطمینان تأمین آب شرب برای شهروندان است؛ موضوعی که در استانهای وابسته به انتقال آب، اهمیتی دوچندان دارد.
چنین زیرساختهایی، پایههای پنهان اما حیاتی امنیت اجتماعی و بهداشتی شهرها محسوب میشوند.
۳. همافزایی آب و تولید برق پایدار
نیروگاه برقابی خلیلآباد، نمونهای روشن از بهرهبرداری چندمنظوره از زیرساختهای آبی است. استفاده از جریان آب برای تولید برق، بدون مصرف منابع آلاینده، پاسخی فنی به همزمانی بحران آب و ناترازی برق است.
این رویکرد، نشان میدهد که مدیریت آب میتواند در خدمت تقویت زیرساختهای دیگر نیز قرار گیرد و صرفاً محدود به تأمین آب شرب نباشد.
گسترش چنین الگوهایی، میتواند در آینده، هزینههای بهرهبرداری را کاهش داده و پایداری شبکههای حیاتی را افزایش دهد.
۴. انتقال آب؛ حلقه حساس زنجیره
خط انتقال زینآباد به سفیدکوه، نمونهای از پروژههایی است که مستقیماً با زندگی روزمره مردم گره خورده است. افزایش ظرفیت انتقال آب پایدار به شهرستان تفت، نهتنها پاسخ به نیاز فعلی، بلکه سرمایهگذاری برای آینده است.
استفاده از لولههای مقاوم، ایستگاههای پمپاژ و مخازن ضربهگیر، نشاندهنده توجه به دوام، ایمنی و کاهش ریسکهای بهرهبرداری است.
در استانی مانند یزد، هر کیلومتر خط انتقال، بخشی از شریان حیاتی حیات محسوب میشود.
۵. تغذیه مصنوعی؛ بازگشت آب به زمین
مرمت و بهسازی بند تغذیه مصنوعی مروست، یادآور این واقعیت است که راهحل بحران آب، تنها در انتقال خلاصه نمیشود. بازگرداندن آب به سفرههای زیرزمینی، اقدامی راهبردی برای تعادلبخشی منابع است.
کنترل سیلاب، کاهش خسارات و افزایش نفوذ آب، سه کارکرد کلیدی این پروژه هستند که در بلندمدت، پایداری منابع را تضمین میکنند.
این نوع طرحها، پیوندی میان مدیریت بحران و احیای طبیعی منابع برقرار میسازند.