آسیانیوز ایران؛ سرویس سلامت و زیبایی:
تا به حال برایتان پیش آمده که چرا بعضی از افراد از همان جرعه اول نوشیدنی الکلی لذت میبرند و بعضی دیگر با یک جرعه دچار سردرد، تهوع و قرمزی صورت میشوند؟ پاسخ این سؤال، فراتر از یک انتخاب ساده یا تفاوت فرهنگی است و ریشه در عمق ژنتیک و زیستشناسی بدن انسان دارد. پژوهشهای جدید نشان میدهند که علاقه یا بیعلاقگی به نوشیدن الکل، نتیجه تعامل پیچیدهای میان ژنها، مغز و محیط زندگی است. برخلاف تصور رایج، هیچ ژن واحدی مسئول علاقه به الکل نیست. بلکه صدها تغییر ژنتیکی کوچک، هر کدام با سهمی اندک، نحوه واکنش بدن و مغز به الکل را شکل میدهند. مطالعات بر روی دوقلوها و خانوادهها نشان داده است که حدود ۴۰ تا ۶۰ درصد تفاوت افراد در گرایش به مصرف الکل میتواند به عوامل ژنتیکی مربوط باشد.
یکی از مهمترین تفاوتهای ژنتیکی، به نحوه تجزیه الکل در کبد بازمیگردد. پس از نوشیدن، الکل در کبد به مادهای سمی به نام استالدهید تبدیل میشود که عامل بسیاری از علائم ناخوشایند مانند تهوع، سردرد و تپش قلب است. سپس آنزیمهایی این ماده را به ترکیبات بیخطرتر تبدیل میکنند. تفاوت در ژنهای مسئول تولید این آنزیمها، سرعت تجزیه الکل را تعیین میکند. برای نمونه، نوعی از ژن ALDH2 که در میان جمعیتهای شرق آسیا شایع است، باعث میشود استالدهید به کندی تجزیه شود و افراد با این ویژگی ژنتیکی، حتی با مقدار کمی الکل دچار علائم شدید و ناخوشایند میشوند. این واکنش منفی، به طور طبیعی علاقه به نوشیدن الکل را در این افراد کاهش میدهد و بسیاری از آنها را از تکرار این تجربه بازمیدارد.
اما ماجرا به کبد ختم نمیشود؛ مغز نیز نقش کلیدی در این تفاوتها ایفا میکند. الکل بر شبکهای از انتقالدهندههای عصبی اثر میگذارد و باعث افزایش ترشح دوپامین، مادهای کلیدی در ایجاد احساس لذت و پاداش، میشود. مطالعات نشان دادهاند که برخی تغییرات ژنتیکی در ژنهای مرتبط با سیستم پاداش مغز، میتوانند شدت پاسخ به این ماده را تغییر دهند. به همین دلیل است که دو نفر با نوشیدن مقدار یکسانی الکل، تجربههای کاملاً متفاوتی دارند. برای یک نفر، الکل با احساس آرامش، کاهش اضطراب و سرخوشی همراه است، در حالی که فرد دیگر تنها احساس خوابآلودگی یا سنگینی میکند و هیچ تجربه خوشایندی ندارد. این تفاوت در عملکرد مدارهای پاداش مغز، یکی از دلایل اصلی تفاوت علاقه افراد به نوشیدن الکل است. با این حال، دانشمندان تأکید میکنند که ژنتیک به معنای سرنوشت نیست. محیط زندگی، فرهنگ، تربیت و تجربههای فردی نیز نقش بسزایی در شکلگیری این رفتار دارند. حتی اگر فردی زمینه ژنتیکی برای تجربه لذت بیشتر از الکل داشته باشد، ممکن است در خانوادهای بزرگ شود که مصرف الکل در آن پذیرفته نشده است و هرگز به نوشیدن روی نیاورد. علاقه به نوشیدن الکل، نتیجه تعامل مداوم میان ژنها و محیط است؛ نه یکی بدون دیگری.
نقش ژنهای متابولیک در تجربه نوشیدن
تفاوت در ژنهای ADH1B و ALDH2 که مسئول تولید آنزیمهای تجزیهکننده الکل در کبد هستند، تعیین میکند که بدن هر فرد با چه سرعتی الکل را به استالدهید سمی و سپس به ترکیبات بیخطر تبدیل کند. افرادی که دارای نوع خاصی از ژن ALDH2 هستند، استالدهید را به کندی متابولیزه میکنند و در نتیجه با علائم ناخوشایندی مانند قرمزی صورت، تهوع و تپش قلب مواجه میشوند که به طور طبیعی از نوشیدن الکل منصرف میشوند.
تأثیر ژنهای مرتبط با سیستم پاداش مغز
الکل با افزایش ترشح دوپامین در مغز، احساس لذت و پاداش ایجاد میکند. تغییرات ژنتیکی در ژنهای GABRA2 و OPRM1 میتواند شدت این پاسخ را تحت تأثیر قرار دهد. افرادی که این تغییرات را دارند، معمولاً پس از نوشیدن الکل، احساس آرامش و سرخوشی بیشتری را تجربه میکنند و به همین دلیل، گرایش بیشتری به مصرف الکل نشان میدهند.
نقش ویژگیهای شخصیتی و محیط
ویژگیهایی مانند هیجانطلبی، برونگرایی و تکانشگری که تا حدی تحت تأثیر ژنتیک هستند، میتوانند احتمال مصرف الکل را افزایش دهند. با این حال، محیط زندگی، فرهنگ و تربیت نیز نقش تعیینکنندهای دارند. حتی افرادی با زمینه ژنتیکی قوی، ممکن است در محیطهایی که مصرف الکل در آنها پذیرفته نیست، هرگز به نوشیدن روی نیاورند.
تأثیر فرهنگ و جامعه بر مصرف الکل
فرهنگ و هنجارهای اجتماعی، یکی از مهمترین عوامل تعیینکننده در مصرف الکل هستند. در جوامعی که مصرف الکل با تابوهای اجتماعی یا مذهبی همراه است، حتی افرادی که از نظر ژنتیکی مستعد هستند، ممکن است به دلیل فشارهای اجتماعی، از نوشیدن خودداری کنند. در مقابل، در جوامعی که مصرف الکل پذیرفته شده و در دسترس است، احتمال مصرف در افراد بیشتر است.
کاربردهای بالینی و درمانی این یافتهها
شناخت این تفاوتهای ژنتیکی و شناختی، میتواند به پزشکان در طراحی درمانهای شخصیسازیشده برای اختلالات مرتبط با مصرف الکل کمک کند. با شناسایی افراد در معرض خطر، میتوان اقدامات پیشگیرانهای را برای جلوگیری از وابستگی به الکل انجام داد.