آسیانیوز ایران؛ سرویس ورزشی:
فوتبال ایران دوباره ثابت کرد که هیچ قاعده و منطقی ندارد و شبها خوابش را ببین، صبحها با خبرهای عجیب و غریب بیدار شو! شب گذشته، همه چیز برای حضور محمد ربیعی روی نیمکت تراکتور در فصل جدید قطعی به نظر میرسید، اما سحرگاه امروز، خبری شوکهکننده در تبریز پیچید که حسابی فوتبال ایران را تکان داد. جواد نکونام، کاپیتان اسبق تیم ملی، با یک جابجایی ناگهانی و آن هم تنها ۵ روز مانده به شروع لیگ برتر، سکان هدایت سرخپوشان را بر عهده گرفته است. اما این قصه، تنها یک تغییر مربی عادی نیست؛ قصهای است پر از لابیهای شبانه، قراردادهای نیمهشب و باندهای قدرت که خودشان تصمیمگیرندهاند. داستان از شب گذشته و یک جلسه طولانی میان حجت کریمی، مدیرعامل جدید باشگاه تراکتور، و محمد ربیعی آغاز شد. این جلسه که در نهایت به قطع همکاری انجامید، در شرایطی برگزار شد که هواداران تراکتور در انتظار شروع فصل جدید با ربیعی بودند. هرچند که گفته میشود اختلاف نظرهای مدیریتی دلیل اصلی جدایی بوده، اما سوال اینجاست که چرا این اختلافات یکشبه به نقطه انفجار رسید؟ یا شاید هم این تصمیم، نتیجه یک برنامهریزی قبلی و پنهانی برای جذب نکونام بود و جلسه با ربیعی، فقط یک تشریفات اداری محسوب میشده است.
حالا در فاصلهای کمتر از ۵ روز مانده به شروع رقابتهای لیگ برتر، تبریز میزبان مردی است که کارنامهای پرفراز و نشیب در عرصه مربیگری دارد. جواد نکونام که پس از جدایی از استقلال، مدتی از فوتبال دور بود و حتی در آستانه توافق با پیکان و گلگهر قرار داشت، با یک دوراهی شگفتانگیز از تمام گزینههای قبلی عبور کرد و ناگهان روی نیمکت تراکتور نشست. این سومین یا چهارمین بار است که نکونام با یک تغییر ناگهانی و دور از انتظار، هدایت یک تیم را بر عهده میگیرد. تاریخ نشان داده که او هر بار به شکلی غافلگیرکننده پا به عرصه جدیدی گذاشته است. این تغییر آنقدر سریع و غافلگیرانه رقم خورد که میتواند هر تحلیلگری را به شک بیندازد. آیا واقعاً ربیعی به خاطر اختلافات جزئی مدیریتی از تیم جدا شده، یا پای منافع و لابیهای بزرگتری در میان است؟ و مهمتر اینکه چرا نکونام که به نظر میرسید با دو تیم دیگر به توافق رسیده، آخرین گزینهاش تراکتور شد؟ برخی میگویند جواد نکونام با حمایت یک باند قدرتمند پشت پرده، توانسته این جابجایی را در سریعترین زمان ممکن رقم بزند. برخی دیگر هم معتقدند که سابقه رابطه مدیرعامل جدید با نکونام، اصلیترین دلیل این تغییر است.
محمد ربیعی که خودش از آن مربیان کاملاً فنی و خوشنام فوتبال ایران است، داستان عجیبی را تجربه کرد. او که ابتدا در مس رفسنجان با حواشی زیادی دستبهگریبان بود، توانست جان سالم به در ببرد و حالا در تراکتور، با وجود آنکه هواداران از او راضی بودند، ناگهان کنار گذاشته شد. در فوتبال ایران، به نظر میرسد که ماندن یا رفتن یک مربی، نه بر اساس شایستگیهای فنی، بلکه بر اساس تماسهای تلفنی و قدرت لابیگری تعیین میشود. ربیعی برای ما نماد همان مربیهایی است که در این سیستم، هرچقدر هم زحمت بکشند، باز هم قربانی تصمیمات پشت پرده میشوند. حالا تراکتور با هدایت نکونام باید خود را برای شروع لیگ آماده کند، در حالی که تیمهای دیگر هفتههاست تمرینات منظم خود را انجام میدهند. این شاید بزرگترین چالش پیش روی نکونام باشد؛ اینکه در فرصتی بسیار کوتاه، هماهنگی لازم را با بازیکنان ایجاد کند و استراتژی مدنظر خود را پیاده کند. اما سوال این است که با وجود چنین تغییرات ناگهانی و غیرفنی، واقعاً انتظار داریم تیمهای ایرانی در آسیا نتیجه بگیرند و تیم ملی دیگر در برابر ازبکستان سرشکسته نشود؟
اگر فوتبال ایران میخواهد به جایگاهی که شایسته آن است، یعنی حضور قدرتمندانه در عرصههای آسیایی و جهانی، دست پیدا کند، ناگزیر است که این رفتارهای غیرمنطقی و لابیهای مافیایی را کنار بگذارد. ادامه این روند، نه تنها به اعتبار باشگاهها و مربیان لطمه میزند، بلکه باعث دلزدگی هواداران و ریزش سرمایههای فنی و انسانی میشود. فوتبال نباید با تماسهای تلفنی و جلسات نیمهشب اداره شود؛ بلکه باید به متخصصان و شایستگان واقعی سپرده شود تا با برنامه و در آرامش، تیمها را برای موفقیت آماده کنند.
بررسی دلایل برکناری ناگهانی ربیعی؛ اختلاف نظر یا لابی؟
علت اصلی برکناری محمد ربیعی را میتوان در چند عامل جستجو کرد، اما آنچه در این میان مشهود است، نقش پررنگ تصمیمات مدیریتی و لابیهای پشت پرده است. در حالی که گفته میشود اختلاف نظرهایی بین ربیعی و مدیرعامل باشگاه در مورد برنامههای فنی و نقلوانتقالات وجود داشته، اما این اختلافات به یک باره و تنها ۵ روز به شروع لیگ، به نقطه انفجار رسیده است. این سرعت عمل نشان میدهد که گزینه جایگزین از قبل مشخص بوده و به نوعی، این جابجایی برنامهریزیشده انجام شده است. جالب اینجاست که خود ربیعی نیز در پایان فصل گذشته با حواشی زیادی از مس رفسنجان جدا شد و حتی برخی معتقد بودند لابیهای او باعث ماندگاری طولانیمدتش در فوتبال شده بود.
تأثیر قدرتهای پشت پرده در فوتبال ایران، انکارناپذیر است. به نظر میرسد در تراکتور نیز، یک جریان خاص، توانسته با نفوذ بر مدیرعامل جدید، ربیعی را کنار بزند و نکونام را جایگزین کند. در فوتبال ایران، مربیان معمولاً بیش از آنکه بر اساس شایستگیهای خود انتخاب شوند، حاصل یک سری ارتباطات و مناسبات پنهان هستند. این رویه، اعتماد عمومی به فوتبال و تصمیمات باشگاهها را به شدت کاهش داده و چهرهای غیرحرفهای از این ورزش به تصویر میکشد. در نهایت، باید به این نکته توجه کرد که برکناری یک سرمربی در آستانه شروع لیگ، شوکی به تیم وارد میکند و هماهنگی تیمی را به خطر میاندازد. حتی اگر نکونام مربی توانمندی باشد، برای هماهنگسازی بازیکنان با ایدههای خود نیاز به زمان دارد، زمان که در ۵ روز باقیمانده، اصلاً وجود ندارد. بنابراین، این تصمیم بیشتر به ضرر تیم است تا به نفع آن، مگر آنکه اهداف پشت پرده آن چنان قوی باشد که نتیجه فنی را تحتالشعاع قرار دهد.
چالشهای پیشروی نکونام در تراکتور
جواد نکونام در شرایطی سکان هدایت تراکتور را بر عهده میگیرد که یکی از سختترین چالشهای دوران مربیگریاش را پیش رو دارد. او در حالی وارد تبریز میشود که نه تنها زمان کافی برای آشنایی با بازیکنان ندارد، بلکه باید با فشار روانی ناشی از تغییر ناگهانی و انتظارات بالای هواداران نیز دست و پنجه نرم کند. نکونام که سابقه هدایت تیمهایی مثل استقلال را دارد، میداند که در این باشگاه، با کوچکترین شکست، زیر ذرهبین هواداران و رسانهها قرار خواهد گرفت. او باید در اولین فرصت، اعتماد کادر فنی و بازیکنان را جلب کند.
از دیگر چالشهای مهم نکونام، سیستم بازی و تاکتیکهای مورد نظر اوست. هر سرمربی فلسفه و روش خاص خودش را دارد و پیادهسازی این روش در تیمی که با سبک متفاوت ربیعی تمرین میکرده، نیازمند یک دوره گذار است. با وجود بازیهای دوستانه محدود، نکونام شاید ناچار شود در هفتههای ابتدایی از ترکیب و تاکتیکهای قبلی استفاده کند و به مرور، ایدههای خودش را پیاده کند. این میتواند در هفتههای ابتدایی نتیجهگیری را برای تراکتور دشوار کند و تیم را با خطر از دست دادن امتیاز در همان شروع کار مواجه سازد.
جذب بازیکنان جدید و تطابق با جو باشگاه نیز از دیگر چالشهای این مربی خواهد بود. تراکتور باشگاهی است که هواداران پرشوری دارد و فشار روانی برای نتیجهگیری در هر بازی، بسیار بالاست. نکونام باید بتواند با حفظ آرامش و استفاده از تجربیات گذشتهاش، تیم را برای کسب نتایج خوب در هفتههای ابتدایی آماده کند. با توجه به این که فصل نقلوانتقالات نیز در جریان است، او باید دیدگاه خود را برای جذب یا عدم جذب بازیکنان جدید به مدیریت باشگاه منتقل کند تا تیم بتواند با قدرت کامل به میدان برود.
سیر نزولی اعتبار مربیگری در فوتبال ایران
وقایع اخیر در باشگاه تراکتور، تنها یکی از هزاران نشانهای است که ثابت میکند اعتبار مربیگری در فوتبال ایران به پایینترین سطح خود رسیده است. دیگر نه تخصص، نه سابقه و نه حتی برنامههای فنی یک مربی در ماندگاری او تأثیرگذار نیست، بلکه این تماسهای تلفنی و رانتهای پشت پرده هستند که تعیین میکنند چه کسی روی نیمکت بنشیند و چه کسی کنار برود. ربیعی که یکی از مربیان خوشفکر لیگ محسوب میشود، به یک باره و بدون کمترین توجهی به زحماتش، کنار گذاشته میشود تا یک چهره رسانهایتر و لابیگرتر جایگزین او شود. این رویه، به سایر مربیان نیز این پیام را میدهد که فایدهای ندارد برای یک تیم برنامهریزی بلندمدت کنند، چرا که هر لحظه ممکن است تغییرات ناگهانی روی دهد.
قضیه برکناری ربیعی از تراکتور در حالی رخ میدهد که در فوتبال ایران، الگوی رفت و آمد مربیان به یک بیماری مزمن تبدیل شده است. در بسیاری از باشگاهها، هر چند ماه یکبار شاهد تغییر روی نیمکت هستیم و این نشان از عدم ثبات مدیریتی و نگاه کوتاهمدت دارد. این وضعیت نه تنها به تیمها و باشگاهها ضربه میزند، بلکه تصویر فوتبال ایران را در سطح بینالمللی نیز تخریب میکند. وقتی تیمهای ایرانی با این بیثباتیها به مصاف حریفان آسیایی میروند، طبیعی است که نتیجه نگیرند و آن شکستهای سنگین رقم بخورد. مربیان باید در آرامش و با برنامهریزی، تیمها را بسازند و این نیازمند عزمی جدی از سوی مدیران باشگاهها و فدراسیون است. متأسفانه، تا زمانی که رانت و لابیگری در فوتبال ایران حرف اول را میزند و مدیران و مربیان بر اساس منافع شخصی و گروهی انتخاب میشوند، هیچ تحولی در فوتبال کشور رخ نخواهد داد و روزبهروز جایگاهمان در عرصه بینالمللی تنزل خواهد کرد.
فوتبال زیر سایه مافیا؛ نقش بازیگران پشت پرده
در گزارشهای تحلیلی بارها به نقش مافیا در فوتبال ایران اشاره شده و اتفاقات اخیر تراکتور نیز این ادعا را بیش از پیش تقویت میکند. فوتبال امروز ایران به صحنهای برای کشمکش گروههای قدرت تبدیل شده است که هر کدام برای پیشبرد اهداف مالی و سیاسی خود، تلاش میکنند مهرههای کلیدیشان را روی نیمکت تیمها قرار دهند. انتقال ناگهانی نکونام به تراکتور، آن هم در آخرین لحظات، نشان میدهد که تصمیمات در فوتبال ایران از لایههای نهانی و خارج از مستطیل سبز هدایت میشود. این سناریو تا حد زیادی به فیلمهای هالیوودی شباهت دارد که همه چیز در تاریکی شب و در جلسات محرمانه رقم میخورد و صبح که میشود، جامعه با تصمیمات جدید روبرو میشود. این نفوذ و قدرت، نه تنها به بیثباتی باشگاهها دامن میزند، بلکه باعث دلزدگی هواداران و خروج تدریجی آنها از ورزشگاهها میشود. هوادارانی که بارها دیدهاند تیم محبوبشان، فارغ از هر گونه شایستگی، توسط افراد قدرتمند هدایت میشود و هر سرمربی به سرنوشت پیشین خود دچار میشود. این ناامیدی، بزرگترین سرمایهای است که فوتبال ایران را تهدید میکند و آینده آن را در هالهای از ابهام قرار میدهد.
نکته جالب دیگر، سکوت مدیران و نهادهای نظارتی در قبال این تخلفات پنهان است. در شرایطی که این فساد و لابیگری آشکار است، اما سازمانهای مربوطه واکنش قاطعی نشان نمیدهند و این سکوت، فضای بیقانونی و بیثباتی را در فوتبال پررنگتر میکند. تا زمانی که این جریانهای پشت پرده نتوانند با برنامههای شفافسازی مهار شوند، نه خبری از عدالت و شایستهسالاری است و نه ثباتی در عرصه مربیگری شاهد خواهیم بود.
پیامدهای این تغییرات برای تراکتور و لیگ برتر
با توجه به تغییرات ناگهانی روی نیمکت تراکتور، میتوان پیشبینی کرد که این باشگاه در هفتههای ابتدایی لیگ با مشکل هماهنگی مواجه شود و شاید نتواند روند خوبی را آغاز کند. با وجود اینکه نکونام چهرهای محبوب و شناختهشده است، اما برای موفقیت نیاز به زمان دارد و هواداران تراکتور باید صبوری بیشتری به خرج دهند تا تیم به روزهای اوج خود بازگردد. شکست در هفتههای ابتدایی میتواند فشار روانی را افزایش دهد و مدیران باشگاه را به تصمیمات شتابزدهتر وادار کند. از منظر رقابتهای لیگ، این تغییر میتواند به سود دیگر مدعیان تمام شود. سپاهان، پرسپولیس، استقلال و سایر تیمهای بالانشین، از این بیثباتی در صدر جدول سود خواهند برد و شانس خود برای قهرمانی را افزایش خواهند داد.
رقیبانی که ثبات مدیریتی و تاکتیکی دارند، میتوانند با خیالی آسودهتر به مصاف تراکتور بروند و از اختلال در سیستم بازی آنها بهرهمند شوند. با این حال، برخی کارشناسان معتقدند که شوک ناشی از تغییر مربی، گاهی میتواند به نفع تیم باشد و باعث ایجاد انگیزه مضاعف در بازیکنان شود. آنها امیدوارند که حضور نکونام و چهره جدیدش، بتواند یک تکان مثبت در تیم ایجاد کند و تراکتور را به جمع مدعیان بازگرداند. تنها زمان مشخص خواهد کرد که آیا این تغییر، یک حرکت حسابشده برای پیشرفت است یا یک تصمیم عجولانه و ماجراجویانه که به ضرر باشگاه تمام خواهد شد.