آسیانیوز ایران / یزد ؛ در یزد،
استانی با انباشت استعدادهای خاموش، این پدیده هر روز قربانی میگیرد. و مسعود زارع
– با همهی نقد و نظرهایی که ممکن است نسبت به او باشد – نماد تازهای از حذف بیصداست؛
قربانی یکی دیگر از تقابلهای مرموز میان انگیزه و محافظهکاری، میان کارآمدی و کارشکنی.
زارع،
نه صرفاً یک خبرنگار ورزشی یا قهرمان سابق، که نماد امید بسیاری از جوانان آگاه و رسانهای
استان بود. کسی که میتوانست زبان ورزشکار و مدیر، جوان و پیشکسوت، رسانه و افکار عمومی
را به هم پیوند بزند. اما ناگهان، او هم شد یکی از همان نامهای گمشده در گرداب سکوت.
·
️ماجرای زارع، فقط
یک غیبت ساده نیست؛ زنگ خطری است برای همهی استعدادهایی که به یزد بازمیگردند تا
خدمت کنند، نه سهمخواهی. اما هر بار با پدیدهای عجیب روبهرو میشوند: کسانی که با
سمپاشیهای بیمارگونه، تهمتهای بیپایه، و فضای مسموم پشتپرده، آرام و بیسروصدا
آنها را از مسیر کنار میزنند.
🔻این قبیل افراد، در واقع «فی قلوبهم مرض»اند؛ بیمارانی مزمن که از حضور
آدمهای سالم، باانگیزه، مستقل و مردمی در هراساند. آنها رشد نمیکنند، اما اجازه
هم نمیدهند کسی رشد کند. نه اهل تدبیرند، نه اهل تدبر. فقط «اهل حذف»اند.
این
جماعت، نه با کار، بلکه با کارشکنی در ساختارها دوام آوردهاند.
و امروز،
اگر مدیری در استان سکوت پیشه میکند، یا نیرویی مؤثر مانند زارع را «بیسروصدا» به
حاشیه میبرد، باید از او پرسید:
آیا
تصمیمسازی شما را، همین سمپاشهای پشتپرده هدایت میکنند؟
یا هنوز
هم صدایی از عقلانیت در آن ساختار باقی مانده که بداند، حذف نیروهای مستعد، بزرگترین
خیانت به آینده استان است؟
🔹بیانگیزگی جوانان، مهاجرت نخبگان، دلزدگی نیروهای مستقل، و تکرار بیبرنامگی
در ورزش یزد، تصادفی نیست؛ اینها میوههای درختی هستند که با دستان خودمان، با حذف
ظرفیتها، آبیاریاش کردهایم.
✅ سخن آخر:
در دورهای
که دولت شعارش «امید، گفتوگو، وفاق» است، آیا وقت آن نرسیده که از قربانیان «وفاقگریزانِ
پشتپرده» دفاع کنیم؟
آیا
وقت آن نیست که بجای قربانیسازی، به تقویت و شفافسازی روی بیاوریم؟ اگر زارع هنوز
در ساختار است، صدایش را بشنویم. اگر نیست، دلیلش را بپرسیم. اگر حذف شده، اجازه ندهیم
بقیهی جوانان نیز، با انگیزهای زخمی و خاموش، مسیر او را تکرار کنند.
یزد،
دیگر تاب حذف ندارد ؛ وقتی «فی قلوبهم مرض» تصمیم میگیرند،
امید و برنامه قربانی میشوند.