آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:

پوریا زرشناس - دکترای اقتصاد انرژی های تجدیدپذیر
در میان انبوه تیترهای سیاسی و خبرهای دیپلماتیک، گاه آنچه واقعاً پایههای زندگی یک ملت را میلرزاند، در سکوت و بیاعتنایی پیش میرود. ایران امروز، صحنه یکی از این داستانهای خاموش است. اغلب چشمها به تحرکات خارجی دوخته شده، در حالی که تهدیداتی به مراتب ملموستر و فوریتر، از درون، پیوستگی و امنیت ملی را نشانه رفتهاند. تصور کنید جنگی تمام شود، اما نبردی دیگر آغاز گردد؛ نبردی برای یک لیوان آب آشامیدنی سالم، برای روشن ماندن یک یخچال دارو، یا برای سوخت رساندن به آمبولانسی که باید جان انسانها را نجات دهد. این، سناریوی احتمالی تابستان آینده ایران است، سناریویی که ریشه در امروز و دیروز دارد.
زمستان امسال، در حالی که باید فصل تجدید ذخایر آبی باشد، صدای خش خش خشکسالی بلندتر از همیشه به گوش میرسد. کاهش بارشها تنها بخشی از ماجراست. مدیریت ناپایدار منابع، الگوی مصرف نادرست و فرسودگی زیرساختها، حلقه بحران را تنگتر کرده است. در پس این بحران آب، بحران انرژی به طور کامل قد علم کرده است. شبکه برق کشور، که ستون فقرات صنعت و زندگی مدرن است، هر سال لرزانتر از سال قبل میشود. کمبودهای پیشبینی شده برای سال آینده، تنها عدد و رقم نیستند؛ آنها به معنای خاموشی کارگاهها، تعطیلی کسبوکارها و اختلال در زیرساختهای حیاتی هستند. بحران سوخت نیز معمایی است با دو راهحل تلخ. از یک سو، واردات با هزینههای نجومی که در شرایط کنونی اقتصادی، رویایی دستنیافتنی به نظر میرسد. از سوی دیگر، افزایش چندبرابری قیمت که موج شوک تورمی و اعتراضات اجتماعی گسترده را به همراه خواهد داشت.
این سه بحران، جدا از هم نیستند. کمبود آب، تولید برق را تهدید میکند. بیثباتی در انرژی، اقتصاد را فلج میسازد و توان کشور برای مقابله با بحرانهایی مانند کمبود سوخت را کاهش میدهد. اینها حلقههای به هم پیوسته یک زنجیره شکننده هستند. این گزارش قصد دارد تا با نگاهی دقیق و فنی، ابعاد این بحران سهگانه را واکاوی کند. از آمارهای نگرانکننده ذخایر سدها تا دلایل فنی کمبود برق و معادلات پیچیده بازار سوخت. هدف، نه ایجاد رعب، که بیدارباشی است بر اساس دادهها و تحلیلهای واقعی. در این مسیر، به دنبال مقصر نمیگردیم، بلکه میکوشیم عمق یک موقعیت پیچیده را نشان دهیم؛ موقعیتی که غفلت از آن، هزینهای به مراتب سنگینتر از بسیاری از تهدیدات خارجی برای تمامی شهروندان خواهد داشت. با ما همراه شوید تا از لبه این پرتگاه داخلی بیشتر بدانید.
بحران آب؛ از هشدار به وضعیت فوقبحران
وضعیت ذخایر استراتژیک: آمارهای رسمی از کاهش ذخایر سدهای کل کشور به زیر ۳۵ درصد خبر میدهند، اما این میانگین، عمق فاجعه را پنهان میکند. برخی سدهای اصلی و حیاتی مانند سدهای لتیان، ماملو و طالقان که مسئولیت تامین آب شرب پایتخت را بر عهده دارند، به ذخایری زیر ۵ درصد تنزل یافتهاند. این رقم، نه یک هشدار، که یک اعلان فوقبحران است. حتی با بارشهای بهاری مناسب، بازگشت این مخازن به وضعیت نرمال سالها زمان خواهد برد.
-
پیامدهای زنجیرهای
بحران آب تنها به قطعی آب شرب محدود نمیشود. کاهش شدید منابع آبی، تولید برق نیروگاههای آبی را به شدت محدود خواهد کرد. این موضوع، فشار مضاعفی بر شبکه برق در اوج مصرف تابستان وارد میآورد. از سوی دیگر، کشاورزی به عنوان بخش بزرگی از اقتصاد و معیشت روستایی، با مرگ تدریجی مواجه خواهد شد. خشک شدن چاهها، فرونشست زمین در دشتهای اصلی و مهاجرت اجباری، تهدیداتی هستند که هماکنون آغاز شدهاند.
-
راهکارهای فنی و مدیریتی
راه برونرفت از این بحران، نیازمند یک تحول مدیریتی جامع است. اجرای سریع طرحهای آبخیزداری و آبخوانداری برای احیای سفرههای زیرزمینی، سرمایهگذاری در فناوریهای تصفیه و بازچرخانی آب (استفاده مجدد از پساب) و نوسازی شبکه توزیع فرسوده برای کاهش هدررفت، از اولویتهای فوری هستند. اما مهمتر از همه، بازنگری در الگوی کشت و توسعه صنایع آببر است که بدون آن، هر اقدام دیگری تنها مسکنی موقتی خواهد بود.
بحران انرژی الکتریکی؛ شبکهای در آستانه فروپاشی
-
کمبود پایه تولید
اعلام کمبود ۲۵ درصدی برق در سال جاری و پیشبینی کمبود ۳۰ درصدی برای سال آینده، نشان از یک شکاف ساختاری و روزافزون بین عرضه و تقاضا دارد. این کمبود، ناشی از افزایش مصرف (به دلیل رشد جمعیت، توسعه ناهمگون و نبود فناوریهای بهینهساز) در کنار ظرفیت تولید راکد است. نیروگاههای فرسوده با راندمان پایین، تاخیر در ساخت نیروگاههای جدید و وابستگی به منابع آبی برای تولید برق، سه ضلع مثلث این بحران هستند.
-
چالشهای فنی شبکه
شبکه انتقال و توزیع برق ایران، با فرسودگی تجهیزات و تلفات بالا مواجه است. این موضوع نه تنها سبب هدررفت بخشی از تولید میشود، بلکه پایداری شبکه را به مخاطره میاندازد. خاموشیهای گسترده و ناگهانی، تنها نشانه سطحی این ناپایداری است. در صورت ادامه این روند، ریسک فروپاشی سراسری شبکه (بلاکاوت) افزایش مییابد که ترمیم آن روزها یا هفتهها زمان میبرد و پیامدهای فاجعهباری برای تمام بخشها خواهد داشت.
-
راهکارهای ممکن
حل این بحران نیازمند یک برنامه چهاربعدی است. اول: نوسازی و افزایش راندمان نیروگاههای موجود. دوم: توسعه سریع نیروگاههای تجدیدپذیر مانند خورشیدی و بادی که وابستگی به آب را کاهش میدهد. سوم: اجرای جدی طرحهای مدیریت مصرف و افزایش قیمتهای پلکانی برای کاهش اوج مصرف. چهارم: عقبنشینی از صنایع پرانرژی و غیراقتصادی و بازنگری در الگوی توسعه صنعتی کشور.
معمای سوخت؛ دوراهی شوک قیمتی یا فروپاشی مالی
-
تنگنای واردات و تولید
ایران با وجود داشتن منابع عظیم نفتی، به دلیل فرسودگی پالایشگاهها و افزایش مصرف داخلی، با کمبود بنزین با اکتان استاندارد مواجه است. تحریمها نیز واردات قطعات و فناوری مورد نیاز برای نوسازی پالایشگاهها را دشوار کرده است. در نتیجه، کشور برای تامین نیاز داخلی با دو گزینه روبروست: واردات سالانه حدود ۵ میلیارد دلاری بنزین که با کسری بودجه شدید دولت و کاهش درآمدهای ارزی، تقریباً غیرممکن به نظر میرسد، یا افزایش چندبرابری قیمت برای کاهش مصرف و ایجاد منابع مالی برای واردات یا نوسازی.
-
پیامدهای اجتماعی و اقتصادی
هر یک از این گزینهها، شوکهای عمیقی به همراه دارد. واردات گسترده، فشار شدیدی بر ذخایر ارزی وارد کرده و بودجه لازم برای سایر بخشهای حیاتی را میبلعد. از سوی دیگر، افزایش قیمت بنزین، مستقیماً بر قیمت تمام کالاها و خدمات اثر گذاشته و تورم را به طور تصاعدی افزایش میدهد. این موضوع میتواند به ناآرامیهای اجتماعی گسترده منجر شود، همانطور که در گذشته نیز نمونههایی از آن دیده شده است.
-
جستجوی راه سوم
راه سوم، که اجرای آن بسیار دشوار اما ضروری است، شامل کاهش سریع مصرف از طریق توسعه حملونقل عمومی الکتریکی و ریلی، اجرای سراسری کارتسوخت هوشمند با سقفبندی واقعی و تسریع در نوسازی پالایشگاهها با اولویتدهی به تامین مالی آن است. این امر نیازمند عزمی ملی و بازتخصیص منابع از بخشهای کم اولویت به این موضوع حیاتی است.
امنیت غذایی؛ سایه شوم بحران آب بر کشاورزی
-
خشکسالی و کشاورزی ناپایدار
بحران آب، مستقیمترین ضربه را به بخش کشاورزی وارد میکند. کاهش منابع آب زیرزمینی و سطحی، امکان کشت در بسیاری از مراکز اصلی تولید را از بین میبرد. ادامه الگوی کشت سنتی و آببر (مانند برنج و نیشکر در مناطق کمآب) به معنای نابودی باقیمانده منابع است. این موضوع، خودکفایی ظاهری در برخی محصولات را به مخاطره میاندازد و وابستگی غذایی کشور را افزایش میدهد.
-
تورم و دسترسی به غذا
کاهش عرضه محصولات کشاورزی داخلی، منجر به افزایش قیمت مواد غذایی میشود. این تورم، فشار زیادی بر سبد معیشتی خانوارهای کمدرآمد وارد میکند و میتواند ناآرامیهای اجتماعی را دامن بزند. از سوی دیگر، واردات بیشتر گندم و سایر کالاهای اساسی، نیازمند ارز است که خود در شرایط تحریم به چالشی دیگر تبدیل میشود.
-
راهبردهای تطبیقی
نجات بخش کشاورزی نیازمند یک تحول اساسی است: حرکت به سمت کشتهای گلخانهای با راندمان آبی بالا، تغییر الگوی کشت به سمت محصولات کمآببر و باارزش، توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی برای کاهش ضایعات و حمایت از کشاورزی قراردادی با محوریت بهرهوری آب.
انسجام اجتماعی؛ آزمونی سخت در برابر فشارهای زیستمحیطی و اقتصادی
-
شکاف شهری-روستایی و مهاجرت
بحرانهای آب و کشاورزی، موج جدیدی از مهاجرت روستاییان و کشاورزان به حاشیه شهرهای بزرگ را تشدید خواهد کرد. این مهاجرت، حاشیهنشینی، بیکاری و نابرابری را افزایش داده و امنیت اجتماعی را تهدید میکند. شهرها نیز تحت فشار این جمعیت اضافه و با زیرساختهای فرسوده، در تامین آب و برق با مشکل مضاعف مواجه خواهند شد.
-
افول طبقه متوسط
تورم افسارگسیخته ناشی از بحران انرژی و سوخت، قدرت خرید طبقه متوسط را به شدت تحلیل میبرد. کاهش این طبقه که معمولاً حامل ارزشهای مدرن و مطالبهگر ثبات است، میتواند به ناامیدی عمومی و بیاعتمادی به آینده منجر شود. این فضای اجتماعی، زمینه را برای هر گونه تنش داخلی فراهم میکند.
-
ضرورت گفتوگوی ملی
عبور از این بحرانهای پیچیده، تنها با مدیریت تکنوکراتیک ممکن نیست. نیاز به یک گفتوگوی ملی فراگیر بین دولت، کارشناسان، بخش خصوصی و نمایندگان جامعه مدنی احساس میشود. ایجاد شفافیت در آمارها، تشریح صادقانه عمق بحران برای افکار عمومی و جلب مشارکت همگانی برای اتخاذ سبک زندگی سازگار با کمآبی و کمانرژی، از ضروریات انکارناپذیر این برهه است. بدون این اجماع ملی، مقابله با بحرانها ناممکن خواهد بود.