سه شنبه / ۲ دی ۱۴۰۴ / ۱۸:۰۹
کد خبر: 35462
گزارشگر: 548
۱۴۹
۰
۰
۰
جنگ روایت‌ها بر سر یک تاکسی: قلیچ در برابر سلطانی و خانواده حجازی

ادعای کمک مالی ناصر حجازی به وحید قلیچ + تکذیب صریح همسر مرحوم حجازی

ادعای کمک مالی ناصر حجازی به وحید قلیچ + تکذیب صریح همسر مرحوم حجازی
ادعای وحید قلیچ درباره دریافت تاکسی از مرحوم ناصر حجازی، به یک جنجال تمام‌عیار در محافل فوتبال ایران تبدیل شده است. این ادعا ابتدا توسط بهروز سلطانی، هم‌بازی سابق قلیچ، به شدت تکذیب و کمک مالی به علی پروین نسبت داده شد. با این وجود، قلیچ در گفت‌وگویی مفصل بر روایت خود پافشاری کرده و جزئیات جدیدی از نحوه دریافت این کمک ارائه داد. اما اظهارات همسر مرحوم حجازی که هرگونه واگذاری خودرو توسط خانواده‌شان در آن مقطع را غیرممکن دانست، آخرین و قاطع‌ترین ضربه به ادعای قلیچ بود. اکنون پرسش اصلی این است که انگیزه قلیچ از طرح این خاطره — که با تکذیب های متعدد مواجه شده — چیست و چرا او با این شدت بر آن اصرار می‌ورزد.

آسیانیوز ایران؛ سرویس ورزشی:

گاهی یک خاطره قدیمی، نه فقط نوستالژی، که جرقه یک مجادله بزرگ می‌شود. ماجرایی که این روزها فوتبال ایران را درگیر خود کرده، نه یک گل زیبا و نه یک نتیجه تاریخی، که درباره یک «تاکسی» است. وحید قلیچ، دروازه‌بان سابق پرسپولیس، چند روز پیش در یک برنامه تلویزیونی ادعایی را مطرح کرد که مانند سنگی در آب راکد افتاد. او گفت: «مرحوم ناصر حجازی در سال‌های اول ازدواجم، یک تاکسی به من داد تا با آن در آژانس کار کنم.» این ادعا، ترکیبی غریب از دو دنیای رقیب بود: یک اسطوره استقلال که به بازیکن پرسپولیس کمک می‌کند. داستانی از مرزهای فراموش‌شده رفاقت و تعصب. اما طولی نکشید که این روایت با موجی از تکذیب روبرو شد. اولین واکنش تند از سوی بهروز سلطانی، دروازه‌بان اسبق پرسپولیس و تیم ملی بود. او به صراحت گفت: «این ادعا دروغ است. کمک به قلیچ از سوی علی پروین انجام شده.» به نظر می‌رسید راوی دیگری وارد ماجرا شده است.
اما قلیچ تسلیم نشد. او در گفت‌وگویی مفصل، بار دیگر جزئیات خاطره خود را تشریح کرد؛ از ملاقات با حجازی تا دریافت تاکسی و خرید بعدی پیکان. او حتی به هم‌بازیان قدیمی خود نیز حمله کرد و گفت: «این هم‌بازی‌های من آدم‌های خوبی نیستند.» اما سنگین‌ترین ضربه به روایت قلیچ، از جایی وارد شد که کمتر کسی انتظارش را داشت: خانواده مرحوم ناصر حجازی. همسر اسطوره فقید استقلال به صورت رسمی اعلام کرد: «ما در آن زمان خودروی شخصی برای واگذاری نداشتیم. شنیده‌ایم این کار را آقای پروین انجام دادند.» حالا سه روایت کاملاً متفاوت در برابر هم ایستاده‌اند: روایت قلیچ که بر لطف حجازی پافشاری می‌کند، روایت سلطانی که آن را دروغ می‌خواند، و روایت خانواده حجازی که اساساً امکان آن را رد می‌کند. این اختلاف فقط بر سر یک خودرو نیست، بلکه درباره حافظه تاریخی، روابط پنهان بین بازیکنان دو تیم رقیب، و حتی انگیزه‌های امروزی برای طرح چنین خاطراتی است. در این گزارش، این جنگ روایت‌ها را از همه زوایا بررسی می‌کنیم.

تحلیل روایت قلیچ؛ جزئیات، تناقض‌ها و پافشاری عجیب

روایت وحید قلیچ اگرچه با جزئیات (ملاقات در مراسم، صحبت درباره کار، چهار سال استفاده از تاکسی، خرید پیکان با کمک پنج تومانی) همراه است، اما دارای نقاط کور و سوال‌برانگیز است. نخست، او هیچ شاهد عینی یا مدرک ملموسی (مانند عکس با تاکسی، سند انتقال موقت) ارائه نمی‌دهد. دوم، او در پاسخ به سوال درباره نقش علی پروین، می‌گوید: «علی آقا واسطه شد و من رفتم گرفتم»، که این ادعا را به کلی متفاوت از دریافت مستقیم تاکسی از حجازی می‌کند و با روایت اولیه او در تعارض نسبی قرار می‌گیرد. پافشاری شدید و واکنش تند او به هم‌بازیان («نان‌ها خوردن ندارد»، «اگر من مردم، سر خاکم نیایند») نشان از یک سرمایه‌گذاری عاطفی و شخصی بالا بر روی این روایت دارد. این شدت واکنش، می‌تواند نشان دهد که این خاطره برای او تبدیل به بخشی از هویت و تاریخچه شخصی شده است که به سادگی حاضر به تعدیل یا کنار گذاشتن آن نیست. از نگاه روان‌شناختی، ممکن است خاطره‌ای تحریف‌شده یا تلفیق‌یافته در ذهن او شکل گرفته باشد؛ شاید کمک‌های کوچک حجازی (مشاوره، حمایت معنوی) در گذر زمان و تحت تأثیر احترام عمیق او به حجازی، در ذهنش به شکل یک کمک بزرگ مادی (تاکسی) تجسم یافته باشد. این پدیده در حافظه بلندمدت غیرمعمول نیست.

بررسی تکذیب‌ها؛ از سلطانی تا خانواده حجازی

تکذیب بهروز سلطانی، به عنوان یک هم‌دوره و هم‌بازی مستقیم، از وزن زیادی برخوردار است. او نه تنها روایت قلیچ را رد کرده، بلکه روایت جایگزین (کمک علی پروین) را ارائه داده است. این، تکذیب را از یک «نه» ساده به یک «بله، اما از طریق شخص دیگر» ارتقا می‌دهد و اعتبار بیشتری به آن می‌بخشد. اما قاطع‌ترین و غیرقابل‌چالش‌ترین تکذیب، از سوی همسر مرحوم ناصر حجازی است. ایشان با استناد به وضعیت مالی و امکانات خانواده در آن مقطع («خودروی شخصی در اختیار نداشتیم»)، اساساً امکان تحقق فیزیکی این رویداد را نفی کرده‌اند. این تکذیب، از جنس تکذیب یک شاهد مطلع از کلیت شرایط است و نه فقط یک فرد خاص. اتفاق نادر در این ماجرا، همسو بودن تکذیب‌های دو طرف یک رقابت تاریخی است. هم بازیکن سابق پرسپولیس (سلطانی) و هم خانواده اسطوره استقلال (همسر حجازی)، هر دو به نفع روایت سوم (کمک علی پروین) سخن می‌گویند. این اتحاد ناخواسته، موضع قلیچ را به شدت تضعیف می‌کند.

نقش علی پروین؛ روایت فراموش‌شده یا نادیده گرفته‌شده؟

در هیاهوی میان قلیچ و حجازی، نقش علی پروین به حاشیه رانده شده است، در حالی که طبق تکذیب‌ها، محوریت اصلی با اوست. پروین به عنوان کاپیتان و چهره محبوب پرسپولیس، شناخته‌شده‌ترین فرد برای حمایت از بازیکنان تیم خود بوده است. کمک او به یک بازیکن جوان برای خرید ماشین (به صورت نقد یا قسطی) در آن دوران، اکتشاف عجیبی نیست و کاملاً محتمل به نظر می‌رسد. سوال اینجاست که چرا قلیچ، این نقش را کمرنگ یا دچار تحریف کرده است؟ آیا ممکن است دریافت کمک از پروین (هم‌تیمی) برایش دارای عظمت و جذابیت عاطفی دریافت کمک از حجازی (اسطوره رقیب) نبوده است؟ کمک حجازی، روایتی فراتر از تعصبات و در سطح ورزشکاری می‌سازد که برای گفتن جذاب‌تر است. سکوت فعلی علی پروین در این ماجرا نیز قابل تأمل است. تایید یا تکذیب او می‌تواند نقطه پایان ماجرا باشد. سکوت او می‌تواند به معنای عدم تمایل به ورود به جنجال، حفظ حرمت مرحوم حجازی یا حفظ آرامش باشد.

انگیزه‌شناسی؛ چرا قلیچ این روایت را مطرح و بر آن پافشاری می‌کند؟

بررسی انگیزه‌های احتمالی قلیچ، کلید فهم این ماجراست.
  1. یک انگیزه می‌تواند ساده و بی‌آلایش باشد: او واقعاً باوری راسخ به این خاطره دارد و تحت تأثیر خطای حافظه قرار گرفته و اکنون با تکذیب دیگران، احساس می‌کند حقیقت شخصی و شرافتش زیر سوال رفته است.
  2. انگیزه دیگر می‌تواند جلب توجه و بازسازی تصویر عمومی باشد. قلیچ در سال‌های اخیر با اظهارات جنجالی و ابراز علاقه به استقلال در کانون توجه قرار گرفته. طرح خاطره‌ای از لطف یک اسطوره استقلال به یک بازیکن پرسپولیس، تصویر او را به عنوان فردی فراتر از تعصب ترسیم می‌کند و برایش سرمایه اجتماعی در میان طیف وسیع‌تری از هواداران ایجاد می‌نماید.
  3. انگیزه سوم می‌تواند تنظیم حساب‌های گذشته باشد. حملات لفظی او به «هم‌بازی‌ها» نشان از گله‌ها و کینه‌های قدیمی دارد. شاید این ماجرا بهانه‌ای است برای بیان نارضایتی‌های دیرینه از برخی هم‌دوره‌ای‌ها و قرار دادن خود در موضع قربانی بی‌گناهی که حتی هم‌تیمی‌هایش از او دفاع نمی‌کنند.

تأثیر بر میراث حجازی و درسی برای تاریخ‌نگاری شفاهی فوتبال

این مجادله، میراث مرحوم ناصر حجازی را نیز به طور غیرمستقیم تحت تأثیر قرار داده است. از یک سو، اگر روایت قلیچ دروغ باشد، سوءاستفاده از نام و اعتبار حجازی برای جلب توجه محسوب می‌شود. از سوی دیگر، تکذیب خانواده، حریم خصوصی و تاریخچه واقعی زندگی او را در برابر تفسیرهای نادرست محافظت می‌کند. این ماجرا، چالش بزرگ تاریخ‌نگاری شفاهی و خاطره‌گویی در فوتبال ایران را آشکار کرد. خاطرات، اغلب ذوب‌شده در علاقه، کینه، گذر زمان و اغراق هستند. اعتماد صرف به روایت یک نفر، بدون مطابقت با اسناد، عکس‌ها یا گفته‌های شاهدان دیگر، می‌تواند به تحریف تاریخ بینجامد. درس نهایی این است که ثبت تاریخ فوتبال نیازمند رویکردی علمی‌تر، چندمنظری و منتقدانه است. باید فضایی ایجاد شود که در آن، همه صداها شنیده شوند، ادعاها سنجیده گردند و افسانه‌ها از واقعیت‌ها جدا شوند. قبل از آن، هر خاطره‌ای می‌تواند به میدانی برای جنگ روایت‌ها تبدیل شود، همان‌گونه که بر سر یک تاکسی رخ داد.
https://www.asianewsiran.com/u/i5I
اخبار مرتبط
احمدرضا عابدزاده پس از جراحی موفقیت‌آمیز زانو در آمریکا اولین قدم‌های بهبودی را برداشت. پزشک او از خارج کردن بیش از ۱۰ استخوان اضافه خبر داد و گفت: این زانو یک کتاب درسی است از مقاومت!
او روزی لرزه بر اندام هر مهاجمی در استادیوم آزادی می‌انداخت، امروز اما در گوشه‌ای از یک محله جنوبی تهران، با دردهای جسمی و رنج فراموشی دست و پنجه نرم می‌کند. منوچهر شفقتیان، اسطوره دفاع پرسپولیس در دهه ۶۰، با صدایی لرزان از بی‌عدالتی فوتبال ایران می‌گوید؛ از باشگاهی که با ۷ قهرمانی برایش به اوج رسید، اما امروز حتی اجازه ورود به آن را ندارد! منوچهر شفقتیان، مدافع پیشکسوت پرسپولیس در گفت‌وگوی تکان‌دهنده‌ای از وضعیت اسفبار پیشکسوتان فوتبال پرده برداشت و گفت: "با ۷ قهرمانی با پرسپولیس، امروز مرا به باشگاه راه نمی‌دهند، اما کسی که از ۱۰ کیلومتری باشگاه رد نشده، مدیرعامل می‌شود!
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید