آسیانیوز ایران؛ سرویس ورزشی:
یک فریاد اعتراض در کنار زمین، یک حرکت توهینآمیز به تماشاگران. هر دو، در دیدگاه فدراسیون فوتبال، خطا هستند. اما قیمت این دو خطا در ترازوی انضباطی فدراسیون، از زمین تا آسمان متفاوت است. در یک سو، دراگان اسکوچیچ، سرمربی معروف تراکتورسازی ایستاده است. او پس از یک بازی، درباره داوریهای لیگ برتر حرف زده و گفته بود: «داوران خیلی راحت ضد تیم من قضاوت میکنند... داور هنگام اتخاذ تصمیم، دست و پایش میلرزید.»
در سوی دیگر، خداداد عزیزی، مدیر تیم تراکتور قرار دارد که در جریان بازی با ذوبآهن، در حرکتی آشکارا توهینآمیز، «حواله دادن آلت تناسلی» به سمت تماشاگران را انجام داد. عملی که عکس و فیلم آن در فضای مجازی پربازدید شد. کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال برای این دو خطای به ظاهر نامتوازن، دو حکم صادر کرد: برای اعتراض کلامی اسکوچیچ به داوری، جریمه ۲ میلیارد تومانی. برای توهین جنسی آشکار عزیزی به تماشاگران، جریمه ۵۱ میلیون تومانی. این اختلاف فاحش، موجی از تعجب و انتقاد را برانگیخت. حالا کمیته استیناف فدراسیون فوتبال، با تأیید حکم ۲ میلیارد تومانی اسکوچیچ، بر این اختلاف چشمگیر مهر تأیید زده است. حکمی که ۴۰ برابر سنگینتر از حکم توهین به تماشاگران است. این احکام پرسشهای بنیادینی را درباره معیارهای تعیین جریمه، تناسب جرم و مجازات، و اولویتهای انضباطی فدراسیون فوتبال به وجود آورده است. آیا انتقاد از داوری، حتی اگر تلخ باشد، از توهین مستقیم به مردم خطرناکتر است؟ این گزارش، واکاوی این دو پرونده جنجالی و تحلیل پیامدهای این تصمیم بحثبرانگیز برای فضای فوتبال ایران است.
مقایسه ماهیت خطا؛ توهین مستقیم در برابر انتقاد غیرمستقیم
خطای خداداد عزیزی، یک توهین مستقیم، عینی و غیرقابل انکار بود. حرکت فیزیکی او به سمت تماشاگران، ماهیتی غیرکلامی، زننده و نقض آشکار اخلاق ورزشی و اجتماعی داشت. این عمل، مستقیماً به حرمت و کرامت انسانهای حاضر در ورزشگاه حمله میکرد و میتوانست به تشدید درگیریها بینجامد. در مقابل، خطای دراگان اسکوچیچ، یک اعتراض کلامی و تحلیلی به یک نهاد (داوری) بود. هرچند لحن او تند و اتهاماتش جدی بود («دست و پا میلرزد»)، اما این اظهارات در چارچوب نقد عملکرد حرفهای قرار میگرفت. او مستقیماً به شخص داور توهین نکرد، بلکه به بیطرفی و شجاعت حرفهای آنها شکایت داشت. از منظر جامعهشناختی، عمل عزیزی نوعی خشونت نمادین است که فضای ورزش را مسموم میکند. انتقاد اسکوچیچ، هرچند ناخوشایند، میتواند بخشی از گفتوگوی ضروری درباره کیفیت داوری باشد. اینکه کدام یک آسیب بزرگتری به «حیثیت فوتبال» میزند، محل مناقشه است، اما به نظر میرسد از نگاه فدراسیون، انتقاد از داوران خطای بزرگتری محسوب میشود.
تحلیل احکام؛ اختلاف ۴۰ برابری و فقدان تناسب
عددها خود گویا هستند: ۲,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ تومان در برابر ۵۱,۰۰۰,۰۰۰ تومان. این اختلاف ۴۰ برابری، اصلیترین نقطه ایجاد جنجال است. این فاصله نجومی، اصل تناسب جرم و مجازات را که یکی از اصول بنیادین حقوقی است، زیر سؤال میبرد. بر اساس این احکام، هر ریال از جریمه اسکوچیچ، معادل ۴۰ ریال از جریمه عزیزی ارزش دارد! این بدان معناست که از دید کمیته انضباطی، هر کلمه انتقاد اسکوچیچ، ۴۰ برابر زشتتر از یک حرکت جنسی توهینآمیز عزیزی ارزیابی شده است. این معادله، از نظر منطق عمومی و اخلاق ساده کاملاً غیرقابل درک به نظر میرسد. این عدم تناسب، دو پیام خطرناک میفرستد: اول، توهین به تماشاگران عملی با پیامد مالی سبک است. دوم، هرگونه انتقاد از نهاد داوری، حتی به صورت محترمانه، هزینهای کمرشکن خواهد داشت. این میتواند فضایی از سانسور و خودسانسوری را برای مربیان ایجاد کند.
تبعیض احتمالی؛ ملیت، جایگاه و خط قرمزهای فدراسیون
این احکام ناهمگون، زمینهساز اتهام تبعیض شده است. آیا ممکن است ملیت خارجی اسکوچیچ و تعلق خداداد عزیزی به بدنه سابق فوتبال ایران (بازیکن و مربی سابق تیم ملی) در تعیین جریمه تأثیرگذار بوده باشد؟ هواداران این شائبه را مطرح میکنند که فدراسیون در برخورد با چهرههای داخلی و قدیمی نرمتر عمل میکند. نکته دیگر، خط قرمزهای فدراسیون است. به نظر میرسد حفظ اقتدار مطلق نهاد داوری، خط قرمز غیرقابل انعطافی است که نقض آن با شدیدترین مجازات پاسخ داده میشود. در مقابل، حفظ حرمت تماشاگران، اگرچه مهم است، اما در اولویت پایینتری قرار دارد و مجازاتش نمادین و کمهزینه است. این اولویتبندی، نشان میدهد فدراسیون بیشتر نگران کنترل گفتمان و انتقادات از درون سیستم (توسط مربیان) است تا کنترل رفتارهای غیرحرفهای که وجهه عمومی ورزش را مخدوش میکند. این رویکرد، میتواند نشاندهنده نوعی مدیریت مبتنی بر ترس به جای آموزش و فرهنگسازی باشد.
پیامدهای روانی و عملکردی برای تراکتور و لیگ برتر
جریمه ۲ میلیارد تومانی برای یک سرمربی، بیسابقه و کمرشکن است. این میتواند روابط مالی باشگاه تراکتور با اسکوچیچ را تحت تأثیر شدید قرار دهد و حتی منجر به اختلاف یا جدایی شود. از نظر روانی، این حکم میتواند حس قربانی بودن و بیعدالتی را در کادر فنی و بازیکنان تراکتور تقویت کند. برای فضای کلی لیگ، این حکم یک پیام بازدارنده بسیار قوی به تمام مربیان است: «به داوری انتقاد نکنید، هزینهاش ویرانگر است.» این میتواند باعث شود مربیان حتی در موارد اشتباه فاحش داوری نیز سکوت کنند و فشار روانی ناشی از داوریهای قابل بحث، بدون هیچ دریچه ابرازی، انباشته شود. از سوی دیگر، جریمه ناچیز عزیزی ممکن است جسارت دیگر مسئولان تیمها را برای رفتارهای مشابه افزایش دهد، چرا که هزینه آن اندک است. در بلندمدت، این احکام میتواند به از بین رفتن اعتبار کمیته انضباطی و تبدیل آن به نهادی با «معیارهای دوگانه» در اذهان عمومی بینجامد.
راهکار و نگاه به آینده؛ ضرورت شفافسازی و اصلاح آییننامه
برای خروج از این بحران اعتماد، فدراسیون فوتبال نیاز به اقدام فوری دارد.
- اولین قدم، شفافسازی کامل در مورد منطق تعیین این جرائم است. کمیته انضباطی و استیناف باید علنی توضیح دهند که چه معیارهای عینی، جدول جریمهها یا ضریبهایی منجر به این اختلاف ۴۰ برابری شده است. بدون این شفافیت، اتهامات بیدلیلی و سلیقهای بودن ادامه خواهد یافت.
- قدم دوم، بازنگری فوری در آییننامه انضباطی و تعیین جریمههای متناسب و شفاف است. باید برای هر نوع خطا (توهین کلامی، توهین حرکتی، انتقاد از داوری، تشویق به خشونت و...) بازه جریمه مشخص و منطقی تعریف شود. همچنین، تشکیل پروندههای مشابه باید توسط هیأتهای متفاوت و به صورت نوبتی بررسی شود تا احتمال جانبداری کاهش یابد.
در نهایت، فرهنگسازی باید جایگزین صدور احکام سنگین شود. فدراسیون باید با برگزاری دورههای اخلاق حرفهای برای مربیان و مدیران و نیز برنامههای بهبود ارتباط با تماشاگران، به دنبال پیشگیری از خطا باشد، نه فقط تنبیه خاطی. بدون این اصلاحات، بیاعتمادی به قضاوت انضباطی، همچنان یکی از بزرگترین مشکلات فوتبال ایران خواهد ماند.