آسیانیوز ایران؛ سرویس ورزشی:
برای سی و چهار روز است که خانواده، دوستان و جامعه ورزش ایران، نفسهایشان را در سینه حبس کردهاند. النا معدنیپور، دختر موتورسوار جوان، از آن روز حادثه تاکنون در حالت کما به سر میبرد. اما در این تاریکی، جرقههای کوچکی از امید شروع به درخشیدن کرده است. خبرهایی که اگرچه خبر بیداری کامل نیستند، اما نشان میدهند النا در این نبرد سخت برای زندگی، تنها نیست و در حال مقاومت است. مسعود سلطانیفر، رئیس فدراسیون موتورسواری و اتومبیلرانی، آخرین وضعیت این ورزشکار را تشریح کرد. او گفت میزان هوشیاری النا معدنیپور در این مدت بهبود پیدا کرده و طبق اعلام پزشکان متخصص، بر روی عدد ۵.۵ یا ۶ است. در مقیاس پزشکی که سطح هوشیاری را اندازه میگیرد، این عدد نسبت به روزهای اول حادثه پیشرفت قابل توجهی محسوب میشود و نشان میدهد او از عمیقترین مراحل کما فاصله گرفته است. اما پزشکان تأکید دارند که او کماکان در حالت کما به سر میبرد. رئیس فدراسیون با بیان دو نشانه امیدوارکننده گفت: «یک مرتبه انگشتان دست خود را تکان داد و یک مرتبه نیز در مقابل نور پلک زد و عکسالعمل داشت.» این حرکات غیرارادی اما هدفمند، برای خانواده و کادر درمان چون نور امیدی در تونل تاریکی بوده است. پزشکان با توجه به نیروی جوانی و مقاومت بالای النا، امید بیشتری برای بهبودی او پیدا کردهاند. مسعود سلطانیفر در پایان از مردم خواست تا برای سلامتی هر چه سریعتر این ورزشکار شجاع دعا کنند. حالا النا معدنیپور در آستانه پنجمین هفته از کما، همچنان نیازمند انرژی مثبت، دعا و حمایت همه است. این گزارش، مروری بر آخرین وضعیت او و معنای اعداد و نشانههای پزشکی دارد.
تحلیل وضعیت پزشکی؛ عدد ۵.۵ یا ۶ در مقیاس کمای گلاسکو به چه معناست؟
برای درک وضعیت النا، باید مقیاس رایج سنجش سطح هوشیاری یعنی «مقیاس کمای گلاسکو» (GCS) را شناخت. این مقیاس از ۳ (عمیقترین کما) تا ۱۵ (هوشیاری کامل) در نوسان است و سه بخش پاسخ چشمی، کلامی و حرکتی را ارزیابی میکند. رسیدن به عدد ۵.۵ یا ۶، نشاندهنده خروج از مرحله بحرانی و عمیق کما است. معمولاً اعداد زیر ۸ نشانه کماست. عدد گزارش شده، حاکی از آن است که النا احتمالاً پاسخ چشمی یا حرکتی محدودی از خود نشان میدهد، اما هنوز پاسخ کلامی معناداری ندارد و هوشیاری کامل بازنگشته است. این بهبود عددی، اگرچه کند، اما مثبت و معنادار است. نشان میدهد آسیب مغزی در حال ترمیم است و سیستم عصبی مرکزی به تدریج در حال بازسازی ارتباطات از دست رفته است. مسیر بهبود از کما اغلب غیرخطی و پر از فراز و نشیب است.
نشانههای امید؛ واکنش به نور و حرکت انگشتان
دو نشانه عینی که رئیس فدراسیون به آنها اشاره کرد، از نظر پزشکی بسیار مهم هستند. «پلک زدن در مقابل نور» نشان میدهد که مسیر بینایی تا حدی فعال است و مغز میتواند یک محرک خارجی (نور) را دریافت و به آن واکنش فیزیکی (بستن پلک) نشان دهد. «تکان دادن انگشتان دست» نیز نشانهای از فعالیت قشر حرکتی مغز و ارسال سیگنالهای صحیح به اندامهاست. این حرکات، هرچند کوچک، نشان میدهند که برخی از مسیرهای عصبی که کنترل ارادی حرکات را بر عهده دارند، در حال بازیابی هستند. این علائم، خودکار و غیرارادی نیستند، بلکه پاسخهای هدفمند به محرکها محسوب میشوند. همین باعث شده تا امید خانواده و پزشکان برای ادامه روند بهبود و احتمال بیداری افزایش یابد. این مراحل، اغلب قدمهای اولیه خروج از کما هستند.
عامل جوانی و مقاومت؛ چرا پزشکان امیدوارترند؟
تأکید پزشکان و رئیس فدراسیون بر «نیروی جوانی و مقاومت» النا، یک واقعیت علمی مهم را نشان میدهد. مغز افراد جوان از انعطافپذیری (نوروپلاستیسیتی) بالاتری برخوردار است. یعنی توانایی بیشتری برای ایجاد مسیرهای عصبی جدید و جبران عملکرد مناطق آسیبدیده دارد. بدن یک فرد جوان معمولاً توانایی ترمیم بافتی و مقابله با عفونتها را بهتر دارد. این ویژگیها در شرایط بحرانی مانند کما، شانس زنده ماندن و بهبودی کامل را به میزان قابل توجهی افزایش میدهند. همین عوامل است که به پزشکان این جسارت را داده تا با وجود گذشت ۳۴ روز، هنوز برای بهبودی النا امیدوار باشند و درمانها را با قوت ادامه دهند. در موارد مشابه برای افراد مسنتر، پیشآگهی اغلب محتاطانهتر است.
روند بهبودی از کما؛ مسیری طولانی و نیازمند صبر
خروج از کما و بازگشت به زندگی عادی، یک ماراتن است، نه یک دوی سرعت. حتی پس از بازگشت هوشیاری، فرد ممکن است با چالشهای زیادی مانند مشکلات حافظه، اختلال در تکلم، ضعف حرکتی یا تغییرات خلقی روبرو شود که نیازمند بازتوانی تخصصی و طولانیمدت است. وضعیت کنونی النا، فاز حاد و بیمارستانی این ماراتن است. تمرکز اصلی بر حفظ عملکرد حیاتی بدن، جلوگیری از عفونت و تحریک سیستم عصبی است. نشانههای مثبت فعلی، نوید میدهند که او در این فاز در حال پیشرفت است. پس از بیداری، فاز بازتوانی عصبی آغاز میشود که ممکن است ماهها یا حتی سالها طول بکشد. حمایت خانواده، تیم پزشکی و جامعه در این مرحله نیز حیاتی خواهد بود. خانواده النا و جامعه ورزش باید برای این مسیر طولانی آماده باشند.
نقش حمایت اجتماعی و درخواست دعا
درخواست صریح رئیس فدراسیون و خانواده از مردم برای دعا کردن، فراتر از یک سنت فرهنگی است. در موقعیتهای بحرانی، ایجاد یک موج مثبت اندیشی و انرژی حمایتی جمعی میتواند بر روحیه خانواده تأثیر معجزهآسایی بگذارد. این حمایت به خانواده النا این حس را میدهد که در این مصیبت تنها نیستند. از سوی دیگر، ادامه توجه رسانهای و عمومی، باعث میشود امکانات درمانی و حمایتی لازم به صورت مستمر در اختیار این ورزشکار قرار گیرد. در نهایت، داستان النا معدنیپور، یادآوریکننده خطرات ذاتی ورزشهای اکشن و اهمیت ایمنی حداکثری است. امید است بهبودی او، علاوه بر پایان یک درد بزرگ، سرآغاز بازنگری و توجه بیشتر به مقررات ایمنی برای تمامی ورزشکاران باشد. امروز، همه با النا و خانوادهاش همدل و همنوا هستند.