آسیانیوز ایران؛ سرویس اقتصادی:
کلهپاچه، این غذای سنتی و محبوب ایرانیان، این روزها بیشتر از آنکه به عنوان یک وعده غذایی لذیذ بر سر سفرهها حاضر شود، به عنوان نمادی از گرانی و تورم سرسامآور در بازار مواد غذایی مورد اشاره قرار میگیرد. رقمی که برای خرید یک دست کامل کلهپاچه با کیفیت مرغوب باید پرداخت کنید، میتواند بسیاری را شوکه کند: یک میلیون و هفتصد هزار تومان. این قیمت، نه برای یک جشن یا مناسبت خاص، که برای یک غذای معمولی است. عبدالرضا احمدیان، رئیس اتحادیه صنف طباخان، با تایید این رقم، اعتراف میکند که افزایش قیمت کلهپاچه حتی همگام با نرخ تورم عمومی هم پیش نرفته و از آن پیشی گرفته است. این یعنی قدرت خرید مردم برای این کالای غذایی به مراتب بیشتر کاهش یافته است. او دلیل بخشی از این افزایش را مربوط به فصل سرما میداند؛ زمانی که عرضه کلهپاچه برای طباخیها هزینههای بیشتری مانند مصرف گاز و انرژی بالاتر را به همراه دارد. اما به وضوح، این تنها عامل نیست.
احمدیان وضعیت را این گونه توصیف میکند: قیمتها نسبت به پارسال رشد چشمگیری کرده و در مقابل، تعداد مشتریان به شدت کمتر شده است. این یک رابطه معکوس خطرناک است که حیات بسیاری از کسبوکارهای سنتی را تهدید میکند. سخنان او حاکی از یک تغییر بزرگ در الگوی مصرف است: «کلهپاچه به دلیل کاهش قدرت خرید مردم دیگر در سبد خانوار اولویتی ندارد.» این جمله به تنهایی گویای عمق بحران معیشتی است. مشتریان وفادار و قدیمی این غذا نیز مجبور به تعدیل رفتار خود شدهاند. اگر فردی قبلاً هفتهای سه بار به طباخی سر میزده، اکنون شاید هر پانزده روز یک بار این کار را انجام دهد. نه تنها تعداد دفعات، که مقدار خرید نیز نصف شده است. این گزارش تنها بخش کوچکی از داستان تلخ گرانی و تغییر سبک زندگی ایرانیان است. وقتی یک غذای سنتی و نسبتاً متداول به کالایی لوکس تبدیل میشود، باید در انتظار تغییرات عمیقتری در ساختار مصرف و حتی سلامت جامعه بود.
تحلیل اقتصادی؛ از غذای مردمی تا کالای لوکس
رقم یک میلیون و هفتصد هزار تومان برای یک دست کلهپاچه، در مقایسه با حداقل دستمزد و میانگین درآمدها، به وضوح نشان میدهد این کالا از دایره کالاهای ضروری و حتی معمولی خارج شده است. این قیمت میتواند معادل چند روز درآمد یک کارگر ساده یا بخش عمدهای از حقوق ماهیانه یک بازنشسته باشد. اعتراف رئیس اتحادیه مبنی بر پیشی گرفتن رشد قیمت از تورم عمومی، نشانهای از وجود عوامل فشار دیگر است. این عوامل میتواند شامل افزایش هزینههای تولید (مانند قیمت دام زنده، هزینه انرژی و حمل و نقل)، کاهش عرضه (به دلیل مشکلات دامداریها) و حتی سوداگری و سفتهبازی در زنجیره تأمین باشد. تبدیل یک کالای غذایی سنتی به کالایی لوکس، تنها به معنای تغییر در ذائقه نیست. این پدیده نشانهای از «تورم گزینشی» و تحت فشار قرار گرفتن شدید دهکهای متوسط و پایین جامعه است. وقتی کلهپاچه از سبد خرید حذف میشود، سایر پروتئینهای حیوانی نیز احتمالاً جایگاه خود را از دست دادهاند.
تأثیرات اجتماعی و تغییر الگوی غذایی
حذف تدریجی کلهپاچه از سبد غذایی خانوادهها، فراتر از یک تغییر سلیقه است. این غذا به دلیل دارا بودن پروتئین، ویتامینها و چربی مفید، همواره بخشی از یک رژیم غذایی کامل محسوب میشده است. جایگزین کردن آن با مواد غذایی ارزانتر اما کمکیفیتتر، میتواند تأثیرات منفی بر سلامت جامعه داشته باشد. کاهش دفعات مصرف از هفتهای سه بار به ماهی دو بار، و کاهش حجم خرید به نصف، نشانهای از «محرومیت غذایی انتخابی» است. مردم نه از روی میل، که از روی اجبار، کیفیت و کمیت تغذیه خود را کاهش میدهند. این امر به ویژه برای گروههای کمدرآمد و کارگرانی که به کالری و پروتئین این غذا نیاز داشتند، آسیبزا است. این تغییر الگو، بر سبک زندگی و حتی فرهنگ جمعی نیز تأثیر میگذارد. کلهپاچهخوری به عنوان یک فعالیت اجتماعی و خانوادگی کمرنگ میشود. این نشانهای از کاهش «شادیهای کوچک» و ساده زندگی در سایه فشار اقتصادی است.
پیامدهای اقتصادی برای صنف طباخان و مشاغل وابسته
کاهش شدید مشتریان، تهدیدی مستقیم برای بقای بسیاری از طباخیهای سنتی است. این کسبوکارها که معمولاً خانوادگی و با سرمایه محدود اداره میشوند، در برابر نوسانات بازار آسیبپذیر هستند. با کاهش فروش، ممکن است مجبور به تعدیل نیرو، کاهش کیفیت یا حتی تعطیلی شوند. این بحران تنها شامل طباخان نمیشود. کل زنجیره ارزش از دامدار و قصاب تا حملونقلکننده و فروشنده ادویه نیز تحت تأثیر قرار میگیرد. کاهش تقاضا در انتهای زنجیره، به تدریج به ابتدای آن سرایت کرده و میتواند باعث رکود در بخش دامداری و کاهش انگیزه پرورش دهندگان شود. رئیس اتحادیه اشاره میکند که در فصل سرما هزینه عرضه بیشتر است. این یعنی در زمانی که تقاضا برای غذاهای گرم و سنگین مانند کلهپاچه به طور طبیعی بیشتر میشود، افزایش هزینهها و در نتیجه قیمت، مانع از تحقق این تقاضا میشود. این یک دور باطل برای صاحبان این حرفه است.
بررسی علل ریشهای و نقش سیاستهای کلان
افزایش قیمت کلهپاچه را نمیتوان جدا از تورم ساختاری و مشکلات کلی اقتصاد ایران تحلیل کرد. سیاستهای ارزی، یارانهای، و تجاری بر قیمت نهادههای دامی (خوراک دام، نهادههای دامی و...) تأثیر مستقیم میگذارد. هر گونه نوسان در این حوزه، با تأخیری کوتاه به قیمت محصول نهایی منتقل میشود. از سوی دیگر، کاهش قدرت خرید مردم که بارها در گزارش به آن اشاره شده، نتیجه تورم افسارگسیخته، راکد بودن اقتصاد و نبود رشد درآمدهای واقعی است. وقتی درآمدها افزایش نمییابد اما قیمت همه چیز چند برابر میشود، طبیعی است که نخست کالاهای کماولویتتر از سبد حذف شوند. ناتوانی دولت در کنترل تورم و ایجاد ثبات اقتصادی، اصلیترین دلیل این وضعیت است. تا زمانی که سیاستهای پولی و مالی انبساطی بدون پشتوانه ادامه یابد و تولید داخلی رونق نگیرد، شاهد تبدیل شدن کالاهای اساسی بیشتر به کالاهای لوکس خواهیم بود.
آیندهنگری و راهکارهای ممکن
در کوتاهمدت، بعید است تغییری در روند قیمتها ایجاد شود. فشارهای تورمی ادامه دارد و فصل سرما نیز مزید بر علت است. ممکن است شاهد تعطیلی برخی واحدهای سنتی یا تغییر کاربری آنان به فروش غذاهای ارزانتر باشیم. راهکارهای میانمدت میتواند شامل حمایت هدفمند از زنجیره تولید دام سبک (گوسفند) برای افزایش عرضه، اعطای تسهیلات ارزان به طباخان خرد برای عبور از دوره رکود، و نظارت دقیق بر بازار برای جلوگیری از احتکار و سفتهبازی باشد. اما این راهکارها تنها با وجود اراده و برنامهریزی منسجم دولتی ممکن است. در بلندمدت، تنها راه بازگرداندن کالاهایی مانند کلهپاچه به سبد خانوار، کنترل تورم، رشد اقتصادی پایدار و افزایش قدرت خرید مردم است. بدون این اصلاحات ساختاری، نه تنها کلهپاچه، بلکه بسیاری از کالاهای اساسی دیگر نیز به تدریج از دسترس عموم خارج خواهند شد و شکاف طبقاتی عمیقتر میشود. گزارش امروز، زنگ خطری است برای تمامیت نظام اقتصادی.