آسیانیوز ایران؛ سرویس ورزشی:
شهر مشهد، میزبان میلیونها زائر و گردشگر در سال، این روزها در کانون یک بحث داغ ورزشی و اجتماعی قرار گرفته است. لغو میزبانی بازیهای فوتبال در ورزشگاه بزرگ امام رضا، سوالات زیادی را درباره مدیریت شهری و سیاستهای محلی برانگیخته است. ورزشگاهی که با هزینههای کلان ساخته شده و سالها میزبان مسابقات مختلف بوده، ناگهان به دلیل "ترافیک" از لیست میزبانان بازیهای مهم فوتبال حذف شده است. این تصمیم در حالی گرفته میشود که همین هفته پیش، تیم ابومسلم با حضور بیش از ۲۰ هزار هوادار در همین ورزشگاه به میدان رفته بود.
سوال اصلی اینجاست: اگر قرار است ورزشگاه مشهد به دلیل ترافیک میزبانی نکند، اصلاً چرا ساخته شد؟ آیا طراحان و مسؤولان هنگام جانمایی این مجموعه عظیم ورزشی، نقشه شهری و ترافیکی مشهد را ندیده بودند؟ انگار این شهر تازه کشف شده و مشکلاتش یکشبه پدیدار گشتهاند. اما به نظر میرسد مسئله عمیقتر از ترافیک است. مشهد سالهاست که در برگزاری رویدادهای مختلف - از کنسرت و تجمعهای عمومی تا برنامههای فرهنگی - قواعد خاص خود را دارد. شهری که در آن بسیاری از فعالیتهای عادی در دیگر شهرهای کشور، به دلایل مختلف "مسئلهدار" تلقی میشوند. این تفاوت در استانداردها و برخوردها، نه تنها در حوزه ورزش، که در تمام عرصههای اجتماعی و فرهنگی مشهد قابل مشاهده است. گویی این شهر کلانشهر با جمعیتی چند میلیونی، قوانین نانوشته و ویژۀ خود را دارد که گاه با استانداردهای کشوری در تضاد قرار میگیرد. لغو میزبانی ورزشگاه امام رضا، تنها نمادی از این تفاوتهاست. استادیومی که قرار بود نماد ورزشی شرق کشور باشد و میزبان رویدادهای بزرگ ورزشی، اکنون به دلیل ملاحظاتی غیرورزشی، از گردونه میزبانی خارج شده است. این وضعیت نه تنها باعث نارضایتی هواداران فوتبال مشهدی شده، بلکه پرسشهای جدی درباره عدالت در توزیع امکانات و فرصتها بین شهرهای مختلف کشور ایجاد کرده است. چرا شهروندان مشهدی باید از دیدن بازیهای مهم در شهر خود محروم باشند؟ آیا واقعاً ترافیک مشهد بدتر از تهران، اصفهان یا تبریز است؟ یا مسئله چیز دیگری است؟ پاسخ به این سوالات میتواند ریشه در تفاوتهای فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی داشته باشد که نیاز به بررسی عمیقتری دارد.
تناقض در مدیریت ورزشگاه و سرمایهگذاری کلان
ساخت ورزشگاه امام رضا مشهد با هزینۀ سنگین و چشمانداز میزبانی رویدادهای بزرگ ورزشی انجام شد. این سرمایهگذاری عظیم دولتی باید بر اساس مطالعات دقیق امکانسنجی از جمله بررسی ترافیکی، زیرساختی و اجتماعی صورت گرفته باشد. لغو ناگهانی میزبانی به دلایلی مانند "ترافیک" این پرسش را ایجاد میکند که آیا این مطالعات اولیه انجام نشده یا نادیده گرفته شده است؟ این تناقض مدیریتی، باعث هدررفت منابع ملی و ناکارآمدی سرمایهگذاریهای کلان میشود. ورزشگاهی با این عظمت که باید ظرفیتهای ورزشی، اقتصادی و اجتماعی شهر را ارتقا دهد، در صورت عدم استفاده بهینه، به نمادی از برنامهریزی ناقص و تصمیمگیریهای سلیقهای تبدیل خواهد شد. از سوی دیگر، استفاده موفقیتآمیز از همین ورزشگاه در هفته گذشته برای بازی ابومسلم، نشان میدهد مشکل فنی غیرقابل حلی وجود ندارد. این نوسان در تصمیمگیریها، بر بیثباتی مدیریتی و احتمال وجود ملاحظات غیرفنی دلالت دارد.
چالش زیرساخت شهری و مدیریت ترافیک
اگر واقعاً مشکل اصلی ترافیک باشد، این نشاندهنده نقص جدی در برنامهریزی شهری و حمل و نقل مشهد است. کلانشهری با این جمعیت و اهمیت، باید زیرساختهای ترافیکی متناسب با مراکز بزرگ تجمع مانند ورزشگاهها را دارا باشد. راهحل مدیریت ترافیک رویدادهای بزرگ، لغو رویداد نیست، بلکه برنامهریزی ترافیکی هوشمند است. استفاده از سیستمهای حمل و نقل عمومی ویژه (اتوبوسهای شیفتال، مترو)، تعیین مسیرهای ویژه، زمانبندی مناسب بازیها و هماهنگی با پلیس راهور از جمله راهکارهای متداول در کلانشهرهای دنیاست. عدم توانایی یا تمایل به اجرای این راهکارها در مشهد، نشان میدهد یا سیستم مدیریت شهری فاقد توان فنی لازم است، یا اراده سیاسی برای حل مسئله وجود ندارد. در هر صورت، شهروندان مشهدی هستند که هزینه این ناکارآمدی را میپردازند.
الگوی خاص مدیریت فرهنگی-اجتماعی مشهد
نکتۀ عمیقتر، اشاره به "قواعد خاص" مشهد است. این شهر به عنوان پایتخت مذهبی ایران، همواره تحت حساسیتهای امنیتی، فرهنگی و اجتماعی ویژهای قرار داشته است. این حساسیتها گاه به محدودیتهایی در برگزاری رویدادهای عمومی منجر میشود که در دیگر شهرها عادی تلقی میشوند. این الگوی مدیریتی دوگانگی ایجاد میکند: از یک سو مشهد به عنوان شهری مدرن و بینالمللی معرفی میشود که میزبان میلیونها زائر و گردشگر است، از سوی دیگر در برخورد با فعالیتهای داخلی مانند کنسرت یا تجمعات ورزشی، محدودیتهای شدیدی اعمال میکند. این دوگانگی میتواند به احساس تبعیض در میان شهروندان مشهدی بینجامد. چرا آنها از امکانات و آزادیهای موجود در دیگر کلانشهرهای کشور برخوردار نیستند؟ این مسئله نه تنها در حوزه ورزش، که در عرصههای فرهنگی، هنری و اجتماعی نیز مشهود است.
تأثیر بر هویت شهری و سرمایه اجتماعی
ورزش و رویدادهای ورزشی بخش مهمی از هویت شهری و سرمایه اجتماعی است. محروم کردن یک شهر از میزبانی رویدادهای ورزشی بزرگ، به معنای محروم کردن آن از فرصتهای همبستگی اجتماعی، شادی جمعی و تقویت غرور شهری است. هواداران فوتبال مشهدی که سالها از تیمهای خود حمایت کردهاند، حق دارند بازیهای مهم را در شهر خود ببینند. این محرومیت میتواند به بیگانگی شهروندان با مدیریت شهری و کاهش احساس تعلق منجر شود. علاوه بر این، لغو میزبانی تأثیر اقتصادی منفی نیز دارد. رویدادهای ورزشی بزرگ، گردشگران را جذب میکنند، برای هتلها، رستورانها و کسبوکارهای محلی درآمدزایی میکنند و به رونق اقتصادی محلههای اطراف ورزشگاه کمک مینمایند.
راهکارهای پیش رو و ضرورت شفافیت
برای خروج از این بنبست، چند راهکار اساسی وجود دارد:
- نخست، شفافیت کامل در دلایل واقعی لغو میزبانیها. اگر مسئله فقط ترافیک نیست، بهتر است صراحتاً سایر ملاحظات (امنیتی، فرهنگی و...) بیان شود تا جامعه بتواند در مورد آن گفتگو کند.
- دوم، ارتقای زیرساختهای ترافیکی و مدیریت شهری به گونهای که ورزشگاه بتواند بدون ایجاد اختلال اساسی، میزبان رویدادها باشد. این یک وظیفه مدیریتی است که باید انجام شود.
- سوم، تدوین آییننامههای شفاف و ثابت برای میزبانی رویدادهای مختلف در مشهد. این آییننامهها باید برای همه روشن باشد تا از تصمیمگیریهای سلیقهای و غیرقابل پیشبینی جلوگیری شود.
- چهارم، گفتگوی عمومی با نخبگان، فعالان اجتماعی و شهروندان مشهدی درباره نوع شهری که میخواهند داشته باشند. آیا مشهد باید شهری کاملاً متمایز با محدودیتهای ویژه باشد یا میتواند در عین حفظ حریم مذهبی، از بسیاری از فعالیتهای عادی کلانشهری نیز برخوردار باشد؟
در نهایت، این بحث فراتر از یک استادیوم فوتبال است. درباره مدل توسعه شهری، عدالت در توزیع امکانات و حقوق شهروندی ساکنان کلانشهرهاست. پاسخ به این پرسشها تعیین خواهد کرد که مشهد در آینده چگونه شهری خواهد بود.