آسیانیوز ایران؛ سرویس ورزشی:
پایتخت فوتبال ایران، دیگر جایی برای مهمترین تیمهای خود ندارد. این واقعیت تلخ، یک بار دیگر با اعلامی رسمی خود را نشان داد: دیدار استقلال تهران برابر گلگهر سیرجان، نه در تهران، که در شهر مشهد برگزار خواهد شد. سازمان لیگ فوتبال ایران رسماً اعلام کرد بازی هفته پانزدهم لیگ برتر بین این دو تیم، روز یکشنبه ۷ دی در ورزشگاه امامرضای مشهد انجام میگیرد. این تصمیم، پایان یک انتظار طولانی و البته پرابهام برای باشگاه استقلال بود. استقلال، به عنوان پرافتخارترین تیم ایرانی در تاریخ آسیا، ماههاست که به دلیل وضعیت نامناسب و در دست نوسازی بودن استادیومهای اصلی پایتخت (از جمله آزادی)، در جستوجوی یک «خانه» موقت بوده است. سفر به شهرهایی مانند اراک و حالا مشهد، نشان از عمق این بحران زیرساختی دارد.
اما میزبانی مشهد، تنها یک تغییر جغرافیای ساده نیست. این شهر به دلیل حضور حرم مطهر امام رضا، همواره حساسیتهای امنیتی و اجتماعی ویژهای داشته است. یکی از اصلیترین این حساسیتها، موضوع حضور زنان در ورزشگاه است. در هفتههای گذشته، با حضور تماشاگران زن در بازیهای تیم ابومسلم مشهد در لیگ دسته سوم، امیدواریهایی ایجاد شده بود که شاید استادیوم امامرضا به عرصهای برای تجربه حضور بانوان در لیگ برتر تبدیل شود. اما این اتفاق هنوز قطعی نیست. امیر زارعی، سرپرست اداره کل ورزش و جوانان خراسان رضوی، روز گذشته اعلام کرد که شورای تأمین استان با برگزاری بازی موافقت کرده، اما «تکلیف موضوعاتی مثل حضور زنان هنوز مشخص نشده است». این ابهام، خود به تنهایی یکی از چالشهای اصلی پیش روی این رویداد ورزشی است. حالا استقلال باید صدها کیلومتر دورتر از خانه، در استادیومی بازی کند که قوانینش هنوز به طور کامل تعیین نشده است. این گزارش به بررسی ابعاد مختلف این جابجایی اجباری، دلایل بحران ورزشگاههای تهران و چالش همیشگی حضور زنان در استادیومهای ایران میپردازد.
ریشههای بحران؛ چرا پایتخت ورزشگاهی برای استقلال ندارد؟
دلایل آوارگی استقلال به مشهد، به یک مشکل مقطعی محدود نمیشود، بلکه نشانه یک بحران ساختاری و مدیریتی چندین ساله در حوزه ورزشگاههای کلانشهر تهران است. استادیوم آزادی، خانه اصلی استقلال و پرسپولیس، از سالها قبل درگیر پروژه نوسازی ناتمام و پرحاشیه است. پیشرفت کند این پروژه، باعث شده تا این ورزشگاه برای مدتهای طولانی قابل بهرهبرداری نباشد. ورزشگاههای جایگزین در تهران مانند شهید دستگردی (قرارگاه خاتم) یا شهید کشوری، یا ظرفیت و امکانات لازم برای میزبانی بازیهای پرهیجان و پرمخاطب لیگ برتر را ندارند، یا به دلیل مشکلات حقوقی و اداری در اختیار باشگاهها قرار نمیگیرند. این ضعف مدیریت یکپارچه، باعث شده تا پایتخت در اوج فصل لیگ، فاقد حتی یک ورزشگاه درجه یک آماده به کار باشد. نتیجه این بیبرنامگی، آوارگی جغرافیایی تیمهای پرسابقه و خستگی سفرهای طولانی برای بازیکنان و هواداران است. هزینههای مالی و روحی این جابجاییها بر دوش باشگاهها و هواداران است، در حالی که منشأ مشکل، ناتوانی در مدیریت و بهسازی زیرساختهای موجود در مرکز کشور است.
چالش میزبانی مشهد؛ از حساسیتهای مذهبی تا موضوع زنان
انتخاب مشهد به عنوان میزبان موقت، خود با چالشها و حساسیتهای ویژهای همراه است. شهر مشهد به دلیل قداست حرم مطهر امام رضا، همواره تحت نظارت و کنترل امنیتی و اجتماعی شدیدتری قرار دارد. هر رویداد بزرگ عمومی در این شهر، باید از فیلترهای متعدد شورای تأمین استان عبور کند. در سالهای گذشته، موضوع حضور زنان در ورزشگاههای مشهد به یک خط قرمز عملی تبدیل شده بود. حتی در برخی موارد، بازیهای ملی یا باشگاهی به دلیل اصرار نهادهای امنیتی بر ممنوعیت حضور زنان، از مشهد به شهر دیگری منتقل شد. این سابقه، باعث شده تا هر بار بحث میزبانی مشدد مطرح میشود، اولین سوال درباره وضعیت بانوان باشد. تجربه اخیر حضور زنان در بازیهای ابومسلم، یک شکستن تابو محسوب میشود، اما انتقال این تجربه از لیگ دسته سوم به لیگ برتر، با حساسیت و مخاطب بسیار بیشتر، آزمونی سختتر است. ابهام در اعلام نظر رسمی («تکلیف مشخص نشده») نشان میدهد گفتوگو و چانهزنی بر سر این موضوع تا آخرین لحظات ادامه دارد.
هزینههای آوارگی برای استقلال و هواداران
برگزاری بازی در مشهد، هزینههای مادی و معنوی سنگینی را به باشگاه استقلال و هوادارانش تحمیل میکند. از نظر مالی، باشگاه باید هزینه سفر، اقامت و نقلوانتقال تیم، کادر فنی و اداری را به شهری دور بپردازد. همچنین، درآمد حاصل از فروش بلیت ممکن است به دلیل غریبه بودن فضا و ابهام در فروش، کاهش یابد. برای هواداران وفادار استقلال، این تصمیم به معنای پیمودن مسافتی نزدیک به ۹۰۰ کیلومتر برای دیدن بازی تیم محبوبشان است. این امر، علاوه بر هزینه گزاف، مستلزم صرف زمان زیاد و تحمل خستگی سفر است. در نتیجه، احتمالاً تنها بخش کوچکی از هواداران پایتخت بتوانند در ورزشگاه حاضر شوند و امتیاز هیجان و پشتیبانی کمّی هواداران در خانه از بین میرود. از نظر ورزشی، بیخانگی و تغییر مداوم محل بازی، میتواند بر ثبات روانی بازیکنان، برنامهریزی کادر فنی و روند آمادهسازی تیم اثر منفی بگذارد. احساس «خانه» داشتن برای یک تیم، عامل مهمی در موفقیت است که از استقلال سلب شده است.
آزمونی برای تجربه حضور زنان در مشهد
این بازی میتواند به یک آزمون و سنجه مهم برای سیاست کلی حضور زنان در ورزشگاههای ایران تبدیل شود. اگر با تمهیدات امنیتی و اجتماعی خاص، امکان حضور کنترلشده و ایمن بانوان در استادیوم امامرضا برای یک بازی پرمخاطب لیگ برتر فراهم شود، پیروزی بزرگی برای گفتمان اصلاحطلبی در این حوزه محسوب میشود و میتواند الگویی برای دیگر شهرهای مذهبی یا محافظهکار باشد. اما اگر این بازی مانند گذشته، به صورت تکجنسیتی برگزار شود،
دو پیام دارد:
- اول، تجربه مثبت بازیهای ابومسلم، استثنا بوده و قابل تعمیم به سطح اول نیست.
- دوم، شورای تأمین مشهد و نهادهای امنیتی، هنوز حاضر به پذیرش ریسک حضور زنان در رویدادهای بزرگ نیستند.
نتیجه این آزمون، فراتر از نتیجه ورزشی بازی خواهد بود و جهتگیری آینده میزبانی شهرهای مشابه را مشخص میکند. فشار رسانهای و نگاه بینالمللی به این موضوع نیز بسیار زیاد است.
آینده مبهم؛ آیا آوارگی استقلال ادامه خواهد داشت؟
با توجه به روند کند بازسازی آزادی و عدم ارائه راهحل فوری دیگر، دور از خانه بازی کردن استقلال (و احتمالاً پرسپولیس) میتواند به یک «عادیسازی موقت» تبدیل شود. ممکن است در هفتههای آینده شاهد میزبانی این تیمها در شهرهای دیگری مانند تبریز، اصفهان یا کرج نیز باشیم. این پراکندگی، لیگ برتر را به یک تورنمنت سفرمحور تبدیل میکند که بر کیفیت بازیها اثر میگذارد. از طرفی، فشار بر سازمان لیگ و فدراسیون فوتبال برای یافتن یک راهحل پایدار (مانند واگذاری موقت یک زمین استاندارد دیگر در تهران) افزایش خواهد یافت. در بلندمدت، این بحران لزوم بازنگری در مدیریت پروژههای بزرگ ورزشی و اولویتدهی به بهرهبرداری تدریجی از ورزشگاهها را نشان میدهد. همچنین، ضرورت ساخت یا بهسازی حداقل یک ورزشگاه درجه یک جایگزین در تهران را به عنوان یک درس تلخ برجسته میسازد. تا آن زمان، آبیپوشان پایتخت، همچنان مسافران ناخواسته لیگ برتر خواهند بود.