آسیانیوز ایران؛ سرویس ورزشی:
داستان پرحاشیه رامین رضاییان و استقلال به نظر میرسد به سرانجام خود نزدیک میشود. پس از هفتهها ابهام، شک و گمانهزنی، سرمربی استقلال به طور رسمی از جدایی این بازیکن کلیدی خبر داد. ریکاردو ساپینتو، سرمربی پرتغالی استقلال، در نشست خبری پس از شکست تیمش مقابل گلگهر سیرجان، با صراحت از درخواست رضاییان برای ترک استقلال گفت. او اعلام کرد که نمیتوانسته به خواسته بازیکن برای بازی بیشتر پاسخ منفی بدهد. ساپینتو با بیان اینکه رابطه خوبی با رضاییان دارد و او را دوست دارد، گفت: «رامین نیاز دارد که بیشتر بازی کند و خودش درخواست کرد که از استقلال جدا شود؛ شاید بتواند به تیم ملی دعوت شود.» این اظهارات نشان میداد جدایی به درخواست خود بازیکن بوده است. اما داستان وقتی جذابتر شد که رامین رضاییان در گفتوگویی اختصاصی، روایت متفاوتی ارائه داد. مدافع راست استقلال گفت: «متاسفانه این صحبت به درستی منتقل نشده است. آقای ساپینتو قبلتر به مدیربرنامههای من اعلام کردند که به رامین در استقلال بازی نخواهد رسید و او میتواند تیم را ترک کند.» به گفته رضاییان، سرمربی ابتدا او را از برنامههایش حذف کرده بود: «برای من عجیب بود که چرا بدون هیچ دلیل انضباطی و با وجود تمرینات همیشگی از تیم کنار گذاشته شده بودم.» او تأکید کرد که در آخرین تمرین این موضوع را با ساپینتو مطرح کرده است.
این تناقض در روایت، بر پیچیدگیهای ماجرا افزوده است. از یک سو سرمربی میگوید بازیکن درخواست ترک داده، از سوی دیگر بازیکن میگوید ابتدا سرمربی او را کنار گذاشته است. این تفاوت در روایت، سوءتفاهم یا اختلاف نظر عمیقتری را نشان میدهد. رضاییان که فصل گذشته با انتقالی پرسر و صدا از سپاهان به استقلال پیوسته بود، در آن فصل عملکرد درخشانی داشت و بهترین گلزن تیم شد. اما در فصل جاری، جایگاه خود را به صالح حردانی باخته و بیشتر روی نیمکت نشسته است. حالا به نظر میرسد دوران حضور رامین رضاییان در استقلال، پس از یک فصل و نیم، به پایان میرسد. جدایی که چه به درخواست بازیکن باشد چه تصمیم سرمربی، ضربهای دیگر به استقلالی است که در نیمفصل نخست عملکرد متغیری داشته است.
تحلیل روایتهای متعارض و مدیریت ارتباطات
تفاوت فاحش بین روایت ساپینتو و رضاییان، نشاندهنده شکاف ارتباطی عمیق یا مدیریت غیرشفاف یک بحران درونتیمی است. ساپینتو در نقش مربی، سعی کرده جدایی را به عنوان درخواست بازیکن برای فرصت بیشتر و حرکتی انسانی برای کمک به رؤیای جام جهانی او نشان دهد. این روایت، مسئولیت را از دوش کادر فنی برمیدارد و تصمیم را دوستانه و حرفهای جلوه میدهد. در مقابل، روایت رضاییان یک حذف برنامهریزی شده از سوی مربی را ترسیم میکند. او تأکید میکد که ابتدا از ترکیب حذف شد و سپس، در مواجهه با این واقعیت، مجبور به ترک تیم شده است. این روایت، ساپینتو را به عنوان عامل اصلی جدایی معرفی میکند. این تعارض چند پیامد دارد: کاهش اعتماد هواداران به شفافیت مدیریت تیم، تضعیف اقتدار ساپینتو اگر روایت رضاییان درست باشد، و آسیب به روحیه تیمی، زیرا سایر بازیکنان ممکن است احساس ناامنی کنند. مدیریت این بحران ارتباطی نیازمند شفافیت بیشتر از سوی باشگاه است.
دلایل فنی و تاکتیکی حذف رضاییان
از دید فنی، انتخاب صالح حردانی به جای رامین رضاییان میتواند چند دلیل داشته باشد:
۱. فرم فعلی
حردانی در بازیهای اخیر عملکرد بهتری داشته است.
۲. سن و آیندهنگری
حردانی جوانتر است (۲۵ سال در مقابل ۳۴ سال رضاییان) و میتواند سرمایهگذاری بلندمدت باشد.
۳. تطبیق تاکتیکی
ممکن است ساپینتو سیستم خاصی را دنبال کند که ویژگیهای حردانی (سرعت، پوشش دفاعی) را بر ویژگیهای رضاییان (حمله، ارسالهای کرنر) ترجیح میدهد.
۴. آمادگی جسمانی
شاید رضاییان از نظر فیزیکی در شرایط ایدهآلی نباشد.
۵. انعطافپذیری
حردانی توانایی بازی در پستهای مختلف دفاع راست و چپ را دارد که برای ساپینتو جذاب است.
با این حال، حذف کامل یک بازیکن با کیفیت و تجربه رضاییان—که فصل گذشته ۷ گل زد—سوالبرانگیز است. حتی اگر حردانی اول باشد، رضاییان میتوانست گزینه عالی نیمکت و بازیکن تأثیرگذار در دقیقههای پایانی باشد. تصمیم ساپینتو برای کنار گذاشتن کامل او، نشان از عدم برنامهریزی برای استفاده حداقلی یا اختلافی فراتر از مسائل فنی دارد.
تأثیر بر استقلال و برنامههای آتی
خروج رضاییان—اگر قطعی شود—ضعفهای استقلال را تشدید میکند:
۱. کاهش عمق ترکیب
استقلال در دفاع راست به شدت وابسته به حردانی میشود و گزینه جایگزین معتبری ندارد.
۲. از دست دادن تجربه
رضاییان با بیش از ۳۰۰ بازی در لیگ برتر و تجربه آسیایی، یکی از با تجربهترین بازیکنان تیم بود.
۳. فقدان گزینه هجومی
او با ارسالهای کورنر و شوتهای قدرتمندش، یکی از عوامل گلزنی استقلال از عمق زمین بود.
در شرایطی که پنجره نقل و انتقالات بسته است، استقلال نمیتواند جایگزین بخرد. این بدان معناست که یا باید از بازیکنان آکادمی استفاده کند، یا سیستم بازی را تغییر دهد. این ضربه در میانه فصل—و آن هم پس از صعود به مرحله حذفی لیگ قهرمانان آسیا—به نظر نامعقول میرسد.
انگیزههای رضاییان و چشمانداز آینده او
انگیزه اصلی رضاییان—طبق گفته هر دو طرف—بازی بیشتر است. دلایل این خواسته میتواند شامل موارد زیر باشد:
۱. رؤیای جام جهانی ۲۰۲۶
او میخواهد با بازی منظم در لیگ برتر، نظر کادر فنی تیم ملی را جلب کند.
۲. حفظ فرم و ارزش بازار
در ۳۴ سالگی، هر فصل برای او حیاتی است. نیمکتنشینی طولانی مدت هم فرم او را خراب میکند، هم ارزشش در بازار نقل و انتقالات را کاهش میدهد.
۳. غرور ورزشی
بازیکنی با سابقه او، طبیعی است که نخواهد همیشه نیمکتنشین باشد.
گزینههای پیش روی او
۱. بازگشت به سپاهان (اگر بخواهند و امکانپذیر باشد).
۲. پیوستن به یکی از مدعیان لیگ برتر مانند تراکتور، پرسپولیس (اگر تابو شکسته شود!) یا استقلال خوزستان.
۳. نقل و انتقال به لیگهای خارجی مانند قطر یا امارات.
مشکل اصلی، بسته بودن پنجره نقل و انتقالات ایران است. مگر آنکه به صورت آزاد (Free Agent) قراردادش فسخ شود که در آن صورت میتواند به تیمهای لیگهای دیگر برود.
مدیریت باشگاه و آینده رابطه مربی و بازیکن
این ماجرا سوالات جدی درباره مدیریت باشگاه استقلال ایجاد میکند:
۱. چرا اجازه دادهاند یک بازیکن کلیدی در میانه فصل برود؟
۲. آیا بین سرمربی و مدیرعامل (تاجرنیا) هماهنگی وجود دارد؟ ساپینتو گفته رضاییان با مدیرعامل هم صحبت کرده است.
۳. آیا برنامهای برای جایگزینی وجود دارد؟
به نظر میرسد اراده ساپینتو برای حذف رضاییان قاطع بوده است. حتی اگر ابتدا به بازیکن گفته باشد «میتوانی بروی»، این یک اولتیماتوم غیرمستقیم است. در فوتبال حرفهای، وقتی سرمربی به بازیکن میگوید به او بازی نمیرسد، عملاً او را مجبور به ترک میکند.
آینده این پرونده
ممکن است باشگاه برای فروش او در پنجره نقل و انتقالات بعدی تلاش کند، یا با فسخ قرارداد توافقی راه او را باز کند. در هر صورت، شکاف بین روایتها نشان میدهد اعتماد کاملاً از بین رفته است و بازگشت رضاییان به ترکیب استقلال—حتی اگر در تیم بماند—غیرممکن به نظر میرسد. این جدایی، فارغ از اینکه چه کسی مقصر است، بازنده اصلی استقلال است. تیمی که در آستانه مرحله حذفی آسیا و نیمفصل دوم لیگ برتر، یکی از معدود بازیکنان با تجربه و گلزن خود را از دست میدهد. تصمیم ساپینتو برای حذف کامل او—بدون داشتن جایگزین قوی—ریسک بزرگی است که تنها نتایج بازیهای آینده قضاوت خواهد کرد که آیا این ریسک ارزشش را داشته یا نه.