آسیانیوز ایران؛ سرویس اجتماعی:
در روزهای گذشته، فیلمی از سخنرانی فردی به نام مریم قوجایی، منتشر شد که قلب هر بینندهای را به درد آورد. او با عنوان «مدرس زیست عفیفانه»، وظیفه اصلی زن در زندگی مشترک را چیزی جز «تمکین جنسی بیچون و چرا روی شتر» معرفی نکرد. پیش از این، اظهارات ابوالفضل اقبالی با این اظهارات که با جمله «رضایت زن مهم نیست» خلاصه میشد، آنچنان تکاندهنده بود که خیل عظیمی از مردم، چه مذهبی و چه غیرمذهبی، را به اعتراض واداشت. اما این فقط یک اتفاق مجازی نبود؛ این سخن، نوک کوه یخی از یک تفکر خطرناک است. تصور کنید زنی که بیمار است، یا خسته، یا در عمق یک ناراحتی روحی، مجبور باشد به اجبار تن دهد. این تصویر، با کدام آیات قرآن و کدام سیره اهل بیت سازگار است؟ با کدام اصل اخلاق انسانی همخوانی دارد؟ جالب است که بدانید حتی در فقه سنتی و قوانین مدنی ایران نیز چنین حکم مطلقی وجود ندارد. قوانین ما موارد متعددی مانند بیماری، ترس از آسیب و حتی حق حبس زن برای دریافت مهریه را به رسمیت میشناسد. از نگاه روانشناسی، رابطه اجباری یکی از مخربترین عوامل فروپاشی صمیمیت و ایجاد نفرت در کانون خانواده است. چنین درخواستی، عشق را میکشد و جای آن را اجبار پر میکند.
واکنش گسترده مردم در شبکههای اجتماعی نشان داد که جامعه ایران، حتی بخشهای سنتی آن، چنین نگرشی را برنمیتابد. مردم به وضوح نشان دادند که احترام و رضایت متقابل، اصل غیرقابل مذاکره یک ازدواج سالم است. این حادثه، فرصتی است برای بازخوانی درست متون دینی و قوانین مدنی. فرصتی برای اینکه صدای فقها و حقوقدانان متعادل که سالهاست بر حقوق دوطرفه تأکید دارند، بیشازپیش شنیده شود. در این گزارش، ما این ادعا را نه بر اساس هیجان، که بر اساس استدلالهای فنی و مستند در پنج محور اصلی بررسی میکنیم تا حقیقت امر روشن شود.
بررسی حقوقی و قانونی
در قانون مدنی ایران، تمکین به معنای اطاعت زن از مرد در امور جنسی و سکونت در منزل شوهر تعریف شده، اما این قانون نیز آن را مطلق ندانسته است. ماده ۱۱۰۵ قانون مدنی ریاست خانواده را از خصایص شوهر میداند، اما این ریاست به معنای حق تجاوز یا اجبار نیست. قانون موارد متعددی را به عنوان عذر موجه برای عدم تمکین پذیرفته است. از جمله این موارد میتوان به بیماریهای مسری یا صعبالعلاج شوهر، ترس زن از آسیب جسمی یا شرافتی، و همچنین «حق حبس» زن (ماده ۱۰۸۵) اشاره کرد که تا هنگام دریافت مهریه میتواند از تمکین خاص خودداری کند. بنابراین، ادعای «تمکین در هر شرایط» فاقد پشتوانه قانونی است. حتی اگر زن تمکین نکند، راههای حقوقی برای مرد وجود دارد، اما هیچ مرجع قانونی، مرد را مجاز به انجام زور و اجبار نمیداند. رابطه اجباری در چارچوب ازدواج نیز میتواند مشمول عناوین مجرمانه مانند ضرب و جرح یا آزار روحی قرار گیرد.
پیامدهای روانشناختی
از دیدگاه روانشناسی، رضایت دوطرفه، سنگ بنای یک رابطه سالم و پایدار زناشویی است. رابطه اجباری، نوعی تجاوز درونسیستمی محسوب میشود که عواقب ویرانگری دارد. این عمل موجب ایجاد حس تحقیر، تنفر، اضطراب و افسردگی شدید در زن میشود. برای مرد نیز چنین رویکردی پیامدهای منفی به دنبال دارد. احساس مالکیت مطلق و نادیده گرفتن نیازهای عاطفی طرف مقابل، به تدریج صمیمیت را نابود میکند و رابطه را به یک معامله خشک و خالی از عشق تبدیل مینماید. این امر میتواند به اختلالات جنسی، کاهش اعتماد به نفس و ناتوانی در تشکیل رابطه عاطفی واقعی در مرد نیز بینجامد. کودکان در چنین خانوادهای نیز در معرض آسیبهای جدی قرار میگیرند. آنان الگوهای ارتباطی آکنده از تحقیر و زور را درونی میکنند و در آینده یا قربانی میشوند یا ستمگر. سلامت روانی کل خانواده در گرو احترام و رضایت متقابل است.
واکنش اجتماعی و فرهنگی
واکنش طوفانی کاربران ایرانی در فضای مجازی به این اظهارات، نشاندهنده یک تحول فرهنگی عمیق است. جامعه ایران، به ویژه نسل جوان، به وضوح نشان داده که مفاهیمی مانند «رضایت»، «احترام متقابل» و «عشق» را پایههای اصلی ازدواج میداند و تفکرات تحکمآمیز و یکسویه را برنمیتابد. این اتفاق، شکاف عمیق بین گفتمانهای افراطی با واقعیات زندگی و خواست عمومی مردم را آشکار کرد. حتی بسیاری از افراد با گرایشهای مذهبی سنتی نیز با این سخنان مخالفت کردند که نشان میدهد تفسیرهای افراطی از دین، در پایگاه اجتماعی خود نیز با اقبال روبهرو نیست. این فضای اعتراضی، فرصتی برای جامعه مدنی، اساتید حوزه و دانشگاه، و روانشناسان است تا گفتمان صحیح درباره حقوق و تکالیف متقابل زوجین را تقویت کنند. این گفتوگو میتواند به تصویب قوانین حمایتی بهتر و آموزشهای پیش از ازدواج واقعبینانهتر بینجامد.
چشم انداز اخلاقی و انسانی
در نهایت، این بحث فراتر از فقه و قانون، یک مسئله اخلاقی و انسانی بنیادین است. هیچ مکتب اخلاقی در جهان، اجبار و نادیده گرفتن کرامت و اراده فردی را تأیید نمیکند. رابطه زناشویی باید فضایی برای ابراز عشق و ایجاد آرامش باشد، نه میدان اعمال زور و سلطه. اسلام نیز بر اخلاق محوری و رعایت حال دیگری تأکید دارد. آیات و روایات بسیاری بر لطف، مهربانی و رفق در رفتار با همسر سفارش کردهاند. تفسیری که این اصول اخلاقی را نادیده بگیرد و تنها بر جنبهای ظاهری و تحکمی تکیه کند، به کلی از روح دین فاصله دارد. تقدم اخلاق بر هرگونه ظاهرگرایی فقهی، کلید حل بسیاری از تعارضات است. وقتی معیار، رعایت حال انسان و حفظ احترام او باشد، بسیاری از فتواهای سختگیرانه بیمورد رنگ میبازند. جامعه سالم، جامعهایست که در آن روابط انسانی، بر پایه اختیار و احترام بنا شده باشد.
نقد فقهی و دینی
از منظر فقه شیعه، رابطه زناشویی مبتنی بر دوست داشتن است. فقها، تمکین را یک تکلیف عمومی در چارچوب عقد ازدواج میدانند، اما آن را مطلق و بیقید و شرط نمیشناسند. برای نمونه، در مواردی که رابطه موجب ضرر جسمی یا روحی برای زن باشد، یا زن در حالت بیماری خاصی به سر ببرد، تکلیف ساقط میشود. علاوه بر این، در سیره معصومین احترام به کرامت زن و رعایت حال او مشهود است. روایات متعددی بر مهربانی و مدارا با همسر تأکید دارند و هیچ روایت معتبری اجبار مطلق و نادیده گرفتن کامل رضایت زن را تأیید نمیکند. فقه پویا، همواره شرایط زمان و مکان و مصلحت را در نظر میگیرد. تفسیری که تمکین را به معنای «بردگی جنسی» تقلیل دهد، نه تنها نادرست، بلکه خلاف روح تعالیم دینی است که بر عدل و احسان پای میفشارد. بسیاری از مراجع تقلید معاصر نیز بر لزوم رعایت اخلاق و احترام در این رابطه تأکید کردهاند.