آسیانیوز ایران، سرویس ورزشی:
داستان فوتبال، همیشه پر است از ستارههایی که در آستانه درخشش، با مصدومیتی سخت روبرو میشوند و سپس، مسیر بازگشتشان به اوج، به حماسهای تبدیل میشود که هوادارانش را برای ماهها و شاید سالها میخکوب میکند. در گوشهای از شهرآورد پایتخت، جوانی هست به نام یاسین سلمانی. نامی که روزگاری نه چندان دور، در میان هواداران پرسپولیس به عنوان یکی از امیدهای آینده تکرار میشد. هافبکی با تکنیک خوب، دید باز و شم گلزنی که میتوانست بازی را تغییر دهد. اما سرنوشت، نقش دیگری برایش نوشت. مصدومیت سنگین رباط صلیبی در ابتدای لیگ بیستوچهارم، او را برای مدتها از میادین فوتبال دور کرد. دورانی که هر بازیکنی را میتواند از نظر فیزیکی و روانی به چالش بکشد. اکنون پس از گذشت دو فصل، سلمانی دیگر آن بازیکن محبوب و در آستانه شکوفایی نیست. او بیشتر با علامت سوال و انتظار شناخته میشود. انتظاری برای بازگشت به روزهای اوج. اما این بازگشت، آنگونه که باید و شاید محقق نشده است.
در این دو سال، او شاهد تغییر چهار مربی در پرسپولیس بوده است؛ از گاریدو و کارتال تا وحید هاشمیان و اوسمار ویهرا. با این حال، در هیچ یک از این دورهها نتوانسته اعتماد کامل هیچ کدام را جلب کند. نامش بیشتر بر روی نیمکت یا خارج از فهرست مسابقات دیده شده تا در ترکیب اصلی. اما نکته جالب اینجاست که باشگاه پرسپولیس، هنوز دست از امید برنداشته است. آنها با نگاهی بلندمدت و استراتژیک، هنوز به آینده این هافبک جوان باور دارند. شاید دلیل اصلی این امر، سن پایین سلمانی و شرایط قراردادی خاص او باشد که هزینه چندانی برای باشگاه ندارد. حالا در آستانه نقل و انتقالات جدید، پرونده یاسین سلمانی به یکی از پرابهامترین پروندههای پرسپولیس تبدیل شده است. آینده او چه خواهد شد؟ آیا میتواند در همین تیم بزرگ باقی بماند و خود را احیا کند؟ یا باید راهی دیگر برای بازیابی اعتبار و فرم خود پیدا کند؟ در این گزارش، به عمق ماجرای یاسین سلمانی میرویم و تمام زوایای پنهان این داستان ناتمام را بررسی میکنیم. داستانی که میتواند برای بسیاری از بازیکنان جوان مصدوم، درسهایی بزرگ داشته باشد.
تحلیل روانشناختی بازگشت از مصدومیت سنگین؛ چرا سلمانی نتوانسته است؟
بازگشت از یک مصدومیت بزرگ مانند پارگی رباط صلیبی، تنها یک چالش فیزیکی نیست، بلکه یک نبرد تمامعیار روانی است. بازیکن پس از ماهها دوری از زمین، با ترس از تکرار مصدومیت، کاهش اعتماد به نفس و فشار انتظارات روبرو میشود. به نظر میرسد یاسین سلمانی هنوز درگیر همین نبرد روانی است. حضور در یک تیم بزرگ و پرفشاری مانند پرسپولیس، این چالش را دوچندان میکند. هر حرکت نادرست، هر توپ از دست رفته، زیر ذرهبین هزاران چشم قرار میگیرد و این موضوع میتواند باعث شود بازیکن به جای بازی آزاد و خلاق، محافظهکار و ترسو عمل کند. سلمانی ممکن است از نظر بدنی آماده باشد، اما از نظر ذهنی هنوز به آن اطمینان پیشین نرسیده باشد. تغییر مداوم مربی نیز به این آشفتگی ذهنی دامن زده است. هر سرمربی جدید، فلسفه و انتظارات خاص خود را دارد و بازیکنی که در حال بازسازی است، نیاز به ثبات و حمایت دارد تا بتواند گامبهگام پیش برود. نبود این ثبات، روند بازگشت سلمانی را به شدت کند کرده است.
چالش مربیان مختلف؛ چرا هیچکدام به سلمانی اعتماد نکردند؟
در طول دو فصل گذشته، چهار مربی با سبکهای کاملاً متفاوت هدایت پرسپولیس را بر عهده داشتهاند. گاریدو به دنبال فوتبال هجومی و پرتعداد بود، کارتال بر نظم تاکتیکی تأکید داشت، هاشمیان روحیه جنگندگی میخواست و ویهرا به دنبال ترکیبی از این موارد است. سلمانی در هیچ یک از این سیستمها نتوانسته خود را جای دهد. این عدم توفیق، میتواند دو دلیل اصلی داشته باشد: اول، اینکه سلمانی هنوز از نظر فنی و فیزیکی به سطح مطلوب نرسیده تا بتواند انتظارات هر مربی را برآورده کند. دوم، ممکن است سبک بازی او با خواستههای این مربیان همخوانی کامل نداشته باشد. برای مثال، شاید او به فضای بیشتری برای creativity نیاز دارد، در حالی که در پرسپولیس امروز، وظایف دفاعی و نظم تاکتیکی در اولویت است. نکته مهم این است که نادیده گرفتن مداوم او توسط مربیان مختلف، یک علامت هشداردهنده است. این موضوع نشان میدهد مشکل تنها به یک مربی یا یک سیستم خاص محدود نیست، بلکه احتمالاً ضعفهایی در بازی سلمانی وجود دارد که مانع از دیده شدنش میشود. این ضعفها میتواند فنی، تاکتیکی یا حتی مرتبط با آمادگی جسمانی باشد.
استراتژی باشگاه؛ چرا پرسپولیس هنوز دست از سلمانی برنداشته است؟
در نگاه اول، ممکن است ادامه همکاری با بازیکنی که دو فصل است نقشی ایفا نکرده، غیرمنطقی به نظر برسد. اما نگاه استراتژیک مدیریت پرسپولیس قابل تأمل است:
- اولاً، سلمانی هنوز سهمیه لیست بزرگسال را اشغال نمیکند. در شرایط محدودیت سهمیهبندی، حفظ یک بازیکن جوان با پتانسیل، بدون هزینه کردن یک سهمیه باارزش، تصمیم هوشمندانهای است.
- ثانیاً، باشگاه سرمایه زیادی را برای پرورش این بازیکن هزینه کرده است (حقوق، درمان مصدومیت و...). رها کردن ساده او، به معناز اتلاف این سرمایه است. آنها ترجیح میدهند با صبر بیشتر، شانس خود را برای بهرهبرداری از این سرمایه در آینده محک بزنند.
- ثالثاً، پرسپولیس به دنبال ایجاد یک ذخیره بلندمدت است. اگر سلمانی بتواند حتی به ۷۰ درصد توان قبلی خود بازگردد، میتواند به عنوان یک گزینه ارزان و مطمئن برای تقویت عمق ترکیب استفاده شود. این نگاه، فراتر از نتایج فوری و مبتنی بر برنامهریزی برای آینده است.
سناریوهای پیش رو؛ ماندن یا رفتن؟
همانطور که در گزارش اشاره شد، دو مسیر اصلی پیش روی یاسین سلمانی قرار دارد.
- مسیر اول: ماندن در پرسپولیس. در این صورت، او باید در یک محیط پرفشار و با رقبای بسیار قوی، بتواند نظر ویهرا را جلب کند. این راه بسیار سخت است، اما در صورت موفقیت، پاداش بزرگی خواهد داشت. او میتواند دوباره به جمع مورد اعتماد یک تیم بزرگ بازگردد.
- مسیر دوم: عزیمت به صورت قرضی. این گزینه منطقیتر به نظر میرسد. حضور در تیمی در سطح پایینتر (مثلاً یک تیم لیگ برتری میانی یا حتی یک تیم در لیگ دسته اول) میتواند فرصت بازی مداوم و بازسازی اعتماد به نفس را برایش فراهم کند. در آنجا فشار رسانهای و انتظارات کمتر است و او میتواند با آرامش بیشتر به بازیابی فرم خود بپردازد.
تصمیم نهایی به عوامل زیادی بستگی دارد: نظر شخصی سلمانی، ارزیابی ویهرا از پتانسیل او، پیشنهادهای ملموس از تیمهای دیگر و برنامهریزی باشگاه برای ترکیب فصل آینده. هر تصمیمی که گرفته شود، میتواند سرنوشت حرفهای این بازیکن جوان را به کلی تغییر دهد.
درسهایی برای آینده؛ مدیریت بازیکنان مصدوم در فوتبال ایران
ماجرای یاسین سلمانی، تنها مربوط به یک بازیکن نیست. این پرونده، میتواند به عنوان یک مطالعه موردی برای نحوه مدیریت بازیکنان مصدوم در فوتبال ایران مورد بررسی قرار گیرد. آیا باشگاههای ما برنامه مشخصی برای بازگشت تدریجی این بازیکنان به میادین دارند؟ یا اینکه تنها منتظر میمانند تا خود بازیکن مشکلش را حل کند؟ نقش مراکز بازتوانی و پزشکی باشگاهها در این میان بسیار حیاتی است. بازگشت از مصدومیت فقط به معنای درمان فیزیکی نیست، بلکه شامل آمادهسازی روانی و بازگشت تدریجی به فشار مسابقه نیز میشود. به نظر میرسد در مورد سلمانی، شاید این روند به درستی مدیریت نشده باشد. برای بازیکنان جوانی مانند سلمانی، شاید بهتر باشد باشگاهها از همان ابتدا برنامهای بلندمدت و با حوصله برای بازگشتشان طراحی کنند، حتی اگر این به معنای اعزام آنها به تیمهای دیگر برای بازیابی باشد. سرمایهگذاری روی سلامت بلندمدت یک استعداد، بسیار ارزشمندتر از عجله برای استفاده کوتاهمدت از اوست.