چهارشنبه / ۱۰ دی ۱۴۰۴ / ۲۰:۴۱
کد خبر: 35676
گزارشگر: 548
۲۸۵
۰
۰
۱
خانواده: او زنده است و خبر ساختگی بود

ماجرای کشته شدن مهدی سماواتی در اعتراضات مردم فسا

ماجرای کشته شدن مهدی سماواتی در اعتراضات مردم فسا
خبرهای منتشر شده در فضای مجازی مبنی بر کشته شدن مهدی سماواتی، جوان ۱۸ ساله در اعتراضات شهر فسا، به طور کامل تکذیب شد. خانواده این جوان با اعلام اینکه او ساکن استان کهگیلویه و بویراحمد است و در شرایطی کاملاً عادی به سر می‌برد، منشأ خبر را شوخی نامناسب یکی از دوستانش معرفی کردند. طبق توضیحات خانواده، این دوست با ساختن خبری جعلی و انتشار آن در گروه‌های تلگرامی، قصد اذیت کردن مهدی سماواتی را داشته است. این شایعه در ساعات گذشته به طور گسترده‌ای در فضای مجازی منتشر شده و نگرانی‌هایی را ایجاد کرده بود. این اتفاق، بر خطرات انتشار سریع اخبار تأییدنشده و لزوم بررسی منابع اطلاعاتی پیش از بازنشر، تأکید می‌کند.

آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:

فضای مجازی، در عین حال که بستری برای اطلاع‌رسانی سریع است، گاهی می‌تواند به صحنه‌ای برای انتشار اخبار نادرست و شایعات خطرناک تبدیل شود. شایعاتی که می‌توانند در کوتاه‌ترین زمان، آرامش یک خانواده و حتی یک جامعه را بر هم بزنند. عصر امروز، موجی از خبرهای نگران‌کننده در فضای مجازی پیچید. خبری که ادعا می‌کرد مهدی سماواتی، جوان ۱۸ ساله‌ای اهل فسا در استان فارس، در جریان اعتراضات این شهر، هدف شلیک مستقیم نیروهای انتظامی قرار گرفته و کشته شده است. این خبر به سرعت در گروه‌ها و کانال‌های تلگرامی دست‌به‌دست شد. همراه با این ادعا، عکس‌ها و جزئیاتی منتشر شد که برای بسیاری، صحت خبر را باورپذیر می‌کرد. نگرانی و همدردی گسترده‌ای شکل گرفت و سوالات زیادی درباره صحت و سقم این اتفاق به وجود آمد. در شرایطی که اخبار مربوط به تجمعات مختلف با حساسیت پیگیری می‌شود، چنین خبری می‌تواند تنش‌ها را به شدت افزایش دهد. اما داستان، یک پیچش غیرمنتظره و البته امیدوارکننده داشت. پس از ساعاتی که این خبر در فضای مجازی جولان می‌داد، خانواده مهدی سماواتی به صورت رسمی و قاطعانه این خبر را تکذیب کردند. آنان نه تنها تأیید کردند که مهدی زنده و سالم است، بلکه منبع این شایعه را نیز افشا کردند.

طبق گفته خانواده، مهدی سماواتی اهل استان کهگیلویه و بویراحمد است و نه شهر فسا در فارس. آنان توضیح دادند که یکی از دوستان مهدی، به قصد اذیت و شوخی (!) این خبر ساختگی را ساخته و همراه با عکسی، در گروه‌های تلگرامی پخش کرده است. این اتفاق، بار دیگر زنگ خطری را درباره سرعت و عمق تأثیر شایعات در عصر دیجیتال به صدا درآورد. چگونه یک شوخی ساده و نابخردانه یک دوست، می‌تواند به خبری فراگیر تبدیل شود و اضطرابی عمومی ایجاد کند؟ چه مکانیزم‌هایی برای جلوگیری از انتشار چنین اخبار جعله‌ای وجود دارد؟ پرسش مهم‌تر این است که چرا برخی بلافاصله چنین اخباری را بدون کوچک‌ترین بررسی و تنها بر اساس یک عکس یا یک متن ناشناس، باور و بازنشر می‌کنند؟ این رفتار چه تبعاتی برای امنیت روانی جامعه و اعتماد عمومی دارد؟ در این گزارش، این واقعه را به عنوان یک نمونه عینی از «اخبار جعلی» (Fake News) در فضای مجازی ایرانی تحلیل کرده و پیامدهای اجتماعی و روانی چنین اقداماتی را بررسی می‌کنیم.

روان‌شناسی انتشار شایعه؛ چرا مردم اخبار جعلی را باور و منتشر می‌کنند؟

انتشار سریع خبر جعلی مرگ مهدی سماواتی، نمونه‌ای کلاسیک از پدیده‌ای به نام «تمایل به باور» است. در فضای ملتهب اجتماعی، افراد بیشتر مستعد باور کردن اخباری هستند که با پیش‌فرض‌ها یا ترس‌های موجود در ذهنشان همخوانی دارد. اگر جامعه در شرایطی باشد که اخبار خشونت یا درگیری در آن شایع است، ذهن آماده پذیرش خبری مشابه بدون بررسی عمیق است.

عامل دوم، «اثر شعله‌ورشدن» (The Bandwagon Effect) است. وقتی کاربران می‌بینند یک خبر ده‌ها یا صدها بار بازنشر شده، به غلط این احساس در آنها ایجاد می‌شود که «حتماً حقیقت دارد و دیگران بررسی کرده‌اند». این موضوع، مسئولیت‌پذیری فردی برای راستی‌آزمایی را کاهش می‌دهد. همچنین، «غرور اخلاقی کاذب» نیز نقش دارد؛ برخی با بازنشر چنین اخباری (حتی اگر جعلی باشد)، احساس می‌کنند در حال انجام یک «وظیفه» اطلاع‌رسانی یا افشاگری هستند و این احساس، مانع از تفکر منطقی می‌شود.

عامل سوم، مربوط به طراحی خود خبر جعلی است. استفاده از عناصر باورپذیر مانند نام کامل، سن، شهر و حتی احتمالاً یک عکس واقعی (که می‌تواند متعلق به خود فرد یا شخص دیگری باشد)، به شایعه رنگ‌و‌روی واقعیت می‌بخشد. در این مورد خاص، ادعای «شلیک مستقیم نیروهای انتظامی» نیز یک کلیشه تکرارشده در برخی روایات است که بلافاصله توجه و باور را جلب می‌کند.

تأثیرات مخرب شایعه بر فرد، خانواده و جامعه

تأثیر این شایعه را می‌توان در سه سطح تحلیل کرد. در سطح فردی، برای خود مهدی سماواتی یک تهاجم روانی سنگین محسوب می‌شود. دانستن این که خبر مرگت در فضای عمومی پخش شده، حتی اگر دروغ باشد، تجربه‌ای بسیار آزاردهنده و ترسناک است. همچنین، اعتماد او به دوستی که مرتکب این عمل شده، به طور کامل از بین می‌رود. در سطح خانوادگی، این خبر یک شوک و ترس لحظه‌ای برای والدین، خواهران و برادران مهدی ایجاد کرد. حتی اگر بلافاصله با او تماس گرفته و از سلامتش مطمئن شده باشند، اضطراب ناشی از آن لحظات و سپس خشم از منشأ شایعه، آسیب روانی قابل توجهی به همراه دارد. حریم خصوصی خانواده نیز به شدت نقض شده است. در سطح اجتماعی، این شایعه چند آسیب عمده وارد می‌کند:

  1. اول، افزایش بی‌اعتمادی عمومی به هر گونه خبری که در فضای مجازی منتشر می‌شود.
  2. دوم، تحریک احساسات و ایجاد تنش کاذب در منطقه یا میان گروه‌های اجتماعی.
  3. سوم، اتلاف منابع و انرژی نهادهای رسمی که ممکن است مجبور به پیگیری و تکذیب رسمی چنین اخباری شوند. چهارم، عادی‌سازی مرگ و تبدیل آن به یک ابزار برای شوخی یا اذیت، که نشان از بحران عمیق اخلاقی در بخشی از جامعه دارد.

نقش دوست شوخ‌کننده؛ از شوخی ساده تا جرم سنگین

عمل فردی که این خبر را ساخت و منتشر کرد، فراتر از یک «شوخی ساده» یا «اذیت کودکانه» است. این اقدام را می‌توان در چارچوب قوانین کشور، مصداق «تشویش اذهان عمومی» دانست که جرم محسوب می‌شود. همچنین، ممکن است مشمول اتهام «انتشار اخبار کذب» به قصد ایجاد نگرانی یا اختلال در نظم عمومی باشد. از منظر اخلاقی و اجتماعی، این عمل نشان‌دهنده «فقدان همدلی» و «بلوغ نیافتگی اجتماعی» شدید است. فرد عامل، کوچک‌ترین درکی از پیامدهای گسترده عمل خود بر فرد قربانی، خانواده‌اش و جامعه نداشته است. این موضوع، پرسش‌هایی جدی درباره آموزش مهارت‌های اجتماعی، مسئولیت‌پذیری در فضای مجازی و پرورش حس همدلی در نسل جوان مطرح می‌کند. خانواده مهدی سماواتی می‌توانند علیه این فرد به قوه قضائیه شکایت کنند. نتیجه پیگیری قانونی این پرونده می‌تواند برای سایرین نیز درس‌آموز باشد که فضای مجازی، منطقه‌ای فراقانونی نیست و هر سخن یا خبری می‌تواند تبعات حقوقی جدی به همراه داشته باشد.

مسئولیت کاربران و رسانه‌های مجازی در مهار شایعات

این اتفاق، بار دیگر نقش کاربران عادی را به عنوان اولین خط دفاع در برابر اخبار جعلی پررنگ می‌کند. هر کاربر پیش از بازنشر یک خبر حساس (به ویژه خبرهایی مربوط به آسیب یا مرگ افراد)، باید چند سوال ساده از خود بپرسد: منبع این خبر چیست؟ آیا منبع معتبر و شناخته شده‌ای آن را تأیید کرده؟ (مثل خبرگزاری‌های رسمی، مقامات محلی). آیا می‌توانم صحت عکس یا ویدیوی همراه خبر را بررسی کنم؟ (از طریق جستجوی معکوس عکس). آیا این خبر از کانال‌های رسمی تکذیب یا تأیید شده است؟ سکوت و عدم بازنشر، زمانی که درباره صحت خبر شک داریم، یک عمل مسئولانه است. همچنین، اگر کاربری پس از بازنشر متوجه جعلی بودن خبر شد، تکذیب و اطلاع‌رسانی درباره جعلی بودن آن با همان شدت و قوت، یک وظیفه اخلاقی است. مدیران گروه‌ها و کانال‌های تلگرامی و سایر شبکه‌های اجتماعی نیز مسئولیت سنگینی دارند. آنان باید قوانین روشنی در گروه خود وضع کنند که انتشار اخبار تأییدنشده ممنوع است و برای ناقضان این قاعده، اخطار یا حذف از گروه در نظر بگیرند. این خودکنترلی جمعی، می‌تواند از گسترش بسیاری از شایعات جلوگیری کند.

راهکارهای بلندمدت برای مقابله با اخبار جعلی در جامعه

برای کاهش آسیب‌های ناشی از اخبار جعلی مانند ماجرای مهدی سماواتی، اقداماتی فراتر از توصیه‌های فردی نیاز است.

  1. اولاً، آموزش سواد رسانه‌ای باید از مدارس شروع شود. دانش‌آموزان باید بیاموزند چگونه منابع خبری را ارزیابی کنند، عکس و ویدیو را تحلیل کنند و با مفهوم «اخبار جعلی» و اهداف پشت آن آشنا شوند.
  2. ثانیا، نهادهای رسمی و رسانه‌های معتبر باید سیستم‌های راستی‌آزمایی سریع و شفافی داشته باشند. ایجاد یک سامانه ملی یا پرتال مشخص برای تکذیب سریع شایعات رایج، می‌تواند مرجع قابل اعتمادی برای مردم باشد. این نهادها باید با زبان ساده و در بسترهایی که مردم حضور دارند (مثل پیام‌رسان‌ها)، به سرعت واکنش نشان دهند.
  3. ثالثا، فرهنگ‌سازی عمومی درباره پیامدهای انتشار شایعه ضروری است. باید از طریق رسانه‌های جمعی، شبکه‌های اجتماعی و رهبران فکری، این موضوع را نهادینه کرد که بازنشر خبر تأییدنشده، نه «خدمت»، که ممکن است «خیانت» به آرامش جامعه و حقوق افراد باشد. در نهایت، اجرای قانون علیه سازندگان و منتشرکنندگان حرفه‌ای اخبار جعلی با اهداف خرابکارانه، می‌تواند بازدارندگی ایجاد کند. هدف، ایجاد فضایی است که در آن، راست‌گویی و مسئولیت‌پذیری، ارزشمندتر از جلب توجه سریع از طریق شایعه باشد.
https://www.asianewsiran.com/u/i9a
اخبار مرتبط
در روزهای اخیر، اعتراضات بازاریان و کسبه در تهران و شهرهای دیگر ایران، توجه افکار عمومی را به خود جلب کرده است. این اعتراضات، که در ابتدا به دلیل مشکلات اقتصادی و سقوط ارزش ریال آغاز شد، به سرعت به شهرهای دیگر نیز کشیده شد و شعارهای ضدحکومتی را با خود همراه کرد. این تحولات، پرسش‌های مهمی را درباره آینده اقتصادی و سیاسی ایران مطرح می‌کند. برخی از کارشناسان معتقدند که اعتراضات اخیر، تنها یک واکنش اقتصادی نیست، بلکه نشانه‌ای از نارضایتی عمیق‌تر اجتماعی و سیاسی است. سیدصادق حسینی، روزنامه‌نگار، در توییتی نوشت که ساختار حکمرانی ایران معتقد است مردم همچنان توان تحمل فشارهای اقتصادی و حتی جنگ را دارند. اما آیا این برآورد درست است؟
در حالی که ایران با یکی از پیچیده‌ترین بحران‌های تاریخ معاصر خود دست‌وپنجه نرم می‌کند، اعتراضات اخیر بازاریان و کسبه در شهرهای مختلف، زنگ خطر جدیدی برای حکومت جمهوری اسلامی به صدا درآورده است. این بار، بازاریان—که همواره از حامیان اصلی نظام به شمار می‌رفتند—با شعارهای ضدحکومتی به خیابان‌ها آمده‌اند و نگرانی از تبدیل مطالبات اقتصادی به نارضایتی سیاسی را افزایش داده‌اند. سقوط بی‌سابقه ارزش ریال، تورم افسارگسیخته و فشارهای معیشتی، بازار را به نقطه جوش رسانده است. کارشناسان معتقدند، اگر این روند ادامه یابد، ممکن است به موج جدیدی از ناآرامی‌های اجتماعی منجر شود. در حالی که اعتراضات همچنان ادامه دارد، تهدیدات خارجی نیز تشدید شده است.
در روز سه‌شنبه نهم دی‌ماه، شماری از دانشگاه‌های بزرگ کشور شاهد برگزاری تجمعات اعتراض‌آمیز از سوی گروهی از دانشجویان بودند. این گردهمایی‌ها در دانشگاه‌هایی مانند تهران، شهید بهشتی، صنعتی شریف و صنعتی اصفهان گزارش شده است. همزمان، منابع دانشجویی از بازداشت چهار تن از دانشجویان دانشگاه تهران به نام‌های «شاهین شکوهی»، «مانی ایدی»، «عارف هادی‌نژاد» و «مبین امینیان» در پی این تجمعات خبر دادند. جزئیات دقیقی از علت بازداشت و نهاد بازداشت‌کننده منتشر نشده است. وضعیت کنونی این دانشجویان و چرایی برگزاری این تجمعات در روزی مشخص در چندین شهر، موضوعی است که توجه نهادهای مختلف و افکار عمومی را به خود جلب کرده و انتظار برای توضیحات رسمی را افزایش داده است.
باشگاه روزنامه‌نگاران ایران با طرح پرسشی درباره پوشش تصویری اعتراضات ۸ دی‌ماه در تهران و شهرهای دیگر، به تغییر معنادار رویکرد رسانه‌های حکومتی پرداخت.
کسبه و مغازه‌داران در بازارها و پاساژهای اصلی تهران از جمله چهارسو و علاءالدین در اعتراض به گرانی و وضعیت بد اقتصادی، مغازه‌های خود را تعطیل کردند. این اعتراضات صنفی در میدان شوش تهران نیز گزارش شده است. در پاساژ علاءالدین، مردم و کسبه شعار «نیروی انتظامی حمایت، حمایت» سر داده‌اند. همزمان، گزارش‌هایی از کاهش فعالیت صرافی‌ها در تهران به دلیل نوسانات شدید قیمت دلار وجود دارد. این اعتراضات در شرایطی رخ می‌دهد که پیش‌بینی‌ها از تداوم تورم بالا در پایان سال خبر می‌دهند و فشار اقتصادی بر کسبه و مردم افزایش یافته است.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید