آسیانیوز ایران؛ سرویس اجتماعی:
یک شکایت به ظاهر ساده درباره سرقت یک گردنبند طلا، به پروندهای پیچیده و پر از اتهامات متقابل تبدیل شد. ماجرا از یک تماس تلفنی با پلیس ۱۱۰ تهران آغاز شد. مردی ساکن یکی از محلههای مرکزی پایتخت ادعا کرد دو نفر به خانهاش حمله کرده و گردنبند طلای ۱۰۰ گرمی او را ربودهاند. این ادعا بلافاصله سبب اعزام ماموران به محل شد. اما داستان در همان ابتدای کار پیچیدهتر از آن چیزی بود که به نظر میرسید. با حضور ماموران، نه تنها شاکی، بلکه دو طلافروش نیز به اداره پلیس منتقل شدند تا درباره اتهامات مطرح شده توضیح دهند. در بازجوییها، روی دیگر سکه آشکار شد. دو طلافروش داستانی کاملاً متفاوت را روایت کردند. آنها ادعا کردند که شاکی پرونده، در واقع مباشر یا کارمند مورد اعتماد قدیمی آنها بوده است.
به گفته این طلافروشان، آنها متوجه دستکاری در حسابهای مالی خود شده بودند و هنگامی که از مباشر سؤال کردند، او هرگونه دخالتی را انکار کرد. اتهام اصلی طلافروشان این بود که این مباشر، نیم کیلو (۵۰۰ گرم) طلا از مغازه آنها را سرقت کرده است. آنها ادعا کردند برای بازپس گرفتن طلاها به سراغ او رفتهاند. در این ملاقات، به گفته طلافروشان، مباشر نه تنها طلاها را پس نداد، بلکه با همراهی عموی خود وارد درگیری و مشاجره لفظی و فیزیکی با آنها شد. در نهایت، طلافروشان مدعی شدند که شکایت اولیه درباره سرقت گردنبند طلا، یک ادعای دروغین و تلافیجویانه از سوی مباشر بوده تا آنها را تحت فشار قرار دهد. حالا پلیس باید میان دو روایت کاملاً متضاد، حقیقت را کشف کند.
الگوی رفتاری متهم اصلی: از مباشر مورد اعتماد تا متهم سرقت
این پرونده نشاندهنده یک الگوی بالقوه از سوءاستفاده از موقعیت اعتماد است. فردی که برای مدتها به عنوان مباشر (کارمند یا شریک قابل اعتماد) فعالیت میکرده، بهطور ناگهانی به یک متهم اصلی تبدیل شده است. روانشناسی چنین افرادی اغلب حول محور «فرصتطلبی» و سوءاستفاده از اعتماد بیچشموهمچشم صاحبان کسبوکار میچرخد. ممکن است مشکلات مالی شخصی، بدهی یا اعتیاد، انگیزهای برای تغییر رفتار و دسترسی به فرصت سرقت شده باشد.
روشهای احتمالی سرقت و دستکاری حسابها
سرقت نیم کیلو طلا از یک طلافروشی به سادگی امکانپذیر نیست. ممکن است مستقیم از ویترین یا گاوصندوق صورت گرفته باشد، یا به روشهای پیچیدهتری مانند کمفروشی در وزن هنگام معاملات، ثبت نادرست خرید و فروش، یا ایجاد فاکتورهای جعلی برای پوشش سرقت انجام شده باشد. دستکاری در حسابها نیز نیاز به آگاهی از سیستم مالی مغازه و احتمالاً دسترسی به نرمافزار یا اسناد مالی دارد که نشانه برنامهریزی قبلی است.
تاکتیک شکایت پیشدستانه به عنوان یک دفاع یا حمله
شکایت کردن شاکی اصلی به پلیس درباره سرقت گردنبند طلا، میتواند یک تاکتیک دفاعی هوشمندانه (از دید او) یا یک حمله پیشدستانه برای بیاعتبار کردن طلافروشان باشد. با تبدیل شدن خود به «قربانی» یک سرقت خشونتآمیز، او تلاش کرده است ابتکار عمل را در دست گرفته و طلافروشان را در موضع دفاعی قرار دهد. این روشی است که برخی مجرمان برای به هم زدن تمرکز پلیس و ایجاد سردرگمی در پرونده به کار میگیرند.
چالشهای اثبات در پروندههای اتهامات متقابل
این پرونده با چالش بزرگ «ادعا در برابر ادعا» روبرو است. از یک سو، طلافروش باید سرقت نیم کیلو طلا را با ارائه اسناد مالی، فیلمهای دوربین مداربسته، یا شواهد فیزیکی اثبات کنند. از سوی دیگر، شاکی اولیه باید ثابت کند که حملهای به خانهاش صورت گرفته و گردنبندی داشته که سرقت شده است. پلیس باید هر دو ادعا را به دقت بررسی کند. ممکن است هر دو طرف بخشی از حقیقت را گفته باشند یا یکی کاملاً دروغ بگوید.
درسهایی برای کسبوکارهای خانوادگی و کوچک
این اتفاق زنگ خطری برای تمام کسبوکارهای کوچک و خانوادگی، به ویژه طلافروشیها است که بر اساس اعتماد محض عمل میکنند. ضرورت نظارت مستقل بر حسابها، تفکیک وظایف مالی (مثلاً جدا بودن فردی که پول دریافت میکند از فردی که حسابها را ثبت میکند)، نصب دوربین مداربسته با کیفیت در نقاط حساس، و انجام ممیزی دورهای حتی در کسبوکارهای بسیار کوچک، از درسهای اصلی این ماجرا است. اعتماد لازمه کار است، اما نباید جایگزین نظام کنترل و نظارت شود.