آسیانیوز ایران؛ سرویس ورزشی:
ورزش آسیا در آستانه تحولی تاریخی قرار دارد. قدرتهای نوظهور منطقه، دیگر تنها به میزبانی رویدادهای بزرگ بسنده نمیکنند، بلکه به دنبال هدایت نهادهای حاکمیتی ورزش قاره هستند. دو کشور قطر و عربستان سعودی که در دو دهه گذشته با سرمایهگذاری کلان و میزبانیهای شگفتانگیز جهانی توجهات را به خود جلب کردهاند، اکنون گام بلندتری برداشتهاند. این دو کشور در حال تغییر معادلات قدرت در ساختار ورزش آسیا هستند. در تازهترین تحول، شیخ جوعان بن حمد آل ثانی، عضو خانواده سلطنتی قطر و تنها ۳۹ ساله، در انتخابات شورای المپیک آسیا (OCA) که در تاشکند ازبکستان برگزار شد، به ریاست این نهاد مهم ورزشی رسید. این انتخاب پس از استعفای راجا راندهیر سینگ هندی به دلیل بیماری صورت گرفت. ریاست قطر بر شورای المپیک آسیا، در حالی اتفاق میافتد که این کشور میزبانی بازیهای آسیایی ۲۰۳۰ را نیز در اختیار دارد.
قطر با سابقه درخشان میزبانیهایی مانند جام جهانی ۲۰۲۲، جام ملتهای آسیا در ۲۰۱۱ و ۲۰۲۳، و بازیهای آسیایی ۲۰۰۶، اکنون از جایگاه «میزبان» به جایگاه «رهبر» ورزش قاره صعود کرده است. اما نقشه تغییر فقط به المپیک آسیا محدود نیست. در سوی دیگر، عربستان سعودی با یک راهبرد حساب شده، در حال بسترسازی برای به دست گرفتن رهبری فوتبال آسیا است. عربستان که میزبانی جام جهانی ۲۰۳۴ را از آن خود کرده، اکنون به دنبال ریاست کنفدراسیون فوتبال آسیا (AFC) است. این کشور با لابیگری و گرفتن میزبانیهای متعدد (مانند جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷ و سوپرجامهای اروپایی)، پایههای نفوذ خود را مستحکم کرده است. پایان دوره ریاست شیخ سلمان بحرینی بر AFC، فرصتی است که ریاض به شدت برای آن برنامهریزی میکند. حتی شایعاتی درباره احتمال انتقال مقر کنفدراسیون فوتبال آسیا از کوالالامپور مالزی به ریاض در صورت به قدرت رسیدن عربستان مطرح است. در ادامه، تحلیل عمیقتری از این تغییر نقشه راهبردی و پیامدهای آن برای ورزش آسیا ارائه میشود.
صعود قطر به ریاست شورای المپیک آسیا و پیامدهای آن
انتخاب شیخ جوعان آل ثانی، یک چهره جوان و تحصیلکرده از قطر به ریاست OCA، نشاندهنده چند تحول است.
- نخست، انتقال کانون قدرت در ورزش آسیا از شرق (هند) به غرب (خلیج فارس).
- دوم، تثبیت نقش دیپلماسی ورزشی به عنوان ابزار اصلی نفوذ قطر در عرصه بینالملل.
قطر با ریاست بر این نهاد، میتواند بر تخصیص میزبانیهای آینده، سیاستگذاریهای کلان ورزشی و توزیع منابع در قاره تأثیر مستقیم بگذارد. همچنین، این موقعیت به قطر اجازه میدهد تا استانداردها و اولویتهای خود (مانند تمرکز بر ورزشهای مدرن، فناوری و رسانه) را در سراسر آسیا ترویج کند. این اتفاق میتواند باعث نزدیکی بیشتر ورزش آسیا به مدلهای مدیریتی و مالی غربی شود که قطر در آن تبحر دارد.
راهبرد عربستان سعودی برای تسخیر فوتبال آسیا
راهبرد عربستان سعودی در فوتبال، مبتنی بر یک پلکان چندمرحلهای بوده است: مرحله اول، سرمایهگذاری انبوه در لیگ داخلی (با جذب ستارههای جهانی) برای افزایش اعتبار و جذابیت. مرحله دوم، کسب میزبانیهای بزرگ (جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷، جام جهانی ۲۰۳۴) برای نمایش توانایی و ایجاد بدهی معنوی به نهادهای جهانی. مرحله سوم، لابیگری و ایجاد ائتلاف در درون AFC برای کسب حمایت کشورهای عضو. مرحله نهایی، در دست گرفتن ریاست کنفدراسیون در زمان مناسب (احتمالاً پس از پایان دوره شیخ سلمان در ۲۰۲۷). این برنامهریزی بلندمدت نشان میدهد که ریاض قصد دارد فوتبال آسیا را نه فقط تحت تأثیر، بلکه تحت رهبری مستقیم خود درآورد.
احتمال تغییر مقر AFC و تأثیر آن بر توازن قدرت
یکی از جسورانهترین گمانهزنیها، انتقال مقر کنفدراسیون فوتبال آسیا از کوالالامپور به ریاض است. این مقر از سال ۱۹۷۴ در مالزی مستقر بوده و تغییر آن میتواند نماد تغییر کامل جغرافیای قدرت در فوتبال آسیا باشد. انتقال مقر به عربستان، تمرکز تصمیمگیری، منابع مالی و رویدادها را به سمت غرب آسیا میبرد و میتواند باعث افزایش نفوذ اقتصادی و سیاسی ریاض بر تمامی مسائل فوتبال قاره شود. این اقدام اگر محقق شود، میتواند با مقاومت کشورهای شرق و جنوب شرق آسیا روبرو شود و نیازمند ایجاد یک ائتلاف قوی توسط عربستان است.
واکنش سایر قدرتهای سنتی ورزش آسیا
این تحولات برای قدرتهای سنتی ورزش آسیا مانند ژاپن، کره جنوبی، چین و استرالیا چالشبرانگیز خواهد بود. این کشورها که سالها در رقابت با یکدیگر بر ورزش آسیا تأثیر گذاشتهاند، اکنون شاهد ظهور بازیگران جدیدی با منابع مالی نامحدود و دیپلماسی تهاجمی هستند. احتمالاً شاهد تشکیل جبهههای متقابل یا تلاش برای مهار نفوذ خلیج فارس در نهادهای ورزشی خواهیم بود. به عنوان مثال، کرهایها در گذشته تلاش کردند قدرت را از شیخ سلمان بگیرند. همکاری بین این کشورهای سنتی برای حفظ سهم خود در ساختار ورزش آسیا، یکی از سناریوهای محتمل آینده است.
آینده ورزش آسیا تحت رهبری دو قدرت خلیج فارسی
اگر قطر و عربستان به اهداف خود برسند، ورزش آسیا وارد عصر جدیدی میشود که مشخصه اصلی آن تسلط قدرتهای مالی-سیاسی غرب آسیا است. در این سناریو، شاهد افزایش میزبانیهای بزرگ در خلیج فارس، جذب اسپانسرشیپهای عظیم نفتی، نزدیکی بیشتر به مدلهای تجاری ورزش اروپا و آمریکا، و احتمالاً کاهش نسبی توجه به ورزش پایه و توسعهای در کشورهای فقیرتر آسیا خواهیم بود. از سوی دیگر، این دو رقیب (قطر و عربستان) ممکن است در برخی حوزهها همکاری و در برخی دیگر رقابت کنند. نتیجه نهایی میتواند حرفهایتر شدن ورزش آسیا همراه با افزایش نابرابری بین کشورهای ثروتمند و فقیر قاره باشد. نقش آفرینی کشورهایی مانند ایران، که سابقه مدیریتی در AFC داشتهاند، در این نقشه جدید نیازمند تدبیر و اتحاد با دیگر نیروهای میانی است.