آسیانیوز ایران؛ سرویس حقوقی:
خروج یک چهره جنجالی از ایران، بار دیگر توجهات را به سیاستهای قضایی و امنیتی کشور در قبال فعالان فضای مجازی جلب کرده است. سرین بدیعی، معروف به «شاهزاده سرین»، که به دلیل انتشار محتوای جنسی و انتقادات تندش علیه نهادهای حکومتی در شبکههای اجتماعی شناخته میشود، پس از مدتی حبس، ایران را ترک کرده و خود را به نیوزیلند رسانده است. این چهره بحثبرانگیز که در اردیبهشت ۱۴۰۳ پس از انتشار ویدیو و عکس از خود در میدان آزادی و کرج دستگیر شد، جزئیات جدیدی از دوران حبس، شرایط آزادی و لحظات نفسگیر خروجش از فرودگاه را فاش کرده است.
بر اساس مدارک سفر، بدیعی در تاریخ یکشنبه ۲۸ دیماه ۱۴۰۳ از ایران خارج شده است. او مدعی شده که در ندامتگاه مرکزی کرج زندانی بوده و در روزهای منتهی به آزادیاش، شاهد انتقال «تعداد زیادی از دستگیرشدگان اعتراضات دیماه» به این زندان بوده است. بدیعی که پیش از این نیز با انتقادات صریح خود از رهبران جمهوری اسلامی، خانواده پهلوی و مقدسات اسلامی جنجالآفرین بود، در مصاحبه خود صحنهای دراماتیک از تلاش مأموران امنیتی برای ممانعت از خروجش در فرودگاه را روایت کرده است. او میگوید: «چند نفر من را در فرودگاه شناختند و صدا زدند "شاهزاده سرین"؛ همزمان تلویزیون داشت مساجد و قرآنهای سوخته در اعتراضات را نشان میداد و میگفت مردم بر اثر شبکههای اجتماعی مساجد را آتش زدند. همان موقع مامور به من نگاه کرد و گفت منظورش تو هستی. تو را میگوید. نمیگذارم بروی.»
این روایت، نشاندهنده حساسیت بالای نهادهای امنیتی نسبت به نقش چهرههای تأثیرگذار فضای مجازی در تحولات اجتماعی است. خروج بدیعی از کشور در حالی صورت میگیرد که بسیاری از منتقدان و فعالان مدنی همچنان در بازداشت به سر میبرند. این اتفاق پرسشهای مهمی را درباره سازوکارهای خروج افرادی با پروندههای امنیتی و قضایی سنگین از کشور، و همچنین سیاست کلی دستگاه قضایی در قبال چهرههای جنجالی فضای مجازی مطرح میکند. این گزارش به تحلیل ابعاد مختلف این رویداد، از زمینههای فعالیت بدیعی تا پیامدهای احتمالی خروج او و سیاستهای دوگانه در برخورد با چهرههای مشابه میپردازد.
تحلیل شخصیت و فعالیتهای سرین بدیعی؛ از جنجالآفرینی تا بازداشت
سرین بدیعی با هویت «شاهزاده سرین» در فضای مجازی شناخته میشد. فعالیت او ترکیبی غیرمعمول از انتشار محتوای جنسی صریح و انتقادات سیاسی و مذهبی تند بود. او نه تنها از نهادهای جمهوری اسلامی، که از خانواده پهلوی و باورهای اسلامی نیز به شدت انتقاد میکرد. این ترکیب، او را هم برای مخالفان و هم برای موافقان نظام، چهرهای حاشیهساز و غیرقابل دفاع میساخت. دستگیری او در فروردین ۱۴۰۳، پس از انتشار ویدیو و عکس از خود در اماکن عمومی تهران و کرج، نشان داد که سیستم قضایی-امنیتی ایران، حتی بر چهرههای به ظاهر «غیرسیاسیِ جنجالی» نیز نظارت شدیدی دارد. اتهامات او احتمالاً ترکیبی از «توهین به مقدسات»، «فعالیت علیه امنیت ملی از طریق تبلیغات ضدنظام» و «اشاعه فحشا» بوده است. با این حال، مدت حبس نسبتاً کوتاه و سپس امکان خروج قانونی از کشور، سوالبرانگیز است. این امر نشان میدهد یا اتهامات وارده به اندازه ادعاها سنگین نبوده، یا اینکه برای سیستم قضایی، خروج دائمی چنین چهرهای از کشور، به منزله حل مسئله ارزیابی شده است. گاهی سیستم ترجیح میدهد منتقدان را به جای نگهداری در زندان که ممکن است به «اسطورهسازی» بینجامد، از کشور خارج کند.
روایت زندان و ادعای انتقال معترضان
ادعای بدیعی مبنی بر دیدن «تعداد زیادی از دستگیرشدگان اعتراضات دیماه» در ندامتگاه مرکزی کرج پیش از آزادی خودش، اگرچه از سوی او مطرح شده و نیاز به تأیید منابع مستقل دارد، اما با الگوهای شناختهشده از تراکم بازداشت شدگان اعتراضات در زندانهای بزرگ همخوانی دارد. زندان مرکزی کرج به عنوان یکی از اصلیترین مراکز نگهداری محکومان امنیتی و سیاسی شناخته میشود. این روایت، حتی اگر دقیق نباشد، بازتاب دهنده تصور عمومی از شلوغی و بینظمی احتمالی در مراکز نگهداری در پی رویدادهای بزرگ اجتماعی است. همچنین، حضور یک زندانی با پروندهای همچون بدیعی در کنار دستگیرشدگان اعتراضات، میتواند نشاندهنده درهمآمیختگی پروندههای امنیتی، سیاسی و اخلاقی در سیستم قضایی باشد، امری که منتقدان بارها به آن اشاره کردهاند. نکته کلیدی دیگر، زمانبندی آزادی او است. اگر ادعایش صحیح باشد، آزادی او همزمان با موج جدیدی از انتقال بازداشتشدگان به زندان بوده است. این ممکن است نشان از تخلیه سلولهای انفرادی یا بازداشتگاههای موقت برای جایگزینی با دستگیرشدگان جدید باشد، یا صرفاً یک همزمانی اتفاقی.
درام فرودگاه؛ نماد تقابل فرد با دستگاه امنیتی
روایت بدیعی از لحظه خروج در فرودگاه، حتی اگر اغراقآمیز باشد، از نظر جامعهشناختی بسیار گویاست. این صحنه نماد تقابل دائمی بین «فرد غیرمتعهد» و «دستگاه نظارت جمعی» است. شناخته شدن او توسط مردم عادی در فرودگاه («چند نفر من را شناختند و صدا زدند») نشان از شهرت اینترنتمحور او دارد که به دنیای واقعی نشت کرده است. واکنش مأمور به پخش همزمان اخبار مربوط به آتش زدن مساجد از تلویزیون فرودگاه و نسبت دادن آن به «شبکههای اجتماعی» و سپس خطاب قرار دادن بدیعی («منظورش تو هستی»)، نشاندهنده ذهنیت پیوند مستقیم بین جریانات رسانهای مخالف و بیثباتی اجتماعی در نگاه برخی مأموران است. در این نگاه، هر چهره جنجالی آنلاین، بالقوه یک «آتشبیار» است. این که نهایتاً او توانسته سفر کند، نشان میدهد یا دستور بالاتری برای خروجش صادر شده بود، یا مدارک سفرش قانونی و بدون مانع بوده و مأمور مذکور تنها اظهارنظر شخصی کرده است. در هر صورت، این روایت، حاشیه امنیتی شدید حول پروازها و خروج از کشور را به تصویر میکشد.
سیاست قضایی دوگانه؟ مقایسه با سایر زندانیان فضای مجازی
خروج نسبتاً سریع سرین بدیعی از کشور، در مقایسه با وضعیت بسیاری از فعالان مدنی، روزنامهنگاران و معترضانی که با اتهامات مشابه «فعالیت ضدامنیتی» یا «تبلیغ علیه نظام» ماهها یا سالها در زندان به سر میبرند یا از خروج آنان ممانعت میشود، یک سیاست قضایی به ظاهر دوگانه را نشان میدهد.
تفاوت ممکن است در چند عامل باشد:
- اول، ماهیت غیرایدئولوژیک و شخصی بخش زیادی از فعالیت بدیعی که او را به عنوان یک «مشکل اخلاقی-اجتماعی» معرفی میکند، نه یک «دشمن سیاسی سازمانیافته». سیستم ممکن است برای گروه دوم خطر بیشتری قائل باشد.
- دوم، شهرت بینالمللی خاص و احتمالاً پیگیری پرونده او توسط نهادهای خارجی.
- سوم، خودخواسته بودن تبعید؛ سیستم ممکن است راضی باشد که چنین چهرهای خود را برای همیشه «تخلیه» کند.
این تفاوت در برخورد، میتواند برای خانوادههای زندانیان سیاسی این پرسش را ایجاد کند که معیار اصلی تعیین مجازات یا آزادی چیست؟ آیا میزان حاشیهسازی رسانهای یا تمایل فرد به ترک دائم کشور میتواند عامل تخفیف باشد؟
پیامدهای خروج؛ زندگی در تبعید و تأثیر بر فضای داخلی
برای خود سرین بدیعی، زندگی در نیوزیلند به معنای شروع فصل جدیدی در حاشیهسازیهایش خواهد بود. او اکنون میتواند بدون ترس از بازداشت، به انتقادات خود ادامه دهد. احتمال تبدیل شدن به یک «چهره مخالف تبعیدی» در رسانههای ضدجمهوری اسلامی برای او وجود دارد. با این حال، محتوای جنسی صریح و سبک غیرمتعارفش ممکن است پذیرش او را در جریان اصلی اپوزیسیون سنتی نیز محدود کند. برای دستگاه امنیتی-قضایی ایران، خروج او میتواند یک «حل مسئله» ارزیابی شود. یک منبع بالقوه داخلی برای ایجاد حاشیه و جنجال از کشور خارج شده است. اما از طرف دیگر، این اقدام ممکن است به دیگر چهرههای جنجالی یا منتقدان نشان دهد که خروج از کشور یک راهحل ممکن است، که میتواند به افزایش تمایل به مهاجرت این افراد بینجامد. برای جامعه داخلی، این ماجرا احتمالاً به صورت یک خبر حاشیهای و زودگذر دریافت خواهد شد. هوادارانش احتمالاً خوشحال خواهند شد و مخالفانش، خروج او را یک پیروزی میدانند. اما در درازمدت، این سوال فلسفی باقی میماند که آیا سیستم قضایی باید برخوردی یکسان با همه انواع «انحراف» اجتماعی-سیاسی داشته باشد یا خیر؟ و آیا «دفع» مشکل به خارج از مرزها، راهحلی پایدار برای مدیریت اختلافهای فکری و اجتماعی در عصر اینترنت است؟
نتیجهگیری
خروج سرین بدیعی از ایران، داستانی پیچیده از تقاطع رسانه، اخلاق، سیاست و امنیت در عصر دیجیتال است. این رویداد هم سیاستهای عملی سیستم قضایی در قبال چهرههای غیرمتعارف را نشان میدهد و هم پرسشهای مهمی درباره عدالت، یکسانسازی برخوردها و مدیریت اختلاف در فضای مجازی مطرح میکند. تأثیر واقعی این خروج، بیشتر از آن که سیاسی باشد، احتمالاً جامعهشناختی و نمادین خواهد بود.