آسیانیوز ایران؛ سرویس حقوقی:
داستانی عجیب از قرن بیست و یکم: مردی که خود را «شاهزاده» مینامد، سالها در آمریکا زندگی میکند، در فضای مجازی علیه حکومت ایران و مقدسات آن میتازد، سپس ناگهان به ایران سفر میکند و دستگیر میشود. این، خلاصه ماجرای سرین کرتیس (بدیعی) است، چهرهای که چند سالی است نامش با جنجالهای شبکهای گره خورده است. او که خود را منتسب به خاندانهای سلطنتی باستانی ایران میداند، از منتقدان تند جمهوری اسلامی بود. اما در اسفند ۱۴۰۲، اقدامی غیرمنتظره انجام داد: به ایران سفر کرد. او از مشهد شروع کرد و به تهران آمد، در اینستاگرام لایو گذاشت و موقعیت خود را حتی اعلام کرد. بسیاری فکر کردند این یک شو یا پروژهای رسانهای است. اما واقعیت جدیتر بود.
در ششم فروردین ۱۴۰۳، نیروهای امنیتی در کرج او را بازداشت کردند. این آغاز دورانی نهماهه از حبس در ندامتگاه مرکزی کرج بود. اتهاماتش سنگین بود: توهین به مقدسات، فعالیت تبلیغی علیه نظام، تشویش اذهان عمومی. محاکمه او در دادگاه انقلاب کرج برگزار شد. وکیلش استدلال کرد که موکلش مبتلا به اختلال دوقطبی است و در گذشته در بیمارستان روانی بستری بوده است. اما قاضی حکم سنگینی صادر کرد: ۹ سال و یک ماه و ۱۶ روز حبس. این حکم در دادگاه تجدیدنظر کمی تعدیل شد و به ۶ سال و ۷ ماه و ۱۶ روز کاهش یافت، اما اجرای ۳۶ ماه آن قطعی شد. حالا پس از گذراندن حدود ۹ ماه از این حکم، او به صورت مشروط آزاد شده است.
آزادی «شاهزاده سرین» اما پرسشهای زیادی را برمیانگیزد. چرا او با وجود همه انتقاداتش، به ایران سفر کرد؟ آیا فکر میکرد مصونیتی دارد؟ یا شاید مشکلات روانی که وکیلش به آن اشاره کرد، در این تصمیم نقش داشت؟ و مهمتر از همه، آیا آزادی مشروط او پایانی است بر این پرونده عجیب، یا فصل تازهای از جنجالها در انتظار است؟ پاسخ این پرسشها را شاید فقط خود سرین بداند.
تحلیل روانشناختی پدیده «شاهزاده سرین» و جذابیت شبکهای
سرین کرتیس نمونهای بارز از پدیده «اینفلوئنسرهای ضدسیستم» در فضای مجازی فارسی است. او با ترکیبی از چند عنصر جذابیت ایجاد میکرد: نخست، ادعاهای اشرافی («شاهزاده» بودن) که برای مخاطب عام جذاب و رؤیایی است. دوم، سبک زندگی لاکچری و نمایش ثروت که حس کنجکاوی و حسرت برمیانگیزد. سوم، انتقادات تند سیاسی و مذهبی که احساسات ضدحکومتی بخشی از جامعه را پاسخ میداد. این ترکیب، او را به یک چهره «حاشیهساز همیشگی» تبدیل کرده بود. محتوای جنسی صریح نیز به جذابیت مخاطرهآمیز او میافزود. اما پشت این نمایش، به گفته وکیلش، یک فرد مبتلا به اختلال دوقطبی قرار داشت. این موضوع، تحلیل رفتارهای غیرمنطقی او مانند سفر به ایران را ممکن میسازد. آیا او واقعاً باور داشت که یک شاهزاده است؟ یا این یک نقشآفرینی حساب شده برای جذب فالوور بود؟ به نظر میرسد مرز بین واقعیت و نمایش در حساب او بسیار مبهم بود، و این ابهام، بخشی از جذابیت مخربش محسوب میشد.
بررسی اتهامات و فرآیند قضایی؛ از بازداشت تا آزادی مشروط
اتهامات وارد شده به سرین کرتیس در نظام قضایی ایران بسیار سنگین و غیرعادی برای یک چهره مجازی بود: «توهین به مقدسات» (با حداکثر مجازات اعدام)، «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «تشویش اذهان عمومی». این نشان میدهد که دستگاه قضایی، فعالیت او را فراتر از یک شیطنت اینترنتی دیده و آن را تهدیدی ایدئولوژیک و امنیتی تلقی کرده است. نکته جالب، کاهش قابل توجه حکم در مرحله تجدیدنظر است. این کاهش میتواند ناشی از چند عامل باشد: ملاحظات بینالمللی (تابعیت نیوزیلندی)، ادعای بیماری روانی، یا حتی این تحلیل که مجازات سنگینتر میتواند او را به یک «قربانی» و «شهید» در رسانههای مخالف تبدیل کند. آزادی مشروط پس از ۹ ماه نیز میتواند نشانهای از همین ملاحظات باشد. نظام ترجیح داده است به جای نگه داشتن یک زندانی جنجالی که ممکن است دردسرهای دیپلماتیک ایجاد کند، او را با شرایطی آزاد کند.
نقش تابعیت دوگانه و واکنش بینالمللی (یا عدم واکنش)
سرین کرتیس دارای تابعیت نیوزیلندی و اقامت آمریکا بود. این موضوع معمولاً باید باعث واکنش جدی دیپلماتیک این کشورها میشد. اما گزارشها حاکی از آن است که واکنش عملی محسوسی از سوی سفارت نیوزیلند یا مقامات آمریکایی مشاهده نشد. چرا؟ چند احتمال وجود دارد:
- اول، شخصیت جنجالی و غیرمتعارف سرین، باعث شده نهادهای دیپلماتیک تمایل چندانی برای دفاع تمامقد از او نداشته باشند.
- دوم، ممکن است پشت پرده مذاکراتی صورت گرفته باشد.
- سوم، ایران ممکن است با استناد به تابعیت ایرانی او، دخالت خارجی را نپذیرفته باشد.
این مورد، نمونهای دیگر از الگوی پیچیده برخورد با شهروندان دو تابعیتی است. گاهی نظام برای مبادله یا کاهش فشار بینالمللی از آنان استفاده میکند، و گاه — مانند این مورد — به نظر میرسد آنان را کماهمیتتر میپندارد.
پیام آزادی او برای سایر اینفلوئنسرهای منتقد در خارج از کشور
آزادی مشروط سرین کرتیس میتواند چند پیام متضاد داشته باشد:
- از یک سو، ممکن است به دیگران هشدار دهد که حتی با تابعیت خارجی، اگر پا به خاک ایران بگذارید، ممکن است به دلیل فعالیتهای مجازی گذشتهتان بازداشت و محاکمه شوید. این میتواند باعث هراس شود.
- از سوی دیگر، کاهش حکم و آزادی نسبتاً زودهنگام او — در مقایسه با احکام سنگین دیگر — ممکن است این تصور را ایجاد کند که نظام در برخورد با چهرههای مجازیِ «غیرجدی» یا «مشکلدار روانی» انعطاف نشان میدهد.
اما درس اصلی شاید این باشد:
- نظام بین «منتقد عادی» و «توهینکننده مستقیم به مقدسات» تفاوت قائل است.
- مورد دوم — حتی اگر از فردی با مشکلات روانی باشد — با شدت بیشتری برخورد میشود، زیرا خط قرمز ایدئولوژیک محسوب میشود!
آینده پیش روی سرین کرتیس و تأثیر این تجربه بر او
آزادی مشروط به معنای پایان کامل محکومیت نیست. او دو سال ممنوعیت خروج از کشور و ممنوعیت فعالیت در فضای مجازی دارد. اگر این شرایط را نقض کند، ممکن است مجدداً به زندان بازگردد. سؤال بزرگ این است: او در این ۹ ماه چه تغییری کرده است؟ آیا این تجربه سخت او را نسبت به نظام ایران ملایمتر کرده است؟ یا برعکس، کینهاش را بیشتر کرده است؟ با توجه به سابقه روانی او، پیشبینی رفتار آیندهاش دشوار است:
- یکی از سناریوهای محتمل این است که پس از پایان ممنوعیتها، ایران را ترک کند و در خارج، روایت خود از زندان را تبدیل به سرمایهای برای ادامه فعالیتهای ضد جمهوری اسلامی کند!
- سناریوی دیگر، سکوت نسبی و کنارهگیری از جنجال است.
در نهایت، داستان «شاهزاده سرین» بیش از آنکه یک پرونده قضایی ساده باشد، نمادی است از تقاطع چند پدیده: قدرت شبکههای اجتماعی، آسیبپذیری روانی، خط قرمزهای ایدئولوژیک جمهوری اسلامی، و بازی پیچیده تابعیت دوگانه. آزادی او، پایان این داستان نیست، بلکه آغاز فصل جدیدی است که نتیجه آن برای همه طرفها نامعلوم است.