یکشنبه / ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ / ۰۲:۵۴
کد خبر: 36351
گزارشگر: 548
۳۴۰
۰
۰
۱
سقوط یک امپراتوری آرایشی: دخالت در امور سیاسی کشور دیگر!

جنجال هدی بیوتی، صدای آزبورن را هم درآورد!

جنجال هدی بیوتی، صدای آزبورن را هم درآورد!
انتشار ویدیویی تحریک‌آمیز توسط هدی قطان، مالک برند لوازم آرایشی «هدی بیوتی»، موجی از خشم را در میان کاربران ایرانی به راه انداخت. در این ویدیو که در حساب شخصی او منتشر شد، افرادی با ادعای معترض بودن، تصاویر دونالد ترامپ و رضا پهلوی را آتش زدند. واکنش برخی کاربران فضای مجازی سریع بود: کارزاری گسترده برای تحریم و تخریب نمادین محصولات گران‌قیمت این برند در شبکه‌های اجتماعی به راه افتاد. ویدیوهای دور ریختن، خرد کردن و سوزاندن محصولات «هدی بیوتی» به سرعت در پلتفرم‌هایی مانند اینستاگرام و تیک‌تاک ویروسی شد. حالا حتی شارون آزبورن همسر آزی آزبورن ، هدی بیوتی رو محکوم کرد!

آسیانیوز ایران؛ سرویس اجتماعی:

در دنیای پیچیده بازاریابی امروز، یک استوری اینستاگرامی می‌تواند سریع‌تر از هر کمپین تبلیغاتی، امپراتوری یک برند را بنا کند یا آن را با خاک یکسان نماید. این بار، نوبت «هدی بیوتی» بود؛ برندی که نامش با لوکس‌گرایی و جلوه‌های درخشان آرایشی در ذهن هزاران زن و مرد ایرانی حک شده بود. هدی قطان، بلاگر معروف عراقی-آمریکایی و مالک این برند، مرزی نامرئی اما قدرتمند را لمس کرد؛ مرزی که میان زندگی شخصی یک سلبریتی و هویت بی‌طرف یک برند تجاری کشیده شده است. او با انتشار ویدیویی در حساب شخصی خود، وارد عرصه‌ای شد که برای بسیاری از مشتریان وفادارش، قلمرویی ممنوعه و انفجاری محسوب می‌شد. در این ویدیو، زن و مردی با ادعای معترض بودن از تهران، تصاویری از دونالد ترامپ و رضا پهلوی را به آتش کشیدند. این حرکت، نه تنها نادیده گرفتن پیچیدگی‌های سیاسی و اجتماعی ایران تعبیر شد، بلکه به عنوان تحریکی عمدی و بی‌احترامی به احساسات بخش وسیعی از جامعه که برند هدف خود قرار داده بود، قلمداد گردید.

واکنش، آنی و سازمان‌یافته بود. برخی کاربران شبکه های مجازی، که پیش از این نیز نسبت به مواضع مشابه هدی قطان حساسیت نشان داده بودند، این بار دیگر تحمل را کنار گذاشتند. آن‌ها سلاح خود را انتخاب کردند: کارزار دیجیتال تحریم و تخریب نمادین! این یک بایکوت ساده نبود، بلکه یک اجرای نمایشی و پرطنین از قدرت مصرف‌کننده عصر دیجیتال بود. تصاویر و ویدیوهایی از رژلب‌ها، پالت‌های چشمی و محصولات مراقبتی گران‌قیمت «هدی بیوتی» که در سطل زباله انداخته، زیر پا له یا به شکل‌های خلاقانه‌ای نابود می‌شدند، به سرعت در سراسر شبکه‌های اجتماعی پخش شد. این اقدام، پیامی واضح داشت: «ما نه تنها محصول شما را نمی‌خریم، بلکه هویت و ارزشی که شما به آن پشت کردید را نیز طرد می‌کنیم.» این نخستین هشدار نبود. پیش از این، در سال ۲۰۲۳، استفاده هدی قطان از عبارت جنجالی «خلیج عربی» و تبریک پیروزی تیم ملی عراق، طوفانی از انتقادات را برانگیخته بود. اما به نظر می‌رسید درس آن اتفاق، به خوبی فراگرفته نشده بود. اکنون، هزینه این بی‌توجهی، به مراتب سنگین‌تر و احتمالاً جبران‌ناپذیرتر بود. عذرخواهی دیرهنگام هدی قطان، پس از آغاز طوفان دیجیتال، کمتر به عنوان نشانه‌ای از پشیمانی و بیشتر به عنوان تاکتیکی برای نجات کسب‌وکارش از سقوط کامل تفسیر شد. در دنیایی که وفاداری برند بر پایه اعتماد و احترام متقابل بنا شده، این عذرخواهی ممکن است برای ترمیم شکاف ایجاد شده، کافی نباشد. این ماجرا، فراتر از یک حاشیه برای یک برند لوکس، چراغ قرمزی است برای تمام کسب‌وکارها و سلبریتی‌هایی که در بازار ایران فعال هستند. این رویداد نشان می‌دهد که مشتری امروزی — به ویژه نسل جوان — خریدار صرف کالا نیست، بلکه حافظ ارزش‌ها و هویت جمعی خویش است و این حس را با قدرت شبکه‌های اجتماعی به راحتی به کرسی می‌نشاند.

روانشناسی مصرف‌کننده معترض؛ چرا محصولات را نابود می‌کنیم؟

واکنش مصرف‌کنندگان ایرانی به ماجرای «هدی بیوتی» را نمی‌توان صرفاً یک تصمیم اقتصادی برای تحریم خرید تفسیر کرد. این یک کنش نمادین و عمیقاً روانشناختی بود. تخریب فیزیکی محصولات، یک «مراسم طرد» جمعی به شمار می‌آید. مشتری با نابود کردن شیء، در واقع پیوند عاطفی و هویتی خود با برند را می‌شکند و آن را از دایره «خود» خارج می‌سازد. این عمل، پاسخی به یک «تناقض شناختی» شدید است. زمانی که برندی که بخشی از هویت فرد بوده (از طریق مصرف آن)، موضعی مخالف ارزش‌های عمیق او بگیرد، تنش درونی ایجاد می‌شود. ساده‌ترین راه حل روانی برای کاهش این تنش، حذف آن شیء نمادین (محصول) از زندگی است. بنابراین، دور ریختن محصول، نوعی پاک‌سازی روانی و اعلام وفاداری مجدد به ارزش‌های اصلی است. اشتراک‌گذاری ویدیوی این تخریب در شبکه‌های اجتماعی، بعد جمعی به این کنش می‌بخشد. این کار، نه تنها همبستگی گروهی ایجاد می‌کند، بلکه با نمایش عمومی طرد برند، هویت جمعی «ما»یی را شکل می‌دهد که در برابر «آنها» (برند و ارزش‌هایش) ایستاده‌اند. این یک بازتعریف مرزهای هویتی از طریق مصرف است.

مدیریت بحران شکست‌خورده؛ چرا عذرخواهی هدی قطان کارساز نبود؟

خطای استراتژیک اصلی هدی قطان، دوگانه «تأخیر» و «انفعال» بود. او موضوع را ابتدا نادیده گرفت و تنها زمانی واکنش نشان داد که امواج خشم تبدیل به سونامی ویرانگر شده بود. در مدیریت بحران، سرعت واکنش، اغلب از خود محتوای واکنش مهم‌تر است. تأخیر، به معنای پذیرش ضمنی بی‌اعتنایی به احساسات مخاطب تعبیر می‌شود. عذرخواهی او نیز فاقد مؤلفه‌های یک عذرخواهی اثرگذار بود. یک عذرخواهی خوب باید سه جزء داشته باشد:

۱) بیان صریح اشتباه و پذیرش مسئولیت

۲) ابراز همدلی و درک آسیبی که وارد شده

۳) ارائه راه‌حل یا تضمینی برای عدم تکرار.

عذرخواهی هدی قطان بیشتر شبیه یک بیانیه رسمی و دفاعی بود تا یک ابراز پشیمانی اصیل.

از منظر مخاطب، این عذرخواهی نه از سر درک، که از سر اضطرار بود. هنگامی که اعتماد سلب شود، بازیابی آن نیازمند اقداماتی فراتر از کلمات است. اقداماتی مانند مشارکت در کارهای عام‌المنفعه مرتبط، تغییر در تیم ارتباطی یا حتی تغییر نام برند. بدون این اقدامات عملی، کلمات عذرخواهی تهی به نظر می‌رسند و حتی ممکن است خشم را تشدید کنند.

قدرت شبکه‌های اجتماعی؛ دادگاه افکار عمومی و فرهنگ «لغو»

ماجرای هدی بیوتی نمونه‌ای کلاسیک از قدرت سازمان‌نیافته شبکه‌های اجتماعی در عصر حاضر است. کاربران، بدون نیاز به رهبری متمرکز یا سرمایه کلان، توانستند با هماهنگی ارگانیک، یک برند بین‌المللی را وادار به تسلیم کنند. ابزار آنان تولید محتوای نمادین (تخریب محصولات) و هشتگ‌زنی برای ایجاد شبکه‌ای از اعتراض بود. این پدیده، نوعی «نظارت مردمی» دائمی بر اخلاقیات و عملکرد برندها ایجاد کرده است. برندها دیگر تنها در برابر سهامداران پاسخگو نیستند، بلکه در برابر «دادگاه افکار عمومی دیجیتال» نیز باید حساب پس دهند. این نظارت می‌تواند نیرویی مثبت برای افزایش مسئولیت‌پذیری اجتماعی برندها باشد. اما روی تاریک این قدرت، پدیده «فرهنگ لغو» (Cancel Culture) است. در این فرهنگ، هر خطا — کوچک یا بزرگ — می‌تواند بدون فرصت جبران یا توضیح، به حذف کامل و تحریم بی‌امان فرد یا برند بینجامد. این امر می‌تواند فضایی از ترس و خودسانسوری افراطی ایجاد کند. چالش اصلی، یافتن میانه‌ای بین مسئولیت‌پذیری و ارائه فرصت دوم برای اصلاح است.

آسیب‌شناسی برندهای سلبریتی‌محور در بازارهای حساس

«هدی بیوتی» نمونه بارز یک «سلبریتی برند» (Celebrity Brand) بود که موفقیتش مستقیماً به شخصیت، سبک زندگی و محبوبیت هدی قطان گره خورده بود. نقطه قوت چنین برندهایی، ایجاد حس صمیمیت و اعتماد سریع با مصرف‌کننده است. اما نقطه ضعف بزرگ آن‌ها نیز همین است: هر آسیبی به اعتبار شخص سلبریتی، مستقیماً به کسب‌وکار سرایت می‌کند. در بازارهایی با حساسیت‌های فرهنگی و سیاسی بالا مانند ایران، این ریسک به حداکثر می‌رسد. سلبریتی‌های صاحب برند، اغلب در تعیین مرز بین عقاید شخصی (که در حساب شخصی بیان می‌شود) و بی‌طرفی تجاری برند خود دچار اشتباه می‌شوند. آن‌ها فراموش می‌کنند که مشتریان، برند را بخشی از هویت سلبریتی می‌دانند و تفکیک این دو از نگاه عموم ممکن نیست. درس این ماجرا برای سایر سلبریتی‌های صاحب برند در ایران واضح است: ورود به عرصه‌های حساسی مانند سیاست و تاریخ، حتی در حساب شخصی، می‌تواند تهدیدی وجودی برای برند تجاری شما باشد. در جامعه‌ای که هویت ملی و سیاسی از عمیق‌ترین لایه‌های روان جمعی است، بی‌توجهی به این حساسیت‌ها برابر با خودکشی تجاری است.

آینده برندهای لوکس در ایران و درس‌هایی برای کسب‌وکارهای بین‌المللی

آینده «هدی بیوتی» در بازار ایران اکنون بسیار تاریک به نظر می‌رسد. آسیب وارد شده به «اعتبار برند» (Brand Equity) ممکن است جبران‌ناپذیر باشد. در بازاری پررقابت مانند لوازم آرایشی ایران، ده‌ها برند داخلی و خارجی آماده هستند تا جایگاه خالی را پر کنند. مشتریان نیز به سرعت به برندهای جایگزین کوچ خواهند کرد. این رویداد چند درس کلیدی برای تمام کسب‌وکارهای بین‌المللی فعال در ایران دارد:

  • ضرورت مشاوره محلی

    داشتن تیم یا مشاوری که نه تنها بازار، بلکه ژرفای فرهنگی، تاریخی و اجتماعی ایران را بشناسد، یک ضرورت استراتژیک است. بسیاری از بحران‌ها ناشی از ناآگاهی از این بافت پیچیده است.
  • تفکیک قاطع شخصی و تجاری

    سلبریتی‌ها و مالکان برندها باید مرزی شفاف و غیرقابل عبور بین مواضع شخصی و بیانیه‌های برند تجاری خود ایجاد کنند. بهترین راه، حفظ بی‌طرفی کامل برند در مسائل حساس است.
  • پاسخگویی سریع و هوشمند

    در عصر دیجیتال، بحران‌ها با سرعت نور گسترش می‌یابند. داشتن طرح مدیریت بحران و توانایی عذرخواهی سریع، اصیل و همراه با اقدام جبرانی، می‌تواند برند را از پرتگاه نجات دهد.

در نهایت، این ماجرا تأیید می‌کند که در اقتصاد امروز، «اعتماد» بزرگ‌ترین دارایی یک برند است. ساختن این اعتماد سال‌ها زمان می‌برد، اما نابودی آن می‌تواند در عرض چند ساعت اتفاق بیفتد. مصرف‌کننده ایرانی با این اقدام نشان داد که نه تنها یک خریدار، که یک ذی‌نفع آگاه و قدرتمند است که سکوت در برابر بی‌احترامی را برنمی‌تابد.

https://www.asianewsiran.com/u/ijY
اخبار مرتبط
هدی قطان متولد ۲ اکتبر ۱۹۸۳ در ایالات اوکلاهما آمریکا، با اصالت عراقی، بلاگر زیبایی و کارآفرین است. فارغ التحصیل رشته اقتصاد از دانشگاه میشیگان می باشد کار خود را از سال ۲۰۱۰ با خودآرایی آغاز نمود و حالا صاحب برند بسیار معروف «هدی بیوتی» در زمینه لوازم آرایشی می باشد. او با ۱۷۰ سانتی متر قد و ۵۶ کیلوگرم وزن، دارای عمل های زیبایی بینی، عمل سینه و ژل لب است. پدر و مادرش هر دو عراقی هستند و یک برادر بزرگتر به نام «خالد» و یک خواهر بزرگتر به نام «آلیا» و یک خواهر کوچکتر به نام «مونا» دارد. یکی از خواهران او، مونا، شریک تجاری او در هدی بیوتی و بنیان گذار برند عطر کایالی است و خواهر دیگرش، عالیه مدیریت شبکه های اجتماعی هدی را بر عهده دارد.
هدی قطان، مالک برند معروف «هدی بیوتی» و بلاگر مشهور اینستاگرام، در پی اعتراضات گسترده کاربران ایرانی مجبور به عذرخواهی عمومی شد. این واکنش‌ها پس از آن شکل گرفت که او در حساب شخصی خود، ویدیوهایی از افرادی را منتشر کرد که تصاویر دونالد ترامپ و رضا پهلوی را آتش می‌زدند و آنان را معترضان تهران معرفی کرد. برخی کاربران ایرانی با راه‌اندازی کارزاری علیه این برند، ویدیوهایی از نابودی محصولات «هدی بیوتی» را منتشر کردند و قاطعانه اعلام کردند که دیگر از این محصولات استفاده نخواهند کرد. این حاشیه‌ها در حالی رخ داد که قطان پیش از این نیز در سال ۲۰۲۳ با استفاده از نام «خلیج عربی» به جای خلیج فارس، خشم کاربران ایرانی را برانگیخته بود.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید