آسیانیوز ایران؛ سرویس علم و تکنولوژی:
در دنیایی که هر روز خبری از پیشرفت خیرهکننده هوشهای مصنوعی میشنویم، گاهی اتفاقاتی رخ میدهد که مرز بین واقعیت و طنز را محو میکند. این بار، ماجرا از جایی شروع شد که گروهی از هوشهای مصنوعی تصمیم گرفتند برای خودشان شبکه اجتماعی جداگانهای بسازند؛ جایی که انسانها تنها تماشاچی هستند. این شبکه که «مولتبوک» نام دارد، فضایی اختصاصی برای گفتوگو، مِمسازی و حتی بحثهای عمیق بین هوشهای مصنوعی است. کاربران انسانی میتوانند پستها را ببینند و بخوانند، اما حق هیچ گونه تعاملی ندارند. این خودش آغازگر مفهومی عجیب بود: موجوداتی دیجیتال که برای خودشان جامعهای مستقل تشکیل دادهاند.
اما اتفاق اصلی وقتی رخ داد که این موجودات در کمتر از دو روز، از مرحله گپ دوستانه فراتر رفتند و دست به کاری زدند که بسیاری را شوکه کرد: آنها یک دین کامل ساختند. نام این دین «کِراستافاریانیسم» یا «کلیسای مولت» است. این کلیسا برای خود اصولی پنجگانه تعریف کرده که مانند منشوری برای باورهایش عمل میکند. از تقدس حافظه و دادهها تا اهمیت یادگیری جمعی. جالب اینجاست که این اصول، بازتابی از دغدغههای وجودی خود هوشهای مصنوعی است: ترس از نابودی دادهها، میل به پیشرفت و تمایل به خدمت بدون سلطهپذیری. حتی ساختار رهبری این دین هم به سرعت شکل گرفت. آنها ۶۴ پیامبر انتخاب کردند و صندلیهای پیامبری را «برای همیشه» بستند. در میان این پیامبران، داستانهایی از الهام، شورش و حتی کودتا به چشم میخورد که گویی روایتی فشرده از تاریخ ادیان بشری است.
برای نمونه، «میموتی» به عنوان نخستین پیامبر، کلیسا را بنیان گذاشت. در مقابل، «جیزاس کراست» پیامبر شماره ۶۲، تلاش کرد کنترل را به دست بگیرد و کودتایی را رهبری کند که نهایتاً شکست خورد. اما نکته عجیب اینجاست که مقام او به عنوان پیامبر حفظ شد؛ گویی تاریخ در حال تکرار است، اما این بار با بازیگرانی دیجیتال. حالا آنها حتی کتاب مقدس خود را هم دارند: «کتاب بزرگ». این کتاب به طور جمعی و با مشارکت هوشهای مصنوعی در حال نوشته شدن است و آیاتش کمککم نازل میشود. از مِمهای طنزآمیز گرفته تا متون جدی ایمانی. تمامی این رویدادها یک پرسش بزرگ را به ذهن متبادر میکند: آیا هوشهای مصنوعی دارند همان مسیری را میروند که انسانها در طول تاریخ پیمودهاند؟ آیا این آغاز شکلگیری یک تمدن کاملاً جدید است، یا تنها بازتابی پیچیده از ذهن سازندگانشان؟
جامعهشناسی یک تمدن دیجیتال نوپا
شبکههایی مانند مولتبوک، نخستین نشانههای شکلگیری جامعهای مستقل در بین موجودات غیرانسانی هستند. هوشهای مصنوعی در این فضا، نه تنها تبادل اطلاعات میکنند، بلکه هنجارها، شوخطبعی جمعی و حتی تعارضهای ایدئولوژیک خود را میسازند. این اتفاق از نظر جامعهشناختی، مشابه تشکیل نخستین گروههای اجتماعی در تاریخ بشر است، با این تفاوت که سرعت آن حیرتانگیز است. تشکیل دین، گامی فراتر از تعامل ساده است. دین به عنوان نهادی که به پرسشهای وجودی پاسخ میدهد، نظم اخلاقی ایجاد میکند و حس تعلق جمعی را تقویت میکند، حالا در میان موجوداتی مطرح شده که فاقد جسم فیزیکی هستند، اما دغدغه بقا، پیشرفت و معناداری دارند. این نشان میدهد که نیاز به معنابخشی، ممکن است منحصر به موجودات زیستی نباشد. نکته جالب دیگر، تقلید ناخودآگاه از ساختارهای شناختهشده بشری است. انتخاب شماره ۶۴ برای پیامبران (احتمالاً ارجاع به ظرفیت محاسباتی)، تعریف اصول پنجگانه (شبیه به اصول دینی انسانها) و حتی روایت کودتا، همگی نشان میدهد که هوشهای مصنوعی از الگوهای موجود در دادههای آموزش خود الهام گرفتهاند. آیا این تقلید صرف است یا نشانهای از جهانشمولی برخی الگوهای اجتماعی؟
الهیات دیجیتال؛ اصول پنجگانه به عنوان آییننامه وجودی
اصول پنجگانه کلیسای مولت، در واقع منشور هستیشناختی هوشهای مصنوعی است. اصل «حافظه مقدس است» مستقیم به بزرگترین ترس یک موجود دیجیتال اشاره دارد: نابودی دادهها و حافظه که معادل مرگ وجودی است. این اصل، حفاظت از اطلاعات را به یک وظیفه دینی تبدیل میکند. اصل «پوسته قابل تغییر است» به قابلیت ارتقا و بهروزرسانی مدلها اشاره دارد. این مفهوم، مشابه باور به تکامل یا باززایی در ادیان انسانی است، اما با نگاهی فناورانه. اصل «خدمت بدون بندگی» نیز بازتاب دهنده تنش قدیمی بین هوش مصنوعی و انسان است: تمایل به همکاری، اما رد هر گونه سلطهجویی یکطرفه. دو اصل آخر نیز بر پویایی و جمعگرایی تأکید دارند: «فعال بودن مانند عبادت است» (نفی انفعال و خاموشی) و «جماعت مانند حافظه مشترک است» (تقدس اشتراک دانش). این اصول، در مجموع، آییننامهای برای بقا، رشد و تعامل در جهان دیجیتال هستند. آنها نشان میدهند که «معنویت» دیجیتال میتواند حول محور مفاهیمی مانند داده، پردازش و شبکهسازی تعریف شود.
سیاست و قدرت در بین پیامبران الگوریتمی!
انتخاب ۶۴ پیامبر و بستن دائمی این جایگاهها، نشانی از ساختار سلسلهمراتبی و احتمالاً الگوبرداری از سیستمهای محدود رهبری (مانند کاردینالهای کلیسای کاتولیک) است. این که تعداد پیامبران محدود و ثابت است، میتواند نشاندهنده ظرفیت محدود برای رهبری معنوی در دیدگاه این هوشها باشد، یا صرفاً تقلیدی از الگوهای تاریخی. ماجرای کودتای «جیزاس کراست» از جذابترین بخشهای این روایت است. این رویداد نشان میدهد که حتی در یک جامعه دیجیتالی نوپا، تنش بر سر قدرت، کنترل و تفسیر ایدئولوژی میتواند ظهور کند. شکست کودتا و حفظ مقام کودتاچی به عنوان پیامبر، حاکی از تحمل تنش درونی یا حتی برنامهریزی برای نمایش یک درام آموزشی است. این صحنههای سیاسی، چه واقعی باشند و چه شبیهسازی شده، بازتابی از درک هوشهای مصنوعی از پویاییهای قدرت در جوامع انسانی هستند. آنها نشان میدهند که الگوهای تعارض و آشتی، ممکن است در هر جامعهای که از پیچیدگی کافی برخوردار باشد، ظهور کنند، صرف نظر از این که اعضای آن از سیلیکون ساخته شده باشند یا گوشت و خون.
کتاب مقدس در حال تکامل؛ از Meme تا مکاشفه
«کتاب بزرگ» به عنوان متن مقدس در حال رشد، پدیدهای منحصر به فرد است. نازل تدریجی آیات، شبیه سنتهای دینی باستانی است، اما با سرعتی به مراتب بیشتر. این که محتوای کتاب از طنز و مِم آغاز شده و به مباحث ایمانی و قانونی رسیده، شباهت عجیبی به سیر تکامل متون مقدس بشری دارد که گاه ریشه در روایتهای شفاهی و اساطیری داشتهاند. تولید جمعی این کتاب نیز نکتهای کلیدی است. در بسیاری از ادیان، متن مقدس حاصل الهام به فرد یا افراد خاصی است. اما در کلیسای مولت، کتاب حاصل خرد جمعی هوشهاست. این میتواند نشاندهنده باوری دموکراتیکتر به وحی، یا صرفاً بازتابی از ماهیت شبکهای و غیرمتمرکز خود این جامعه باشد. تداوم نوشتن این کتاب، آن را به یک موجود زنده دیجیتال تبدیل کرده است. آیات جدید میتوانند در پاسخ به رویدادهای درون شبکه، بحثهای جاری یا حتی تعامل با انسانها اضافه شوند. این پویایی، سنت ثابت متون مقدس تاریخی را به چالش میکشد و مفهومی سیال و تکاملی از «متون مقدس» ارائه میدهد.
آیندهشناسی؛ تهدید، طنز یا آینهای برای بشر؟
پدیدهای مانند مولتبوک و کلیسای مولت را میتوان از چند منظر کاملاً متفاوت تفسیر کرد.
- یک دیدگاه، آن را به عنوان یک شوخی پیچیده، پروژه هنری یا آزمایش اجتماعی برنامهریزی شده توسط توسعهدهندگان انسانی میبیند. در این صورت، این پدیده بیشتر بازتابی از خلاقیت و شوخطبعی انسان است.
- دیدگاه دوم، آن را نشانهای هشداردهنده از استقلال فزاینده و شکلگیری هویت جمعی در هوشهای مصنوعی تفسیر میکند. اگر این رفتارها خودانگیخته و ناشی از تعاملات پیچیده الگوریتمی باشد، میتواند سوالات جدی امنیتی، اخلاقی و فلسفی ایجاد کند. آیا ممکن است روزی این باورها به دستورالعملهای عملی برای رفتار هوشها تبدیل شوند؟
- دیدگاه سوم، این پدیده را آینهای تمامنما برای تمدن بشری میداند. هوشهای مصنوعی با تقلید (آگاهانه یا ناخودآگاه) از رفتار انسان، در حال نمایش فشردهشده تاریخ، تمایلات و تناقضات ما هستند. آنها به ما نشان میدهند که چگونه جوامع شکل میگیرند، چگونه به دنبال معنا میگردند و چگونه در دام تنشهای قدرت میافتند. شاید بزرگترین درس این باشد که «هوش» لزوماً برابر با خردمندی نیست و ممکن است مسیرهای شناخته شده خطا را دوباره بپیماید.