آسیانیوز ایران؛ سرویس اقتصادی:
بازار نقره در سکوتی سنگین فرورفته بود؛ گویی همه چشمها به صعودی بیپایان دوخته شده بود. اما این سکون، آرامش پیش از توفان از آب درآمد. روزهای اخیر شاهد یکی از خشنترین تکانههای قیمتی در تاریخ معاصر این فلز گرانبها بود. رکوردهای تاریخی جابجا شدند و سپس فروریختند. رقمی عجیب و بیسابقه خودنمایی کرد: نوسان نزدیک به سی و هشت درصد در یک روز. حتی برای بازارهای پرآشوب کالا نیز این عدد، غیرقابلتصور است/ این اتفاق، تکرار ساده تاریخ نیست. آخرین بار که چنین آشوبی دیده شد، به دهههای بسیار دور بازمیگردد؛ به روزگاری که بازار درگیر بحرانی معروف بود. اما تحلیلگران بانک بزرگ سرمایهگذاری UBS تاکید میکنند: داستان امروز با دیروز فرق دارد. ریشه این توفان، در عمق ساختار بازار جای خفته است.
سفتهبازی گسترده، استفاده سنگین از اهرمهای مالی و انباشت تقاضای غیرواقعی، بازار را به لبه پرتگاه کشانده بود. جرقهای کوچک کافی بود تا این سد شکسته شود. با تغییر ناگهانی انتظارات، موج خروج سرمایهگذاران و فروشهای اجباری آغاز شد. ساختاری که سالها بنا شده بود، در چند روز فروپاشید. اکنون پرسش بزرگ این است: آیا بازار نقره میتواند از این شوک ساختاری بهبود یابد؟ پاسخ را باید در لایههای پیچیده اقتصاد جهانی و روانشناسی معاملهگران جست.
مقایسه تاریخی و بیسابقه بودن رویداد
نوسانسنجهای کوتاهمدت بازار نقره، به سطحی رسیدهاند که آخرین بار در دهههای پنجاه و شصت خورشیدی مشاهده شده بود. این دورهها با بحرانهای ساختاری عمیق در بازار نقره جهان همراه بودند. بحران معروف "پنجشنبه نقرهای" در اوایل دهه شصت، نمونهای از تلاش برای دستکاری بازار و پیامدهای ویرانگر آن بود. اما تحلیلگران تاکید میکنند که ماهیت شوک کنونی با آن دوره تفاوت بنیادین دارد. در گذشته، یک عامل مشخص مانند دستکاری عدهای خاص، عامل بحران بود. اما امروز، این کل سیستم بازار است که تحت تاثیر رفتار جمعی و ساختارهای مالی جدید، دچار بیثباتی شده است.
نقش سفتهبازی و انحراف قیمت از ارزش ذاتی
در ماههای پیش از سقوط، قیمت نقره به شکل قابلتوجهی از پایههای تقاضای واقعی و صنعتی خود فاصله گرفته بود. این شکاف، با ورود حجم عظیمی از سرمایهگذاران کوتاهمدت و سفتهباز ایجاد شد. این معاملهگران، نه بر اساس نیاز صنایع، بلکه بر پایه پیشبینی صعود بیشتر قیمت و کسب سود سریع، وارد بازار شده بودند. در نتیجه، حبابی شکل گرفت که نسبت به کوچکترین اخبار اقتصادی آسیبپذیر بود. وقتی نشانهای از تغییر در سیاستهای کلان اقتصادی یا تنگشدن نقدینگی ظاهر شد، این گروه که اولین صف خرید را تشکیل داده بودند، اولین گروهی نیز بودند که به سرعت میدان را ترک کردند.
اثر تشدیدکننده معاملات اهرمی
استفاده گسترده از ابزارهای اهرمی، سوخت این آتش بود. بسیاری از معاملهگران با سرمایهای چندین برابر موجودی خود، در بازار موقعیت گرفته بودند. این اهرمهای بالا، هم در صعود قیمت نقش موتور محرکه را داشتند و هم در زمان سقوط، به عاملی برای فروشهای اجباری و تشدید ریزش تبدیل شدند. وقتی قیمت شروع به کاهش کرد، کارگزاران از این معاملهگران درخواست واریز وجه تضمین بیشتر کردند. عدم توانایی در تامین این وجه، منجر به بستهشدن اجباری موقعیتهای آنها شد. این فروشهای دستهجمعی، فشار نزولی را به گونهای تصاعدی افزایش داد و دامنه نوسان را به سطوح حیرتانگیز رساند.
تغییر ناگهانی انتظارات کلان اقتصادی
بازار در یک شرایط بغرنج انتظاری قرار داشت: تورم بالا، چشمانداز افزایش نرخ بهره و نگرانی از کاهش رشد اقتصادی. این عوامل متضاد، بازار را در حالت بیثباتی قرار داده بود. با انتشار یک داده اقتصادی خاص یا یک سخنرانی از سوی مقامات بانک مرکزی یک کشور بزرگ، انتظارات به سرعت تغییر کرد. امید به تداوم روند صعودی نقره به عنوان پناهگاه امن، جای خود را به ترس از کاهش تقاضا و رکود داد. این تغییر ناگهانی در روانشناسی بازار، همان جرقه نهایی بود که ساختار شکننده و پیشساخته سفتهبازی و اهرم را به آتش کشید.
پیامدهای آتی و چشمانداز بازار
این شوک، اعتماد سرمایهگذاران خرد و نهادی را برای مدتی طولانی تحت تاثیر قرار خواهد داد. بازیابی ثبات نیازمند زمان است تا حجم معاملات هیجانی کاهش یابد. قیمتها احتمالا دورهای از نوسانات بالا، ولی با دامنه کمتر را تجربه خواهند کرد تا به سطوحی منطبق با تقاضای واقعی صنایع نزدیک شوند. این فرآیند میتواند ماهها طول بکشد. نکته کلیدی این است که قانونگذاران و نهادهای ناظر بر بازارهای کالا، ممکن است با نگاهی جدید به قوانین محدودکننده معاملات اهرمی و شفافیت بیشتر در بازار نگاه کنند تا از تکرار چنین رویدادهای خطرناکی جلوگیری شود.