آسیانیوز ایران؛ سرویس ورزشی:
باشگاه پرسپولیس، به عنوان یکی از دو غول همیشه پرمخاطب فوتبال ایران، این روزها در بحرانی عمیقتر از هر دوره ورزشی خود دست و پا میزند. بحرانی که این بار نه در زمین، که در ترازنامه مالی باشگاه ریشه دوانده است. صورتهای مالی رسمی، پرده از عددی سرسامآور برمیدارند: «زیان انباشته ۱۶۰۰ میلیارد تومانی». این عدد تنها بخشی از داستان غمانگیز مدیریت مالی باشگاهی است که هواداران میلیونی دارد. اما قلب ماجرا، بدهی تقریبی ۱۷۰۰ میلیارد تومانی پرسپولیس به سهامداران اصلی خود، یعنی بانکهایی چون شهر، تجارت و ملت است. بدهیای که طی سالها با دریافت تسهیلات برای پرداخت هزینههای جاری انباشته شده است. اکنون و در آستانه قانونی که میتواند منجر به انحلال باشگاه شود، مدیران پرسپولیس راهحلی ارائه دادهاند: «افزایش سرمایه». اما جزئیات این افزایش سرمایه، شگفتانگیز و تا حدی هشداردهنده است.
بر اساس اسناد، بخش عمدهای از این افزایش سرمایه، نه از محل آورده نقدی جدید، بلکه از طریق «مطالبات حالشده سهامداران» انجام میشود. به زبان ساده، بدهی باشگاه به بانکها، به جای بازپرداخت، به سهام تبدیل میشود. این به آن معناست که حدود ۱۷۰۰ میلیارد تومان از بدهیهای باشگاه، یک شبه از ترازنامه محو و به رقم سرمایه اضافه میشود. عملیاتی که شاید صورتهای مالی را موقتاً زیباتر کند، اما هیچ پول تازهای به جیب باشگاه نمیریزد. این حرکت، یک سؤال بزرگ را به وجود میآورد: آیا این تنها یک جراحی زیبایی حسابداری است؟ آیا مشکل ساختاری پرسپولیس در درآمدزایی حل شده است؟ یا چند سال دیگر با بدهیهای کلانتر روبرو خواهیم شد؟ در ادامه، این گزارش به صورت دقیق و فنی، ریشههای این بدهی کلان، مکانیسم افزایش سرمایه و پیامدهای بلندمدت آن برای بزرگترین باشگاه فوتبال ایران را تحلیل میکند.
ریشهیابی بدهی؛ چرا پرسپولیس ۱۷۰۰ میلیارد تومان بدهکار شد؟
داستان بدهی کلان پرسپولیس به یک تصمیم تاریخی و سپس یک رویه ناپایدار برمیگردد. در سالهای ابتدایی دهه ۱۴۰۰، برای فرار از بدهیهای پراکنده و رفع مشکلات مجوز AFC، باشگاه به بورس آورده شد. اما به جای ایجاد مدل درآمدی پایدار، «تسهیلات بانکی» به شریان اصلی گردش مالی تبدیل شد. بانک شهر، به عنوان سهامدار اصلی، پیشقراول این راه بود و تسهیلات با سود ۲۳ درصدی در اختیار باشگاه قرار میگرفت. مدیران وقت، با این پولها بدهیهای گذشته را میپرداختند و قهرمان میشدند، غافل از اینکه بدهی بزرگتری به یک بستانکار متمرکز ایجاد میکنند. به تدریج دیگر بانکهای سهامدار نیز همین مسیر را پیمودند. نتیجه آن شد که باشگاه به جای بدهی به شرکتهای مختلف، به شش بانک اصلی سهامدار خود مقروض شد. این مدل، باشگاه را در دامی انداخت که هزینههای جاری را با وامهای جدید میپرداخت و اصلاح ساختاری را به تعویق میانداخت.
مکانیسم افزایش سرمایه؛ چگونه بدهی به سرمایه تبدیل میشود؟
افزایش سرمایه پیشروی پرسپولیس، دو منبع دارد: تجدید ارزیابی داراییهای ثابت (مانند ساختمان) و «مطالبات حالشده سهامداران». بخش دوم، هسته اصلی ماجراست. بر اساس صورت مالی، پرسپولیس حدود ۱۷۰۰ میلیارد تومان به اشخاص (سهامداران عمده) بدهکار است. در افزایش سرمایه، این رقم به عنوان «مطالبات حالشده» در نظر گرفته میشود. در عمل، طلب بانکها از پرسپولیس، نه با پول نقد، که با سهام جدید باشگاه تسویه میشود. از نظر حسابداری، در سمت داراییهای ترازنامه، «پرداختنی به سهامداران» کاهش و در سمت حقوق صاحبان سهام، «سرمایه» افزایش مییابد. این عملیات کاملاً مطابق مقررات بازار سرمایه است، اما از نظر اقتصادی، یک جابجایی صرفاً حسابداری است. هیچ جریان نقدی مثبتی ایجاد نمیشود و پولی وارد خزانه باشگاه نمیگردد. این کار تنها بدهی را پاک میکند و ساختار مالکیت را به نفع سهامداران فعلی تغییر میدهد.
برندگان و بازندگان؛ این بازی به نفع چه کسانی تمام میشود؟
بدون شک، بزرگترین برندگان این طرح، بانکهای سهامدار اصلی به ویژه بانک شهر هستند. اولاً، مطالبات معوق و پرریسک خود از یک باشگاه زیانده را به دارایی (سهام) تبدیل میکنند. ثانیاً، با افزایش سرمایه از این محل، سهم مالکیت آنها در باشگاه به نسبت بانکهای کوچکتر (مانند صادرات، رفاه و اقتصاد نوین) افزایش خواهد یافت. این امر کنترل آنها بر باشگاه را بیشتر میکند. بازنده اصلی، در بلندمدت، خود باشگاه و هواداران آن هستند. زیرا این کار مشکل ریشهای یعنی نبود درآمد پایدار را حل نمیکند. باشگاه پس از این کار، هنوز فاقد مدلی برای کسب درآمد از حق پخش، فروش کالا، اسپانسرشیپ حرفهای و مدیریت هزینههاست. همچنین، با تقویت مالکیت بانکها، امکان ورود سرمایهگذار استراتژیک مستقل و نجاتبخش، تقریباً منتفی میشود. باشگاه در دایره وابستگی به نهادهای فعلی باقی میماند.
آینده مبهم؛ آیا این کار پرسپولیس را نجات میدهد؟
پاسخ کوتاه این است: خیر، حداقل نه به صورت ریشهای. این افزایش سرمایه یک «تنفس مصنوعی» حسابداری است. ترازنامه را موقتاً سالمتر نشان میدهد و باشگاه را از دامنه ماده ۱۴۲ قانون تجارت (انحلال به دلیل زیان انباشته) دور میکند. اما مدل کسبوکار باشگاه تغییری نکرده است. هزینههای سنگین دستمزدها، هزینههای عملیاتی و عدم درآمدزایی به قوت خود باقی است. بعید نیست که باشگاه پس از این، مجدداً به دلیل کمبود نقدینگی، به سراغ همان بانکها برود و چرخه بدهی جدیدی آغاز شود. این بار اما با ساختار مالکیتی متمرکزتر و انعطافپذیری کمتر. تا زمانی که پرسپولیس نتواند مانند یک بنگاه اقتصادی واقعی از مجاری حرفهای درآمد کسب کند، هرگونه اقدام مالی تنها مسکنی موقت و زمینهساز بحران بزرگتر در آینده خواهد بود.
مقایسه با الگوی جهانی و نقش نظام مدیریت فوتبال
وضعیت پرسپولیس، نمونهای افراطی از بیماری مزمن کل فوتبال ایران است. در اکثر لیگهای حرفهای، درآمد باشگاهها از سه منبع اصلی تأمین میشود: حق پخش تلویزیونی، اسپانسرشیپ و فروش بلیت و کالا. در ایران، این سه ستون یا وجود ندارند یا بسیار ضعیف هستند. حق پخش ناچیز است، اسپانسرها اغلب نهادهای دولتی یا شبهدولتی با انگیزههای غیرتجاری هستند و فروش نیز محدود است. در چنین فضایی، باشگاهها نه به عنوان یک کسبوکار، که به عنوان یک «هزینه» برای نهادهای حامی اداره میشوند. پرسپولیس و استقلال به دلیل گستردگی و هزینههای بالا، بیشترین آسیب را میبینند. آنها قربانیان یک سیستم معیوب هستند. تا زمانی که نظام حکمرانی فوتبال ایران اصلاح نشود و باشگاهها به سمت خودکفایی واقعی سوق داده نشوند، چنین بحرانهایی تکرار خواهد شد و راهحلهایی مانند تبدیل بدهی به سرمایه، تنها مشتی بر سر طوفان خواهد بود.