دوشنبه / ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ / ۰۱:۰۷
کد خبر: 36589
گزارشگر: 548
۲۲
۰
۰
۱
جنجال حقوقی در جشنواره فیلم فجر

آیا فیلمنامه «تقاطع نهایی شب» سرقت ادبی است؟!

آیا فیلمنامه «تقاطع نهایی شب» سرقت ادبی است؟!
ادعای سرقت فیلمنامه، جشنواره چهل و چهارم فیلم فجر را در آستانه برگزاری با چالشی جدی مواجه کرده است. به نقل از عصر ایران، محمدرضا مرزوقی، نویسنده، در نامه‌ای رسمی به منوچهر شاهسواری، دبیر جشنواره، اعلام کرده فیلم «تقاطع نهایی شب» حاضر در بخش «سودای سیمرغ»، بر اساس فیلمنامه‌ای ساخته شده که بدون اجازه او به سرقت رفته و به نام دیگری ثبت شده است. وی در این نامه مفصل، روند آشنایی با فردی به نام سعید جلیلی، نوشتن خلاصه فیلمنامه در سال ۱۴۰۲، و سپس ثبت غیرقانونی و یک‌طرفه آن اثر توسط جلیلی را به همراه مستندات شرح داده است. مرزوقی پیگیری حقوقی خود در خانه سینما را نیز ناقص و حاوی اشکال دانسته و از رأی صادره انتقاد کرده است.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

به گزارش عصر ایران، جشنواره فیلم فجر امسال، پیش از آغاز رسمی، درگیر حاشیه‌ای شده که ممکن است یکی از پرسر و صداترین پرونده‌های حقوقی تاریخ سینمای ایران را رقم بزند. این بار نه نقد هنری، که ادعای سرقت ادبی و نقض آشکار حقوق پدیدآورنده، سایه سنگینی بر بخش مسابقه «سودای سیمرغ» انداخته است. ماجرا از نامه‌ای سرگشاده آغاز شد که مانند بمبی در فضای فرهنگی کشور منفجر گردید. محمدرضا مرزوقی، نویسنده، در نامه‌ای مستند و مفصل خطاب به منوچهر شاهسواری، دبیر چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر، اعلام کرده که فیلم «تقاطع نهایی شب» با فیلمنامه‌ای ساخته شده که مالکیت فکری آن متعلق به اوست. مرزوقی شرح می‌دهد که در سال ۱۴۰۲، خلاصه فیلمنامه‌ای شامل شرح سکانس، شخصیت‌پردازی و خطوط دیالوگ را به درخواست فردی به نام سعید جلیلی نوشته است. اما این اثر، بدون اطلاع و رضایت او، ابتدا به نام مشترک و سپس به طور کامل به نام جلیلی در بانک فیلمنامه «خانه سینما» ثبت شده است. این نویسنده تأکید می‌کند که پس از قطع ارتباط، تصور می‌کرد موضوع خاتمه یافته، تا اینکه به طور اتفاقی در فروردین ۱۴۰۴ متوجه می‌شود نه تنها آن اثر حذف نشده، بلکه با تغییری جزئی در عنوان، پروانه ساخت گرفته و فیلم‌برداری آن به پایان رسیده است. فیلمی که حالا در یکی از مهم‌ترین بخش‌های جشنواره فیلم فجر پذیرفته شده است.
مرزوقی مسیر پرپیچ و خم پیگیری حقوقی خود را شرح می‌دهد: از تماس با تهیه‌کننده و کارگردان که به بی‌نتیجگی می‌انجامد، تا شکایت به «خانه سینما» و تشکیل پرونده داوری. روایتی که از نگاه او، پر از اشکال و اغماض است. او به رأی صادره از سوی داور خانه سینما اشاره می‌کند که با وجود تأیید تخلف در ثبت اثر، حق‌الزحمه‌ای به مراتب کمتر از عرف برای او در نظر گرفته و حتی در مورد حضور واقعی همه داوران نامبرده در جلسات رسیدگی ابراز تردید جدی می‌کند. اکنون این نویسنده با ثبت شکایت کیفری در دادگاه فرهنگ و رسانه و ارائه کلیه مستندات از جمله ایمیل‌های مبادله شده و شماره‌های ثبت، از دبیر جشنواره خواسته است تا پیش از روشن شدن وضعیت حقوقی پرونده، از نمایش فیلم «تقاطع نهایی شب» جلوگیری کند. انتشار این نامه، پرسش‌های بنیادینی درباره امنیت حقوقی نویسندگان، کارآمدی سازوکارهای داوری در نهادهای صنفی و مسئولیت اخلاقی و حقوقی جشنواره در قبال آثار حاضر را به طور جدی مطرح کرده است. پرسش‌هایی که پاسخ به آن‌ها می‌تواند آینده بسیاری از مناسبات در سینمای ایران را تحت تأثیر قرار دهد.

نقد ساز و کار داوری خانه سینما؛ نهادی در محک آزمون

این پرونده، کارآمدی و استقلال سازوکار داوری «خانه سینما» را زیر سوال برده است. ادعای نویسنده درباره عدم حضور واقعی دو داور از سه داور نامبرده در جلسات، اگر ثابت شود، به معنای نقض آشکار آیین دادرسی عادلانه است. همچنین، انتقاد از سطح مطالعه داور و جهت‌گیری به سمت «صلح اجباری» به جای احقاق حق، این پرسش را ایجاد می‌کند که آیا این نهاد صنفی برای حل اختلافات پیچیده حقوق مالکیت فکری از تخصص و بی‌طرفی کافی برخوردار است؟ این اتفاق می‌تواند اعتماد جامعه نویسندگان و فیلمنامه‌نویسان به خانه سینما به عنوان پناهگاه حل اختلاف را به شدت خدشه‌دار کند.

چالش مالکیت فکری در سینمای ایران؛ از خلاصه فیلمنامه تا اثر نهایی

یکی از نکات فنی دقیق پرونده، اختلاف نظر بر سر ماهیت اثر اولیه است. نویسنده آن را «خلاصه فیلمنامه» شامل شرح سکانس و دیالوگ می‌داند، اما داور در رأی از آن به عنوان «طرح» و «طرح اشتراکی» یاد کرده است. این تفاوت تعریف، می‌تواند در تعیین میزان حق‌الزحمه و حتی ماهیت تخلف مؤثر باشد. سؤال اینجاست: آیا یک خلاصه فیلمنامه ساختاریافته، خود به تنهایی اثری قابل حمایت است؟ و اگر کارگردان ادعا کند اثر نهایی متفاوت است، مرز تفاوت و تشابه تا کجاست؟ این پرونده می‌تواند به یک رأی قضایی مهم در تعریف مرزهای مالکیت فکری برای ایده‌ها و طرح‌های اولیه تبدیل شود.
مسئولیت اخلاقی و حقوقی جشنواره فیلم فجر
جشنواره فیلم فجر در این میانه در موقعیت حساسی قرار دارد. از یک سو، ممکن است استدلال کند که داوری آثار را بر اساس کیفیت هنری انجام داده و وارد اختلافات حقوقی نشده است. اما از سوی دیگر، به عنوان نهادی معتبر که زیر چتر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت می‌کند، مسئولیت اخلاقی سنگینی در قبال رعایت حقوق پدیدآورندگان و عدم مشروعیت بخشیدن به آثار متهم به سرقت دارد. تصمیم جشنواره برای نمایش یا عدم نمایش این فیلم، پیامی مهم به کل جامعه سینمایی درباره حساسیت آن به مسائل حقوقی خواهد داد. آیا جشنواره می‌تواند با استناد به «قاعده‌ی 손 پاک» (دست پاک) از نمایش فیلمی که در معرض اتهام سرقت است، خودداری کند؟

الگوی رفتاری در تعامل با نویسنده؛ بی‌اعتمادی سیستماتیک

روایت مرزوقی از بی‌پاسخی‌ها، طفره‌رفت‌ها و تلاش برای حل موضوع «در خانه» توسط برخی طرف‌ها، تصویری آشنا از الگوهای تعاملی ناسالم در سینمای ایران ارائه می‌دهد. این رفتارها نشان از یک بی‌اعتمادی سیستماتیک به سازوکارهای رسمی و تلاش برای حل مسائل پیچیده حقوقی با روابط شخصی یا فشار دارد. این فرهنگ، نویسنده را در موضع ضعف قرار داده و او را مجبور به افشاگری عمومی می‌کند. این پرونده می‌تواند آغازی برای تغییر این الگوها و مطالبه‌گری برای شفافیت و قراردادنویسسی حرفه‌ای باشد.

پیامدهای صنفی و تأثیر بر آینده نویسندگی فیلمنامه

پیامدهای این پرونده فراتر از یک فیلم خاص است. اگر ادعای نویسنده به طور کامل یا نسبی اثبات شود، می‌تواند موجی از بررسی‌های مجدد در مورد قراردادها و حقوق فیلمنامه‌نویسان را ایجاد کند. این اتفاق ممکن است نویسندگان را به دقت بیشتر در انعقاد قراردادهای مکتوب، ثبت مستقل آثار خود و پیگیری حقوقی قوی‌تر ترغیب کند. از طرف دیگر، ممکن است تهیه‌کنندگان و کارگردانان را نیز به شفافیت بیشتر در تعامل با پدیدآورندگان وادارد. در بلندمدت، این پرونده می‌تواند به تقویت نظام قراردادنویسی و احترام به مالکیت فکری در سینمای ایران بینجامد، هر چند که مسیر آن احتمالاً پرتنش و طولانی خواهد بود.
منبع: عصر ایران
https://www.asianewsiran.com/u/inL
اخبار مرتبط
فیلم «تقاطع نهایی» به کارگردانی سعید جلیلی، یکی از آثار بخش «سودای سیمرغ» در چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر، با نمایشی فنی قابل قبول و بازی‌های تنظيم‌شده در فضایی محدود آغاز می‌شود، اما به سرعت در گرداب ضعف‌های ساختاری فیلمنامه و حفره‌های منطقی غیرقابل اغماض غرق می‌شود. این اثر که داستان سه زن درگیر یک ماجرای قتل را روایت می‌کند، با وجود تلاش برای ایجاد تعلیق و ارائه یک پیچش داستانی غافلگیرکننده، نتوانسته از دام الگویی تکراری و اجرایی مکانیکی بگریزد و در نهایت به نمونه‌ای از تقابل توانمندی‌های کارگردانی جوان با متنی ناپخته تبدیل شده است.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید