پنج شنبه / ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ / ۰۰:۱۰
کد خبر: 36466
گزارشگر: 548
۵۵
۰
۰
۱
ضعف‌های ساختاری فیلمنامه و حفره‌های منطقی غیرقابل اغماض

همه چیز درباره فیلم «تقاطع نهایی» ساخته سعید جلیلی!

همه چیز درباره فیلم «تقاطع نهایی» ساخته سعید جلیلی!
فیلم «تقاطع نهایی» به کارگردانی سعید جلیلی، یکی از آثار بخش «سودای سیمرغ» در چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر، با نمایشی فنی قابل قبول و بازی‌های تنظیم‌شده در فضایی محدود آغاز می‌شود، اما به سرعت در گرداب ضعف‌های ساختاری فیلمنامه و حفره‌های منطقی غیرقابل اغماض غرق می‌شود. این اثر که داستان سه زن درگیر یک ماجرای قتل را روایت می‌کند، با وجود تلاش برای ایجاد تعلیق و ارائه یک پیچش داستانی غافلگیرکننده، نتوانسته از دام الگویی تکراری و اجرایی مکانیکی بگریزد و در نهایت به نمونه‌ای از تقابل توانمندی‌های کارگردانی جوان با متنی ناپخته تبدیل شده است.

آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:
سینمای ایران در چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر، صحنه رویارویی مستقیم مخاطبان و منتقدان با موج جدیدی از فیلمسازان جوان است. در این میان، «تقاطع نهایی» ساخته سعید جلیلی به عنوان سومین اثر بخش رقابتی «سودای سیمرغ»، نه تنها یک فیلم، بلکه یک مورد مطالعه جالب از موفقیت‌ها و شکست‌های یک نسل سینمایی را ارائه می‌دهد. این فیلم که با تکیه بر فرمی کلاسیک و درون‌مایه‌ای حول محور مرگ، فریب و قدرت روایت می‌شود، وعده یک تریلر روانشناختی فشرده و هوشمند را به مخاطب می‌دهد. با این حال، تماشای فیلم به سرعت مخاطب را با یک دوگانگی عمیق مواجه می‌سازد: از یک سو، کارگردانی کنترل‌شده، بازی‌گیری متناسب و مدیریت فضای محدود (یک دفتر وکالت) قابل تحسین است و نشان می‌دهد جلیلی بر اصول اولیه ساخت فیلم مسلط است. بازی رویا جاویدنیا در نقش وکیل مرکز ثقل این فضاسازی است. اما از سوی دیگر، فیلم به محض عبور از سطح اولیه، درگیر ضعف بنیادین در مهندسی فیلمنامه می‌شود؛ ضعفی که مانند ترک بزرگی در بنای به ظاهر محکم فیلم، تمام توجه را به خود جلب می‌کند.

حفره‌های منطقی بزرگ، رفتارهای غیرعاقلانه شخصیت‌هایی که باهوش تصویر شده‌اند، و بیش از همه، مکانیکی بودن پیچش داستانی (Plot Twist) پایانی، این احساس را القا می‌کنند که مخاطب به جای همراهی در یک سفر دراماتیک غنی، درگیر یک بازی طولانی و کم‌مایه شده است که هدف نهایی آن تنها یک شوک لحظه‌ای است. این سؤال جدی مطرح می‌شود که آیا این غافلگیری حساب‌نشده، ارزش وقتی را که از بیننده می‌گیرد و هزینه ریزش اعتماد روایی را دارد؟ در ادامه این تحلیل مبسوط، پنج محور کلیدی موفقیت‌های نسبی و شکست‌های اساسی «تقاطع نهایی» را با جزییات واکاوی خواهیم کرد. از بررسی توانمندی‌های فنی یک کارگردان فیلم اولی گرفته تا موشکافی معضل بزرگ بی‌اعتنایی به متن در سینمای امروز ایران، که همچون سدی مانع از شکوفایی کامل استعدادهای نوظهور می‌شود.

توانایی در خلق فضای بسته در برابر ناتوانی در خلق جهان دراماتیک گسترده

سعید جلیلی در «تقاطع نهایی» شایستگی خود در مدیریت لوکیشن محدود را به اثبات می‌رساند. دکوپاژ حساب‌شده، استفاده از زوایای دوربین برای ایجاد تنش، و میزانسن‌هایی که روابط قدرت بین شخصیت‌ها را در فضای بسته دفتر وکالت نشان می‌دهد، همگی حاکی از درکی صحیح از اصول کارگردانی است. این تمرکز بر یک فضا می‌توانست نقطه قوت فیلم باشد و آن را به یک تریلر روانشناختی فشرده تبدیل کند. با این حال، مشکل اصلی زمانی آغاز می‌شود که این فضای بسته، به جای آنکه نمادی از تنگناهای ذهنی شخصیت‌ها باشد، صرفاً به دلیل محدودیت‌های تولید انتخاب شده است. فیلم جهان دراماتیک خود را فراتر از دیوارهای آن دفتر نمی‌سازد. شخصیت‌ها فاقد تاریخچه، زندگی بیرونی و انگیزه‌های پیچیده‌ای هستند که آن‌ها را از حالت «مهره‌های یک شطرنج داستانی» خارج کند. در نتیجه، فضای بسته از یک انتخاب هنری به یک زندان روایی تبدیل می‌شود که داستان و شخصیت‌ها در آن گرفتار شده‌اند.

شخصیت‌های تک‌بعدی و ابزاری: تضاد فاحش بین تعریف و رفتار

شخصیت‌پردازی یکی از ضعیف‌ترین ارکان «تقاطع نهایی» است. فیلم سعی می‌کند شخصیت‌هایی مانند وکیل (رویا جاویدنیا) و منشی (گیتی قاسمی) را به عنوان افرادی باهوش، رند و با تجربه اجتماعی معرفی کند. این شناسنامه در دیالوگ‌ها و حالات اولیه آن‌ها ترسیم می‌شود. اما، در نقطه اوج داستان—پس از سقوط ظاهری مرد—همین شخصیت‌ها دچار انفعال و بی‌دقتی مهلک می‌شوند. یک وکیل کارکده بدون بررسی اولیه، ادعای قتل را می‌پذیرد و بدون کوچک‌ترین شک یا بررسی علائم حیات، وارد مرحله پنهان‌کردن جسد می‌شود. این تضاد فاحش میان آنچه از شخصیت تعریف می‌شود و آنچه انجام می‌دهد، بزرگترین ضربه را به باورپذیری (Suspension of Disbelief) فیلم وارد می‌سازد. شخصیت‌ها نه از درون خود، بلکه از نیازهای صرفاً مکانیکی فیلمنامه عمل می‌کنند تا یک راز مصنوعی را تا دقیقه آخر حفظ کنند.

پیچش داستانی (Plot Twist) به مثابه یک تقلب روایی، نه اوج‌گیری دراماتیک

فیلم تمام سرمایه خود را روی غافلگیری پایانی می‌گذارد. با این حال، این پیچش داستانی نه نتیجه طبیعی بسط درام و رشد شخصیت‌ها، بلکه محصول یک پنهان‌کاری متقلبانه از سوی فیلمساز است. دوربین و تدوین عامدانه طوری طراحی شده‌اند که هیچ سرنخ، کاشت (Foreshadowing) یا نشانه ظریفی از زنده بودن مرد در طول فیلم به مخاطب داده نشود. در یک روایت سالم، پیچش پایانی باید باعث شود مخاطب به عقب برگردد و نشانه‌های پنهان را کشف کند، اما در اینجا چیزی برای کشف وجود ندارد. این رویکرد، مخاطب را از یک «هم‌کشف‌کننده» به یک «قربانی فریب» تبدیل می‌کند. نتیجه این می‌شود که پیچش، به جای ایجاد لذت کشف، احساس رضایتی سطحی و زودگذر ایجاد می‌کند و بلافاصله این سؤال پیش می‌آید: «پس تمام آن کش‌دادن‌ها و رفتارهای غیرمنطقی فقط برای این بود؟»

انباشت حفره‌های منطقی و ویرانی پایه‌های ساختاری داستان

فیلم از همان لحظه کلیدی سقوط به بعد، با انباشتی از گسست‌های منطقی روبرو می‌شود که هر کدام به تنهایی می‌تواند اعتبار روایی اثر را خدشه‌دار کند. چگونه دو زن بدون هیچ آمادگی جسمانی خاصی، جسد به ظاهر مرده یک مرد را از چند پله بالا می‌کشند؟ چگونه در طول این جابجایی دشوار، هیچ یک از آن دو کوچک‌ترین نشانه‌ای از تنفس، ضربان یا حرکت را در او احساس نمی‌کنند؟ اگر قرار بر اجرای یک نقشه پیچیده از پیش طراحی شده توسط مرد بوده، هماهنگی بی‌نقص و بدون هیچ احتمال خطای انسانی آن باورکردنی نیست. این سؤالات بی‌پاسخ، مانند موریانه به پایه‌های داستان حمله می‌کنند و آن را از درون پوک می‌سازند. به نظر می‌رسد فیلمنامه حتی یک بار نیز برای رفع این تناقضات بازنویسی یا ویرایش جدی نشده است.

«تقاطع نهایی» به عنوان نماد یک بیماری عمومی: اولویت فرم بر محتوای غنی

این فیلم، فراتر از نقد یک اثر منفرد، نشانه‌ای از یک معضل ساختاری در سینمای ایران است: ظهور نسل جدیدی از فیلمسازان که اغلب دانش فنی و فرمال قابل احترامی دارند—میزانسن، تصویربرداری، بازی‌گیری—اما به متونی ضعیف، ناپخته و فاقد عمق تکیه می‌زنند. گویی فرآیند توسعه فیلمنامه، بازنویسی‌های مکرر، و مشاوره با منتقدان متن به حاشیه رانده شده است. «تقاطع نهایی» به وضوح نشان می‌دهد که توانمندی در کارگردانی، بدون اتکا به فیلمنامه‌ای آهنین با شخصیت‌پردازی عمیق، منطق دراماتیک مستحکم و لایه‌های معنایی چندگانه، محکوم به خلق آثاری نیمه‌تمام و ناکام است. در این تقاطع، راه درستی انتخاب نشده و فیلم در نهایت به یک تمرین فیلمسازی پرزحمت ولی بی‌ثمر شبیه است، نه یک بیان هنری کامل.
https://www.asianewsiran.com/u/ilL
اخبار مرتبط
فیلم سینمایی «گیس» به کارگردانی محسن جسور، داستان فاجعه انفجار پتروشیمی مارون در سال ۱۴۰۱ و بازسازی ۷۷ روزه آن را روایت می‌کند. کارگردان در نشست خبری جشنواره فجر تأکید کرد: این فیلم صدای طبقه کارگر است و پیوند معیشت آنان با امنیت ملی را نشان می‌دهد. حامد بهداد، الهه حصاری و بهنوش طباطبایی از جمله بازیگران این اثر هستند که پس از اکران، نشست خبری آن بدون حضور بازیگران برگزار شد.
فیلم سینمایی «سرزمین فرشته‌ها» به کارگردانی بابک خواجه‌پاشا و تهیه‌کنندگی منوچهر محمدی، در جشنواره فیلم فجر حضور یافته است. این درام ۱۲۰ دقیقه‌ای که محصول مشترک سوره و تصویرشهر است، با بازیگرانی تماماً عرب‌زبان و به سرپرستی سولاف فواخرجی (بازیگر سرشناس سوری)، روایتی شاعرانه از مقاومت یک زن فلسطینی و کودکان غزه ارائه می‌دهد. فیلم به زبان عربی فیلمبرداری شده و دکورهای آن شبیه‌سازی شهر غزه در حوالی فرودگاه امام و هشتگرد است.
فیلم سینمایی «کوچ» به کارگردانی محمد اسفندیاری، یکی از آثار حاضر در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر است که امشب برای نخستین بار اکران می‌شود. این فیلم که اولین تجربه بلند کارگردانش محسوب می‌شود، با اقتباس از کتاب «باران گرفته است»، روایتی متفاوت و ساختارشکن از دوران کودکی قاسم سلیمانی ارائه می‌دهد. داستان حول محور پسر نوجوانی به نام مرادعلی می‌گردد که برای کمک به خانواده، سفر پرچالشی را آغاز می‌کند.
فیلم سینمایی «خیابان جمهوری» ساخته منوچهر هادی، در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر اکران شد. این فیلم که یک درام اجتماعی با محوریت زندگی یک زن ترک تبار در تهران است، دورانی جدید از کارنامه هنری کارگردان مشهور کمدیساز را رقم زده است. هادی که عمدتاً با آثاری مانند «من سالوادور نیستم» و «رحمان ۱۴۰۰» شناخته می‌شود، این بار به سراغ موضوعاتی رفته که پیشتر سینماگرانی چون رخشان بنی‌اعتماد و سعید روستایی به آن پرداخته‌اند. این تغییر مسیر ناگهانی، واکنش‌های مختلفی از سوی منتقدان و مخاطبان در پی داشته است. با وجود بازی قابل قبول الناز ملک در نقش اصلی و طراحی جزئیاتی مانند لباس و لهجه، به نظر می‌رسد فیلم در رسیدن به عمق لازم و ارائه پایانی قانع کننده با چالش مواجه شده است.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید