آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
روابط ویژه آمریکا و بریتانیا این روزها بر سر ایران دستخوش تنش شده است. روزنامه تایمز در گزارشی فاش کرد که لندن از صدور مجوز استفاده از پایگاههای دیگو گارسیا و فیرفورد برای اقدام نظامی احتمالی علیه ایران خودداری کرده است. واکنش ترامپ اما تند و بیسابقه بود: او حمایت ایالات متحده از طرح بریتانیا برای انتقال جزایر چاگوس به موریس را لغو کرد. این اقدام تلافیجویانه، نشاندهنده اراده جدی واشنگتن برای حفظ گزینه نظامی روی میز است. دیگو گارسیا، جزیرهای استراتژیک در اقیانوس هند، برای آمریکا نقشی حیاتی در هرگونه عملیات علیه ایران ایفا میکند و مخالفت لندن، یک مانع بزرگ بر سر راه پنتاگون ایجاد کرده است. در همین حال، دونالد ترامپ با انتشار یک رشته پیام در شبکه اجتماعی تروث سوشال، ضمن تأکید بر انجام گفتوگوهای خوب با ایران، هشدار داد که اگر به یک توافق سودمند نرسیم، اتفاقات بدی رخ خواهد داد. او همچنین مدعی شد که تا ۱۰ روز آینده، مسئله ایران تعیین تکلیف میشود.
ترامپ در اظهاراتی ضد و نقیض، از یک سو از صلح در خاورمیانه و نابودی «ابرسیاه تهدید» ایران توسط بمبافکنهای بی-۲ سخن گفت و از سوی دیگر، بر ضرورت جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای برای حفظ صلح تأکید کرد. او همچنین به روابط خوب ویتکاف و کوشنر با نمایندگان ایران اشاره کرد. در سوی دیگر، اتحادیه اروپا با لحنی خوشبینانه از پیشرفتهای دلگرمکننده در مذاکرات هستهای استقبال کرد. انور الانعونی، سخنگوی ارشد کمیسیون اروپا، گفت که زمان آن رسیده ایران جدیت خود را در رسیدگی به نگرانیهای بینالمللی نشان دهد. اما ناظران، حضور رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، در مذاکرات ژنو را با نگاهی متفاوت تحلیل میکنند. به نظر میرسد او با انگیزههای شخصی برای بهبود چهره خود و نامزدی احتمالی برای دبیرکلی سازمان ملل، در تلاش است مواضع ایران و آمریکا را نزدیک کند و راه حلی سریع ارائه دهد.
تحلیل اختلاف آمریکا و بریتانیا بر سر پایگاههای نظامی
مخالفت بریتانیا با استفاده از پایگاههای دیگو گارسیا و فیرفورد، یک نقطه عطف در روابط دو کشور است. لندن که معمولاً همپیمان وفادار واشنگتن در صحنه بینالمللی بوده، این بار با توجه به عواقب وخیم یک جنگ با ایران، احتیاط را در پیش گرفته است. دیگو گارسیا، جزیرهای در اقیانوس هند، پایگاه اصلی آمریکا برای انجام عملیاتهای دوربرد علیه ایران است. بدون دسترسی به این پایگاه، قدرت مانور آمریکا به شدت کاهش مییابد. واکنش تند ترامپ (لغو حمایت از طرح واگذاری جزایر چاگوس) نشان میدهد که او این مخالفت را یک مانع بزرگ میبیند. این اختلاف، میتواند بر سرعت و دامنه هرگونه حمله نظامی تأثیر بگذارد و حتی ممکن است گزینه نظامی را از روی میز خارج کند.
اظهارات دوگانه ترامپ؛ از صلح تا جنگ
اظهارات ترامپ در این مقطع، به شدت ضد و نقیض است. از یک سو از صلح در خاورمیانه و نابودی «ابرسیاه تهدید» ایران توسط بمبافکنهای بی-۲ سخن میگوید. از سوی دیگر، بر انجام گفتوگوهای خوب و نیاز به یک توافق سودمند تأکید میکند. این دوگانگی را میتوان یک تاکتیک مذاکراتی برای فشار بر ایران تفسیر کرد. او با تهدید به جنگ، میخواهد ایران را به پذیرش خواستههای خود وادار کند. اما اشاره به گفتوگوهای خوب و روابط مثبت نمایندگانش، روزنهای برای دیپلماسی باز نگه میدارد. با این حال، تأکید او بر «تعیین تکلیف» تا ۱۰ روز آینده و «اتفاقات بد» در صورت عدم توافق، فضای نگرانکنندهای را ایجاد کرده است.
خوشبینی اتحادیه اروپا و نقش آن در مذاکرات
اتحادیه اروپا با لحن خوشبینانه خود، در تلاش است از فروپاشی مذاکرات جلوگیری کند. آنها میدانند که یک جنگ با ایران، عواقب فاجعهباری برای امنیت و اقتصاد اروپا خواهد داشت. بنابراین، از هر پیشرفتی استقبال میکنند. با این حال، اتحادیه اروپا نقش مستقیمی در مذاکرات ایران و آمریکا ندارد. آنها فقط میتوانند به عنوان یک ناظر و حامی دیپلماسی عمل کنند. درخواست آنها از ایران برای نشان دادن جدیت، نشاندهنده نگرانی آنها از عدم پیشرفت کافی است.
نقش گروسی و انگیزههای شخصی او
حضور رافائل گروسی در مذاکرات ژنو و دیدارهای متعددش با مقامات ایرانی و آمریکایی، یک تحول جالب توجه است. تحلیلگران معتقدند که او با انگیزههای شخصی برای بهبود چهره خود و نامزدی برای دبیرکلی سازمان ملل، در این مذاکرات شرکت کرده است. اگر گروسی بتواند در نزدیکسازی مواضع ایران و آمریکا نقش مؤثری ایفا کند، کارنامه مثبتی برای خود ثبت خواهد کرد. این موفقیت میتواند شانس او را برای کسب مقام دبیرکلی سازمان ملل افزایش دهد. با این حال، نباید از نقش فنی و حرفهای آژانس در هرگونه توافق هستهای غافل شد. گروسی به عنوان مدیرکل آژانس، میتواند نقش مهمی در نظارت و راستیآزمایی تعهدات داشته باشد.
سناریوهای پیش رو و جمعبندی
با توجه به تحولات اخیر، چند سناریو قابل تصور است.
- سناریوی نخست، توافق در مهلت ۱۰ روزه. اگر ایران و آمریکا بتوانند بر سر یک چارچوب اساسی به توافق برسند، احتمال جنگ کاهش مییابد.
- سناریوی دوم، شکست مذاکرات و آغاز جنگ محدود. اگر ایران به خواستههای آمریکا تن ندهد و واشنگتن نیز از دیپلماسی ناامید شود، احتمال یک جنگ هوایی محدود علیه تأسیسات هستهای و موشکی ایران وجود دارد.
- سناریوی سوم، تشدید اختلافات آمریکا و بریتانیا و تأخیر در هرگونه اقدام نظامی. اگر لندن بر مخالفت خود با استفاده از پایگاههایش پافشاری کند، آمریکا ممکن است نتواند حملهای گسترده ترتیب دهد و گزینه نظامی موقتاً از روی میز خارج شود.
در هر صورت، روزهای آینده برای ایران و منطقه بسیار حساس و سرنوشتساز خواهد بود.