آسیانیورز ایران؛ سرویس سیاسی:
کاخ سفید در حالی آخرین روزهای زمستان ۱۴۰۴ را پشت سر میگذارد که رئیسجمهور آن، دونالد ترامپ، با یک پیام توییتری (تروث سوشیال) تازه، آتش انتقادات و حملات علیه ایران را شعلهورتر کرده است. ترامپ ساعاتی پیش با بازنشر بخشی از سخنان مارک لوین، مجری و تحلیلگر سرشناس محافظهکار آمریکایی، بار دیگر مواضع خصمانه خود را به رخ کشید. او با لحنی تمسخرآمیز و سرشار از کنایه، ایده دستیابی به "بهترین توافق تاریخ" با ایران را به سخره گرفت و اساساً مذاکره با تهران را بیفایده خواند. این پیام که به سرعت در شبکههای اجتماعی و رسانههای جهان بازتاب یافت، نه فقط یک اظهارنظر ساده، بلکه یک بیانیه سیاسی تمامعیار از سوی رئیسجمهور آمریکا محسوب میشود. ترامپ در این سخنان، با ادبیاتی که بیشتر شبیه به گفتمان جنگ سرد است، جمهوری اسلامی را "نازیهای اسلامگرا" خطاب کرده و رهبر انقلاب را هدف حملات تند خود قرار داده است. او با طرح این پرسش که "چرا فکر میکنیم یک توافق قرار است این افراد را تحت کنترل نگه دارد؟"، عملاً مسیر دیپلماسی را بنبست اعلام کرده است.
نکته قابل تأمل در این پیام، اشاره مستقیم ترامپ به خروج خود از برجام در سال ۲۰۱۸ است. او با افتخار از این اقدام یاد کرده و مدعی شده که ایران پس از آن، "فوراً شروع به نقض توافقی کرد که هنوز با اروپا پابرجا بود". این ادعا در حالی مطرح میشوید که جامعه بینالمللی و آژانس بینالمللی انرژی اتمی بارها تأیید کرده بودند که ایران تا یک سال پس از خروج آمریکا، به طور کامل به تعهدات خود پایبند بوده است. ترامپ در ادامه، فهرست وار به برخی از اقدامات ایران اشاره کرده است: افزایش غنیسازی به ۶۰ درصد، نقض محدودیت ۳۰۰ کیلوگرمی ذخایر اورانیوم و محدود کردن نظارتهای آژانس. او این اقدامات را "نقض سیستماتیک" توافق خوانده و نتیجه گرفته است که ایران به هیچ توافقی پایبند نخواهد ماند. این در حالی است که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، این اقدامات ایران پاسخی به خروج آمریکا از برجام و بازگشت تحریمها بوده است. اما شاید تندترین بخش این پیام، جایی باشد که ترامپ (به نقل از مارک لوین) میگوید: "مشکل، مذاکرات نیست... مشکل، خودِ آنها هستند." این جمله، خلاصهای از دکترین ترامپ در قبال ایران است. او معتقد است که اساساً با یک رژیم "تروریستی" و "ایدئولوژیک" طرف هستیم که حتی اگر توافقی هم امضا کند، به آن پایبند نخواهد ماند. این نگاه، هرگونه مذاکره و دیپلماسی را بیمعنا و بیهوده جلوه میدهد. ترامپ در این پیام، یک هشدار جدی نیز به جامعه بینالمللی و به ویژه متحدان اروپایی خود میدهد. او با اشاره به تجربه کره شمالی، هشدار میدهد که ایران نیز ممکن است به طور موقت عقبنشینی کند، اما در بلندمدت به دنبال دستیابی به بمب هستهای خواهد بود. او میگوید: "تنها رئیسجمهوری که واقعاً اقدام قاطعی علیه ایران انجام داده، رئیسجمهورِ امروز، دانلد ترامپ است. وقتی او برود چه اتفاقی میافتد؟" این پرسش، خطاب به آینده و نگرانی از روی کار آمدن دموکراتها یا جمهوریخواهان ضعیف است. در پایان این پیام، ترامپ خواستار "برخورد" با این مسئله در نسل خود شده و هشدار داده است که اگر چنین نشود، فرزندان و نوههای آمریکاییها با ایران هستهای مواجه خواهند شد که دهها هزار موشک بالستیک و کلاهک هستهای در اختیار دارد. این آخرین بخش پیام، بیش از هر چیز یک فراخوان برای اقدام نظامی یا حداقل تشدید فشارها علیه ایران تلقی میشود. باید دید واکنش تهران به این طوفان تازه از حملات ترامپ چه خواهد بود.
تحلیل گفتمانی؛ زبان و ادبیات پیام ترامپ چه میگوید؟
- پیام تازه ترامپ درباره ایران، فارغ از محتوای آن، از منظر گفتمانی بسیار قابل تأمل است. او برای توصیف جمهوری اسلامی از ترکیباتی چون "نازیهای اسلامگرا" استفاده کرده است. این انتخاب واژه، عملاً جمهوری اسلامی را در ردیف یکی از منفورترین رژیمهای تاریخ بشریت قرار میدهد و هرگونه مذاکره و تفاهم با آن را غیرممکن و غیراخلاقی جلوه میدهد. این گفتمان، راه را برای هرگونه تنشزدایی میبندد و افکار عمومی آمریکا را برای تقابل نهایی آماده میکند.
- دومین ویژگی گفتمانی این پیام، استفاده گسترده از طنز و کنایه است. ترامپ با طرح این پرسش که "چه میشد اگر ما بهترین توافق تاریخ را از ایران میگرفتیم؟"، اساساً دیپلماسی با ایران را مضحک و خندهدار جلوه میدهد. این تکنیک بلاغی، مخاطب را به این نتیجه میرساند که حتی تصور توافق با ایران نیز احمقانه است. او با این کار، مخالفان خود در داخل آمریکا که خواستار دیپلماسی با ایران هستند را نیز به سخره میگیرد.
- سومین نکته، شخصیسازی مسئله ایران است. ترامپ بارها نام "خامنهای" را به صورت مستقیم خطاب قرار داده است. این شخصیسازی، مسئله ایران را به یک تقابل شخصیتی تبدیل میکند و از پیچیدگیهای ژئوپلیتیک و تاریخی میکاهد. او با این کار، به دنبال ایجاد یک تصویر ساده و دوگانه (خوب در برابر بد) در ذهن مخاطبان خود است. این رویکرد، در گفتمان سیاسی ترامپ سابقه طولانی دارد.
تحلیل تاریخی؛ بازخوانی برجام و نقضهای ادعایی
ترامپ در این پیام، با اشاره به سابقه برجام، مدعی شده است که ایران همواره توافقات را نقض کرده است. اما مرور تاریخ این پرونده، تصویر متفاوتی را نشان میدهد. برجام در سال ۲۰۱۵ بین ایران و گروه ۱+۵ (آمریکا، بریتانیا، فرانسه، روسیه، چین و آلمان) امضا شد. آژانس بینالمللی انرژی اتمی در چندین گزارش متوالی، پایبندی کامل ایران به تعهداتش را تأیید کرد. این پایبندی تا یک سال پس از خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸ نیز ادامه داشت. ترامپ در این پیام به افزایش غنیسازی ایران به ۶۰ درصد اشاره کرده است. این اقدام در پاسخ به خروج آمریکا از برجام و به عنوان "اقدام متقابل" انجام شد. ایران همواره تأکید کرده است که این اقدامات، "قابل بازگشت" هستند و در صورت بازگشت سایر طرفها به تعهداتشان، ایران نیز به اجرای کامل برجام بازخواهد گشت. اما ترامپ با نادیده گرفتن این زمینهها، اقدامات ایران را "نقض سیستماتیک" توافق معرفی میکند. نکته دیگر، اشاره ترامپ به "تعلیق نظارتها" از فوریه ۲۰۲۱ است. این اقدام نیز در چارچوب قانون "اقدام راهبردی برای لغو تحریمها" که توسط مجلس شورای اسلامی تصویب شد، صورت گرفت. این قانون به دولت ایران اجازه میداد در صورت عدم بازگشت طرفهای غربی به تعهداتشان، سطح همکاری با آژانس را کاهش دهد. بنابراین، این اقدام نیز پاسخی به عدم اجرای تعهدات از سوی غرب بوده است.
چرا ترامپ اکنون این پیام را منتشر کرده است؟
زمانبندی انتشار این پیام، تصادفی نیست. ترامپ به دنبال تثبیت میراث سیاسی خود است. مسئله ایران، همواره یکی از محورهای اصلی سیاست خارجی او بوده است. خروج از برجام در سال ۲۰۱۸، ترور ژنرال سلیمانی در سال ۲۰۲۰ و به صفر رساندن صادرات نفت ایران، از جمله اقدامات او در این زمینه بوده است. او اکنون به دنبال تکمیل این تصویر با یک اقدام نهایی و قاطع است.
دومین دلیل، تحولات منطقهای و بینالمللی است. ایران در ماههای اخیر پیشرفتهای قابل توجهی در برنامه هستهای خود داشته و به ۶۰ درصد غنیسازی رسیده است. این موضوع نگرانی شدیدی در آمریکا و اسرائیل ایجاد کرده است. ترامپ با این پیام، میخواهد به ایران و جامعه بینالمللی هشدار دهد که دوران "صبر استراتژیک" به سر آمده و او آماده اقدام قاطع است.
سومین دلیل، فشار لابیهای اسرائیلی و محافظهکار در آستانه توافق هسته ای با جمهوری اسلامیست. او با این مواضع تند، به هواداران خود اطمینان میدهد که همچنان به وعدههایش پایبند است.
سناریوهای پیش رو
با توجه به این مواضع تند ترامپ، چند سناریو برای آینده قابل تصور است:
- سناریوی نخست، تشدید فشارهای حداکثری بدون اقدام نظامی است. در این سناریو، ترامپ تحریمهای جدیدی علیه ایران اعمال میکند، فشار بر کشورهای خریدار نفت ایران را افزایش میدهد و به دنبال انزوای کامل دیپلماتیک ایران است. این سناریو، مشابه همان سیاستی است که در چهار سال گذشته دنبال شده است.
- سناریوی دوم، اقدام نظامی محدود علیه تأسیسات هستهای ایران است. این سناریو که همواره از سوی اسرائیل و برخی تندروهای آمریکایی مطرح میشود، با این پیام ترامپ قوت گرفته است. ترامپ با این ادبیات، افکار عمومی را برای پذیرش یک درگیری نظامی آماده میکند. اما این سناریو با خطرات زیادی همراه است و میتواند به یک جنگ تمامعیار منطقهای منجر شود.
- سناریوی سوم، بازگشت به میز مذاکره با وجود این مواضع تند است. تجربه نشان داده است که مواضع تند ترامپ، گاهی مقدمهای برای مذاکره بوده است. او در مورد کره شمالی نیز ابتدا لحن بسیار تندی داشت، اما سپس پای میز مذاکره نشست. ممکن است این پیام نیز بخشی از یک "بازی بزرگ" برای وادار کردن ایران به مذاکره با دست پایینتر باشد.
پیامدها برای جمهوری اسلامی؛ چگونه باید واکنش نشان داد؟
مواضع تند ترامپ، ایران را در موقعیت دشواری قرار میدهد. از یک سو، بیاعتنایی به این اظهارات میتواند به معنای ضعف تفسیر شود و ترامپ را برای اقدامات بعدی جسورتر کند. از سوی دیگر، واکنش تند نیز ممکن است به تشدید تنش و فراهم کردن بهانه برای اقدام نظامی منجر شود. ایران باید راه میانهای انتخاب کند. سابقه تاریخی نشان داده است که ایران در برابر فشارهای حداکثری، راهبرد "مقاومت فعال" را در پیش گرفته است. این راهبرد شامل چند عنصر است: اول، افزایش توان بازدارندگی (از جمله پیشرفتهای هستهای و موشکی). دوم، گسترش روابط با شرق (چین و روسیه) برای خنثی کردن تحریمها. سوم، حفظ کانالهای دیپلماتیک با اروپا و دیگر کشورها. چهارم، مدیریت افکار عمومی داخلی برای حفظ انسجام ملی. ایران همچنین میتواند از این فرصت برای نشان دادن حسن نیت خود به جامعه جهانی استفاده کند. مثلاً با همکاری کامل با آژانس بینالمللی انرژی اتمی و شفافسازی درباره برنامه هستهای خود، میتواند روایت ترامپ را درباره "نقض سیستماتیک" توافق زیر سوال ببرد. در عین حال، باید آماده هرگونه سناریویی باشد و توان دفاعی خود را تقویت کند. تجربه دوره قبلی ترامپ نشان داده است که تنها راه مقابله با ترامپ، "قدرت" و "صبر" توأمان است!