آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
منطقه خاورمیانه این روزها بر لبه تیغ حرکت میکند. در حالی كه گمانهزنیها درباره احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران به اوج خود رسیده، اخبار و تحلیلهای متناقضی از پشت پرده تحولات به بیرون درز میکند. روزنامه معاریو اسرائیل با انتشار گزارشی تکاندهنده، از نگرانی عمیق محافل امنیتی رژیم صهیونیستی نسبت به "معامله سریع" بین آمریکا و ایران پرده برداشت. به نوشته این رسانه، تلآویو وحشتناکترین سناریو را توافقی میداند که شبیه توافق با انصارالله یمن، به صورت سطحی و سریع منعقد شود و اموال بلوکهشده ایران را آزاد کند. در سوی دیگر، استیو ویتکاف، فرستاده ویژه دونالد ترامپ در امور خاورمیانه، با اظهارنظری غافلگیرکننده اعلام کرد مذاکرات با ایران "بدون هیچ بند غروبی" (بدون پیششرط) آغاز خواهد شد. او در گفتوگو با اکسیوس تأکید کرد: "چه توافقی حاصل شود یا نه، فرض ما این است که شما باید برای بقیه عمرتان رفتار مناسبی داشته باشید." این اظهارات نشاندهنده تغییر لحن واشنگتن و احتمالاً آمادگی برای ورود به مذاکراتی جدی با تهران است.
اما طرف ایرانی نیز بیکار ننشسته است. سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان، با لحنی قاطع و هشداردهنده به آمریکا فهماند که هرگونه تجاوزی بیپاسخ نخواهد ماند. وی در اظهاراتی تأکید کرد: "اگر آمریکا تصمیم به حمله بگیرد، پایگاههایش در منطقه اهداف مشروع خواهند بود." او با اشاره به تجربه حمله به پایگاه عینالاسد، یادآور شد که پیش از آن اقدام، موضوع را به وزیر خارجه قطر اطلاع داده و تأکید کرده بود این اقدام علیه قطر نیست، بلکه علیه پایگاه آمریکا در خاک این کشور است. در این میان، رسانههای آمریکایی نیز با انتشار گزارشهایی، هم محدودیتهای توان نظامی واشنگتن را برجسته کردهاند و هم ابعاد دیگری از راهبرد کاخ سفید را فاش میکنند. ایننشال تایمز در تحلیلی نوشت: "حتی با ورود ناو جرالد آر فورد، آمریکا فقط توان حفظ چهار تا پنج روز حمله هوایی شدید یا یک هفته حملات کمشدتتر را دارد." این رسانه همچنین هشدار داد که تلفات احتمالی آمریکاییها میتواند واکنش منفی داخلی در میان پایگاه حامیان ترامپ ایجاد کند.
فاکسنیوز نیز به نقل از رهبر اکثریت سنای آمریکا نوشت: "در صورت آمدن ایران به پای میز مذاکره، امکان دستیابی به توافق وجود دارد." وی در عین حال هشدار داد: "باید نسبت به توانایی ایران برای هدف قرار دادن متحدانمان در منطقه آگاه باشیم." این اظهارات نشاندهنده نوعی دوگانگی در رویکرد واشنگتن است: از یک سو آمادگی برای مذاکره و از سوی دیگر، تأکید بر تواناییهای نظامی ایران. رویترز نیز با انتشار خبری مهم، از نقش آفرینی عربستان در پشت صحنه این بحران پرده برداشت. به گزارش این خبرگزاری، ریاض در حال افزایش تولید و صادرات نفت خود است تا در صورت حمله احتمالی آمریکا به ایران، بتواند کمبود بازار را جبران کند. این اقدام بخشی از طرح اضطراری عربستان برای حفظ ثبات بازار جهانی نفت عنوان شده و نشاندهنده هماهنگی نزدیک ریاض با واشنگتن در سناریوی حمله نظامی است.
همزمان، جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، در گفتوگو با فاکسنیوز از امیدواری خود نسبت به موفقیت مذاکرات خبر داد و گفت: "امیدوارم ایرانیها مذاکرات روز پنجشنبه را جدی بگیرند." وی تأکید کرد که دیپلماسی گزینه ترجیحی است، اما اگر رئیسجمهور مسیر نظامی را انتخاب کند، "جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای عالیترین هدف نظامی خواهد بود." در چنین فضای ملتهبی، همه نگاهها به روز پنجشنبه دوخته شده است؛ روزی که قرار است مذاکرات ایران و آمریکا (به صورت غیرمستقیم یا مستقیم) آغاز شود. آیا این مذاکرات به توافقی جدید منجر خواهد شد؟ آیا اسرائیل میتواند مانع از "معامله سریع" شود؟ یا اینکه منطقه بار دیگر شاهد انفجار یک بحران نظامی تمامعیار خواهد بود؟ پاسخ این پرسشها در روزهای آینده روشن خواهد شد.
چرا اسرائیل از "معامله سریع" وحشت دارد؟
- روزنامه معاریو فاش کرد که محافل امنیتی رژیم صهیونیستی عمیقاً نگران توافق سریع و سطحی بین آمریکا و ایران هستند. این نگرانی ریشه در چند عامل راهبردی دارد:
نخست، تجربه توافق با انصارالله یمن که به گفته معاریو، به تثبیت قدرت این گروه در برابر ائتلاف سعودی-اماراتی انجامید. اسرائیل نگران است که توافق مشابهی با ایران، ضمن آزادسازی منابع مالی بلوکهشده، به تهران "مصونیت" ببخشد و توان منطقهای آن را افزایش دهد.
- دومین عامل، هراس از تکرار سناریوی کره شمالی است. اسرائیل نگران است که آمریکا با یک توافق موقت و سطحی، بمبساعتی را به تعویق بیندازد، اما در نهایت با ایران هستهای مواجه شود. تلآویو راهبرد "همهچیز یا هیچچیز" را دنبال میکند و هرگونه توافقی که برنامه هستهای ایران را به طور کامل برچیند یا حداقل برای همیشه متوقف کند، برایش قابل قبول است.
- سومین عامل، موقعیت استراتژیک اسرائیل در منطقه است. یک توافق آمریکا-ایران، بدون مشارکت و منافع تلآویو، میتواند وزن ژئوپلیتیک ایران را افزایش داده و اسرائیل را در انزوای بیشتری قرار دهد. به همین دلیل، اسرائیل به شدت لابی میکند تا یا توافقی حاصل نشود، یا توافق نهایی کاملاً به نفع آن باشد. این نگرانیها، رفتارهای خرابکارانه اسرائیل در قبال دیپلماسی هستهای را توضیح میدهد.
توان واقعی آمریکا برای حمله به ایران
گزارش ایننشال تایمز درباره محدودیت توان آمریکا برای حمله به ایران، ابعاد مهمی از معادله نظامی را روشن میکند. به گفته این رسانه، حتی با حضور ناو هواپیمابر جرالد آر فورد، آمریکا توان حفظ تنها چهار تا پنج روز حمله هوایی شدید یا یک هفته حملات کمشدتتر را دارد. این محدودیت، برنامهریزان نظامی پنتاگون را با چالش جدی مواجه میکند. نکته مهم دیگر، تلفات احتمالی است. ایننشال تایمز هشدار میدهد که تلفات آمریکاییها میتواند واکنش منفی داخلی در میان پایگاه حامیان ترامپ ایجاد کند. ترامپ در کارزار انتخاباتی خود وعده "پایان جنگها" را داده بود و هرگونه درگیری نظامی با تلفات سنگین، میتواند این وعده را نقض کرده و پایگاه رأی او را تضعیف کند. سیانان نیز از آمادهسازی چندین گزینه نظامی توسط رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا خبر داده است. این گزینهها احتمالاً از حملات محدود به تأسیسات هستهای تا عملیات گستردهتر را شامل میشود. اما محدودیتهای لجستیکی و سیاسی، گزینههای روی میز را محدود میکند. به نظر میرسد آمریکا به دنبال "حملهای معنادار اما محدود" است که توان بازدارندگی ایران را تضعیف کند، بدون آنکه وارد جنگی تمامعیار و پرهزینه شود.
تحلیل دیپلماتیک؛ پیامهای ویتکاف و تغییر لحن واشنگتن
اظهارات استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ترامپ، نشاندهنده تغییر مهمی در لحن واشنگتن است. تأکید او بر "مذاکره بدون پیششرط" (بدون بند غروب) را میتوان به چند شکل تفسیر کرد. نخست، اینکه آمریکا از موضعگیریهای پیشین خود عقبنشینی کرده و برای ورود به مذاکره بدون قید و شرط آماده است. دوم، اینکه واشنگتن میخواهد با این اظهارات، حسن نیت خود را نشان داده و ایران را به میز مذاکره بکشاند. عبارت "شما باید برای بقیه عمرتان رفتار مناسبی داشته باشید" نیز حاوی پیام مهمی است. این جمله میتواند به معنای درخواست "تعهد دائمی" از سوی ایران باشد، نه توافقی موقت با بندهای غروب. این همان خواسته اسرائیل است، اما در قالبی دیپلماتیکتر. ویتکاف عملاً میگوید که آمریکا به دنبال توافقی است که برای همیشه پابرجا بماند، نه توافقی که پس از چند سال منقضی شود. در مقابل، عراقچی با لحنی قاطع، خط قرمزهای ایران را مشخص کرده است. تأکید او بر "مشروع بودن پایگاههای آمریکا در صورت حمله" و یادآوری تجربه عینالاسد، پیامی روشن به واشنگتن است: ایران بیکار نمینشیند و هزینه حمله را برای آمریکا و متحدانش بسیار سنگین خواهد کرد. این دیالکتیک تهدید و دیپلماسی، فضای مذاکرات آینده را تعیین خواهد کرد.
نقش عربستان و متحدان عربی
خبر رویترز درباره افزایش تولید نفت عربستان، نشاندهنده نقش فعال ریاض در پشت صحنه بحران کنونی است. این اقدام دو هدف دارد:
نخست، اطمینانبخشی به بازارهای جهانی برای جلوگیری از شوک نفتی در صورت وقوع جنگ. دوم، ارسال پیام به ایران که عربستان در کنار آمریکا ایستاده و برای سناریوی حمله آماده است. با این حال، اظهارات عراقچی درباره مخالفت کشورهای منطقه با جنگ و اطمینان آنها برای عدم استفاده از پایگاههایشان علیه ایران، تصویر پیچیدهتری را نشان میدهد. کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در دوراهی سختی قرار گرفتهاند. از یک سو، نمیخواهند روابط خود با آمریکا را به خطر بیندازند.از سوی دیگر، از پیامدهای امنیتی و اقتصادی یک جنگ تمامعیار با ایران وحشت دارند. این دوگانگی، سیاست خارجی کشورهای منطقه را تعریف میکند. آنها از یک سو با آمریکا همکاری میکنند (مانند افزایش تولید نفت) و از سوی دیگر، به ایران اطمینان میدهند که اجازه استفاده از خاکشان را نخواهند داد. این بازی دوگانه، کار را برای برنامهریزان نظامی هر دو طرف دشوار میکند.
سناریوهای پیش رو
- با توجه به تحولات جاری، چند سناریو برای آینده قابل تصور است:
سناریوی نخست، "توافق سریع" است. اگر مذاکرات پنجشنبه به نتیجه برسد و دو طرف بر سر چارچوبی برای مذاکرات جامعتر توافق کنند، ممکن است ظرف ماههای آینده به توافقی جدید دست یابند. این توافق احتمالاً شامل آزادسازی تدریجی منابع ایران در ازای محدودیتهای هستهای خواهد بود. اسرائیل از این سناریو وحشت دارد و تمام تلاش خود را برای جلوگیری از آن به کار خواهد گرفت.
- سناریوی دوم، "حمله محدود" است. اگر مذاکرات شکست بخورد و ترامپ تصمیم بگیرد گزینه نظامی را فعال کند، احتمالاً شاهد حملات هوایی محدود به تأسیسات هستهای ایران خواهیم بود. در این سناریو، ایران پاسخ موشکی به پایگاههای آمریکا در منطقه خواهد داد و تنش به سطح بالایی میرسد، اما احتمالاً به جنگ تمامعیار منجر نمیشود.
- سناریوی سوم، "بحران طولانی" است. در این سناریو، مذاکرات بینتیجه میماند، اما آمریکا نیز دست به حمله نمیزند. تنش در سطح فعلی باقی میماند، تحریمها تشدید میشود، ایران به پیشرفتهای هستهای خود ادامه میدهد، و منطقه در انتظار طوفان بعدی باقی میماند. این سناریو شاید محتملترین گزینه باشد، زیرا هیچ یک از طرفها به دنبال جنگ تمامعیار نیستند، اما مصالحه نیز برایشان دشوار است.