مهرداد رئوفی کیست و چرا نامش مطرح شده است؟
در هفتهها و ماههای اخیر، نام مهرداد رئوفی بیشتر با پروژه بازسازی ورزشگاه نیوکمپ بارسلونا گره خورده است؛ پروژهای عظیم که امروز با نام Spotify Camp Nou شناخته میشود. آنچه از بررسی منابع عمومی، پروفایلهای حرفهای و وبسایت شرکت مربوط به او برمیآید، این است که رئوفی یک معمار، کارآفرین و مدیر فعال در حوزه معماری، مهندسی و هماهنگی پروژههای پیچیده است؛ فردی که در سوئد مستقر بوده و با شبکهای از فعالیتهای حرفهای در اسپانیا و امارات نیز دیده میشود. او در پروفایلهای حرفهای خود با عنوانهایی چون Architect & Entrepreneur، Founder و Principal at Esparlous معرفی شده است.
در عین حال، باید با دقت گفت که زندگینامه عمومی و تفصیلی از او، به شکلی که مثلاً درباره چهرههای بسیار شناختهشده معماری وجود دارد، فعلاً در منابع آزاد و معتبر بهصورت گسترده منتشر نشده است. اطلاعاتی که میتوان با اطمینان بیشتری به آن تکیه کرد، بیشتر شامل سوابق حرفهای، سمتهای شرکتی، حوزه تخصص، محل فعالیت و پروژههای شاخص اوست؛ نه جزئیات زندگی شخصی، تحصیلات یا سالهای اولیه زندگی.
نقش واقعی مهرداد رئوفی در پروژه نیوکمپ چیست؟
مهمترین نکته این گزارش، تفکیک میان «نقش در پروژه» و «مالکیت کامل طراحی یا ساخت پروژه» است. منابع رسمی باشگاه بارسلونا نشان میدهند که طراحی کلانِ ورزشگاه جدید نیوکمپ در قالب تیمی متشکل از Nikken Sekkei، b720 Fermín Vázquez Arquitectos و بعدتر IDOM پیش رفته و باشگاه بارسلونا نیز رسماً شرکت Limak Construction را بهعنوان مسئول اجرای بازسازی ورزشگاه معرفی کرده است.
در مقابل، وبسایت رسمی شرکت Esparlous توضیح میدهد که این شرکت در پروژه Spotify Camp Nou از سوی Limak Construction مأمور شده تا در بخشهای طراحی و هماهنگی داخلی، طراحی منظر، تاسیسات مکانیکی و برقی، مدلسازی و مستندسازی BIM و برخی نقشههای اجرایی مشارکت کند. به بیان روشنتر، مهرداد رئوفی و تیمش بر اساس اطلاعات عمومیِ موجود، در میان همکاران تخصصی پروژه قرار میگیرند، نه اینکه بگوییم او «سازنده اصلی نیوکمپ» یا «طراح اصلی کل ورزشگاه» بوده است. این تفاوت، برای دقت حرفهای و خبری، بسیار مهم است.
حتی در منابع فارسی که پس از گفتوگوی او با برنامه فوتبال ۳۶۰ منتشر شدند، نیز بیشتر از تعابیری مانند «یکی از طراحان» یا «حاضر در پروژه بازسازی» استفاده شده است. در همان بازتابها، از زبان رئوفی نقل شده که تیم او در بخشهایی از طراحی داخلی، تاسیسات، منظر و معماری پروژه مسئولیت داشته است. این گزاره، با دادههای وبسایت شرکت او همخوانی دارد.
از نیوکمپ قدیم تا نیوکمپ جدید؛ این پروژه فقط ساختمانی نبود!
ورزشگاه اصلی نیوکمپ در ۲ مهر ۱۳۳۶ خورشیدی افتتاح شد و معماران آن، طبق اسناد رسمی باشگاه بارسلونا، Francesc Mitjans Miró، Josep Soteras Mauri و با همکاری Lorenzo García Barbón بودند. همچنین اجرای ساخت اولیه به شرکت INGAR SA سپرده شده بود. بنابراین، از نظر تاریخی، ساخت نیوکمپِ اصلی به دهه ۱۹۵۰ بازمیگردد و کار مهرداد رئوفی، به پروژه بازسازی و توسعه نسخه جدید مرتبط است.
اما اهمیت نیوکمپ جدید فقط در اسم بزرگش نیست. اسناد رسمی باشگاه و همکاران پروژه نشان میدهد که این بازسازی قرار است ظرفیت ورزشگاه را به حدود ۱۰۴ تا ۱۰۵ هزار نفر برساند، ساختارهای قدیمی منتخب را حفظ کند، سقف مدرن، فضاهای VIP، بخشهای رسانهای و زیرساختهای تازه برای تجربه تماشاگر و بهرهبرداری اقتصادی اضافه کند. Robert Bird Group هم این طرح را پروژهای برای تبدیل نیوکمپ به بزرگترین و نوآورانهترین مجموعه ورزشی-سرگرمی اروپا توصیف کرده است.
اینجاست که نقش متخصصانی مانند رئوفی و تیمش اهمیت پیدا میکند. ورزشگاه مدرن امروز، فقط یک زمین فوتبال با سکو نیست. این سازهها بهطور همزمان باید پاسخگوی نیازهای پیچیده معماری، تاسیسات، مدیریت انرژی، ایمنی، گردش جمعیت، رسانه، تجربه هوادار، فضاهای تجاری و فناوریهای هماهنگسازی دیجیتال باشند. شرکت Esparlous هم دقیقاً بر همین بخشها، بهویژه هماهنگی چندرشتهای و BIM، تاکید دارد.
درباره رئوفی:
او در منابع حرفهای، معمار و کارآفرین معرفی شده است.
- او مدیر و بنیانگذار Esparlous است و نامش نیز در ارتباط با Bifrost Holding دیده میشود.
- Esparlous در سوئد مستقر است و در اسپانیا و امارات نیز دفتر دارد.
- این شرکت، مشارکت خود در پروژه Spotify Camp Nou را بهصورت عمومی اعلام کرده است.
- در معرفیهای حرفهایِ منتشرشده از سوی شرکت، از تجربه مهرداد در پروژههای بینالمللی دیگر مانند Al Thumama، Red Sea International Airport و Lusail Plaza Towers هم نام برده شده است.
چرا داستان مهرداد رئوفی برای ایران مهم است؟
دلیل مهمشدن این پرونده فقط «افتخار به یک ایرانی» نیست. اهمیت اصلی ماجرا در این است که یک نمونه روشن از شکاف میان ظرفیت انسانی و کیفیت زیرساخت داخلی را نشان میدهد. وقتی یک متخصص ایرانیتبار یا یک تیم دارای نیروهای ایرانی میتواند در پروژهای به عظمت نیوکمپ نقش بگیرد، طبیعی است که افکار عمومی بپرسد چرا در داخل ایران، بازسازی و ساخت ورزشگاهها همچنان با مشکلاتی چنین ابتدایی و فرساینده همراه است. این پرسش، بیشتر از آنکه احساسی باشد، یک پرسش مدیریتی و ساختاری است.
این البته به این معنا نیست که هر متخصص موفق در خارج، لزوماً میتواند بدون مانع همان الگو را در ایران هم پیاده کند. ساخت ورزشگاه مدرن، علاوه بر دانش فنی، به زنجیرهای از تصمیمگیری پایدار، تامین مالی روشن، مناقصه شفاف، استانداردهای نگهداری، فناوری، بهرهبرداری حرفهای و تداوم مدیریتی نیاز دارد. بدون این بسترها، حتی بهترین طراحان و مهندسان هم معجزه نمیکنند. این بخش، تحلیل این گزارش است؛ اما شواهد موجود درباره وضعیت فرسوده یا ناپایدار بخشی از ورزشگاههای ایران، این برداشت را تقویت میکند.
ورزشگاه صدهزارنفری؛ از آریامهرِ پیشرو تا آزادیِ فرسوده!
ورزشگاه آزادی، که در ۲۵ مهر ۱۳۵۰ با نام آریامهر افتتاح شد، در زمان خود یکی از نمادهای جاهطلبی عمرانی و ورزشی ایران بود. این ورزشگاه برای میزبانی بازیهای آسیایی ۱۹۷۴ ساخته شد و طراحی آن به عبدالعزیز فرمانفرمائیان و مجموعه همکارانش نسبت داده میشود؛ در حالی که بخشهایی از مجموعه بزرگتر نیز با همکاری Skidmore, Owings & Merrill شکل گرفت. منابع مختلف آن را در زمان خود یکی از مهمترین و بزرگترین ورزشگاههای منطقه میدانند.
حتی خودِ وبسایت مجموعه آزادی نیز در یکی از مطالبش یادآوری کرده که ورزشگاه فوتبال این مجموعه در روزگاری با ظرفیت ۱۰۰ هزار نفر، میزبان مسابقات خاطرهانگیز بوده و بهعنوان یک مکان خاص در قلب بسیاری از ایرانیان جا داشته است. همین یادآوری رسمی، بهخوبی نشان میدهد که آزادی فقط یک ورزشگاه نیست؛ بخشی از حافظه جمعی فوتبال ایران است.
اما فاصله میان «آنچه آزادی بود» و «آنچه امروز باید باشد» کم نیست. در سالهای اخیر، خبرهای مرتبط با بازسازی، نوسازی تاسیسات، تکمیل نشدن برخی قسمتها، آزمایش سامانههای روشنایی و حتی اختلالهای جدی در برگزاری مسابقات، بارها منتشر شده است. اظهارات رسمی درباره تکمیل تاسیسات مکانیکی، برقی و لولهکشی در جریان بازسازی، خود نشان میدهد که ورزشگاه با مسائل زیرساختی مهمی روبهرو بوده است. از سوی دیگر، گزارشهایی درباره خاموشی بخشی از نورافکنها در یک بازی ملی پس از هزینههای سنگین بازسازی، تصویری ناخوشایند از شکنندگی زیرساخت ارائه کرد.
اگر بخواهیم خیلی خلاصه بگوییم، مشکل ورزشگاههای ایران فقط «قدیمی بودن» نیست!
مشکل، بیشتر ترکیبی از این عوامل است:
- فرسودگی تاسیسات و نگهداری نامنظم.
- فاصله با نیازهای رسانهای و فناوری مسابقات حرفهای امروز.
- ناپایداری در برنامهریزی، بودجه و تکمیل پروژههای نوسازی.
- کمرنگ بودن نگاه اقتصادی-تجربهمحور به ورزشگاه، در مقایسه با مدلهای جدید جهانی.
ورزشگاه مدرن امروز چه ویژگیهایی دارد که ما کمتر به آن رسیدهایم؟
فناوری ورزشگاههای روز دنیا، فقط در ظاهرِ پرزرقوبرق خلاصه نمیشود. دستورالعملهای AFC نشان میدهد که یک ورزشگاه حرفهای باید زیرساخت لازم برای VAR، نمایشگرهای هماهنگ با داوری ویدئویی، رسانهتریبیون با دید مناسب، برق و اینترنت مشترک، اتاق کنفرانس خبری، مدیا سنتر، میکسدزون و سامانههای پخش را داشته باشد. اینها دیگر امکانات لوکس نیستند؛ بخشی از استاندارد برگزاری فوتبال حرفهایاند.
از سوی دیگر، ورزشگاههای جدید منطقه در قطر و عربستان نشان میدهند که رقابت امروز فقط بر سر تعداد صندلی نیست. برای مثال، FIFA درباره ویژگیهای پایداری ورزشگاه لوسیل از سقف پیشرفته، سامانههای بهرهوری آب و طراحی کاهنده بار سرمایش سخن گفته و برنامه میزبانی عربستان برای جام جهانی ۲۰۳۴ نیز از استراتژی «state-of-the-art stadiums» و توسعه ۱۵ ورزشگاه خبر میدهد. این یعنی منطقهای که روزی آزادی در آن یک نماد پیشرو بود، حالا با سرعتی زیاد به سمت نسل تازهای از ورزشگاهها حرکت کرده است.
مهرداد رئوفی؛ نماد یک فرصت از دسترفته یا فقط یک نمونه موفق؟
شاید منصفانهتر این باشد که مهرداد رئوفی را نه بهعنوان «تنها نابغه نجاتبخش»، بلکه بهعنوان نمونهای گویا از ظرفیت ایرانی در زنجیره پروژههای بزرگ جهانی ببینیم. این نگاه هم واقعبینانهتر است و هم دقیقتر. او در پروژه نیوکمپ، آنطور که اسناد عمومی نشان میدهند، بخشی از یک سازوکار بینالمللی چندلایه است: کارفرما، معماران اصلی، پیمانکار، مشاوران سازه، و شرکتهای تخصصی هماهنگی و طراحی جزئیات. همین حضور، بهتنهایی ارزشمند است؛ زیرا نشان میدهد نیروهای ایرانیتبار میتوانند در استانداردهای بالای جهانی نیز نقش بگیرند.
اما از دل این مثال، یک پرسش بزرگتر بیرون میآید: آیا ساختار ورزش ایران میتواند روزی از چنین ظرفیتهایی بهصورت پایدار و حرفهای استفاده کند؟ پاسخ قطعی را زمان میدهد. با این حال، مقایسه میان پروژهای مانند نیوکمپ و وضعیت فعلی برخی ورزشگاههای ایران، دستکم این نکته را روشن میکند که مشکل، کمبود استعداد نیست؛ مشکل، تبدیل استعداد به سیستم است.
جمعبندی
مهرداد رئوفی، بر پایه آنچه تاکنون در منابع عمومی قابل اتکاست، یک معمار و مدیر پروژه ایرانیتبار است که شرکتش در پروژه بازسازی نیوکمپ بارسلونا، در بخشهایی مشخص از طراحی و هماهنگی فنی حضور دارد. او نه سازنده نیوکمپِ تاریخی است و نه طراح یگانه کل پروژه جدید؛ اما حضورش در این پرونده، بهقدر کافی مهم هست که به یک نشانه معنادار تبدیل شود: نشانهای از اینکه تخصص ایرانی میتواند در پروژههای پیچیده جهانی دیده شود.
همزمان، این پرونده آینهای روبهروی ورزشگاههای ایران میگذارد؛ از آزادیِ پرشکوهِ دیروز تا ورزشگاههایی که امروز هنوز با مسائل پایهای دستوپنجه نرم میکنند. شاید مهمترین درس نیوکمپ برای ایران، نه شکل سقف و نمای ورزشگاه، بلکه نحوه پیوند دادن معماری، فناوری، نگهداری، اقتصاد و مدیریت حرفهای باشد؛ همان چیزی که بدون آن، حتی باشکوهترین سازهها هم آرامآرام فرسوده میشوند.
نظر شما چیست؟
شما درباره نقش مهندسان و معماران ایرانی در پروژههای بزرگ جهانی چه فکر میکنید؟ به نظر شما، اگر از چنین تجربههایی در ایران استفاده میشد، ورزشگاه آزادی و دیگر ورزشگاههای کشور امروز چه وضعی داشتند؟ دیدگاهتان را در بخش نظرات با ما و دیگر خوانندگان آسیانیوز ایران در میان بگذارید./