آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:

دکتر پوریا زرشناس - دبیر ارشد تحریریه آسیانیوز ایران
فیلم «سیب و سلما» ساخته حبیبالله بهمنی، یکی از آثاری است که با «ایدهای برگرفته از یک روایت تاریخی» (داستان طلبهای که پس از خوردن سیبی به دنبال حلالیت از صاحب آن میگردد) سعی دارد تا «احساس مسئولیت»، «تقوا» و «معنویت» را در قالب یک درام ساده و صمیمی به تصویر بکشد. این فیلم که در بیست و نهمین دوره جشنواره فیلم فجر جوایزی را در بخش «تجلی اراده ملی» از آن خود کرد، با استقبال نسبی منتقدان و مخاطبان خاص مواجه شد، اما پس از یک سال تأخیر در اکران (که به مشکلات سیستم اکران سینمای ایران بازمیگردد)، نتوانست به موفقیت تجاری چشمگیری دست یابد. بهمنی (کارگردان فیلمهایی چون «مروارید سیاه» و «آن سوی خط») در این اثر، با تکیه بر «فضای آرامشبخش»، «لوکیشنهای بکر» و «نگاه معنوی»، تلاش کرده است تا مخاطب را به «بازگشت به خویشفرهنگی» دعوت کند. با این حال، فیلم در «فیلمنامه» و «شخصیتپردازی» به شدت دچار «ضعف» و «پراکندگی» است.
خلاصه داستان
«صادق» (محمدهادی دیباجی)، طلبهای جوان، برای خواستگاری از «نرگس» (دختر خالهاش) راهی روستای حسینآباد میشود. در میان راه، با «حامد» (دوست قدیمی و رقیب عشقیاش) روبرو میشود و پس از درگیری، از تصمیم خود منصرف میشود تا حامد به نرگس برسد. صادق راهش را کج میکند و در یک باغ، وقت نماز میشود. پس از نماز، سیبی از درخت به آب میافتد و صادق آن را میخورد. اما وجدانش او را به دنبال صاحب باغ (که بعداً مشخص میشود «سلما» (سوگل قلاتیان)، دختر صاحب باغ فوتشده است) میفرستد تا حلالیت بطلبد. فیلم در ادامه به «کشمکشهای درونی» صادق، «رازهای خانوادگی» سلما و «جستجوی حقیقت» میپردازد.
«محمدهادی دیباجی» در نقش «صادق» (طلبه جوان) بازی «قابل قبول» اما نه «درخشان» دارد. دیباجی با «چهره معصوم» و «حرکات ساده» خود، شخصیتی «سادهدل» و «پاک» را به تصویر کشیده است، اما «اغراق در سادهلوحی» او در برخی سکانسها، از «باورپذیری» شخصیت میکاهد. «سوگل قلاتیان» در نقش «سلما» (دختر صاحب باغ) یکی از «مبهمترین» و «ناقصترین» شخصیتهای فیلم است. سلما که نامش در عنوان فیلم آمده، قرار است «محور» داستان باشد، اما فیلمنامه به جای «پرداخت عمیق»، او را در هالهای از «ابهام»، «دیالوگهای الکن» و «رفتارهای غیرمنطقی» رها کرده است. «جعفر دهقان» در نقش «عموی سلما» نیز (که مخاطب او را بیشتر در نقشهای منفی دیده است) در این فیلم شخصیتی «بلاتکلیف» و «سرگردان» دارد که گاهی «خبیث»، گاهی «مهربان» و گاهی «خنثی» است. «بهروز بقایی» در نقش «پیرمرد فروشنده» و «داوود فتحعلیبیگی» در نقش «باغبان» از نقاط قوت فیلم هستند و بازیهای «طبیعی» و «باورپذیری» ارائه دادهاند.
از نقاط قوت فیلم، «طراحی صحنه و لباس محمدهادی فدوی» (که با «رنگهای چشمنواز» و «فضای بکر» روستایی، به «زیبایی بصری» فیلم کمک کرده است) و «فیلمبرداری حسن کریمی» (که با «نماهای وسیع» از طبیعت و «نماهای بسته» از چهره بازیگران، به «فضاسازی» کمک کرده است) اشاره کرد. با این حال، «فیلمنامه ضعیف و پراکنده»، «شخصیتپردازی سطحی» (به ویژه شخصیت سلما)، «ریتم کند و آزاردهنده»، «گرهافکنیهای غیرهوشمندانه» و «پایانبندی سرسامآور و نامفهوم» از جمله نقاط ضعف فیلم هستند. «سیب و سلما» فیلمی است که با وجود «ایده اولیه جذاب»، در «اجرا» و «فیلمنامه» به شدت «ضعیف» است و تماشای آن را فقط به علاقهمندان سینمای معنوی توصیه میکنیم.
نقاط قوت
- طراحی صحنه و لباس چشمنواز (محمدهادی فدوی)
- فیلمبرداری خوب حسن کریمی (نماهای وسیع از طبیعت)
- بازیهای قابل قبول بهروز بقایی و داوود فتحعلیبیگی
- ایده اولیه جذاب (برگرفته از یک روایت تاریخی-مذهبی)
- فضاسازی آرامشبخش و معنوی (لوکیشنهای بکر روستایی)
نقاط ضعف
- فیلمنامه ضعیف، پراکنده و غیرمنسجم
- شخصیتپردازی سطحی (به ویژه شخصیت سلما که مبهمترین شخصیت فیلم است)
- ریتم کند و آزاردهنده (تا دقیقه ۴۵ فیلم اتفاق خاصی نمیافتد)
- گرهافکنیهای غیرهوشمندانه و سوءتفاهمهای بیدلیل
- شخصیتهای بلاتکلیف (عموی سلما، چوپان، و...)
- پایانبندی سرسامآور و نامفهوم (که با تیتراژ ناگهانی همراه است)
- اغراق در سادهلوحی شخصیت صادق
- دیالوگهای شعارگونه و نخنما (اشاره به کانت و فلسفه)