آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
طی ۲۴ ساعت گذشته، تحولات دریایی در خلیج فارس و تنگه هرمز وارد فاز جدید و خطرناکی شده است. دو طرف درگیر، جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، هر یک دست به اقداماتی زدهاند که نشان از تشدید رویارویی در آبهای استراتژیک جنوب دارد. در این میان، کشور پاناما نیز با محکومیت شدید توقیف یک کشتی تحت پرچم خود، بر پیچیدگی این بحران افزوده است. نیروی دریایی ایالات متحده از تاریخ ۲۴ فروردین تاکنون ۲۹ کشتی را در نزدیکی تنگه هرمز وادار به تغییر مسیر کرده است. فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) اعلام کرد این اقدام در چارچوب آنچه «محاصره تلافیجویانه» کشتیهای مرتبط با بنادر ایران خوانده شده، صورت گرفته است. این تشدید فشار دریایی، گامی دیگر در سیاست فشار حداکثری واشنگتن علیه تهران محسوب میشود. اما این پایان ماجرا نبود. روز چهارشنبه، نیروهای آمریکایی سه نفتکش با پرچم جمهوری اسلامی ایران را در آبهای آسیایی از ادامه مسیر بازداشتند. جزئیات بیشتری از این بازداشت هنوز منتشر نشده است، اما این اقدام نشان میدهد که واشنگتن محاصره دریایی خود را فراتر از خلیج فارس و به آبهای بینالمللی نیز گسترش داده است. این رویکرد، ریسک درگیری مستقیم دریایی را به شدت افزایش میدهد.
در سوی دیگر، جمهوری اسلامی نیز دست به اقدام متقابل زده است. نیروهای مسلح ایران با استفاده از قایقهای تندرو، دو شناور خارجی را در تنگه هرمز توقیف کردند. یکی از این شناورها «ام اس سی فرانچسکا» با پرچم پاناما و مالکیت ایتالیایی است و دیگری «اپامینونداس» با مالکیت یونانی. این توقیف، پاسخی مستقیم به بازداشت نفتکشهای ایرانی توسط آمریکا تلقی میشود. واکنش دیپلماتیک پاناما نیز سریع و شدید بود. وزارت خارجه این کشور با صدور بیانیهای، توقیف کشتی تحت پرچم خود را «به شدیدترین شکل ممکن» محکوم کرد. پاناما که یکی از بزرگترین ناوگانهای تجاری جهان را تحت پرچم خود دارد، به شدت به حفظ اعتبار پرچم خود حساس است. این محکومیت، میتواند زمینهساز اقدامات دیپلماتیک بیشتر علیه ایران در مجامع بینالمللی شود. نهاد «عملیات تجارت دریایی بریتانیا» نیز جزئیات بیشتری از این حادثه منتشر کرده است. بر اساس این گزارش، کشتیها پس از هدف قرار گرفتن توسط یک قایق مسلح، از سوی نیروهای جمهوری اسلامی توقیف شدند. استفاده از سلاح گرم و نارنجک در این عملیات، نشان از خشونت و جدیت طرف ایرانی دارد. این شیوه عملیاتی، متفاوت از برخوردهای معمول در گذشته است. این تحولات در حالی رخ میدهد که مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در اسلامآباد نیز در بنبست قرار گرفته است. به نظر میرسد که هر دو طرف، میز مذاکره را به نفع تشدید فشار و نمایش قدرت کنار گذاشتهاند. تشدید رویارویی دریایی، یکی از خطرناکترین سناریوهای ممکن است، زیرا کوچکترین اشتباه محاسباتی میتواند منطقه را به سمت یک درگیری تمامعیار سوق دهد. اکنون جامعه بینالمللی با نگرانی فراوان تحولات خلیج فارس را دنبال میکند. افزایش قیمت نفت، نگرانی از اختلال در عرضه انرژی و احتمال درگیری مستقیم نظامی، از جمله عواملی هستند که جهان را نگران کرده است. در چنین شرایطی، تنها خرد و تدبیر رهبران جهان میتواند از وقوع یک فاجعه انسانی و زیستمحیطی جلوگیری کند.
توقیف کشتیها در تنگه هرمز از منظر حقوق بینالملل
توقیف کشتیهای تجاری در آبهای بینالمللی، یکی از پیچیدهترین موضوعات حقوق بینالملل دریایی است. کنوانسیون ملل متحد در مورد حقوق دریاها (UNCLOS) که ایران نیز آن را امضا کرده، آزادی دریانوردی را برای کشتیهای همه کشورها در آبهای بینالمللی به رسمیت میشناسد. با این حال، این کنوانسیون به کشورهای ساحلی اجازه میدهد در آبهای سرزمینی خود (تا ۱۲ مایل دریایی از ساحل) اعمال حاکمیت کنند. تنها آبهای سرزمینی ایران است که میتواند مبنای قانونی برای توقیف کشتیهای خارجی باشد. اگر این توقیف در آبهای بینالمللی صورت گرفته باشد، از نظر حقوق بینالملل غیرقانونی است. مقامات ایران باید شفاف کنند که این توقیف در کدام محدوده آبی انجام شده است. در غیر این صورت، اتهام «دزدی دریایی دولتی» به شدت علیه ایران تقویت خواهد شد. محکومیت شدید پاناما و احتمالاً سایر کشورهای اروپایی، نشان میدهد که آنها این اقدام را نقض آشکار قوانین بینالمللی میدانند. این محکومیتها میتواند به قطعنامههایی علیه ایران در شورای امنیت یا نهادهای دیگر منجر شود. ایران باید با ارائه مستندات قانونی، از اقدام خود دفاع کند، در غیر این صورت در مجامع بینالمللی منزوی خواهد شد.
چرا این توقیف در این زمان خاص انجام شد؟
زمانبندی این توقیف، تصادفی نیست. این اقدام در ادامه سیاست «فشار حداکثری» آمریکا و در واکنش به بازداشت سه نفتکش ایرانی توسط نیروهای آمریکایی انجام شده است. ایران با این توقیف، نشان داد که در برابر تشدید فشارهای دریایی، دست بسته نخواهد نشست و با اقدام متقابل پاسخ میدهد. این یک بازی «چشم در برابر چشم» است. این اقدام همچنین پیامی روشن به جامعه بینالمللی دارد: امنیت انرژی جهان از تنگه هرمز میگذرد و ایران قادر است این امنیت را بر هم بزند. با توجه به اینکه حدود ۲۰ درصد نفت جهان از این تنگه عبور میکند، هرگونه اختلال در آن، میتواند قیمت نفت را به شدت افزایش دهد و اقتصاد جهان را با شوک مواجه کند. ایران با این اقدام، یک برگ برنده جدید در مذاکرات احتمالی آینده به دست آورده است. علاوه بر این، این توقیف را میتوان پاسخی به سیاستهای خصمانه اروپا نیز تلقی کرد. توقیف کشتی با مالکیت ایتالیایی و یونانی، هشداری به کشورهای اروپایی است که در صورت ادامه فشارها و تحریمها، منافع آنها نیز در منطقه به خطر خواهد افتاد.
پیامدهای توقیف برای امنیت دریانوردی و بیثباتی منطقه
توقیف کشتیهای تجاری، امنیت دریانوردی در خلیج فارس و تنگه هرمز را به شدت تهدید میکند. این اقدام میتواند منجر به افزایش حق بیمه کشتیها، افزایش هزینه حمل و نقل دریایی، و در نهایت افزایش قیمت کالاها شود. همچنین، این حادثه میتواند به عنوان یک سابقه خطرناک، سایر کشورها را نیز به اقدامات مشابه تشویق کند. نگرانی اصلی جامعه بینالمللی، تبدیل شدن این توقیف به یک رویه معمول است. اگر هر کشوری به بهانههای امنیتی دست به توقیف کشتیها بزند، نظم و امنیت دریانوردی در جهان به شدت آسیب خواهد دید. این یک هشدار جدی برای همه کشورهای وابسته به تجارت دریایی است. علاوه بر این، این حادثه میتواند به افزایش حضور نظامی آمریکا و متحدانش در منطقه منجر شود. استقرار ناوهای جنگی بیشتر و افزایش گشتهای دریایی، تنشها را تشدید خواهد کرد و احتمال درگیری نظامی را افزایش میدهد. در چنین فضایی، کوچکترین اشتباه یا سوءتفاهم میتواند جرقه یک جنگ تمامعیار را بزند.
واکنشهای بینالمللی و انزوای احتمالی جمهوری اسلامی
محکومیت شدید پاناما، اولین واکنش دیپلماتیک به این حادثه بود. انتظار میرود سایر کشورهای اروپایی و همچنین آمریکا نیز مواضع مشابهی اتخاذ کنند.این محکومیتها میتواند به قطعنامهای علیه ایران در مجامع بینالمللی، به ویژه آژانس بینالمللی انرژی اتمی (اگر ارتباطی با برنامه هستهای پیدا کند)، منجر شود. این اقدام بهانه خوبی به دست دشمنان ایران برای افزایش فشارهای دیپلماتیک میدهد. آنها میتوانند ایران را «دولتی یاغی و ناقض حقوق بینالملل» معرفی کنند. این اتهام، به ویژه در شرایط حساس کنونی که مذاکرات هستهای نیز در بنبست قرار دارد، میتواند برای ایران هزینهساز باشد. ایران برای جلوگیری از انزوای بیشتر، نیاز به یک راهبرد دیپلماتیک فعال دارد. ارائه توجیهات قانونی، انتشار مستندات و شواهد، و استفاده از ظرفیت کشورهای دوست و متحد در سازمان ملل، از جمله راهکارهایی است که میتواند به کاهش فشارها کمک کند.
سناریوهای پیش روی بحران
با توجه به تحولات جاری، چند سناریو برای آینده نزدیک قابل تصور است:
-
سناریوی نخست (خوشبینانه)
آزادی سریع کشتیهای توقیفشده با میانجیگری کشورهای عمان یا قطر و کاهش تدریجی تنشها. در این سناریو، دو طرف متوجه خطرات تشدید درگیری شده و با وساطت واسطهها، عقبنشینی تاکتیکی میکنند.
-
سناریوی دوم (واقعبینانه)
ادامه تنشها در سطح فعلی و تبادل توقیف کشتیها بین دو طرف. در این سناریو، هر از گاهی شاهد حوادث مشابه خواهیم بود، اما از درگیری مستقیم نظامی اجتناب میشود. این وضعیت میتواند ماهها ادامه یابد و هزینههای سنگینی بر اقتصاد منطقه و جهان تحمیل کند.
-
سناریوی سوم (بدبینانه)
تشدید درگیری و وقوع یک حادثه نظامی که منجر به درگیری مستقیم و باز شدن جبهه جدیدی از جنگ در دریا شود. این سناریو فاجعهبارترین حالت است و میتواند منطقه را برای سالها درگیر خود کند. جلوگیری از تحقق این سناریو، نیازمند عقلانیت و خویشتنداری همه طرفهاست.