آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
تنگه هرمز، این گلوگاه حیاتی انرژی جهان، این روزها به کانون اصلی بحران ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. بسته شدن یا مختل شدن آن، نه تنها جریان نفت و گاز را قطع کرده، بلکه زنجیره تأمین جهانی را نیز دچار لرزش کرده است. فاینشنال تایمز در گزارشی دقیق، ابعاد این بحران را بررسی کرده و نشان داده است که هزینههای سرسامآور حمل و نقل، اقتصاد جهان را با شوک جدیدی مواجه کرده است. عوارض عبور از کانال پاناما، به عنوان یکی از مسیرهای جایگزین مهم، از ۱۳۰ هزار دلار به ۳۸۵ هزار دلار رسیده است. این افزایش سه برابری، در موارد خاص (مانند تخصیص اولویت) تا ۴ میلیون دلار نیز افزایش یافته است. این بدان معناست که کشتیها برای عبور از یک مسیر جایگزین، باید هزینههای گزافی بپردازند که در نهایت به قیمت تمامشده کالاها و انرژی در سراسر جهان افزوده میشود.
برای درک اهمیت تنگه هرمز، باید آن را در کنار دیگر گذرگاههای حیاتی جهان قرار داد. کانال سوئز، بابالمندب، تنگه مالاکا، جبلالطارق و بسفر، هر یک به نوعی شاهراههای حیاتی تجارت جهانی محسوب میشوند. این مجموعه از گذرگاهها، شبکهای پیچیده از «نقاط گلوگاهی» ایجاد کردهاند که کنترل آنها به معنای نفوذ در اقتصاد جهانی است. در کنار گذرگاههای سنتی، بنادر جدید و پروژههای مدرن نیز در حال شکلگیری هستند که معادلات گذشته را به چالش کشیدهاند. بندر جبل علی در امارات، بندر گوادر در پاکستان (با سرمایهگذاری چین) و بندر حیفا در اسرائیل، از جمله این پروژهها هستند. چین با سرمایهگذاری گسترده در بنادر مختلف از جمله یونان و ترکیه، در حال ایجاد شبکهای جهانی از زیرساختهای دریایی است که میتواند موازنه قدرت اقتصادی را تغییر دهد.
در تحولات منطقهای، سومالی با اقدامی بیسابقه، عبور کشتیهای اسرائیلی از تنگه بابالمندب را ممنوع کرد. این اقدام در واکنش به به رسمیت شناختن منطقه جداییطلب سومالیلند توسط اسرائیل صورت گرفته است. اگرچه تحلیلگران توانایی نظامی سومالی برای اعمال این ممنوعیت را بعید میدانند، اما این اقدام پیامدهای دیپلماتیک مهمی دارد و میتواند سومالی را به سمت ایجاد روابطی از نوع جدید با صنعاء سوق دهد. همزمان، اندونزی نیز برنامه دریافت عوارض از کشتیهایی که از تنگه مالاکا عبور میکنند را اعلام کرده است. تنگه مالاکا، که اندونزی، مالزی و سنگاپور در اطراف آن قرار دارند، اتصالدهنده اقیانوس هند و اقیانوس آرام است و یکی از شلوغترین مسیرهای دریایی جهان محسوب میشود. دریافت عوارض از این تنگه، میتواند درآمد قابل توجهی برای اندونزی ایجاد کند.
تنگه هرمز صرفاً یک مسیر انتقال نفت و گاز نیست. اگرچه حدود یکسوم تجارت جهانی انرژی از این مسیر عبور میکند، اما اهمیت آن بسیار فراتر از این ارقام است. این تنگه در طول تاریخ، بخشی از مسیرهای بزرگ تجاری مانند راه ادویه، مسیرهای بینالنهرین و جاده ابریشم بوده است. کنترل هرمز، به معنای کنترل یکی از مهمترین گرههای ژئوپلیتیکی جهان است. با گسترش جهانیشدن، بنادر دیگر صرفاً نقاطی برای تخلیه و بارگیری کالا نیستند. بسیاری از آنها به شرکتهای بزرگ چندملیتی تبدیل شدهاند که در حوزههای اقتصادی، سیاسی و حتی امنیتی نقشآفرینی میکنند. این تحول باعث شده رقابت میان بنادر به سطحی فراتر از اقتصاد برسد و به درگیریهای ژئوپلیتیکی منجر شود.
افزایش سرسامآور هزینه حمل و نقل و تأثیر آن بر تورم جهانی
افزایش سه برابری عوارض عبور از کانال پاناما، یک سیگنال هشداردهنده برای اقتصاد جهانی است. کانال پاناما به عنوان یکی از مهمترین مسیرهای جایگزین تنگه هرمز، نقش کلیدی در تجارت جهانی ایفا میکند. افزایش هزینه عبور از این کانال، به طور مستقیم بر قیمت تمامشده کالاهایی که از این مسیر عبور میکنند (از جمله نفت، گاز، مواد غذایی و کالاهای صنعتی) تأثیر میگذارد. نرخ ۳۸۵ هزار دلار برای عبور از کانال پاناما، یک رکورد تاریخی است. در موارد خاص (مانند تخصیص اولویت)، این رقم به ۴ میلیون دلار نیز میرسد. این هزینههای گزاف، توسط شرکتهای کشتیرانی به مشتریان خود منتقل میشود و در نهایت، مصرفکننده نهایی را تحت فشار قرار میدهد. به عبارت دیگر، جنگ در خاورمیانه، نه تنها قیمت انرژی، بلکه قیمت همه کالاها را در سراسر جهان افزایش داده است. علاوه بر کانال پاناما، سایر مسیرهای جایگزین نیز با افزایش تقاضا و در نتیجه افزایش هزینه مواجه شدهاند. این وضعیت، یک «شوک عرضه» منفی به اقتصاد جهانی وارد کرده است که مقابله با آن برای بانکهای مرکزی بسیار دشوار خواهد بود.
رقابت قدرتها بر سر گلوگاههای جهان
تنگه هرمز، کانال سوئز، بابالمندب، تنگه مالاکا و سایر گذرگاههای حیاتی، همواره در کانون رقابتهای قدرتهای بزرگ بودهاند. کنترل این گذرگاهها، به معنای کنترل جریان انرژی، تجارت و اطلاعات است. به همین دلیل، کشورهای مختلف سرمایهگذاریهای هنگفتی برای نفوذ در این مناطق انجام میدهند. اقدام سومالی در ممنوعیت عبور کشتیهای اسرائیلی از بابالمندب، یک نمونه از این رقابتها است. اگرچه سومالی توانایی نظامی برای اعمال این ممنوعیت را ندارد، اما این اقدام، یک پیام سیاسی مهم به اسرائیل و متحدانش ارسال میکند. همچنین، میتواند سومالی را به سمت همکاری با یمن و سایر کشورهای محور مقاومت سوق دهد. از سوی دیگر، اندونزی با برنامه دریافت عوارض از تنگه مالاکا، در تلاش است تا از موقعیت استراتژیک خود بهرهبرداری اقتصادی کند. این اقدام، اگرچه ممکن است با واکنش کشورهای همسایه (مالزی و سنگاپور) مواجه شود، اما نشاندهنده آگاهی روزافزون کشورهای منطقه از اهمیت ژئوپلیتیکی خود است.
از ناصر تا انقلاب ایران، تحولات گذرگاههای حیاتی
در دهه ۱۹۵۰، جمال عبدالناصر، رئیسجمهور مصر، با ملیسازی کانال سوئز، معادلات قدرت را بهطور قابلتوجهی تغییر داد. این اقدام نشان داد که کشورهای منطقه نیز میتوانند در برابر قدرتهای بزرگ ایستادگی کنند و بر منابع ملی خود مسلط شوند. انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹ نیز نقطه عطف دیگری بود که بار دیگر نقش تنگه هرمز را در معادلات منطقهای و جهانی برجسته کرد. ایران از آن زمان تاکنون، همواره از تهدید به بستن تنگه هرمز به عنوان یک اهرم فشار در برابر دشمنان خود استفاده کرده است. این تحولات تاریخی نشان میدهد که گذرگاههای حیاتی، همواره صحنه رویارویی قدرتهای بزرگ و کشورهای منطقه بودهاند. این رویاروییها، گاهی به تغییرات اساسی در موازنه قدرت منجر شده است.
تحلیل راهبردی؛ رقابت مسیرها؛ جاده ابریشم در برابر کریدورهای جدید
چین با پروژه عظیم «کمربند و جاده» (Belt and Road Initiative)، در تلاش است تا یک شبکه گسترده از مسیرهای زمینی و دریایی برای تجارت جهانی ایجاد کند. این پروژه، یک رقیب جدی برای مسیرهای سنتی مانند کانال سوئز و تنگه هرمز محسوب میشود. در مقابل، ایالات متحده و متحدانش نیز به دنبال ایجاد کریدورهای جدید هستند. یکی از این طرحها، مسیر جدیدی است که هند را از طریق خاورمیانه (از جمله بندر حیفا) به اروپا متصل میکند. این مسیر، میتواند به رقیبی جدی برای پروژه چینی تبدیل شود. با این حال، پیچیدگیهای سیاسی و تضاد منافع میان کشورها، اجرای این پروژهها را با چالشهای جدی مواجه کرده است. جنگ در اوکراین، تنشهای خاورمیانه و رقابت آمریکا و چین، از جمله عواملی هستند که آینده این مسیرهای جدید را مبهم کردهاند.
سناریوهای پیش روی تجارت جهانی
با توجه به تحولات جاری، چند سناریو برای آینده تجارت جهانی قابل تصور است:
-
سناریوی نخست (خوشبینانه)
حل و فصل بحران خاورمیانه و بازگشت ثبات به تنگه هرمز. در این سناریو، هزینه حمل و نقل کاهش مییابد و تجارت جهانی به روال عادی بازمیگردد.
-
سناریوی دوم (واقعبینانه)
ادامه وضعیت فعلی با تنشهای کنترلشده. در این سناریو، هزینه حمل و نقل در سطح بالایی باقی میماند و تجارت جهانی با رکود نسبی مواجه میشود. کشورها به دنبال مسیرهای جایگزین و متنوعسازی زنجیره تأمین خود خواهند بود.
-
سناریوی سوم (بدبینانه)
تشدید درگیریها و بسته شدن کامل تنگه هرمز. در این سناریو، قیمت انرژی به شدت افزایش مییابد، اقتصاد جهانی با شوک شدیدی مواجه میشود و احتمال وقوع یک رکود جهانی وجود دارد.