دوشنبه / ۲۴ فروردین ۱۴۰۵ / ۱۹:۳۳
کد خبر: 37742
گزارشگر: 548
۱۴۱۲
۰
۰
۲
آیا محاصره دریایی ایران مؤثر است؟

همه چیز درباره محاصره دریایی ایران

همه چیز درباره محاصره دریایی ایران
روز 24 فروردین ماه 1405، ترامپ در تروث سوشال اعلام کرد که محاصره دریایی ایران آغاز شده است. طبق دستور ترامپ از روز ۱۳ آوریل ساعت ۱۰ صبح به وقت شرق آمریکا، محاصره تمام ترددهای دریایی ورودی و خروجی به بنادر ایران را آغاز خواهد کرد. این محاصره به‌طور بی‌طرفانه علیه کشتی‌های همه کشورهایی که وارد بنادر یا مناطق ساحلی ایران می‌شوند یا از آنها خارج می‌گردند، از جمله تمام بنادر ایران در خلیج فارس و دریای عمان، اعمال خواهد شد. نیروهای سنتکام آزادی دریانوردی کشتی‌هایی را که از تنگه هرمز به بنادر غیرایرانی و از آن ها عبور می‌کنند، مختل نخواهند کرد.

آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:

 

پوریا زرشناس

 

 

 

 

 

 

 

پوریا زرشناس - دکترای اقتصاد انرژی های تجدیدپذیر

 روز 24 فروردین ماه 1405، ترامپ در تروث سوشال اعلام کرد که محاصره دریایی ایران آغاز شده است. طبق دستور ترامپ از روز ۱۳ آوریل ساعت ۱۰ صبح به وقت شرق آمریکا، محاصره تمام ترددهای دریایی ورودی و خروجی به بنادر ایران را آغاز خواهد کرد. این محاصره به‌طور بی‌طرفانه علیه کشتی‌های همه کشورهایی که وارد بنادر یا مناطق ساحلی ایران می‌شوند یا از آنها خارج می‌گردند، از جمله تمام بنادر ایران در خلیج فارس و دریای عمان، اعمال خواهد شد. نیروهای سنتکام آزادی دریانوردی کشتی‌هایی را که از تنگه هرمز به بنادر غیرایرانی و از آن ها عبور می‌کنند، مختل نخواهند کرد.

یک «بمب ساعتی» برای اقتصاد جهانی؟!

الجزیره معتقد است محاصره دریایی، به جای اینکه یک «سلاح ضدایرانی» باشد، تبدیل به یک «بمب ساعتی اقتصادی» برای کل جهان شده است. کارشناسان و رسانه‌های بین المللی تبعات محاصره دریایی ایران را اقدامی غیر موثر در جهت تحقق اهداف آمریکا با تبعات بسیار ناگوار برای اقتصادی جهانی ارزیابی می‌کنند شبکه خبری الجزیره در تحلیلی، محاصره دریایی آمریکا علیه ایران را اقدامی «بازی با آتش» توصیف کرده است.  مهم‌ترین محور تحلیل الجزیره، هشدار درباره سناریوی «تشدید همزمان» در دو تنگه راهبردی هرمز و باب‌المندب است.  بر اساس این گزارش، اگر گروه‌های یمنی (حوثی‌ها) همسو با ایران، تنگه باب‌المندب را به طور کامل مسدود کنند، شوک عرضه نفت به سطح بی‌سابقه‌ای خواهد رسید و قیمت هر بشکه نفت می‌تواند به بالای ۱۵۰ دلار جهش کند. الجزیره همچنین به تأثیر غیرمستقیم محاصره بر هزینه‌های لجستیک جهانی اشاره می‌کند: افزایش حق بیمه کشتی‌هایی که از خلیج فارس عبور می‌کنند تا ۵۰۰ درصد رشد داشته و بسیاری از شرکت‌های کشتیرانی، مسیر‌های جایگزین طولانی (مثلاً از طریق دماغه امید نیک) را انتخاب کرده‌اند که هزینه حمل کالا‌های اساسی مانند گندم و دارو را به شدت افزایش داده است. الجزیره معتقد است محاصره دریایی، به جای اینکه یک «سلاح ضدایرانی» باشد، تبدیل به یک «بمب ساعتی اقتصادی» برای کل جهان شده است.

رسانه هندی Times Now با تمرکز بر محور چین، وابستگی شدید پکن به نفت عبوری از هرمز را تحلیل کرده است. این گزارش تأکید می‌کند که چین یک سوم کل نفت عبوری از تنگه هرمز را وارد می‌کند و با قطع نفت ایران (که حدود ۱.۳۸ میلیون بشکه در روز از آنِ چین بود)، پکن با یک شکاف بزرگ عرضه مواجه شده است. نکته پارادوکسیکال این گزارش این است: برای جبران کمبود نفت ایران، پالایشگران چینی مجبور شده‌اند خرید نفت از آمریکا را افزایش دهند! در نتیجه، تنش بین واشنگتن و تهران، در کوتاه‌مدت وابستگی انرژی چین به آمریکا را بیشتر کرده است.  همچنین این رسانه به راهبرد دور زدن تنگه هرمز توسط عربستان و امارات اشاره می‌کند: ساخت خطوط لوله جدید که به جای هرمز از دریای عمان نفت صادر می‌کنند. این روند، قدرت بلندمدت ایران در هرمز را کاهش می‌دهد، اما در کوتاه‌مدت، چین هزینه این انتقال را پرداخت می‌کند.

بررسی تأثیر محاصره بر اقتصاد داخلی چین

خبرگزاری رسمی تایوان، تأثیر محاصره بر اقتصاد داخلی چین را در قالب مفهوم «تورم وارداتی» بررسی کرده است. بر این اساس، افزایش قیمت نفت مستقیماً هزینه تولید محصولات پتروشیمی، پلاستیک، الیاف مصنوعی و کود‌های شیمیایی در چین را افزایش می‌دهد. از آنجایی که چین «کارخانه جهان» است، افزایش هزینه تولید به معنای گران شدن کالا‌های «Made in China» برای خریداران جهانی است. در نتیجه، محاصره دریایی ایران نه تنها تورم را به چین وارد می‌کند، بلکه قدرت رقابت صادراتی چین را نیز نابود می‌سازد. همچنین این گزارش اشاره می‌کند که صنایع پایین‌دستی پتروشیمی چین که به خوراک ارزان‌قیمت نفت ایران وابسته بودند، با کاهش ۴۰ درصدی سوددهی مواجه شده‌اند.

شبکه محافظه‌کار آمریکایی Newsmax در گفت‌و‌گو با الیوت آبرامز (مقام اسبق وزارت خارجه آمریکا)، محاصره دریایی را «هوشمندانه از نظر تاکتیکی؛ اما بسیار خطرناک از نظر استراتژیک» ارزیابی کرده است.  آبرامز معتقد است که هدف اصلی محاصره، نه فقط توقف صادرات نفت ایران، بلکه فرستادن یک پیام مستقیم به چین است: آمریکا می‌تواند مسیر‌های حیاتی تأمین انرژی چین را تهدید کند. خطر اصلی از نظر آبرامز، رویارویی مستقیم با نفتکش‌های چینی در آب‌های بین‌المللی است. اگر آمریکا بخواهد یک نفتکش حامل نفت ایران را متوقف کند که به مقصد چین در حرکت است، عملاً با نیروی دریایی چین درگیر خواهد شد.  آبرامز هشدار می‌دهد: ترامپ ممکن است محاصره را اعلام کرده باشد، اما پیامد‌های آن می‌تواند یک درگیری مستقیم آمریکا-چین در خلیج فارس باشد؛ سناریویی که هیچ‌کس در واشنگتن آماده آن نیست. مؤسسه اقتصاد کلان Capital Economics نیز با رویکردی کمی، اثر محاصره بر اقتصاد غرب را تحلیل کرده است. 

افزایش شدید نرخ بهره

این مؤسسه هشدار می‌دهد که بستن کامل تنگه هرمز (حذف ۲۰ درصد از عرضه نفت جهان) باعث می‌شود تورم به سطحی برسد که بانک‌های مرکزی (فدرال رزرو آمریکا و بانک مرکزی اروپا) چاره‌ای جز افزایش شدید نرخ بهره نداشته باشند. نتیجه این سیاست، رکود اقتصادی عمیق در آمریکا و اروپا تا پایان سال ۲۰۲۶ خواهد بود. به عبارت دیگر، داروی محاصره برای فشار بر ایران، برای خود غرب کشنده‌تر است. این موسسه پیش‌بینی می‌کند که نرخ بیکاری در آمریکا تا پایان سال ۲۰۲۶ به ۷.۵ درصد برسد و رشد اقتصادی منطقه یورو به منفی ۱.۲ درصد سقوط کند.  بر این اساس، محاصره دریایی، یک «خودزنی استراتژیک» برای اقتصاد غرب محسوب می‌شود.

*به قلم: دکتر پوریا زرشناس - دکترای اقتصاد انرژی های تجدیدپذیر
https://www.asianewsiran.com/u/iGj
اخبار مرتبط
با گذشت 40 روز از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی که از نهم اسفندماه سال گذشته آغاز شد، دامنه آثار این درگیری از میدان‌های نظامی فراتر رفته و اکنون نشانه‌های آن در شاخص‌های اقتصادی جهان نیز به‌وضوح دیده می‌شود. افزایش قیمت انرژی، اختلال در زنجیره‌های تأمین، نوسان بازارهای مالی و فشارهای تورمی در بسیاری از کشورها تنها بخشی از پیامدهایی است که اقتصاد جهانی با آن مواجه شده است. در این میان، هشدارهای نهادهای مالی بین‌المللی از جمله صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی نشان می‌دهد که اثرات اقتصادی این جنگ می‌تواند بسیار فراتر از مرزهای جغرافیایی منطقه گسترش یابد.
رابرت پاپه، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو استدلال می‌کند که در جنگ میان آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، تشدید و طولانی شدن جنگ می‌تواند به نفع حکومت ایران باشد. در آغاز جنگ، آمریکا و اسرائیل، مقامات مهم جمهوری اسلامی، از جمله آیت‌الله خامنه‌ای و فرماندهان ارشد سپاه را ترور کردند. هدف این بود که با یک ضربه سریع، ساختار فرماندهی حکومت ایران فروبپاشد و جنگ محدود بماند. اما ایران خیلی سریع با شلیک صدها موشک و پهپاد به سرزمین‌های اشغالی و پایگاه‌های آمریکا در کشورهای خلیج فارس پاسخ داد.
کره شمالی همچون موزه‌ای زنده از قرن بیستم در قلب قرن بیست‌ویکم ایستاده است؛ جامعه‌ای ۲۶ میلیونی در محاصره سرکوب سیستماتیک، قحطی دوره‌ای و انزوای مطلق. اما پرسش کلیدی اینجاست: در عصری که حقوق بشر به گفتمان مسلط جهانی بدل شده، چرا جامعه جهانی در تغییر این وضعیت ناتوان است؟ بقای این رژیم تصادفی نیست، بلکه نتیجه سه ستون استوار است: کنترل مطلق اطلاعات و سرکوب داخلی، حمایت حیاتی و استراتژیک چین، و سپر بازدارندگی هسته‌ای که هرگونه مداخله خارجی را غیرممکن ساخته است. در کنار این، منافع متعارض قدرت‌های بزرگ و ترس از جنگ تمام‌عیار و بحران پناهندگی، جامعه جهانی را به انفعال محکوم کرده است. آینده این کشور در هاله‌ای از ابهام فرو رفته و محتمل‌ترین سناریو، تداوم وضع موجود است.
ایران در شرایطی که تنش‌های ژئوپلیتیک در کانون توجه جهانی قرار دارد، با طوفانی خاموش و ویرانگر از بحران‌های داخلی دست‌وپنجه نرم می‌کند. بحران‌هایی که نه از مرزها، بلکه از دل خشکسالی، مدیریت ناکارآمد و مصرف بی‌رویه زاده می‌شوند و امنیت پایدار کشور را هدف گرفته‌اند. تابستان آینده، زمانی که بحث جنگ احتمالی به حاشیه رود، مبارزه واقعی بر سر قطرات آب و جریان برق آغاز خواهد شد. این نبرد برای بقا، ابعادی گسترده دارد. ذخایر حیاتی سدها به مرز هشدار رسیده، شبکه برق در آستانه فروپاشی قرار گرفته و تامین سوخت با معمای بودجه و یارانه گره خورده است. این چالش‌ها در حالی اوج می‌گیرند که جامعه در غبار مسائل روزمره، عمق فاجعه را به وضوح نمی‌بیند.
در هفته‌های اخیر، دو پدیده مالی چشمگیر و به ظاهر مرتبط، بازارهای جهانی را تحت تأثیر قرار داده است: سقوط ارزش دلار آمریکا به پایین‌ترین سطح چهار سال گذشته و صعود بی‌سابقه و رکوردشکن قیمت طلای جهانی (فراتر از ۵۳۰۰ دلار در هر اونس) و بازارهای داخلی مانند ایران (طلای ۱۸ عیار فراتر از ۲۰ میلیون تومان). این تحولات تنها نوسانات روزمره بازار نیستند، بلکه بازتاب‌های عمیق‌تری از تغییر انتظارات نسبت به سیاست‌های پولی، تحولات ژئوپلیتیک و بازتعریف دارایی‌های امن هستند.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید