آسیانیوز ایران؛ سرویس سیاسی:
در حالی که آتشبس شکننده بین ایران و آمریکا همچنان پابرجاست، رسانههای آمریکایی از برنامههای جنگی جدید پنتاگون علیه ایران خبر میدهند. شبکه سیانان بامداد امروز به نقل از مقامهای آمریکایی فاش کرد که وزارت دفاع ایالات متحده در حال بررسی سناریوی تکرار تجاوز نظامی به جمهوری اسلامی ایران است. این بار، اهداف بسیار گستردهتر از گذشته هستند. به گفته منابع آگاه، پنتاگون در صورت پایان یافتن آتشبس، حملات علیه طیف گستردهای از اهداف را بررسی میکند. هدف اصلی این حملات، تضعیف توانایی ایران برای مسدود کردن تنگه هرمز و اعمال فشار بر اقتصاد جهانی از این طریق است. تنگه هرمز به عنوان یک شاهراه حیاتی انرژی، در کانون توجه پنتاگون قرار دارد. یکی از اهداف اصلی پنتاگون، قایقهای کوچک و سریع تهاجمی نیروی دریایی سپاه پاسداران است. این قایقها در سالهای اخیر به ابزاری کلیدی برای ایران در اعمال کنترل بر تنگه هرمز تبدیل شدهاند. با منهدم کردن این قایقها، آمریکا امیدوار است توانایی ایران برای ایجاد اختلال در ترافیک دریایی را کاهش دهد.
مینگذارها نیز یکی دیگر از اهداف احتمالی هستند. ایران در گذشته تهدید کرده است که در صورت وقوع جنگ، میتواند تنگه هرمز را با مینهای دریایی مسدود کند. پنتاگون قصد دارد با هدف قرار دادن مینگذارها، از وقوع این سناریو جلوگیری کند. اما گستره حملات احتمالی فراتر از اهداف نظامی است. به گفته منابع سیانان، پنتاگون حملات علیه تأسیسات و زیرساختهای غیرنظامی از جمله نیروگاهها و پلها را نیز بررسی میکند. هدف از این حملات، ایجاد فشار اقتصادی و روانی بر دولت و مردم ایران است. جنجالیترین بخش این گزارش، اشاره به احتمال هدف قرار دادن اعضای فرماندهی نظامی ایران و دیگر سران این کشور است. این سناریو یادآور عملیات ترور سردار قاسم سلیمانی در ژانویه ۲۰۲۰ است. به نظر میرسد آمریکا قصد دارد با حذف فیزیکی فرماندهان کلیدی، ساختار فرماندهی ایران را مختل کند.
این گزارش در حالی منتشر میشود که مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در اسلامآباد به بنبست رسیده است. به نظر میرسد واشنگتن با طرح این تهدیدها، قصد دارد فشار را بر تهران افزایش دهد و آن را به عقبنشینی در مذاکرات وادار کند. با این حال، تجربه نشان داده است که ایران در برابر تهدیدها تسلیم نمیشود. واکنش ایران به این گزارش چه خواهد بود؟ مقامات ایرانی تاکنون به طور رسمی واکنش نشان ندادهاند، اما انتظار میرود تهران هرگونه تهدید نظامی را محکوم کرده و اعلام کند که در برابر هرگونه تجاوزی پاسخ کوبنده خواهد داد. همچنین، احتمال میرود ایران اقدامات تلافیجویانهای علیه منافع آمریکا در منطقه انجام دهد.
چرا پنتاگون حملات جدید را بررسی میکند؟
بررسی سناریوی حملات جدید به ایران توسط پنتاگون، نشاندهنده نگرانی عمیق واشنگتن از توانایی ایران در مسدود کردن تنگه هرمز و تأثیر آن بر اقتصاد جهانی است. تنگه هرمز به عنوان یک شاهراه حیاتی انرژی، هرگونه اختلال در آن میتواند قیمت نفت را به شدت افزایش دهد و اقتصاد جهان را با شوک مواجه کند. هدف اصلی پنتاگون از این حملات، تضعیف توانایی ایران برای اعمال کنترل بر تنگه هرمز و ایجاد اختلال در ترافیک دریایی است. با منهدم کردن قایقهای تندرو و مینگذارهای ایران، آمریکا امیدوار است که امنیت این آبراه را تضمین کند. علاوه بر این، واشنگتن قصد دارد با هدف قرار دادن تأسیسات غیرنظامی و فرماندهان نظامی، فشار اقتصادی و روانی بر ایران وارد کند و آن را به عقبنشینی در مذاکرات وادار سازد. این یک استراتژی «فشار حداکثری» با ابزارهای نظامی است.
اهداف احتمالی و میزان آسیبپذیری آن ها
قایقهای تندرو نیروی دریایی سپاه، اهدافی کوچک، سریع و چابک هستند. منهدم کردن آن ها با حملات هوایی دشوار است، زیرا میتوانند به سرعت پنهان شوند. با این حال، پنتاگون احتمالاً از هواپیماهای بدون سرنشین (پهپاد) و هلیکوپترهای تهاجمی برای شکار این قایقها استفاده خواهد کرد. مینگذارها نیز اهداف ثابت و نسبتاً آسیبپذیری هستند. این شناورها معمولاً کند هستند و به راحتی توسط ماهوارهها و هواپیماهای شناسایی قابل رصد هستند. پنتاگون ممکن است بتواند با چند حمله دقیق، مینگذارهای ایران را از کار بیندازد. تأسیسات غیرنظامی مانند نیروگاهها و پلها، اهداف آسیبپذیرتری هستند. با این حال، حمله به آن ها از نظر حقوق بینالملل یک جنایت جنگی محسوب میشود و میتواند واکنش شدید داخلی و بینالمللی را به دنبال داشته باشد. به همین دلیل، احتمال اینکه پنتاگون چنین حملاتی را انجام دهد، کمتر از سایر گزینهها است.
تأثیر این تهدیدها بر مذاکرات
طرح این تهدیدها توسط سیانان، یک پیام واضح به ایران است: «اگر به میز مذاکره بازنگردید و امتیاز ندهید، آماده رویارویی نظامی باشید». این یک تاکتیک کلاسیک در مذاکرات است که با هدف افزایش فشار بر طرف مقابل انجام میشود. با این حال، این تهدیدها میتواند نتیجه معکوس داشته باشد. ایران ممکن است این تهدیدها را نشانه ضعف آمریکا تلقی کند و مواضع خود را مستحکمتر سازد. همچنین، این تهدیدها میتواند مذاکرات را به کلی متوقف کند و راه را برای هرگونه راهحل دیپلماتیک مسدود سازد. واکنش ایران به این تهدیدها، تعیینکننده سرنوشت مذاکرات خواهد بود. اگر ایران انعطاف نشان دهد و به مذاکرات بازگردد، ممکن است از یک رویارویی نظامی جلوگیری شود. اما اگر ایران مواضع خود را حفظ کند، احتمال وقوع درگیری نظامی جدید افزایش خواهد یافت.
قانونی بودن حملات به تأسیسات غیرنظامی و فرماندهان نظامی
حملات به تأسیسات غیرنظامی، مانند نیروگاهها و پلها، بر اساس قوانین بینالمللی (از جمله کنوانسیونهای ژنو) یک جنایت جنگی محسوب میشود. انجام چنین حملاتی میتواند آمریکا را در معرض محکومیت بینالمللی و حتی پیگرد قضایی قرار دهد. حملات به فرماندهان نظامی نیز موضوع پیچیدهای است. اگر این فرماندهان در حال برنامهریزی یا اجرای عملیات نظامی علیه آمریکا باشند، ممکن است هدف قرار دادن آنها قانونی تلقی شود. اما اگر آنها فقط در حال انجام وظایف عادی خود باشند، ترور آنها یک اقدام غیرقانونی و نقض حاکمیت ملی ایران خواهد بود. با توجه به سابقه ترور قاسم سلیمانی، به نظر میرسد که آمریکا در تفسیر قوانین بینالمللی رویکردی بسیار موسع دارد و هر کسی را که تهدیدی برای امنیت خود بداند، هدف قرار میدهد. این رویکرد، اعتراضات زیادی را در سطح بینالمللی برانگیخته است.
سناریوهای پیش روی بحران
با توجه به این تهدیدها، چند سناریو برای آینده نزدیک قابل تصور است:
-
سناریوی نخست (خوشبینانه)
بازگشت جمهوری اسلامی به مذاکرات و دستیابی به یک توافق نسبی که از وقوع جنگ جلوگیری کند. در این سناریو، تهدیدهای نظامی به عنوان یک اهرم فشار عمل میکنند و نه یک اقدام عملی.
-
سناریوی دوم (واقعبینانه)
تداوم وضعیت فعلی با تنشهای کنترلشده. در این سناریو، آمریکا تهدیدهای نظامی خود را عملی نمیکند، اما تحریمها و فشارهای اقتصادی را تشدید میدهد. ایران نیز به فعالیتهای هستهای و موشکی خود ادامه میدهد.
-
سناریوی سوم (بدبینانه)
وقوع یک درگیری نظامی محدود. در این سناریو، آمریکا حملات محدودی به قایقهای تندرو و مینگذارهای ایران انجام میدهد. ایران نیز با حملات تلافیجویانه به پایگاههای آمریکا در منطقه پاسخ میدهد. این سناریو میتواند به سرعت به یک جنگ تمامعیار تبدیل شود.