آسیانیوز ایران؛ سرویس ورزشی:
فوتبال ایران در آستانه یکی از سختترین بحرانهای مالی تاریخ خود قرار گرفته است. جنگ ۴۰ روزه، نه تنها زیرساختهای صنعتی کشور را هدف قرار داد، بلکه بودجه اصلیترین باشگاههای لیگ برتر را نیز نشانه رفت. خبر ناگهانی وزارت صمت مبنی بر عدم حضور سپاهان و فولاد خوزستان در لیگ برتر، زلزلهای در فوتبال ایران بود. اگرچه مدیران این دو باشگاه ادعا کردند هنوز چنین نامهای دریافت نکردهاند، اما این موضوع نگرانیها را درباره ورشکستگی مالی باشگاهها افزایش داد. سپاهان و فولاد خوزستان، دو باشگاه سنتی و پرطرفدار ایران، به ترتیب زیرمجموعه شرکت فولاد مبارکه و شرکت فولاد خوزستان هستند. این دو شرکت در جنگ اخیر به دلیل آسیب به زیرساختهای صنعتی، دچار بحران مالی شدیدی شدهاند. مدیران کارخانهها اعلام کردهاند که به جای هزینههای غیرضروری (مانند فوتبال)، باید برای بازسازی اولویت قائل شوند. این تصمیم، آینده این دو باشگاه را مبهم کرده است.
استقلال نیز از این قاعده مستثنی نیست. این باشگاه تحت حمایت مالی هلدینگ خلیج فارس (مجموعه پتروشیمیها) قرار دارد. پتروشیمیها که در جنگ آسیب جدی دیدهاند، ممکن است نتوانند قرارداد اسپانسری خود را تمدید کنند. پرسپولیس نیز که توسط یک کنسرسیوم بانکی اداره میشود، با بحران نقدینگی بانکها و کاهش اعتبارات مالی مواجه است. نقطه اوج بحران، اما تصمیم عجیب فدراسیون فوتبال است. در حالی که دولت برای تمام کسبوکارها و صنایع کشور «تنفس اقتصادی» اعلام کرده و مهلت پرداخت بدهیها را تمدید کرده است، فدراسیون پای خود را روی گلوی باشگاهها گذاشته است. فدراسیون اعلام کرده که قصد دارد چکهای معوق باشگاهها بابت «حق ورود به لیگ» و «حق عضویت بازیکنان» را نقد کند. این چکها که مبالغ آن به میلیاردها تومان میرسد، اکنون در دست فدراسیون است و آنها آن را به بانکها ارائه خواهند کرد.
سوال این است: آیا فدراسیون که خود نهادی وابسته به دولت است، نمیتواند مانند سایر نهادها، به باشگاهها مهلت بدهد؟ انتظار میرود فدراسیون در این برهه حساس، به جای نقش «طلبکار»، نقش «حامی» را ایفا کند. وگرنه باشگاهها با بحران نقدینگی مضاعفی روبرو خواهند شد. نکته مثبت این است که با توجه به تعلیق لیگ برتر تا پس از جام جهانی، فعلاً بحث کنارهگیری تیمها از مسابقات منتفی شده است. اما چالش اصلی، شکایت بازیکنان به کمیته تعیین وضعیت است. بازیکنانی که ماههاست حقوق نگرفتهاند، به دنبال دریافت طلب خود از طریق فدراسیون هستند. کمیته تعیین وضعیت باید با درک شرایط بحران کشور، آرای خود را با صبوری صادر کند تا باشگاهها در فشار مضاعف ورشکسته نشوند. مدیران باشگاهها نیز دست به کار شدهاند. آنها به دنبال یک «پیمان نامه سراسری» هستند تا در فصل نقل و انتقالات، سقف قراردادها را کاهش دهند. برخی حتی خواهان مذاکره با بازیکنان فعلی برای کاهش دستمزد هستند، هرچندکه این کار بسیار دشوار است. فوتبال ایران این روزها بیش از هر زمان دیگری به مداخله عاقلانه و حمایتگرایانه نیاز دارد.
زلزله در بنیان مالی باشگاههای صنعتی
اقتصاد ایران سالهاست با تحریم و فشار خارجی دست و پنجه نرم میکند، اما جنگ اخیر ضربهای جبرانناپذیر به بخش صنعت وارد کرده است. شرکتهای «فولاد مبارکه» و «فولاد خوزستان» نه تنها بخشی از زیرساختهای تولیدی خود را از دست دادند، بلکه با قطعی گسترده برق و گاز (به دلیل حملات به تاسیسات انرژی) مواجه شدند. برای این شرکتها، پرداخت هزینههای جاری و بازسازی اولویت دارد و فوتبال تبدیل شده به یک «بار اضافی». باشگاه فولاد خوزستان سالانه حدود ۵۰۰ میلیارد تومان از شرکت مادر بودجه میگیرد. سپاهان نیز با بودجهای مشابه، یکی از گرانقیمتترین تیمهای لیگ است. قطع این بودجه به معنای ناتوانی در پرداخت حقوق بازیکنان و مربیان است. این بحران، اختصاصی به این دو تیم نیست؛ حتی باشگاههای خصوصی مثل گلگهر (وابسته به شرکت معدنی) نیز با کاهش قیمت جهانی مواد معدنی و آسیب به معادن درگیر هستند. راهکار کوتاهمدت، گرفتن وام از فدراسیون یا دولت است. اما فدراسیون خود درگیر بحران است و دولت نیز منابعش را صرف بازسازی خرابیهای جنگ کرده است. به نظر میرسد لیگ برتر فصل آینده با تیمهای بسیار ضعیفتر (از نظر ستاره) برگزار شود.
چالش چکهای معوق و کمیته تعیین وضعیت
بر اساس قوانین فیفا، باشگاهها موظف به پرداخت به موقع حقوق بازیکنان هستند. اما «شرایط فورس ماژور» (جنگ) میتواند مجوزی برای تعلیق موقت این قوانین باشد. مشکل اینجاست که فیفا هنوز به صورت رسمی ایران را در وضعیت «فورس ماژور» اعلام نکرده است. بنابراین، فدراسیون ایران نمیتواند به راحتی قوانین فیفا را نادیده بگیرد. کمیته تعیین وضعیت فدراسیون فوتبال، نهادی است که به شکایات بازیکنان رسیدگی میکند. اگر یک بازیکن بابت ۶ ماه حقوق معوقه شکایت کند، این کمیته مجبور است بر اساس قانون رای به نفع بازیکن صادر کند. در این صورت، باشگاه نه تنها مجبور به پرداخت اصل حقوق است، بلکه جریمه سنگینی نیز به فدراسیون میپردازد. راهکار عاقلانه این است که فدراسیون با هماهنگی فیفا، یک «مهلت قانونی» برای باشگاهها تصویب کند. مثلاً اعلام کند که تا شش ماه پس از پایان جنگ، هیچ باشگاهی به دلیل عدم پرداخت حقوق جریمه نمیشود. این کار نیازمند لابی قوی در سطح بینالمللی است.
دوگانگی فدراسیون و فشار بر باشگاهها
فدراسیون فوتبال در یک تناقض آشکار گیر کرده است. از یک سو، لیگ را تعطیل کرده و به باشگاهها میگوید «فعلاً بازی نمیکنید»، از سوی دیگر، چکهای حق ورود به لیگ را نقد میکند. منطقاً اگر قرار نیست لیگ برگزار شود، چرا باید حق ورود دریافت کرد؟ این اقدام فدراسیون شبیه اقدام یک «بانک طلبکار» است تا یک «نهاد حامی». برخی کارشناسان معتقدند فدراسیون دچار «نگاه درآمدی کوتاهمدت» شده است. آن ها میترسند که اگر چکها را زودتر نقد نکنند، با نوسانات ارزی، ارزش واقعی آن ها کاهش یابد. اما این نگاه، آینده فوتبال را قربانی منافع لحظهای میکند. اگر باشگاهها ورشکسته شوند، منبع درآمد فدراسیون (حقوق دریافتی از لیگ) نیز برای همیشه از بین خواهد رفت. راهکار سوم، تبدیل چکهای باشگاهها به «سرمایهگذاری» است. فدراسیون میتواند این بدهیها را به عنوان سهم خود در باشگاهها محسوب کند و بعداً از سود آن بهره ببرد. این یک برد-برد است.
نقش دولت و ارتش در نجات فوتبال
ارتش و دولت در جنگ، بودجههای کلانی را صرف بازسازی کردهاند. اما نباید فراموش کرد که تیمهای فوتبال (به خصوص سپاهان و استقلال) نمادهای هویتی و اجتماعی مهمی هستند. تعطیلی یک تیم بزرگ میتواند به بحران اجتماعی و سیاسی تبدیل شود. بنابراین، دولت ناچار است به کمک بیاید. وزارت ورزش باید از صندوق توسعه ملی یا بودجه بازسازی، مبلغی را به عنوان کمک بلاعوض یا وام کمبهره به باشگاههای بحرانزده اختصاص دهد. همچنین، بانک مرکزی میتواند به بانکهای عامل دستور دهد که جرایم دیرکرد باشگاهها را بخشیده و تسهیلات جدید پرداخت کنند. رهبر انقلاب نیز در سخنرانیهای خود بر اهمیت ورزش و شادابی مردم تأکید دارند. بنابراین، میتواند با صدور یک «حکم حکومتی»، موقتاً قوانین مالی فوتبال را معلق کند. این اقدام، اگرچه بیسابقه است، اما میتواند از فروپاشی فوتبال ایران جلوگیری کند.
سناریوهای پیش روی لیگ برتر
-
سناریوی نخست (خوشبینانه)
دولت و فدراسیون به توافق میرسند و بسته حمایتی ۵ هزار میلیارد تومانی برای باشگاهها تصویب میکنند. لیگ پس از جام جهانی با ۱۸ تیم (بدون حذف تیمی) برگزار میشود و تیمهای صنعتی با بودجه دولتی به حیات خود ادامه میدهند.
-
سناریوی دوم (واقعبینانه)
دو تیم فولاد و سپاهان از لیگ انصراف میدهند و لیگ با ۱۴ تیم برگزار میشود. قرارداد بازیکنان این تیمها فسخ میشود و سایر تیمها میتوانند بدون پرداخت رضایتنامه، این بازیکنان را جذب کنند. این سناریو باعث میشود قدرت لیگ متمرکز شود و فاصله بین تیمهای غنی و فقیر بیشتر گردد.
-
سناریوی سوم (بدبینانه)
بحران مالی به تمام تیمها سرایت میکند. لیگ برتر برای یک فصل کامل تعطیل میشود و تیم ملی نیز با بازیکنان داخلی و بدون آمادگی به جام جهانی میرود. این سناریو ضربه مهلکی به اعتبار بینالمللی فوتبال ایران خواهد زد.