آسیانیوز ایران؛ سرویس افغانستان:
افغانستان پس از چهار سال حاکمیت طالبان، نه تنها در مسیر مبارزه با مواد مخدر موفق نبوده، بلکه با یک تهدید جدید و خطرناکتر روبرو شده است. وزارت داخله طالبان روز دوشنبه از کشف و ضبط ۲۲۵ هزار عدد قرص نشئهآور در ولسوالی خاشرود ولایت نیمروز خبر داد و اعلام کرد یک نفر در این رابطه بازداشت شده است. این مقادیر عظیم از مواد مخدر صنعتی و مصنوعی در حالی کشف میشود که طبق گزارشهای متعدد، پس از بازگشت طالبان به قدرت، مصرف این قرص ها در افغانستان به شدت افزایش یافته است. طالبان که در دوره حاکمیت قبلی خود (دهه ۱۹۹۰) با شدیدترین روشها با مواد مخدر مبارزه میکرد، اکنون با معضلی پیچیدهتر و گستردهتر روبرو شده است.
محاکم طالبان افراد متهم به فروش و قاچاق این مواد را علاوه بر حبس، به ضرب شلاق نیز مجازات میکنند، اما این روشها نتوانسته جلوی رشد تولید و مصرف را بگیرد. دفتر مواد مخدر و جرایم سازمان ملل در آخرین گزارش خود اعلام کرده که در سال جاری میلادی، کشت کوکنار در افغانستان ۲۰ درصد کاهش یافته است. اما نکته نگرانکننده، افزایش تولید و قاچاق مواد مخدر مصنوعی به ویژه «متآمفتامین» است؛ موادی که به دلیل سهولت در تولید، دشواری در شناسایی و مقاومت بیشتر در برابر تغییرات اقلیمی، به گزینه اول عاملان تبدیل شده است. در گزارش پیش رو، جزئیات کامل این کشف بزرگ، تحلیل روند تولید مواد مخدر در افغانستان تحت حاکمیت طالبان، و چالشهای پیش روی مبارزه با این پدیده را برای شما مخاطبان عزیز تشریح خواهیم کرد.
جزئیات کشف بزرگ قرص های نشئهآور در نیمروز
ولسوالی خاشرود در ولایت نیمروز، یکی از مناطق محروم و مرزی افغانستان در همسایگی ایران است. این منطقه به دلیل دوری از مرکز، نظارت کمتر و دسترسی آسان به مسیرهای قاچاق، به یکی از کانونهای اصلی تولید و ترانزیت مواد مخدر در سالهای اخیر تبدیل شده است. کشف ۲۲۵ هزار عدد قرص نشئهآور در این ولسوالی، یکی از بزرگترین کشفیات مواد مخدر صنعتی در افغانستان طی چهار سال اخیر محسوب میشود. وزارت داخله طالبان در بیانیه خود به جزئیات بیشتری درباره نوع این قرص ها اشاره نکرده است، اما کارشناسان معتقدند با توجه به روندهای جهانی و منطقهای، احتمالاً این مواد از نوع «متآمفتامین» (معروف به «شیشه») یا «ترامادول» هستند. متآمفتامین یک ماده محرک بسیار قوی و اعتیادآور است که در سالهای اخیر مصرف آن به ویژه در میان جوانان افغانستان و کشورهای همسایه به شدت افزایش یافته است. طالبان اعلام کرده است یک نفر در ارتباط با این محموله بازداشت شده است. این رقم بسیار پایین نسبت به حجم عظیم مواد کشفشده، نشان میدهد یا شبکه قاچاق بسیار حرفهای عمل میکند و اعضای اصلی آن متواری شدهاند، یا اطلاعات دقیقی در اختیار طالبان نبوده و این کشف تا حدودی اتفاقی صورت گرفته است. به هر حال، بازداشت تنها یک نفر نمیتواند ضربه قابل توجهی به یک شبکه قاچاق در این ابعاد وارد کند.
افزایش مصرف مواد مخدر مصنوعی در افغانستان پس از طالبان
یکی از تناقضهای بزرگ افغانستان تحت حاکمیت طالبان، افزایش چشمگیر مصرف مواد مخدر صنعتی و مصنوعی است. در حالی که طالبان در دوره اول حاکمیت خود (۱۹۹۶-۲۰۰۱) با هرگونه مواد مخدر با شدیدترین روشهای ممکن برخورد میکرد و حتی مصرف کنندگان را به زندان میانداخت، امروز این گروه عملاً نتوانسته جلوی همهگیری متآمفتامین را بگیرد. دلایل متعددی برای این افزایش مصرف وجود دارد. نخست، بحران اقتصادی شدید پس از بازگشت طالبان و قطع کمکهای بینالمللی، باعث شده بسیاری از جوانان بیکار و سرخورده به سمت مواد مخدر صنعتی که ارزانتر و در دسترستر از هروئین و تریاک است، روی آورند. دوم، تولید متآمفتامین در افغانستان در چهار سال اخیر به یک صنعت سودآور و سازمانیافته تبدیل شده و عرضه آن به مراتب بیشتر از گذشته شده است. سوم، ضعف نهادهای قضایی و انتظامی طالبان در شناسایی و برخورد با شبکههای پیچیده قاچاق. گزارشهای محلی از ولایات مختلف افغانستان حاکی از آن است که مصرف «شیشه» و سایر مواد محرک در میان جوانان شهری به ویژه در هرات، کابل، مزارشریف و قندهار به شدت افزایش یافته است. این مواد نه تنها سلامت جسمی و روانی مصرفکنندگان را تهدید میکند، بلکه به دلیل افزایش خشونت و جنایت ناشی از مصرف محرکها، امنیت عمومی را نیز به خطر انداخته است.
کاهش کشت کوکنار؛ پیروزی یا تغییر تاکتیک؟
دفتر مواد مخدر و جرایم سازمان ملل در آخرین گزارش خود اعلام کرده که کشت کوکنار در افغانستان در سال جاری میلادی ۲۰ درصد نسبت به سال گذشته کاهش یافته است. این کاهش در نگاه اول یک پیروزی برای طالبان و جامعه جهانی به نظر میرسد، اما کارشناسان نسبت به تفسیر خوشبینانه این آمار هشدار میدهند.
- نکته اول، کاهش کشت کوکنار به معنی کاهش تولید مواد مخدر نیست. با افزایش تولید متآمفتامین که مادهای صنعتی و کاملاً مصنوعی است، دیگر نیازی به زمینهای کشاورزی و شرایط آب و هوایی خاص نیست. یک آزمایشگاه کوچک زیرزمینی میتواند روزانه مقادیر عظیمی متآمفتامین تولید کند. در واقع، باندهای قاچاق از یک محصول کشاورزی و وابسته به طبیعت به یک محصول صنعتی و مستقل از شرایط اقلیمی روی آوردهاند.
- نکته دوم، سهولت تولید و دشواری شناسایی متآمفتامین نسبت به تریاک و هروئین است. برای تولید تریاک به مزارع گسترده، آب کافی و نیروی کار نیاز است. اما برای تولید متآمفتامین تنها به چند ماده شیمیایی پیشماده (که اغلب به راحتی از کشورهای همسایه وارد میشوند) و یک آزمایشگاه کوچک نیاز است. شناسایی چنین آزمایشگاههایی در مناطق کوهستانی و صعبالعبور افغانستان بسیار دشوار است.
- نکته سوم، مقاومت بیشتر مواد مصنوعی در برابر تغییرات اقلیمی. خشکسالیهای پی در پی در افغانستان در سالهای اخیر، کشت کوکنار را با مشکل مواجه کرده است. اما تولید متآمفتامین به آب و هوا وابستگی ندارد و میتواند در هر شرایطی ادامه یابد. به همین دلیل، سازمان ملل هشدار داده که کاهش کشت کوکنار، لزوماً به معنای کاهش کلی تولید مواد مخدر در افغانستان نیست و ممکن است صرفاً یک تغییر الگو از مواد طبیعی به مواد مصنوعی باشد.
روشهای برخورد طالبان با قاچاقچیان؛ بازدارندگی یا نمایش قدرت؟
محاکم طالبان با قاچاقچیان مواد مخدر به شدت و با روشهای عجیبی برخورد میکنند. علاوه بر حبسهای طولانی مدت، متهمان به ضرب شلاق (اغلب در ملاء عام و در حضور تماشاگران) مجازات میشوند. در برخی موارد نادر، احکام اعدام نیز برای سرکردگان شبکههای بزرگ قاچاق صادر شده است. اما آیا این روشها واقعاً بازدارنده هستند؟ کارشناسان حقوقی و مبارزه با مواد مخدر معتقدند که مجازاتهای شدید و نمایشی، در بلندمدت تأثیر بازدارندگی چندانی ندارند، به ویژه وقتی که انگیزههای اقتصادی قاچاق آنقدر قوی باشد. یک قاچاقچی که از یک محموله مواد مخدر میلیونها دلار سود میبرد، حتی با وجود خطر شلاق یا اعدام، دست از کار خود برنمیدارد. آنچه میتواند واقعاً مؤثر باشد، قطع زنجیره تأمین مواد شیمیایی پیشماده، شناسایی و انهدام شبکههای بانکی پولشویی و همکاری بینالمللی مؤثر است. علاوه بر این، روشهای قضایی طالبان فاقد هرگونه استانداردهای بینالمللی حقوق بشر است. محاکم این گروه معمولاً بدون حضور وکیل مدافع، بدون حق اعتراض به رأی و در بسیاری موارد بدون ارائه مدارک کافی به متهم، حکم صادر میکنند. بسیاری از کارشناسان معتقدند این روشها نه تنها عدالت را برقرار نمیکند، بلکه بستر را برای سوءاستفاده و مجازات افراد بیگناه نیز فراهم میآورد.
چالشهای سازمان ملل و جامعه بینالمللی در قبال افغانستان جدید
گزارش دفتر مواد مخدر و جرایم سازمان ملل نشان میدهد که افغانستان همچنان بزرگترین تولیدکننده و صادرکننده مواد مخدر در جهان است، اما ماهیت این تجارت تغییر کرده است. کاهش کشت کوکنار خبری خوش است، اما افزایش تولید متآمفتامین خبری بسیار ناخوش. جامعه بینالمللی اکنون با یک معمای پیچیده روبروست: آیا باید با طالبان در زمینه مبارزه با مواد مخدر همکاری کند یا به سیاست انزوای خود ادامه دهد؟
از یک سو، عدم همکاری با طالبان، کنترل نشدن تولید متآمفتامین و سرازیر شدن آن به کشورهای همسایه (از جمله ایران، پاکستان و کشورهای آسیای میانه) و سپس به اروپا را در پی دارد. از سوی دیگر، همکاری با طالبان به معنای به رسمیت شناختن ضمنی حاکمیت آنان و مشروعیت بخشیدن به روشهای قضایی غیرانسانیشان است. سازمان ملل تا کنون سیاست «تعامل محدود» را در پیش گرفته؛ یعنی همکاری فنی و تخصصی در حوزه مبارزه با مواد مخدر بدون به رسمیت شناختن سیاسی طالبان. اما کارشناسان معتقدند این راهبرد میانه، کارآمدی چندانی ندارد. برای مقابله مؤثر با تولید متآمفتامین، به اطلاعات میدانی دقیق، دسترسی به آزمایشگاههای تولید و همکاری نزدیک با نیروهای محلی نیاز است که بدون به رسمیت شناختن طالبان، دشوار یا غیرممکن است. از سوی دیگر، کشورهای منطقه (به ویژه ایران) که بیشترین آسیب را از ترانزیت و مصرف مواد مخدر افغانستان میبینند، خواستار اقدام جدیتری از سوی سازمان ملل هستند. به نظر میرسد جامعه بینالمللی باید هرچه زودتر تکلیف خود را با طالبان روشن کند؛ وگرنه با یک فاجعه انسانی و بهداشتی بزرگتر مواجه خواهد شد.