آسیانیوز ایران؛ سرویس فرهنگی هنری:
جشنواره فیلم کن ۲۰۲۵ این روزها میزبان یکی از تأثیرگذارترین مستندهای سیاسی-اجتماعی سالهای اخیر از سینمای ایران است. فیلمی که نه یک کارگردان حرفهای، که یک بازیگر سرشناس و مستندساز زن آن را ساخته است. پگاه آهنگرانی، چهرهای که سینمادوستان او را با بازی در فیلمهای متفاوت به یاد دارند، این بار با اثری شخصی و مبارزاتی به فرش قرمز کن آمده؛ جایی که فیلم «تمرینهایی برای یک انقلاب» در بخش «نمایشهای ویژه» اکران شد.
آنچه این مستند را از دیگر آثار سیاسی درباره ایران متمایز میکند، نگاه از درون و روایت اولشخص است. آهنگرانی با تکیه بر آرشیو شخصی، ویدئوهای خانگی و صداهای ضبطشده، تصویری بیواسطه از چهار دهه تاریخ پرالتهاب ایران ارائه میدهد. اگر به دنبال درک عمیقتری از مفاهیمی چون مقاومت مدنی، اعتراضات خیابانی و هزینههای سنگین مبارزه سیاسی هستید، این مستند یک سند تصویری کمنظیر محسوب میشود. واکنشها پس از نمایش فیلم نشان میدهد که تماشاگران بینالمللی، بهویژه ایرانیان خارج از کشور، با بخشهایی از آن که به اعدامهای روزانه و خاموشی اینترنت اشاره دارد، ارتباط عاطفی عمیقی برقرار کردهاند. پگاه آهنگرانی در مراسم نمایش فیلم، روی صحنه رفت و با چشمانی اشکآلود، این اثر را به مادرانی تقدیم کرد که فرزندانشان را در مسیر آزادی از دست دادهاند. این لحظه، یکی از احساسیترین صحنههای جشنواره امسال را رقم زد.
او از روزهای سخت ایران امروز گفت: روزهایی بدون اینترنت و زیر سایه سنگین جنگ. این روایت صریح، دیوارهای سیاسی و زبانی را شکست و حضار را به سکوت وامدارد. برای مخاطبی که میخواهد بداند در چهل سال اخیر بر مردم ایران چه گذشته، «تمرینهایی برای یک انقلاب» نه یک فیلم، که یک تجربه زیسته است. اثری که شاید بارها نقل شود و تحلیل گردد.
ساختار روایی اولشخص و مرز میان مستند شخصی و سیاسی
مستند «تمرینهایی برای یک انقلاب» از آن دست آثاری است که خط میان «خودزندگینامه» و «تاریخنگاری اعتراضی» را به چالش میکشد. پگاه آهنگرانی با انتخاب زاویه دید اولشخص، مخاطب را مستقیماً به درون زیستجهان خود میبرد؛ جایی که خاطرات خانوادگی با وقایع ملی گره خورده است. این روش روایت، برخلاف مستندهای مرسوم که مدعی عینیت هستند، به صراحت بر «سوژگی» راوی تأکید دارد و از این طریق قدرت همذاتپنداری را افزایش میدهد. حضور پنج پرتره از بستگان و استادان، نه به عنوان راویان بیرونی، بلکه به مثابه آیینههایی از مقاومت شخصی در برابر سرکوب سیستماتیک عمل میکند. آهنگرانی نشان میدهد که «انقلاب» یک رویداد انتزاعی نیست، بلکه در زندگی روزمره افراد، در تصمیمگیریهای کوچک و بزرگ، و در به یادگار ماندن صداهای ضبطشده جریان دارد. این ساختار، مستند را از یک گزارش سیاسی به یک مرثیه انسانی تبدیل کرده است. از منظر فنی، تدوین این اثر هوشمندانه میان قابهای خانگی و تصاویر خشن اعتراضات خیابانی حرکت میکند. این همجواری به مخاطب القا میکند که «سیاست» همیشه در پسزمینه زندگی شخصی ایرانیان بوده و هر ویدئوی خانگی، یک سند سیاسی بالقوه است. چنین رویکردی، مستند را در زمره آثار موج نوی سینمای سیاسی شخصی قرار میدهد.
استفاده از آرشیو به مثابه سند و سلاح روایی
یکی از نقاط قوت فنی این مستند، نحوه به کارگیری آرشیوهای شخصی و عمومی است. آهنگرانی به جای استفاده کلیشهای از تصاویر آرشیوی، سراغ ویدئوهای خانگی، روزنامههای قدیمی و صداهای ضبطشده رفته که تا پیش از این دیده یا شنیده نشده بودند. این انتخاب، حس «کشف همزمان» را هم برای راوی و هم برای تماشاگر ایجاد میکند و فاصله زمانی میان گذشته و حال را از بین میبرد. نکته مهم، نحوه تعامل صدا با این تصاویر است. در بسیاری از صحنهها، صدای ضبطشده از اعتراضات یا خاطرات شفاهی، به جای تصاویر همسان، روی تصاویری کاملاً متفاوت و روزمره قرار گرفته است. این ناهماهنگی آگاهانه، شیوه کارکرد حافظه را بازنمایی میکند؛ جایی که یک صدا میتواند تصویری کاملاً شخصی را در ذهن تداعی کند. از نظر سینمایی، این تکنیک به مستند عمقی شاعرانه میبخشد. همچنین نمایش روزنامههایی با تیترهای مربوط به اعدامها، در کنار تصاویر خاموش از زندگی روزمره، شکافی تراژیک بین «خبر رسمی» و «زیسته» ایجاد میکند. آرشیو در اینجا نه برای تأیید روایت تاریخی، بلکه برای نشان دادن تضاد میان روایت دولتی و حقیقت فردی به کار رفته است.
جایگاه فیلم در جشنواره کن و واکنش بینالمللی
انتخاب این مستند در بخش «نمایشهای ویژه» کن، که به آثاری با رویکردهای نوآورانه یا سیاسی اختصاص دارد، نشان از نگاه حمایتی هیئت انتخاب نسبت به سینمای اعتراضی-سیاسی ایران دارد. این بخش معمولاً خارج از مسابقه اصلی اما با حداکثر دیدهشدن رسانهای همراه است. حضور فیلمی با چنین محتوای صریح ضدحکومتی در کن، خود یک پیام سیاسی تلقی میشود. واکنش تماشاگران بینالمللی نشان داد که فیلم توانسته فراتر از یک مسئله محلی ایران، به نمادی جهانی تبدیل شود. از سوی دیگر، عدم حضور مقامات رسمی ایران در این نمایش و محکومیت احتمالی فیلم در رسانههای داخلی جمهوری اسلامی، به افزایش محبوبیت آن در میان مخاطب بینالمللی دامن زده است. چنین واکنشی نشان میدهد که کن ۲۰۲۵ بار دیگر به سکویی برای صدای مخالفان حکومت ایران تبدیل شده است؛ همان نقشی که در سالهای گذشته با فیلمهایی از این دست تکرار شده.
مؤلفههای زیباییشناختی و فرم بصری در تقابل با محتوای تلخ
با وجود موضوع سنگین فیلم، آهنگرانی از زیباییشناسی روزمره و نزدیک به سینمای خانگی استفاده کرده است. نورپردازی فیلم بیشتر طبیعی و برگرفته از ویدئوهای آماتوری است که به اثر حالتی صمیمی و نه گزارشگرانه میبخشد. این تضاد میان فرم «خانگی» و محتوای «سیاسی-مرگبار» یکی از مؤثرترین ابزارهای بیانی فیلم است. صدای راوی (خود آهنگرانی) گاه شکسته میشود، گاه سکوت میکند و گاه با صدای ضبطشده دیگری همپوشانی پیدا میکند. این آشفتگی کنترلشده در لایه صوتی، حالات روانی راوی را که میان به یاد آوردن و فراموش کردن در نوسان است، بازنمایی میکند. از نظر تئوری فیلم، چنین رویکردی به مستند رنگی از «سینمای سینما وریته» و «خودمستندگری» میدهد که نادر و دشوار است.