آسیانیوز ایران؛ سرویس اقتصادی:
سالهاست که خانوادههای ایرانی رویای «مدرک دانشگاهی» را به عنوان پلی امن برای اشتغال فرزندان خود میبینند؛ اما آمارهای جدید نشان میدهد این پل دیگر ایمن نیست. معاون آموزشی وزارت علوم با اعلام آماری تکاندهنده گفت: در ایران از هر ۱۰ بیکار، ۴ نفر دارای مدرک دانشگاهی هستند. این یعنی تقریباً نیمی از جمعیت بیکار کشور، کسانی هستند که سالها وقت و هزینه صرف کردهاند تا یک مدرک تحصیلی دریافت کنند. معاون وزیر علوم تأکید کرد: این شرایط ایجاب میکند که دانشگاهها توجه ویژهای به توانمندسازی دانشجویان و دانشآموختگان برای حضور مؤثر در بازار کار و صنعت داشته باشند.
مشکل تنها کمبود شغل نیست؛ بلکه «ناهماهنگی میان مهارتهای فارغالتحصیلان و نیازهای بازار کار» یک چالش جدی و ساختاری است. وزارت علوم برای حل این معضل، برنامههایی از جمله تدوین الگوی ارتباط میان چارچوب صلاحیت حرفهای و محتوای برنامههای درسی را در دست اجرا دارد. این برنامه با همکاری دانشگاه ملی مهارت در حال پیگیری است و امید میرود فاصله میان دانشگاه و صنعت را کاهش دهد. در گزارش پیش رو، جزئیات کامل این آمار، تحلیل علل بیکاری تحصیلکردگان و راهکارهای پیشنهادی وزارت علوم را برای شما مخاطبان عزیز تشریح خواهیم کرد.
تحلیل آماری بیکاری فارغالتحصیلان در ایران
آمار اعلامشده توسط معاون آموزشی وزارت علوم (۴ نفر از هر ۱۰ بیکار دارای مدرک دانشگاهی) در نگاه اول بسیار نگرانکننده است، اما برای درک عمق فاجعه باید این آمار را در بستر تاریخی و تطبیقی آن بررسی کرد. بر اساس آخرین گزارش مرکز آمار ایران، نرخ بیکاری فارغالتحصیلان دانشگاهی در دو دهه اخیر روندی صعودی داشته است. در اوایل دهه ۱۳۸۰، این نرخ حدود ۱۰ درصد بود، اما امروز به بیش از ۲۰ درصد رسیده است. این یعنی از هر ۵ فارغالتحصیل دانشگاهی، یک نفر بیکار است (و این در حالی است که نرخ بیکاری عمومی کشور حدود ۹ درصد است).
یکی از دلایل اصلی این رشد، افزایش انفجاری تعداد دانشجویان و فارغالتحصیلان در دهههای اخیر است. پس از اجرای طرح «تحول در آموزش عالی» و توسعه کمی دانشگاهها، تعداد دانشجویان کشور از حدود ۲ میلیون نفر در اوایل دهه ۱۳۸۰ به بیش از ۴ میلیون نفر در سالهای اخیر رسیده است. اما به موازات این رشد کمی، بازار کار کشور نتوانسته به همان نسبت فرصتهای شغلی جدید ایجاد کند. نتیجه طبیعی این ناهماهنگی، افزایش بیکاری تحصیلکردگان است. نکته دیگر، تفاوت نرخ بیکاری در رشتههای مختلف تحصیلی است. بیکاری در رشتههای علوم انسانی و هنر به مراتب بیشتر از رشتههای فنی و مهندسی و علوم پایه است. همچنین بیکاری در مقطع کارشناسی بیشتر از مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری است (هرچند بیکاری دکتری نیز در سالهای اخیر رشد نگرانکنندهای داشته است). این دادهها نشان میدهد که تنها «مدرک داشتن» کافی نیست؛ «نوع مدرک» و «مهارتهای همراه با آن» نیز تعیینکننده است.
علل ساختاری بیکاری تحصیلکردگان؛ ناهماهنگی دانشگاه و صنعت
پدیده بیکاری فارغالتحصیلان دانشگاهی ریشه در چند علت ساختاری دارد:
- نخستین و مهمترین علت، «ناهماهنگی میان آموزش دانشگاهی و نیازهای بازار کار» است. بسیاری از برنامههای درسی دانشگاهی هنوز بر اساس الگوهای نظری و سنتی طراحی شدهاند و کمترین ارتباطی با نیازهای واقعی صنعت، خدمات و فناوری روز ندارند. دانشجو پس از ۴ سال تحصیل، انبوهی از دانش نظری (که گاه منسوخ شده) را یاد میگیرد، اما مهارت عملی، توانایی حل مسئله، کار تیمی، و آشنایی با ابزارهای روز را نمیآموزد.
- دومین علت، «ضعف کارآفرینی و روحیه ریسکپذیری» در میان فارغالتحصیلان است. نظام آموزشی ایران، فارغالتحصیلان را عمدتاً برای «کارفرمایی» (یافتن شغل در سازمانهای دولتی یا خصوصی) تربیت میکند، نه برای «خوداشتغالی» و «کارآفرینی». در حالی که در اقتصادهای پویا، بخش قابل توجهی از اشتغال توسط کسب و کارهای کوچک و متوسط (که توسط خود فارغالتحصیلان ایجاد میشود) تأمین میگردد. نبود آموزشهای کارآفرینی، فقدان تسهیلات مالی مناسب، و جوّ فرهنگی که ریسکپذیری را نمیپسندد، از موانع اصلی این حوزه هستند.
- سومین علت، «تصدیگری دولت و کوچک بودن بخش خصوصی» است. سالها، بزرگترین کارفرمای فارغالتحصیلان دانشگاهی، دولت بود. اما با سیاستهای کاهش تصدیگری و کوچکسازی دولت، فرصتهای شغلی دولتی به شدت کاهش یافته است. در مقابل، بخش خصوصی نیز به دلیل مشکلات ساختاری (مانند تحریمها، نوسانات ارزی، بوروکراسی پیچیده و...) نتوانسته است به اندازه کافی رشد کند و نیروی کار متخصص جذب نماید. نتیجه، سرگردانی هزاران فارغالتحصیل میان درهای بسته دولت و بخش خصوصی بیمار است.
برنامههای وزارت علوم برای کاهش بیکاری تحصیل کردگان
- معاون آموزشی وزارت علوم از تدوین برنامههای مشخص برای مقابله با بیکاری فارغالتحصیلان خبر داده است:
مهمترین این برنامهها، «تدوین الگوی ارتباط میان چارچوب صلاحیت حرفهای و محتوای برنامههای درسی» است. به زبان ساده، یعنی مشخص کردن اینکه یک فارغالتحصیل یک رشته خاص، باید چه «صلاحیتها و مهارتهای عملی» داشته باشد و سپس طراحی محتوای درسی به گونهای که این صلاحیتها را تأمین کند. این الگو با همکاری دانشگاه ملی مهارت (که متخصص آموزشهای مهارتی و فنی و حرفهای است) در حال تدوین میباشد.
- برنامه دوم، «توسعه کارآموزی و دورههای کارورزی اجباری» است. در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، بخش قابل توجهی از برنامه درسی به دورههای کارآموزی در صنعت اختصاص دارد. وزارت علوم قصد دارد این الگو را در ایران نیز توسعه دهد؛ به طوری که هر دانشجو ملزم باشد ترمهایی از تحصیل خود را در محیط کار واقعی (کارخانه، شرکت، سازمان) سپری کند. این امر هم به ارتقای مهارتهای عملی دانشجو کمک میکند و هم فرصت شبکهسازی و یافتن شغل پس از فارغالتحصیلی را افزایش میدهد.
- برنامه سوم، «بازنگری اساسی در سرفصلهای درسی» است. بسیاری از سرفصلهای درسی فعلی، دههها بدون تغییر باقی ماندهاند. وزارت علوم اعلام کرده است که در یک پروژه ملی، تمام رشتههای تحصیلی بازنگری خواهند شد و سرفصلهای منسوخ حذف، سرفصلهای جدید مرتبط با فناوریهای روز (مانند هوش مصنوعی، دادهکاوی، اینترنت اشیا، و...) اضافه خواهند شد. این بازنگری با مشارکت ذینفعان (صنعت، بازار کار، فارغالتحصیلان موفق و...) انجام خواهد شد تا خروجی دانشگاه با نیازهای واقعی جامعه هماهنگ شود.
نقش دانشگاه ملی مهارت در تحول آموزش عالی کشور
نام «دانشگاه ملی مهارت» در اظهارات معاون وزارت علوم به عنوان همکار اصلی در تدوین الگوی صلاحیت حرفهای برجسته شده است. این دانشگاه که در سالهای اخیر با تجمیع مراکز آموزش عالی فنی و حرفهای و کاردانش ایجاد شده است، مأموریت اصلی خود را «آموزش مهارتمحور» و «تأمین نیروی انسانی ماهر برای صنعت» اعلام کرده است. بر خلاف دانشگاههای سنتی که بر دانش نظری تأکید دارند، دانشگاه ملی مهارت بر آموزشهای عملی، کارگاهی و آزمایشگاهی تمرکز میکند. دانشگاه ملی مهارت در حال حاضر دارای دهها دانشکده و مرکز آموزش عالی در سراسر کشور است و دهها هزار دانشجو در مقاطع کاردانی و کارشناسی در آن مشغول به تحصیل هستند. فارغالتحصیلان این دانشگاه بر اساس آمارهای داخلی، نرخ اشتغال بالاتری نسبت به فارغالتحصیلان دانشگاههای نظری دارند، چراکه مهارتهای عملی آنها مستقیماً با نیاز بازار کار گره خورده است. الگو و تجربه این دانشگاه میتواند برای سایر دانشگاههای کشور مفید و قابل الگوبرداری باشد.
همکاری وزارت علوم با دانشگاه ملی مهارت در پروژه تدوین «چارچوب صلاحیت حرفهای» به این معناست که قرار است استانداردهای مهارتی که این دانشگاه برای رشتههای فنی و حرفهای تدوین کرده، به عنوان الگویی برای سایر رشتههای دانشگاهی (مانند علوم انسانی، علوم پایه، کشاورزی و...) تعمیم داده شود. این یک تحول بزرگ و بنیادین در نظام آموزش عالی کشور است که اگر به درستی اجرا شود، میتواند فاصله میان دانشگاه و صنعت را به طرز چشمگیری کاهش دهد و نرخ بیکاری فارغالتحصیلان را پایین بیاورد.
راهکارهای مکمل و نقش دانشجویان در کاهش بیکاری
علاوه بر اقدامات وزارت علوم و دانشگاهها، خود دانشجویان و فارغالتحصیلان نیز میتوانند با اتخاذ راهکارهای مشخص، شانس اشتغال خود را افزایش دهند:
- نخستین توصیه، «کسب مهارتهای جانبی و نرم در کنار آموزش رسمی» است. مدرک دانشگاهی به تنهایی کافی نیست. دانشجویان باید در دوران تحصیل، مهارتهایی مانند زبان انگلیسی تخصصی، کار با نرمافزارهای حرفهای، برنامهنویسی، بازاریابی دیجیتال، مدیریت پروژه، و... را نیز بیاموزند. این مهارتها را میتوان از طریق دورههای آزاد، آموزشهای آنلاین (مانند کورسرا، یودمی، فرادرس و...)، و کارآموزی کسب کرد.
- دومین توصیه، «شبکهسازی و استفاده از فرصتهای کارآموزی» است. بسیاری از فرصتهای شغلی نه از طریق آگهی، که از طریق معرفی و ارتباطات شخصی (شبکهسازی) به دست میآید. دانشجویان باید از هماکنون با اساتید خود، دانشجویان سالهای بالاتر، و فعالان صنعت ارتباط برقرار کنند. شرکت در همایشها، نمایشگاههای شغلی، و رویدادهای کارآفرینی نیز میتواند به گسترش شبکه ارتباطی کمک کند. همچنین دورههای کارآموزی (حتی اگر با حقوق کم یا بدون حقوق باشند) فرصت طلایی برای اثبات توانمندیها و جذب در همان سازمان هستند.
- سومین توصیه، «تغییر نگرش از کارفرمایی به کارآفرینی» است. به جای انتظار برای شغل دولتی یا شرکتی، فارغالتحصیلان میتوانند کسب و کار خود را راه اندازی کنند. البته این مسیر پرریسک و دشوار است، اما با حمایتهایی مانند وامهای خوداشتغالی (از صندوق مهر امام رضا، صندوق کارآفرینی امید، بانکهای تخصصی و...)، مراکز رشد و شتابدهندهها، و پارکهای علم و فناوری، امکانپذیر است. همچنین همکاری با دیگر فارغالتحصیلان و تشکیل تیمهای چندرشتهای میتواند ریسک را کاهش و شانس موفقیت را افزایش دهد. معاون وزارت علوم تأکید کرده است که دانشگاهها موظفند دانشجویان را برای این مسیر آماده کنند، اما قدم اول باید از سوی خود دانشجویان برداشته شود.