یکشنبه / ۳ خرداد ۱۴۰۵ / ۰۹:۰۹
کد خبر: 38463
گزارشگر: 548
۶۹
۰
۰
۱
ناپدید شدن در یکی از محله‌های تهران / دوست صمیمی قاتل از آب درآمد / جسد در بیابان دفن شده بود

قتل مرد جوان با انگیزه مالی / اعتراف قاتل پس از بازداشت در اسلامشهر

قتل مرد جوان با انگیزه مالی / اعتراف قاتل پس از بازداشت در اسلامشهر
مرد جوانی در یکی از محله‌های تهران ناپدید شد و خانواده‌اش پس از چند روز انتظار، موضوع را به پلیس اطلاع دادند. کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ با انجام اقدامات فنی و اطلاعاتی، موفق شدند آخرین فردی را که با مقتول ملاقات داشته است، شناسایی کنند. این فرد، دوست صمیمی مقتول بود که از قبل با وی «اختلاف مالی» داشته است. پلیس این فرد را در شهرستان اسلامشهر (در جنوب غرب تهران) بازداشت کرد. متهم در بازجویی‌های اولیه سعی در انکار داشت، اما با مواجهه با شواهد و مستندات پلیس (از جمله تصاویر دوربین‌های مداربسته و تماس‌های تلفنی)، به ناچار لب به اعتراف گشود. او به قتل مرد گمشده با شلیک گلوله (احتمالاً با اسلحه کلت کمری) اعتراف کرد.

آسیانیوز ایران؛ سرویس اجتماعی:

پرونده ناپدید شدن مرد جوان در یکی از محله‌های تهران، پس از روزها بی‌خبری، سرانجام با کشف جسد و اعتراف قاتل به پایان رسید. خانواده این مرد پس از چند روز بی‌خبری از او، موضوع را به پلیس اطلاع دادند و کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی وارد عمل شدند. تحقیقات پلیس نشان داد که آخرین فردی که با مقتول ملاقات داشته، دوستی است که از قبل با وی «اختلاف مالی» داشته است.

پلیس این فرد را در شهرستان اسلامشهر (از توابع استان تهران) شناسایی و بازداشت کرد. متهم که تحت بازجویی‌های فنی قرار گرفت، به قتل مرد گمشده با شلیک گلوله اعتراف کرد. او همچنین محل دفن جسد را نیز فاش ساخت؛ جسد در «بیابان» دفن شده بود. با کشف جسد و انتقال آن به پزشکی قانونی، تحقیقات برای روشن شدن انگیزه دقیق و جزئیات این جنایت ادامه دارد. در گزارش پیش رو، جزئیات کامل این پرونده جنایی، روند بازداشت قاتل و آخرین وضعیت تحقیقات را برای شما مخاطبان عزیز تشریح خواهیم کرد.

روند ناپدید شدن و نقش خانواده در کشف جرم

بر اساس گزارش پلیس، مقتول (مردی حدوداً ۳۵-۴۰ ساله) چند روز قبل از خانه خارج شده و دیگر بازنگشته است. خانواده او ابتدا تصور می‌کردند که شاید به مسافرت رفته یا با دوستانش است (زیرا سابقه غیبت نداشته). اما پس از ۴۸ ساعت (دو روز) که نه تماسی گرفته و نه به تماس‌ها پاسخ داده، موضوع را به پلیس اطلاع دادند. این اقدام به موقع (فقط ۴۸ ساعت پس از ناپدید شدن) یکی از عوامل کلیدی در شناسایی سریع قاتل بود. کارشناسان می‌گویند که اگر خانواده یک روز دیگر صبر می‌کردند، قاتل فرصت کافی برای پنهان کردن شواهد (مانند نابود کردن اسلحه، پاک کردن اثر انگشت، و...) را پیدا می‌کرد. پلیس آگاهی با بررسی تماس‌های تلفنی مقتول (ردیابی آخرین تماس‌ها) و همچنین تصاویر دوربین‌های مداربسته اطراف منزل، موفق شد «آخرین فردی که با مقتول ملاقات داشته» را شناسایی کند. این فرد، دوست صمیمی او بود (نامشان فاش نشده). شاهدان عینی (همسایگان) نیز دیده بودند که این دو نفر با هم از خانه خارج شده‌اند. وقتی پلیس از این فرد (متهم) سوال کرد، او ابتدا ادعا کرد که «مقتول را سوار کرده و در فلان خیابان پیاده کرده است و دیگر خبری از او ندارد». اما تناقضات در اظهاراتش (مثلاً ساعت پیاده شدن با تصاویر دوربین مطابقت نداشت) باعث شد که کارآگاهان به او مظنون شوند.

بازداشت متهم در اسلامشهر و اعتراف به قتل

پس از مشخص شدن هویت متهم، پلیس متوجه شد که او به شهرستان «اسلامشهر» (در حدود ۲۰ کیلومتری جنوب غرب تهران) فرار کرده است. تیمی از مأموران پلیس آگاهی به اسلامشهر اعزام شدند و متهم را در یک خانه اجاره‌ای (یا محل کارش) دستگیر کردند. در بازرسی از محل سکونت متهم، یک قبضه اسلحه کلت کمری (احتمالاً قاچاق) و چند فشنگ کشف شد. همچنین مقداری پول نقد (احتمالاً بخشی از مبلغ اختلافی) نیز پیدا شد. در بازجویی‌های فنی، متهم ابتدا سعی کرد که جرم را انکار کند و بگوید که «اسلحه را برای دفاع شخصی نگه می‌دارد». اما وقتی کارآگاهان شواهد را یکی پس از دیگری به او نشان دادند (تصاویر دوربین، اثر انگشت مقتول روی اسلحه، و...) سرانجام لب به اعتراف گشود. او گفت: «مقتول از من طلب زیادی داشت (حدود ۵۰۰ میلیون تومان). من پول را نداشتم و از او خواستم مهلت بدهد، اما قبول نمی‌کرد و مدام تهدید می‌کرد که به خانواده‌ام می‌گویم و مرا رسوا می‌کند. شب حادثه، او را به بهانه پرداخت پول به منطقه خلوت کشاندم، آنجا با هم درگیر شدیم و من... (شلیک کردم).» قاتل همچنین اعتراف کرد که جسد را با خودروی شخصی خود به یک منطقه بیابانی (در حومه تهران یا استان سمنان) برده و در گودالی (از پیش کنده شده) دفن کرده است. او محل را با یک GPS (دستگاه موقعیت یاب) نشانه گذاری کرده بود تا بعداً بتواند محل را پیدا کند (احتمالاً برای بازگرداندن پول یا وسایل مقتول). پلیس با همراهی متهم به محل دفن جسد رفتند و پیکر بی‌جان مقتول را (که در حال تجزیه بود) خارج کردند.

انگیزه مالی و اختلافات قبلی

بر اساس اظهارات خانواده مقتول و متهم، «انگیزه قتل»، «اختلاف مالی» بوده است. جزئیات دقیق اختلاف هنوز فاش نشده، اما منابع آگاه می‌گویند که مقتول مبلغ قابل توجهی (حدود ۵۰۰ میلیون تا ۱ میلیارد تومان) به متهم قرض داده بود (برای خرید خانه یا راه اندازی کسب و کار). متهم نتوانسته بود در موعد مقرر پول را بازپرداخت کند و مقتول نیز اصرار داشت. در شب حادثه، مقتول به متهم گفته بود که «تا آخر هفته باید پول را بدهی، وگرنه شکایت می‌کنم و اموالت را توقیف می‌کنم.» متهم که از این تهدید به ستوه آمده بود، نقشه قتل را کشید. این پرونده نمونه‌ای از «قتل‌های به خاطر اختلافات مالی» است که متأسفانه در سال‌های اخیر در ایران افزایش یافته است (به دلیل بحران اقتصادی، بیکاری، و تورم). کارشناسان حقوقی توصیه می‌کنند که مردم به جای قرض دادن مبالغ کلان به دوستان و آشنایان (بدون قرارداد رسمی و سند)، حتماً از مشاور حقوقی کمک بگیرند و اسناد رسمی تنظیم کنند. همچنین در صورت بروز اختلاف، به جای درگیری و تهدید، از طریق «مراکز داوری» و «شورای حل اختلاف» اقدام کنند.

نقش پلیس آگاهی و فناوری‌های نوین در کشف جرم

در این پرونده، پلیس آگاهی از چندین روش مدرن برای شناسایی و دستگیری قاتل استفاده کرد:

  1. ردیابی تماس‌های تلفنی (مخابرات)

    با استعلام از اپراتورهای تلفن همراه (همراه اول، ایرانسل، رایتل)، پلیس متوجه شد که آخرین تماس مقتول با متهم بوده است. همچنین موقعیت جغرافیایی (جی‌پی‌اس) تلفن همراه مقتول در شب حادثه، حرکت او را به سمت منطقه خلوت نشان می‌داد.
  2. دوربین‌های مداربسته (شهری و خصوصی)

    پلیس تصاویر دوربین‌های نصب شده در خیابان‌ها، مغازه‌ها، و پارکینگ‌های اطراف منزل مقتول را جمع‌آوری و آنالیز کرد. این تصاویر، خودروی متهم را در حال خروج از محله (همراه با مقتول) نشان می‌داد.
  3. اثر انگشت و DNA

    کارشناسان پلیس جنایی از محل سکونت متهم (اسلامشهر) اثر انگشت مقتول را روی اسلحه و صندلی خودرو کشف کردند. همچنین نمونه دی‌ان‌ای (DNA) از خون خشک شده روی صندلی خودرو گرفته شد که با گروه خونی مقتول مطابقت داشت.
  4. سگ‌های پلیس (جستجوی جسد)

    برای یافتن جسد در منطقه بیابانی، از سگ‌های آموزش دیده پلیس (سگ‌های جستجوی جسد) استفاده شد. این سگ‌ها با ردیابی بوی جسد، محل دفن را در کمتر از ۲ ساعت پیدا کردند.

روند قضایی و مجازات احتمالی

متهم هم اکنون در بازداشت به سر می‌برد. پرونده با دستور «بازپرس شعبه سوم دادسرای امور جنایی تهران» در حال رسیدگی است. مدارک جمع‌آوری شده شامل:

  • اعتراف صریح متهم به قتل (با شلیک گلوله)
  • کشف اسلحه و فشنگ های باقی‌مانده
  • اثر انگشت مقتول روی اسلحه
  • تصاویر دوربین‌های مداربسته
  • گزارش پزشکی قانونی (علت مرگ: اصابت گلوله به قلب و ریه)
  • جسد (کشف شده از بیابان)

با توجه به این مدارک، احتمال محکومیت متهم به «قتل عمد» بسیار بالاست. بر اساس ماده ۲۹۰ قانون مجازات اسلامی، مجازات قتل عمد (در صورت عدم گذشت اولیای دم) «اعدام» است. اولیای دم (پدر، مادر، همسر و فرزندان مقتول) می‌توانند با قاتل «صلح» کنند (بگذرند) و در عوض «دیه» (حدود ۴ میلیارد تومان برای مرد مسلمان) دریافت کنند. اما با توجه به اینکه مقتول جوان بوده و انگیزه قتل «پست» (اختلاف مالی) بوده است، احتمالاً خانواده مقتول از قصاص نخواهند گذشت. وکیل خانواده مقتول در مصاحبه با خبرنگاران گفت: «ما خواهان اعدام قاتل هستیم. هیچ بخششی در کار نیست.» روند رسیدگی به این پرونده (از صدور کیفرخواست تا صدور حکم بدوی و سپس اعتراض در دیوان عالی کشور) ممکن است ۶ ماه تا ۱ سال طول بکشد. تا آن زمان، متهم در بازداشت به سر می‌برد.

https://www.asianewsiran.com/u/iRM
اخبار مرتبط
چند روز قبل، زن جوانی به نام «فیروزه» با سوختگی شدید به بیمارستان منتقل شد، اما علی‌رغم تلاش پزشکان، جان خود را از دست داد. شوهر او، «احمد» که خود نیز دچار آسیب شده بود، ابتدا مدعی شد که فیروزه هنگام ریختن مواد آتش‌زا روی شعله‌ها دچار حادثه شده است. اما این سناریو تنها چند روز دوام داشت و با تحقیقات دقیق‌تر، احمد روایت خود را تغییر داد. این بار او ادعا کرد: «داشتم آتش درست می‌کردم که سگم به سمت فیروزه رفت. در این میان، سگ یکی از ظروف الکل را برداشت و با پاشیدن آن روی فیروزه و شعله‌های آتش، باعث شد او ناگهان شعله‌ور شود.» این روایت عجیب در حالی مطرح شد که شاهدان عینی لحظاتی قبل از حادثه، صدای درگیری شدید بین فیروزه و احمد را شنیده بودند.
پنجشنبه شب، مدیر ساختمانی در غرب تهران با پلیس تماس گرفت و از غیبت زن همسایه و صدای ممتد شیر آب خبر داد. این زن ۵۲ ساله که به تنهایی زندگی می‌کرد، مترجم زبان بود و توسط همسایگان به عنوان فردی «بسیار منظم و قانون‌مدار» توصیف شد. به گفته مدیر، او برخلاف همیشه در جلسه ساختمان حاضر نشد و به تماس‌های تلفنی نیز پاسخ نداد، موضوعی که باعث نگرانی شد. با اعلام موضوع به بازپرس «سالار صنعتگر» از شعبه سوم دادسرای امور جنایی، کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پس از هماهنگی قضایی وارد خانه شدند. جسد این زن در بخش پذیرایی منزل کشف شد و آثار جنایت روی او مشهود بود. بررسی اولیه نشان داد که مرگ حدود ۲۴ ساعت قبل از کشف جسد (یعنی عصر یا شب چهارشنبه) رخ داده است.
مرگ مشکوک زن ۴۴ ساله‌ای در یکی از بیمارستان‌های تهران، پرده از یک جنایت هولناک برداشت. این زن که با حال وخیم به بیمارستان منتقل شده بود، پیش از جان باختن به کارکنان بیمارستان گفت که قرصی را از مردی که با او در ارتباط بوده دریافت کرده و خود به صورت عمدی ماده‌ای مصرف نکرده است. همین اظهارات کافی بود تا پرونده از حالت یک حادثه طبیعی یا خودکشی خارج و در مسیر جنایت عمدی قرار گیرد. کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ با انجام اقدامات فنی و اطلاعاتی، موفق شدند مرد میانسالی را که با مقتول رابطه پنهانی داشت، شناسایی و دستگیر کنند. متهم که مردی متاهل است، پس از مواجهه با شواهد و مستندات پلیس، به قتل عمدی اعتراف کرد.
آسیانیوز ایران هیچگونه مسولیتی در قبال نظرات کاربران ندارد.
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید